معماری
خانه ---> آرشیو برچسب :

آرشیو برچسب :

ماجرای زنی که در مقابل … همچون کوه مقاوم و استوار بود

زن حجاب

ماجرای زنی که در مقابل … همچون کوه مقاوم و استوار بود نویسنده: د. محمد العریفی / مترجم : ضیاء احمد فاضلی بازگشت همه به سوی اوست یکی از دوستان خاطره­ای از خود را به شرح زیر برایم بیان کرد، گفت: سوار بر موتر قصد سفر به مکه را داشتم، در راه ناگهان با موتری که دچار حادثه شده بود مواجه شدم، من اولین کسی بودم که بر سراین حادثه می­رسیدم، موترم را ایستاد کردم و شتابان خود را به آن رساندم تا در نجات …

»»»

داستان – رازی همسری که بعد از 45 سال فاش شد

داستان – رازی همسری که بعد از 45 سال فاش شد نویسنده : سایه فارس /ترجمه : سه وزه حیدری بعد از 45 سال ازدواج و زندگی مشترک مالامال از عشق ، یادگاری ، همکاری ، همیاری و خدمات متقابل و با هم بودن در خوشی و ناخوشی ، هیچ راز و ناگفته ای بین آن دو زن و شوهر وجود نداشت. ولی پیرزن صندوقچه ای را بر روی یکی از طاقچه های منزلش گذاشته بود، و چند بار به شوهرش هشدار داده بود که …

»»»

داستان – زمانی که دختر قشنگ و موطلایی ام سرش را تراشید!!

داستان – زمانی که دختر قشنگ و موطلایی ام سرش را تراشید!! نویسنده: عادل شاسواری .ترجمه : سه وزه حیدری همسرم با صدای بلند داد زد و گفت :تا کی می خواهی روزنامه بخوانی ؟ چرا نمیایی و به دختر دُردانه ات نمی گویی که بیاید سر سفره و نهارش را بخورد؟! مرد روزنامه را زمین گذاشت و به طرف آشپزخانه رفت، دخترش “آوا” با ناراحتی و گریه و زاری جلوی پدرش آمد و در حالی که چشمانش پر از اشک بود، خودش را در …

»»»

داستان، باور کنید من دارم می میرم…

داستان، باور کنید من دارم می میرم… نویسنده : سید عبدالله رفاعی /مترجم: سمیه اسکندری فر- حسین جهان پور در خانواده ای از هم پاشیده بزرگ شد خانواده ای که هیچ ارتباط دوستی و مهر و محبت آنان را به هم پیوند نمی داد.پدر سنگدل بود، زود از کوره در می رفت خشمگین می شد و نسبت به همسر و فرزندانش بخل می ورزید. پس از مدتی پدر خانواده اش را ترک کرد و آن ها را بدون هیچ سرپرستی رها ساخت. مسئولیت خانه به …

»»»

داستان – عاقبت شراب فروش

داستان – معامله ی زیان بار : سید عبدالله رفاعی / مترجم: سمیه اسکندری فر- حسین جهان پور آقای (ص-م) با دوستش به توافق رسید که مخفیانه مقداری شراب برای تجارت وارد کنند، آن ها با هم نقشه ی این کار را کشیدند و طبق نقشه آقای(ص-م) نزد شرکت صادرات و واردات رفت و معامله ای را به او پیشنهاد داد که به موجب آن واردات و پخش زغال سنگ را در شرکت های تعاونی به دست بگیرد، در عوض 3% از قیمت کالا های …

»»»

داستان/ طغیان شهوت

داستان/ طغیان شهوت نویسنده: سید عبدالله رفاعی / مترجم: اسکندری فر- جهان پور مفسر بزرگ امام قرطبی آورده است که مردی سال های سال در یکی از مساجد مصر موذن بود، او نمونه ی خیر و درست کاری بود، نور عبادت و و طاعت در چهره اش می درخشید. او هر روز پنج بار برای اذان گفتن از مناره بالا می رفت، یک روز به داخل خانه ی مردی نصرانی که زیر مناره مسجد زندگی می کرد نگاه کرد و چشمش به دختر صاحب خانه …

»»»

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس