دلایل حرمت حضور در پارلمان و مجلس
طرح دلايل كساني كه معتقد به حرمت ورود به مجالس قانونگذاري هستند و پاسخ به آن
عبد الرحمن عبد الخالق
پس از اينكه حكم شرعي مؤيد اين مسئله را با ذكر دلايلي از قرآن و سنت و نظرات برخي از سلف صالح و علماي معاصر امت بيان نموديم به بيان شبهاتي ميپردازيم كه در مورد پذيرش مسئوليتهاي حكومتي و شركت در مجالس تحت نظارت نظامهاي دمكراتيك مطرح ميشود و طرفداران تحريم به آن استناد ميكنند :
1-دمكراسي ، كفر است :
آنان ميگويند كه دمكراسي يك نظام كفرآميز است، پس ورود به اين سيستم وقصد اصلاح از درون آن جايز نيست .
پاسخ :
لازم است ميان كافر پنداشتن يك نظام و كافر پنداشتن كاركنان و وابستگان به آن نظام – چه از روي جبر باشد يا اختيار- تفاوت قائل شد. زيرا انسان مسلمان فقط زماني كافر محسوب ميشود كه به كفر اقرار كند و به آن معتقد باشد و اگر نسبت به آن بيزار باشد به اسلام او لطمهاي وارد نميشود.
پيامبر(ص) در مورد حاكماني كه حكم خدا را تبديل و تغيير ميدهند فرمود:
« فمن انكر فقد بريء و من كره فقد سلم الاّ من رضي و تابع»
( هر كس كه حكم آنان را نپذيرد خود را از آنان مبرا ساخته و هركس كه از حكم آنان بيزار باشد، ايمانش سالم مانده است، مگر اينكه به حكم آنان راضي و از دستور آنان پيروي كند) .
پس كسي كه در اين نظامها مسئوليتهاي مهم را ميپذيرد و به مجالس قانونگذاري وارد ميشود، اما نسبت به تغيير احكام خدا ناخشنود است وعزم اجراي عدالت و رفع ظلم و رد منكر و كاهش شر را دارد ، به اميد خدا به دليل نيتي كه دارد، پاداش خواهدگرفت .
2-پذيرش مسئوليت و ورود به مجلس، اطاعت از كفار است، در حاليكه ما مأمور به مخالفت با آنان هستيم .
پاسخ :
در حقيقت ورود مسلمانان به مجالس براي مخالفت با كفار و منافقان و جلوگيري از تدوين قوانين باطل و تشريع قوانين نيك و عدالتآميز و رد ظلم است يا حداقل براي نپذيرفتن رأي كفار است .
3-خداوند از نشستن در مجالسي كه كافران، آيات ونشانههاي خدا را مورد نقد و تمسخر قرار ميدهند نهي فرموده است:
وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ [انعام68]
و هرگاه ديدي كساني به تمسخر و طعن در آيات ما ميپردازند از آنان روي بگردان (ومجلس ايشان را ترك كن و با آنان منشين )
پاسخ :
اين مسئله در مورد كساني صدق ميكند كه در مجلس كفار مينشينند، باطل آنان را تأييد مينمايند و در برابر نقد آيات خداوند ساكت مينيشينند. در حاليكه وظيفه اساسي يك نمايندهي مسلمان در مجلس، نپذيرفتن منكرات، امر به معروف و اعتراض به امور باطل و استيضاح وزيران و اعضاي هيئت اجرايي است. و چنين اقدامي از سوي نماينده، عمل بر اساس « امر به معروف و نهي از منكر» در حد توان است .
4-فساد حاصل از مشاركت در نظامهاي سياسي بيشتر از مصالح آن است .
برخي از برادران، براي نظامهاي دمكراتيك، حدود پنجاه مفسده ذكر كردهاند.
پاسخ : ما ميتوانيم پنجاه يا صد مفسدهي ديگر را براي دمكراسي برشماريم اما اين به معناي تحريم ورود به مجالس نيست. زيرا كسي كه وارد پارلمان ميشود به فساد آن ايمان دارد و فقط به قصد تغيير و تبديل آن يا حداقل كاستن از بديها در آن مشاركت ميكند تا كساني ديگر با نام دمكراسي بر ملتهاي مسلمان حكم ظالمانه جاري نسازند و فاسدان را تا حدودي از تصدي مناصب و اشغال پست ادارهي امور مسلمين باز دارد .
حقيقت اين است كه كنارهگيري مسلمانان از شركت در انتخابات و بازگذاشتن راه باعث شده كه گروهي اندك از بيدينان و شهوتپرستان بيقيد و بند بر امور جامعه مسلط شده و ارادهي امت را تغيير داده و از كرسي حكومت بالا رفته و براي سرنوشت مسلمانان تصميم بگيرند و بدينوسيله خون و جان و مال و ناموس مسلمانان را براي خود مباح كرده و دين و كرامت آنان را بازيچه قرار دهند.
5-اسلامگرايان تاكنون نتوانستهاند از راه دمكراسي به قدرت برسند و هر جا كه به مقصد نزديك شده باشند، سكولارها آنان را از راه خارج كردهاند .
پاسخ : براي پاسخ به اين شبههي بي پايه بايد گفت كه همين دمكراسي [حتي دروغين هم ] راه را براي مسلمانان بازگذاشته و توانستهاند كه :
اولاً : عقايد و باورهاي اسلامي را منتشر كنند، گروه بسياري از مردم را به صف خود بپيوندند، دشمنانشان را رسوا سازند و كذب و تقلب آنان را براي همه روشن نمايند و همين نتيجه براي مسلمانان و دعوت اسلامي بسيار مفيد است .
دوماً : هر جا كه مسلمانان توانسته باشند به مجلس راهپيدا كنند به نتايج مفيدي دست يافته و بسياري از مصالح شرعي را محقق ساختهاند . حداقل حجت را براي همه بيان كرده و حقيقت را به گونهاي آشكار نموده اند كه همهي مردم از جمله اهل باطل به آن اعتراف كرده و راضي به پذيرش آن شدهاند همين مسئله هم در حد خود هدفي ارزشمند و مورد پسند است :
مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ [اعراف 164]
(ما به وظيفهي خود عمل ميكنيم) تا در پيشگاه پروردگارتان معذور بوده ( و از خويشتن رفع مسئوليت كرده باشيم) و شايد (اين بيچارگان راه) تقوي و پرهيزكاري در پيش گيرند .
اسلامگرايان به همين شيوه توانستهاند از شرور موجود در كشورها بكاهند و خير و نيكي را بگسترند. در اين زمينه كافي است بدانيم كه تصويب يك قانون جزئي در مجلس كويت توسط اسلامگرايان كه طبق آن شراب تحريم شد باعث گشت كه كويت از شر اين « امالخبائث» نجات يابد و عدهي كثيري از جوانان از انواع آفتهاي حاصل از نوشيدن مسكرات محفوظ بمانند. هرچند كه مفسدان مجلس بارها و بارها درصدد بودند كه با تصويب قانوني ديگر اين قانون را بشكنند، اما نتوانستهاند .
اين تنها يكي از قوانين مصوب توسط مسلمانان بود كه خداوند توسط آن، كشوري را از آثار پليد شراب خواري نجات داد . هر چند اين مسئله خير اندكي مينماياند اما در نهايت نتايج ارزشمندي خواهد داشت و از انتشار فساد و شيوع فحشا بهتر است .
اين نكته كه مسلمانان نميتوانند از طريق دمكراسي به اجراي كامل شريعت خداوند بپردازند اينگونه پاسخ داده ميشود كه: راه دراز و مبارزه با بيدينان و دشمنان اسلام در داخل و خارج دشوار است و همه ميدانند آنچه كه باعث به نتيجه نرسيدن «جبهه آزاديبخش اسلامي» در الجزاير شد، توطئهاي خارجي از جانب فرانسه بود كه لشكر الجزايري پرورش يافته در دامان استعمار را به حركت درآورد و مسلمانان را از رسيدن به كرسي حكومت و اجراي احكام خدا بازداشت . آن لشكر استعماري به گونهاي سازمان يافته بود كه حتي ورود يك نمازگزار به متن لشكر و بر عهده گرفتن مسئوليت تنظيم يك صف [ رتبهاي مانند سرباز ارشد يا گروهبان سومي] محال بود و اگر سربازي به خواندن نماز پايبند ميبود، او را به دورترين نقاط تبعيد ميكردند .
ما معتقديم كه راه دعوت و مبارزه طولاني است… و لازم است كه براي آينده برنامهريزي شود تا مسلمانان بتوانند به طور كامل شريعت خدايي را در سرزمينهاي اسلامي و حتي در سراسر جهان به اجرا درآورند. و اين به حول و قوه الهي ممكن است و محال نيست .
6- اگر اكثريت مردم بر مسير باطل باشند، همگي از نظر خداوند مذموند؛ آنان معتقدند كه نظام دمكراسي مورد تأييد بيشتر مردم دنيا است و خداوند هم اين اكثريت را مذموم اعلام فرموده و بيان كرده كه اكثريت مردم هميشه بر باطل زندگي ميكنند:
وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ
[انعام 116]
اگر از بيشتر مردم (كه كافر و منافقند) پيروي كني تو را از راه خدا دور ميسازند.
پاسخ :
اين اكثريت وقلت به نسبت مسلمين و كافران مطرح است… زيرا امت اسلامي هميشه از ملتهاي كافر كمتعدادتر هستند و رسولاكرم (ص) فرموده است:
« ما انتم فيالناس الا كالشعره البيضاء في جلد الثور الاسود ».
( يعني شما به نسبت مردم مانند يك دانه موي سفيد بر روي پوست يك گاو سياه هستيد) از طرف ديگر ميدانيم كه امت اسلامي هنگام اجتماع و توافق بر يك مسئله از خطا و اشتباه معصوم است، به دليل فرمودهي پيامبر(ص) : « لا تجتمع امتي عليالضلاله»
( امت من براي گمراهي با همديگر توافق نميكنند) .
پس حقيقت هميشه نزد اكثريت امت اسلام است نه اقليت، مگر گاهي اوقات كه آن هم جزو موارد استثناء است . آيا به اين نكته توجه نميكنيم كه هر گاه جمهور صحابه بر يك مسئله توافق كرده باشند نظر آنان از رأي يك يا دو نفر از اصحاب كه مخالف موضوع بودهاند قويتر و معتبرتر است. پس كثرت حق و اصلاح امري مطلوب است و آنچه مد نظر آيه است كثرت مفسدان و گمراهان است. به اين اصل توجه كن.
علاوه بر اين بدون هيچ شكي ثابت شده كه اكثريت مردم و ملتهاي مسلمان دوستدار خير و حاكميت شريعت خداوند و مؤيد حقيقت هستند. اين در حالي است كه هنگام مختاربودن مردم، جايگزيني براي اسلام نميخواهند و به همين خاطر، مجرمان و مفسدان در سرزمينهاي اسلامي در صدد انحراف ارادهي مردم و سرپوش گذاشتن بر صدا و درخواست آنان و تقلب در انتخابات و منع مسلمان هستند تا راه را بر روي انتخاب درست آنان ببندند .
پس كساني كه نيكوكاران و صالحان را با فتاواي خود از ورود به مجلس منع ميكنند، بزرگترين خدمت را به اين نيرنگبازان ميكنند و باعث ميشوند كه دشمنان به نام «ارادهي ملت» بر گردن مردم سوار شوند، در حاليكه گروهي اندك از فاسدان و گمراهان بيش نيستند .
7- آنان معتقدند كه پذيرش مسئوليتهاي مهم و ورود به مجالس قانونگذاري براي فرد مسلمان، فتنهانگيز است و باعث ميشود كه تحت تأثير مظاهر فريبندهي دنيا و پُست و مقام قرار گيرد .
پاسخ :
نقص مسئله به شخص بر ميگردد نه پذيرش مسئوليت .
« بسيارند علمايي كه دين خود را به دنيا فروختهاند ، براي رضاي سلاطين و حكام و طبق هوي و هوس مردم، فتوي صادر ميكنند و براي جلب نظر مردم و نگهداشتن مقام و منصب خود، حقايق را ميپوشانند، در همهي اين موارد، ذات شخص و پاكي قلوب و نوع تربيت انسانها است كه عامل چنين وضعي است نه پست و مقام ديني.
از طرف ديگر بر هيچ كس پوشيده نيست كه بسياري از دعوتگران مسلمان، به طور عميق به كار سياسي پرداختند، با حكام رفتوآمد كردند و آنان را در راه خدا نصيحت نمودند و حتي براي تأسيس احزاب اسلامي تلاش كردند ، اما هميشه و در هر حال جهاد وصبر و التزام ديني خود را با خود داشتند. انسان مؤمن هر اندازه و در هر ميداني كه براي خدا كار كند، قدرت و اراده و اخلاص و وفادريش نسبت به دين بيشتر خواهد شد و بهتر به حفظ حدود خداوند همت ميورزد».
در اينجا همان جملهي شيخالاسلام ابن تيميه را يادآور ميشويم كه فرمود :
« واجب است كه مسئوليت مردم، جزو امور ديني و عامل نزديكي به خدا قلمداد شود زيرا نزديك شدن به خداوند از اين طريق و مراعات دستورات خدا و رسول در اين زمينه، از بزرگترين عوامل نزديكي به پروردگار است».
پس كسي كه حكومت و مقام حكومتي را به اين شيوه در اختيار گيرد، انساني موفق و صالح است و هر كس كه آن را وسيلهي ارضاي هوي و هوس و كسب دنيا قرار دهد، فاسد خواهد شد، پيامبر(ص) فرموده :
«انما الاعمال بالنيات»
( ارزش اعمال و مقبوليت يا عدم مقبوليت آن نزد خداوند به نيت انسانها بستگي دارد ) خداوند هم بيان فرموده كه :
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا [عنكبوت69]
كساني كه براي (رضايت) ما به تلاش ايستند و در راه (پيروزي دين) ما جهاد كنند آنان را در راههاي منتهي به خود رهنمود ميگردانيم.
اگر افرادي هنگام پذيرش مسئوليتهاي عمومي و كلي مانند وزارت و نمايندگي دچار فساد گشتهاند به دليل فاسد بودن مقام نيست، زيرا بسياري از مردم از طريق مال و ثروت فاسد ميگردند و نميتوان به اين دليل سايرين را از كسب روزي و تلاش براي پول و ثروت منع نمود و به همين ترتيب افرادي هستند كه علوم شرعي را مايهي گمراهي و تسلط و استكبار بر مردم قرار دادهاند و نميتوان اين مسئله را دليل حرمت علم شرعي دانست. در واقع آن كس كه با تصدي مقام گمراه ميشود به خاطر وجود زمينهي گمراهي در اوست و مقام و منصب دولتي ميتواند جايگاهي شايسته براي عبادت پروردگار باشد. يادمان باشد كه « پيشواي عادل» اولين فرد از هفت گروهي است كه خداوند در روز قيامت آنان را زير سايهي خود قرار ميدهد !!
8- آنان معتقدند كه مسئلهي نمايندگي امري جديد و بدعت است و رسول خدا (ص) آن را انجام نداده است .
پاسخ :
اولاً : « در سيرهي پيامبر(ص) ثابت است كه ايشان كار سياسي را با تمام معاني نيك و پسنديدهي آن انجام داد؛ از جمله: تشكيل امت و جماعت، دعوت به سوي عقيدهاي كه ويرانگر همهي عقايد موجود بود، فراخواندن مردم براي پس زدن و نابود كردن تمام موانع پيش روي دعوت اسلامي و ايجاد سلطه و قدرت براي امت مسلمان .
پس از آن پيامبر(ص) هر كاري كه مربوط به حكومتداري و رهبري بود بر عهده گرفت مانند : تعيين فرمانداران ، ارسال لشكر و نمايندگان، تنظيم مسائل دولت، اجراي حدود شرعي و عقد قرار دادها و ساير كارهايي كه يك دولت مقتدر به انجام آنها ميپردازد. اما در حال ضعف نيز ايشان هر چه لازم و مشروع بود به عمل ميآورد؛ مانند : ياري خواستن از ديگران، درخواست پناهندگي حتي از كفار ، سرّي نمودن دعوت ودر موقع لزوم آشكار نمودن آن، در حاليكه كفار هميشه دشمني خود را آشكار و ايشان را به قتل تهديد ميكردند. اما پيامبر(ص) آنان را آگاه نمود كه دين او برترين دينهاست و روزي خواهد آمد كه كل زمين را فتح ميكند و به گنجهاي پادشاهي ايران و روم دست خواهد يافت و امتش، قدرتمندترين و بهترين امتها خواهد شد و بزرگترين قدرت و سيطره و امنيت را در زمين ايجاد خواهد كرد .
تمامي اين اعمال از ديد مردم امروزي جزو كارهاي سياسي محسوب ميشود، و در هر حال و با هر نامي جزو طبيعت دعوت اسلامي و منهج قرآني و سنت نبوي است و آنان كه دعوت به سوي خدا را در يادگيري علوم شرعي خلاصه ميكنند بايد بدانند كه راه رسول خدا (ص) را در پيش نگرفته و در حقيقت از ايشان پيروي نكرده و فقط خود را به بخشي كوچك از دين مشغول نمودهاند .
بدون شك پيامبر خدا (ص) با جماعت خود عهد و پيمان بست و از آنان بيعت گرفت كه تا سر حد مرگ در راه خدا و براي ياري كردن دين تلاش نمايند، سپس به تنظيم اين جماعت پرداخت و آن را به طور مستقيم مورد آموزش و پرورش قرار داد . از آن پس جماعت مذكور، پيش قراول امت، هستهي مركزي دولت و« حزبالله» به شمار ميرفت و از ميان آنان هر نوع جماعتي كه ممكن و لازم بود پديد آورد . ايشان به وسيلهي اين گروه توانست تمامي احزاب عربي، يهودي و مسيحي و ساير قبايل عرب و باديه نشيان را كه سد راه دعوت ميشدند، از ميان بردارد. پيامبر(ص) هنوز دنيا را ترك نكرده بود كه پرچم اسلام در دورترين نقاط «جزيرهالعرب» به اهتزار درآمد و امت اسلامي آمادهي نبرد با روميان و ايرانيان گشت. حتي مرحلهاي از جهاد با روميان را خود ايشان در سال نهم هجري انجام داد، اما آنان از رويارويي با ايشان پرهيز كردند».
بر اساس آنچه كه تاكنون ارائه كرديم، بنده همين نظر را پذيرفتم كه پذيرش مسئولتهاي كلي و ورود به مجالس قانونگذاري فرصتي براي مسلمانان است تا از طريق آن به « امر به معروف و نهي از منكر» بپردازند و يكي از جوانب شر و فساد را از امت بردارند؛ طبق بيان مردم، اين كار سياسي است و بر همين مبنا آن را حرام ميدانند، در حاليكه تمامي اين اعمال در مفهوم دعوت اسلامي ميگنجد و رسولالله (ص) نيز چنين اعمالي را انجام داده است . والله اعلم .
ثانياً : مسائل بسياري هست كه در عهد رسول خدا (ص) نبوده و بر مسلمانان لازم است كه در باب آنها اجتهاد نمايند تا حقيقت موضوع را به دست آورده و نام و ياد خدا بلند آوازه گردد.. مانند جنگ با مرتدان كه [ ابوبكر صديق (رض) به آن اقدام كرد] و عملي بيسابقه در دروان پيامبر(ص) بود، زيرا در عهد ايشان كسي نبود كه نماز بخواند اما زكات ندهد، يا جنگ با « باغيان» كه علي (رض) آن را انجام داد و يا جنگ با خوارج و مشاركت در جنگ جمل و صفين. چنين مواردي در عهد پيامبر(ص) سابقه نداشت. اما امروز- همانگونه كه قبلاً گفتيم- امت مسلمان به خاطر نبود دولت اسلامي، زير پاي كفار به بدترين مصايب مبتلا گشته و كافران ملحد براي خود نظامهاي دمكراتيك كفرآميز حاكم نمودهاند و راه ما [ در مواجه با اين واقعيت] همان است كه بيان كرديم و مصلحت شرعي مقتضي است كه مسلمانان وارد مجالس قانونگذاري شوند و از شرور وارده بكاهند و به حفاظت از احكام باقي مانده در متن قوانين موجود در برخي كشورها بپردازند تا اينكه خداوند خير و نيكي را خالص ميگرداند و خلافت اسلامي برپا ميشود. آيا با وجود جواز شرعي باز هم بايد ميدان را براي تباهي بيشتر خالي گذاشت؟ و سرزمينهاي اسلامي را به دست فاسقان و كافران داد تا طبق خواست خود به تدوين قوانين بپردازند و باقيماندهي احكام جاري اسلامي را هم از ريشه بركنند ؟
خاتمه
در نهايت، مطالبي را از كتاب خود « المسلمون و العمل سياسي» نقل ميكنم :
« بدون شك دغدغهي دشمنان دين ايجاد فاصله ميان دعوتگران مسلمان و كار سياسي است . يكبار ميگويند : شما را با سياست چه كار؟ و بار ديگر ميگويند: شايسته نيست دعوت و جهاد ديني با سياست آميخته شود يا ميگويند دعوتگران مسلمان فقط براي اهداف سياسي و اغراض دنيوي به سوي خدا فرا ميخوانند. دشمنان دين با طرح چنين شعارهايي در صدد رويگرداندن دعوتگران از توجه به امورات مسلمانان و غفلت از جايگاه و ارزش نام خدا در زمين هستند، تا با اين حربه راه را براي دشمنان خدا هموار سازند و هر طور كه ميخواهند فساد را در زمين بپراكنند و طبق قوانين مد نظر خود بر مسلمانان حكمراني كنند و دين در پستي و كفر و باطل و شرك در برتري قرار گيرد. آنان ميخواهند دعوتگران را از تلاش براي عزت امت، بزرگداشت دين، ابلاغ رسالت و تسليم مردم در برابر حكم خدا و امر پروردگار باز دارند .
بسياري از دعوتگران نيز فريب اين گفتههاي بيارزش را خورده و باور ميكنند كه پرهيز از كار سياسي براي سلامت قلبي و اخلاص آنان در پيشگاه خدا بهتر است يا اينكه سياست را مانعي براي پرداختن به دعوت ميپندارند. اين گروه از دعوتگران، دعوت را در نوشتن مقاله يا افزودن كتابي به كتابخانهي اسلامي يا كنج مسجد را گرفتن و عبادت و تقرب به خدا خلاصه كردهاند و بدين ترتيب، مجال فعاليت براي دجالان و دروغگويان و دزدان شكست خورده وسيع ميگردد . تا به راحتي اموال مسلمانان را غارت نمايند و در سرنوشت آنها دخيل شوند و فعاليت سياسي در سرزمينهاي اسلامي به ميداني براي تاخت و تاز نظاميان جاهل و دوستداران رياست و فرقههاي باطينه و خبيث و دشمنان امت اسلامي تبديل شود و اين نااهلان مسئوليت امور را در دست گرفته و به نشر فساد و ظلم بپردازند و زمين خدا را براي خود ميدان بختآزمايي قرار داده و بندگان خدا را به نوكري بگيرند، آبرويشان را پايمال سازند، اموالشان را به غارت برند و اسلام را از متن زندگي مسلمين جدا كنند و قوانين باطل و ضد ديني را جايگزين شريعت آشكار خداوند نمايند .
در اين حال دعوتگران مسلمان، خود را به آرزوها و سنتها مشغول ميسازند و فرائض خدا را ضايع ميگردانند و با اين كار ميان دين و زندگي، دين و حكومت ، دين و عدالت ، دين و برتري بخشيدن به نام خدا و ميان دين و جهاد در راه پروردگار فاصله مياندازند، غافل از اينكه چنين وضعي، چشم دشمن را خنك ميسازد و اين دسته از مسلمانان ناخواسته به اجراي نقشههاي شوم دشمنان اقدام ميكنند و رهبري مردم را به دست مجرمان و ويرانگران و مفسدان ميسپارند .
آيا اين جزو بزرگترين گناهان كبيره نيست ؟ !.»
دانلود کتاب کامل : شركت مسلمانان در مجالس قانونگذاري و پذيرش مسئوليتهاي دولتي/عبدالرحمن عبدالخالق
سلام الله بر شما بزرگوار باد
نمیدانم کد امنیتی برای چیست ولی گرفتن کتب و دیگر فایل ها را دچار مشکل میکند.
در ضمن نیمی از صفحه ی اصلی شما نوشته در نوشته است
بسیار ممنون و متشکر