آثار و بازتاب های آزادی
آثار و بازتاب های آزادی
نویسنده : دکتر احمد فلاحی
آزادی، آثار و بازتاب هایی را به دنبال دارد که پذیرش آن، بدون پایبندی به این آثار دقیق نخواهد بود. در این جا به برخی از آثار آزادی و وجوه آن اشاره خواهد شد.
- اصل برائت:
در شریعت اسلامی اصل بر مجرم نبودن و خطاکار نبودن است. بر همین اساس برای شهادت و سایر ادله در دعوای کیفری شرایط سختی قرار داده شده است. رسول اکرم (ص) نیز رهایی چندین نفر بزهکار و مجرم را بهتر از آن دانسته اند که یک نفر به ناحق محکوم شود.
- حق مشارکت آزادانه در قضایای جامعه:
توحید، عدالت و آزادی در واقع ندای برابری همه ی انسان ها با یکدیگر است و ظلم و تبعیض را نفی می کند. جامعه متعلق به همه ی افراد است و هیچ شخصی دارای حقی بالاتر و بیشتر از دیگران نیست و چون متعلق به همه است، همه ی افراد نیز باید بتوانند در تعیین سرنوشت جامعه ایفای نقش کنند.
- پذیرش فرهنگ گفتگو و نتایج منطقی آن:
حرکت انبیا و تبلیغ دین از طریق توسل به گفتگو و ابزارها و لوازم آن صورت گرفته است. سلاح ایشان در ابلاغ دین، نه شمشیر و نه جنگ، بلکه اتکای به استدلال و برهان و حکمت و موعظه و مجادله ی به احسن بوده است.
( ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ) [النحل: 125]
« ( اي پيغمبر ! ) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهاي نيكو و زيبا به راه پروردگارت فراخوان ، و با ايشان به شيوه هرچه نيكوتر و بهتر گفتگو كن ؛ چرا كه ( بر تو تبليغ رسالت الهي است با سخنان حكيمانه و مستدلاّنه و آگاهانه ، و به گونه بس زيبا و گيرا و پيدا ، و بر ما هدايت و ضلال و حساب و كتاب و سزا و جزا است . ) بيگمان پروردگارت آگاهتر ( از همگان ) به حال كساني است كه از راه او منحرف و گمراه ميشوند و يا اين كه رهنمود و راهياب ميگردند.»
4- منع تندخویی و تندرفتاری و افراط و تفریط:
خشونت در هر شکل آن در شریعت اسلامی نفی شده و بهترین شیوه در دعوت را توجه به گفتگو و اقناع و قناعت از طریق ارائه دلایل و براهین می داند. خشونت با فلسفه ی دین و نیل به سعادت دنیوی و اخروی و دست یابی به آرامش همخوانی ندارد. اگر خداوند سبحان به موسی و هارون امر می کند که با فرعون به آرامی سخن بگویند، به طریق اولی برای غیر فرعون پرهیز از خشونت الزامی خواهد بود.
( لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ) [الممتحنه: 8]
« خداوند شما را باز نميدارد از اين كه نيكي و بخشش بكنيد به كساني كه به سبب دين با شما نجنگيدهاند و از شهر و ديارتان شما را بيرون نراندهاند . خداوند نيكوكاران را دوست ميدارد.»
( الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ )[آل عمران: 134]
« آن كساني كه در حال خوشي و ناخوشي و ثروتمندي و تنگدستي ، به احسان و بذل و بخشش دست مييازند ، و خشم خود را فرو ميخورند ، و از مردم گذشت ميكنند ، و ( بدين وسيله در صف نيكوكاران جايگزين ميشوند و ) خداوند ( هم ) نيكوكاران را دوست ميدارد.»
( وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ )[فصلت: 34]
« نيكي و بدي يكسان نيست . ( هرگز بدي را با بدي ، و زشتي را با زشتي پاسخ مگوي . بلكه بدي و زشتي ديگران را ) با زيباترين طريقه و بهترين شيوه پاسخ بده . نتيجه اين كار ، آن خواهد شد كه كسي كه ميان تو و ميان او دشمنانگي بوده است ، به ناگاه همچون دوست صميمي گردد.»
- آزادی در پذیرش دین:
شریعت اسلامی مبنا را در پذیرش دین، آزادی و اختیار قرار داده است و اکراه در دین را نفی کرده است.
(وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ)[کهف: 29]
« بگو : حق ( همان چيزي است كه ) از سوي پروردگارتان ( آمده ) است ( و من آن را با خود آوردهام و برنامه من و همه مؤمنان است ) پس هركس كه ميخواهد ( بدان ) ايمان بياورد و هركس ميخواهد ( بدان ) كافر شود.»
- آزادی در تبلیغ باورها و عقاید:
آزادی در عقیده، مستلزم آزادی بیان آن عقیده است. منع افراد از بیان باورهایشان مورد نفی قرآن کریم قرار گرفته است. خداوند سبحان در سوره ی غافر آیه ی 29 شیوه فرعون در برخورد با آزادی را این گونه تقبیح می کند: (قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ) « فرعون گفت : من جز آنچه صلاح ديدهام و پيشنهاد كردهام صلاح نميبينم و به شما پيشنهاد نميكنم ، و من جز به راه هدايت و منتهي به سعادت ، شما را رهنمود نميكنم . ( پس دستور من كشتن موسي است و بايد اجرا شود).»
- تقبیح تک صدایی و انحصارطلبی و مطلق نگری:
بر اساس آیات قرآن کریم و نیز سنت نبوی و سیره ی پیامبر اکرم (ص) طرفداران عقاید و باورهای گوناگون حق آزادی بیان را دارند؛ تأکید بر استدلال و برهان و دلیل در برخورد با غیرمسلمانان و نیز تضمین حیات اجتماعی آنان در جامعه ی اسلامی، خود بیانگر نفی تک صدایی در جامعه ی اسلامی است.
( إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ) [الزمر: 41]
« ما كتاب ( قرآن ) را كه مشتمل بر حق و حقيقت است بر تو نازل كردهايم تا آن را به مردمان برساني . هر كس ( از آن درس برگيرد و ) هدايت پذيرد ، به نفع خود او است ، و هر كس ( از آن دوري گزيند و ) گمراه گردد ، به زيان خود سرگردان و ويلان شود ( وظيفه تو تنها ابلاغ و انذار است ) و تو مواظب و مراقب ايشان نميباشي ( تا اعمالشان را بپائي و افعالشان را زير نظر بداري ).»
( وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ )[هود: 118]
« ( اي پيغمبري كه آزمند بر ايمان آوردن قوم خود و متأسّف بر روي گرداني ايشان از دعوت آسماني هستي ! بدان كه ) اگر پروردگارت ميخواست مردمان را ( همچون فرشتگان در يك مسير و بر يك برنامه قرار ميداد و ) ملّت واحدي ميكرد ( و پيرو آئين يگانهاي مينمود ، و آنان در ماديات و در معنويات و در انتخاب راه حق يا راه باطل اختيار و اختلافي نميداشتند . آن وقت جهان به گونه ديگري در ميآمد ) ولي ( خدا مردمان را مختار و با اراده آفريده و ) آنان هميشه ( در همه چيز ، حتّي در گزينش دين و اصول عقائد آن ) متفاوت خواهند ماند.»
- حق بر خلوت و حریم خصوصی فرد:
عقیده و باور هر فرد، خصوصی ترین حریم اوست. حریم خصوصی به معنای محیطی است که متعلق به خود فرد است و دیگران حق ورود به آن را ندارند. این حق شامل آزادی های فردی، مسکن، پوشش و غیر آن است. از جمله مسایل مورد توجه شریعت اسلامی جایگاه حریم خصوصی افراد است. به گونه ای که افراد حق دخالت در زندگی یکدیگر را ندارند و آرامش فرد و خانواده را بر هم نزنند. منع ورود بدون اجازه به منزل غیر و منع تجسس مصادیقی از این حق هستند. قرآن کریم بیان می فرماید: ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَداً فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ )[نور: 27-28]
« اي مؤمنان ! وارد خانههائي نشويد كه متعلّق به شما نيست ، مگر بعد از اجازه گرفتن ( با زنگ زدن يا در كوبيدن و كارها