دعوت و داعیمطالب جدید

چهار اصل الزامی برای پیمودن راه دعوت اسلامی

چهار اصل الزامی برای پیمودن راه دعوت اسلامی

نویسنده: استاد مصطفی مشهور /مترجم: عبدالواحد لشگرزهی

از آن جا که خداوند بهترین نعمت ها یعنی اسلام را به تو اعطاء فرموده است باید او را سپاس گزاری و همچنین به خاطر اینکه تو را جهت برداشتن گام­هایی در راه دعوت اسلامی موفق نموده و اشخاصی را برایت مسخر نموده که تو را در خود آگاهی کمک کنند و اشتباهاتی را که عده کثیری از مسلمین مرتکب می شوند به تو تذکر دهند، شکرگزار او باشی، سپس تو حقیقت وجود و حقیقت رسالت در این زندگی دنیوی را شناختی و آنگاه خداوند تو را یاری نمود که شخصیت اسلامی خویش را از لحاظ ابعاد مختلف عقیدتی، عبادتی و اخلاقی کامل نمایی پس از این مسئولیتی را که در مقابل این دین داری احساس نمودی و دریافتی که فقط مسلمان بودن کافی نیست بلکه باید نقش سازنده ای را در متمکن کردن دین اسلام و برپا داشتن اجتماعی بر اساس عقیده اسلامی و شریعت آن، ایفا نمایی.

همچنین برایت روشن شده است که به تحقق رسانیدن این هدف عظیم و این وظیفه ی مهم به روش انفرادی امکان پذیر نیست بلکه باید همه مشتاقان آن با یکدیگر متحد شده و با انتخاب روش صحیح این هدف عظیم را به تحقق رسانید. هر چیزی که انجام «وظیفه» بودن آن امکان پذیر نباشد خود به تنهایی «وظیفه» است. سپس به تحقیق و بررسی و استرشاد پرداختی تا اینکه خداوند تو را موفق و به «راه دعوت اسلامی» راهنمایی نمود. آنگاه تو این راه، رهنمودها و رهروان آن را شناخته و در آن ثابت قدم ماندی سپس با داعیان آن ارتباط برقرار ساختی و خویشتن را به انجام وظایف آن ملتزم و خداوند را بر آن گواه نمودی. پس باید از اینکه خداوند تو را در این کارها موفق نموده شکرگزار او باشی.

 

اصل اول: بستن پیمان برادری به خاطر خداوند

برادر اکنون که ما همراه با یکدیگر راه دعوت اسلامی را می پیمایم باید برای تقویت رابطه خویش با همدیگر پیمان برادری ببندیم چنانکه رسول الله (ص) بین مهاجرین و انصار رابطه برادری برقرار نمود و آنان نیز نمونه های بارزی از دوستی و ایثار و فداکاری را از خویش نشان دادند.

برادر دست دیگر برادرانت را به وسیله دوستی، ایثار و رحمت محکم نگه دار تا در هنگام برخورد با سختی ها و فتنه ها و اتفاقات رها نشود.

رسول الله (ص) در این زمینه ما را این چنین ارشاد می فرماید:

(المؤمن للمؤمن کالبنیان المرصوص یشد بعضه بعضاً)

دو مؤمن در مقابل یکدیگر مانند دو خشت در یک ساختمان هستند که یکدیگر را نگهداری می کنند.

(مثل المؤمنین فی توادهم و تراحمهم و تعاطفهم کمثل الجسد الواحد اذا اشتکی منه عضو تداعی له سائر الجسد بالسهر و الحمی)

مثل مؤمنین در زمینه دوستی و تراحم و تعاطف مانند بدن واحدی است که اگر یکی از اعضای آن به درد آید، تمام اعضا در احساس درد با آن شریک می شوند.(حدیث)

(المسلم اخوالمسلم، لا یظلمه و لا یسلمه، من کان فی حاجة اخیه کان الله فی حاجته و من فرج من مسلم کربة فرج الله عنه بها کربة من کرب یوم القیامة، و من ستر مسلماً ستره الله یوم القیامة)

مسلمان برادر مسلمان دیگر است، نه به او ظلم می کند و نه به دشمنان تسلیمش می کند. هر کسی حاجت برادر دینی اش را برآورده سازد، خداوند حاجت او را برآورده می سازد و هر کسی که پریشانی را از مسلمانی رفع کند، خداوند یک پریشانی از پریشانی های آخرت را از او برطرف خواهد کرد و هر کسی که راز مسلمانی را بپوشاند خداوند در روز قیامت اسرار او را خواهد پوشاند.

برادران عزیز! دیگر برادران دینیتان را بشناسید و با آنان الفت گرفته و همکاری کنید و هنگامی که در کنار یکدیگر به تعاون و همکاری پرداختید همدیگر را پند و اندرز نموده و ضمن برطرف کردن مشکلات یکدیگر، رابطه ی دوستی را مستحکمتر نمایید و در زیر سایه اطاعت و بندگی خداوند، برادر یکدیگر باشید.

اصل دوم: تذکر دادن به یکدیگر

به یکدیگر تذکر دادن، دومین اصل الزامی است که برای پیمودن راه دعوت اسلامی الزامی است. زیرا این کار مؤمنینی را کمک می کند که بهتر بتوانند وظایف خود را انجام دهند. امروزه همه ما گرد هم آمده ایم تا وظایف واحدی را انجام دهیم یعنی قوانین و شرایع اسلام را در جامعه پیاده کنیم، ولی مسلمین همه در منجلاب گناهکاری گرفتارند و اقدامی برای اقامه دولت اسلامی به عمل نمی آورند و فقط ما هستیم که در این راه پیشگام شده ایم بنابراین برای نیل به این هدف مقدس همدیگر را تذکر دهیم و اشتباهات یکدیگر را اصلاح کنیم.

به یکدیگر تذکر می دهیم زیرا دعوت ما «سلفی» است و استراتژی ما، استراتژی «سلف صالح» رضوان الله علیهم اجمعین است. چنانکه امام شهید حسن البنا، همان شخصی است که را به طرف راه دعوت اسلامی ارشاد نمود، این مسئله را برای روشن کرده است که راه دعوت اسلامی، راهی یگانه است. راه ما همان راهی است که رسول الله (ص) و اصحابش و دیگر دعوتگران به سوی الله آن را پیموده اند و ما نیز به یاری خداوند از این به بعد آن را خواهیم پیمود.

ایمان، عمل، محبت و برادری عواملی هستند که دعوتگران را به سوی خود فرا خوانده و آن ها در زیر سایه ایمان و عمل جماعتی نمونه و نادر را تشکیل دادند که کمر همت برای اظهار عقاید اسلامی بسته و در این برهه از زمان «دعوت حق» را یاری نمودند و تا فرا رسیدن روز موعود یعنی پیروزی حق بر باطل به مبارزه ی خویش ادامه می دهند اگر چه همه اهل زمین بر ضد آن ها متحد شوند.

برادران! باید این مسئله را همیشه به یاد داشته باشید که اکنون ما در حال انجام دادن وظیفه ای بس گران اما اساسی هستیم و آن ساختن زیربنایی محکم و با صلابت است تا بتوانیم دولت اسلامی را بر آن بنا کنیم. ان شاء الله تعالی. و ساختن چنین زیربنای محکمی فقط به وسیله ی آماده کردن نسلی مؤمن و قوی متشکل از «مردان عقیده» است. همان مردانی که به دولت اسلامی ایمان آورده و به قوانین آن عمل می کنند، همان دلیر مردانی که آن را از گزند دشمنان محفوظ نگه داشته و در پهنه گیتی متمکن می نمایند. بدیهی است که ساختن زیربنا سخت ترین و در عین حال مهمترین مرحله ی «بنا» است و این قضیه را نیز باید تذکر دهیم که دشمنان بیکار نمی نشینند بلکه با انواع و اقسام نیرنگ­ها مدام در کمین هستند که دین و دعوت ما را از بین ببرند. بنابراین باید بدانید که آمال و آرزوهای ما جز با جدالی بی امان بین حق و باطل عملی شدنی نیست و دانستن این نکته نیز ضروری است که عاقبت پیروزی از آن پرهیزگاران است.

(كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ ) رعد: 17

«پروردگار براي حق و باطل چنين مثالي مي‌زند – امّا كفها ،  ( بيسود و بيهوده بوده و هرچه زودتر ) دور انداخته مي‌شود ، ولي آنچه براي مردم نافع است در زمين ماندگار مي‌گردد . خداوند اين چنين مثالي مي‌زند .  ( عقائد باطل ، همسان كف و خس و خاشاك روي آب و بالاي فلزات است كه هرچه زودتر از ميان مي‌رود ، ولي اديان حقيقي آسماني ، چون آب و طلا و نقره سودمند و ماندگار مي‌باشد ).»

(وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ ) بقره: 217

« ( مشركان ) پيوسته با شما خواهند جنگيد تا اگر بتوانند شما را از آئينتان برگردانند.»

و باید تذکر دهیم که امتحان و ابتلاء سنت خداوند در دعوات است تا به وسیله آن اشخاصی که لیاقت دعوتگر بودن را دارند از بقیه جدا نموده و از آنان مبارزانی بسازد که یارای حمل امانت دعوت را داشته باشند.

بنابراین «امتحان و ابتلاء» جزئی لازم و ضروری برای دعوت و همچنین مقدمه و بشارت دهنده ای برای پیروزی می باشد.

(‏ وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ ‏) انعام: 34

«‏ پيغمبران فراواني پيش از تو تكذيب شده‌اند ( و مورد اذيّت و آزار قرار گرفته‌اند ) و در برابر تكذيبها ( و اذيّت و آزارها ) شكيبائي كرده‌اند ( و بر عقيده خود ماندگار مانده‌اند و سنگر را خالي نكرده‌اند ) و اذيّت و آزار شده‌اند ( و گرفتاريها و شكنجه‌ها را تحمّل كرده‌اند ) تا ياري ما ايشان را دريافته است ( و در مبارزه حق و باطل پيروز شده‌اند . تو نيز چنين باش . اين سخن