مرسی و قرضاوی باید اعدام شوند!
مرسی و قرضاوی باید اعدام شوند!
بقلم: د. فايز أبو شمالة / ترجمه : رسول رسولی کیا
در شرایطی که می بینیم ملاک های عدالت و دادگستری در کشورهای عربی به شدت بهم خورده است و همچنین در شرایطی که جنگ تمام عیاری بین کشورها و نیروهای خواستار تغییر از یک سو و کشورهای متحجر و وابسته به منظومه “سایکس بیکو” شعله ور شده است و در سایه کشمکشی که بین نیروهای بهار سرسبز عربی و بین هم پیمانان شب پرست و سوار بر منافع مردم جاری است ، منطق حکم می کند که پرونده قضایی علامه یوسف قرضاوی به مفتی دربار مصر ارجاع داده شود تا زندگی مالامال از علم و دانش ایشان با محکومیت به اعدام تاج گذاری شود و البته همان منطق فوق حکم می کند که نخستین رئیس جمهور منتخب و مردمی مصر نیز بر صندلی اعدام قرار گرفته و سر به نیست شود!
محکومیت های زنجیره ای و ظالمانه اخیر دادگاه های مصر به منظور مخابره دو پیام صادر شده است ؛ نخست اینکه کابوس وحشتناک حاکم بر زندگی امروزمردم مصرنتیجه مستقیم اشتباهات احزاب پیشگام در انقلاب مردمی مصر است ، آنگاه که درارزیابی عکس العمل رژیم به ظاهرسرنگون شده و همچنین برخورد شدید آن با هرکس و هر جریانی که با آن به مخالفت برخیزد و یا درصدد مشارکت با آن در مدیریت کشور باشد ، دچار اشتباه شدند !
پیام دوم عبارت است از عدم تکیه و اعتماد بهار عربی بر عناصر مادی و سرمایه دار که قادر به یکسره نمودن انقلاب بود ، همان نیرویی که امروزه رژیم کودتاگر حاکم آن را بکار می برد و همانی که امروزه باعث شده مصر عربی از هرجهت مورد لطمه قرار گیرد و آثار زیانبار آن همه کشورهای عربی را نیزدر برگیرد.
محکومیت به اعدام های اخیر مصر برای اثبات این نکته بود که ارزش زنده ماندن انسان عرب زبان ، نزد حاکمان کشورهایشان خیلی کم تر است از شکستن بال ناچیز یک مگس و البته زندگی شهروند مصری هرچند دارای موقعیت والایی هم باشد – همچون مرسی و بدیع و قرضاوی-ارزش آن مرکب و جوهری را ندارد که حکم اعدام او با آن نوشته شده است!
آنچه امروزه در کشورهای عربی ساری و جاری است از جمله سرکوبی و سلب هرگونه آزادگی و آزاد اندیشی و توسعه روز افزون ستم گری و زندان تنها به سود صهیونیست هایی است که از قدیم و ندیم بی سواد و مستمند نگه داشتن مردم عرب را به عنوان یک سیاست مورد اتفاق عملی نموده اند ؛ علاوه بر اینکه از دیر باز بر شعله ورنمودن درگیری ها و کشمکش بین ملت عرب سرمایه گذاری نموده اند تا بدین وسیله یکپارچگی دولت اسرائیل را تضمین نمایند و البته تخریب و سیاه نمایی چهره اسلام و مساوی معرفی نمودن آن با تروریست و همچنین شعله ورنمودن اختلافات قبیله ای – و مذهبی – را نیز در دستور برنامه هایشان قرار داده اند تا از این راه – مطمئن- دروغ و خرافات هایشان در باره آیین یهودی را استوار و والا نگه دارند!
محکوم نمودن شهدای فلسطینی به اعدام برای بار دوم و سوم ، افتخاری است برای آنان و همچنین بیانگر این است که الحق آنان مبارز حق علیه باطل بوده اند و امروزه نیز از آن دنیا – ی آخرت – و یا پشت میله های زندانِ دشمن صهیونیستی ، خطاب به امت عربی ومسلمان بر این امر مسلّم تاکید می ورزند که بحران فلسطین تنها به عرب ها مرتبط نبوده و نیست ؛ بلکه حلّ آن ، وظیفه کل امت اسلامی بوده و می باشد و آنچه امروزه در کشورهای عربی شاهد آن هستیم از جمله جنگهای داخلی و تحمیلی و سلب آزادی ها و نابودنمودن کرامت و شخصیت انسان ها، تنها به انسان عرب زبان اختصاص ندارد ؛ بلکه متعلق به همه امت عرب و مسلمان است که دارای سرنوشت واحد ی است امتی که امروزه در کشتی قرار گرفته اند که با امواجی از خون محاصره شده و همه چاره ای ندارند جز تلاش جهت نجات آن.
اگر می بینیم یکی از وظایف دستگاه قضایی مصر صدور محکومیت هایی بازدارنده و مخوف است ؛ به نظر من این اقدام احمقانه کودتاگران به سوختی مبدل خواهد شد برای ادامه راه انقلاب و همچنین باعث خواهد شد که جوانان عرب ، دیگر و برای همیشه ترس و وحشت را کنار گذاشته و به آتشی تبدیل شوند که شعله های آن ، کاخ های – به ظاهر محکمی – را که به لانه ستمگران مبدل شده است را بسوزاند و نابود سازد.
روزی که یونانی ها سقراط را به اعدام محکوم نمودند و او با دست خود کاسه سم را برداشت تا بنوشد ، همسرش خطاب به او فریاد زد : آیا این ها ظالمانه تو را اعدام می کنند ای سقراط؟! او پاسخ داد : غصه نخور ؛ چرا که دوست دارم اعدام شوم در حالی که آنان بر باطل اند نه اینکه اعدامم کنند و آنان بر حق باشند!
جریده الشعب
