اصرار عجیب قرآن بر قضیه توحید !
اصرار عجیب قرآن بر قضیه توحید !
مهندس مهدی بازرگان
در مقابل این بی نیازی و بی اعتنائی عده ای از انسانهای قرن بیستم نسبت به خدا تا دلتان بخواهد در قرآن اصرار و تکرار و تأکید درباره خدا دیده می شود!خیلی بیشتر و شدیدتر از آنچه که حتی فقها و علماء عمل و به ما توصیه می نمایند. آیات قرآن را اگر آمار گیری کنید. یقینا" بیش از سه ربع آن مستقیم و غیر مستقیم در معرفی و ستایش خدا، دعوت به توحید یا منع شرک و از فراموشی خداست.
بیشتر از هر مطلب و هر معرفت،شما در قرآن به توصیف خدا و به تسبیح و تجلیل او بر می خورید. سراسر قرآن تبلیغات برای خداست. بنابراین اگر تعدد و تنوع آیاتی که ذیلا"به عنوان نمونه می آورم. باعث اطاله کلام شد، ایراد نگیرید. امیدوارم دقت در عبارات و معانی آنها و قوت عجیب کلام جبران خستگی را بنماید:
« إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ » (شعراء-220)
(چرا كه او بس شنوا و آگاه است)
… هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (ال عمران -6)
(صاحب عزت و اقتدار فرزانه است)
… هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (حشر-23)
(او فرمانروا ، منزه ، بيعيب و نقص ، اماندهنده و امنيت بخشنده ، محافظ و مراقب ، قدرتمند چيره ، بزرگوار و شكوهمند ، و والامقام و فرازمند است . خداوند دور و فرا از چيزهائي است كه انباز او ميكنند) .
فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ (مومنون-14)
(. والا مقام و مبارك يزدان است كه بهترينِ اندازهگيرندگان و سازندگان است)
… فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ .. وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيّاً وَحِينَ تُظْهِرُونَ (روم-17و)18
(پس به تنزيه خدا ( از هر عيب و نقصي و چيزهائي كه لايق جلال و كمال او نيست ) سحرگاهان و شامگاهان ( و همه اوقات و اَوان ) بپردازيد.. در آسمانها و زمين ( و در همه اوقات ، به ويژه ) عصرگاهان و زماني كه به دم ظهر رسيدهايد ، خداي را حمد و ستايش كنيد.
… يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ (جمعه-1)
(آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ، به تسبيح و تقديس خدا مشغول است)
… تُولِجُ اللَّيْلَ فِي الْنَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْل (ال عمران 27ِ
( ( بخشي از ) شب را جزو روز ميگرداني ( و بدين سبب شبها كوتاه و روزها دراز ميگردند ) و ( بخشي از ) روز را جزو شب ميگرداني)
وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْض (جاثیهِ-13 )
و آنچه كه در آسمانها و آنچه كه در زمين است همه را از ناحيه خود ، مسخّر شما ساخته است)
… وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ (بقره-197)
… إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ (غافر- 60
(. كساني كه خود را بزرگتر از آن ميدانند كه مرا به فرياد خوانند ، خوار و پست داخل دوزخ خواهند گشت )
… وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِه (انعام-91
(كافران ، خدا ( و رحمت و حكمت او ) را چنان كه بايد نشناختهاند ،)
همه سفارش به پیغمبران و مأموریت اصلی آنها را میتوان در کلمه (أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ) خلاصه کرد.
این کتاب سخنگوی خدا، انکار خدا یا شرک باو را چنان عظیم و خطای جبران ناپذیر نابخشودنی می شمارد که می فرماید: إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْماً عَظِيماً (نساء-48) و یا … فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيداً (نساء -136
(بيگمان خداوند ( هرگز ) شرك به خود را نميبخشد ، ولي گناهان جز آن را از هركس كه خود بخواهد ميبخشد . و هر كه براي خدا شريكي قائل گردد ، گناه بزرگي را مرتكب شده است.)
(واقعاً در گمراهي دور و درازي افتاده است)
شرک را ظلم عظیم می داند«…إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ.»(لقمان- 13
حال و وضع کسی که چیزی را در مقام پرستش با خدا سهیم نماید،مثل آن می داند که از آسمان پرت شده،طعمه مرغان شکاری یا دستخوش باد هوا گردد:
(وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ) نساء -31
و در سر لوحه تمام محاسن و مزایا ایمان به خدا را می آورد:« لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ»(بقره- 177
( خوبی و هنر در این نیست که روی خود را به مشرق و مغرب بگردانید، بلکه خوبی و کمال از آن کسی است که ایمان به خدا و بروز دیگر بیاورد…)
پیعمبر وقتی از جدال با اهل کتاب به امان می آید و باید به حدأقل راضی شود، قرآن دستور می دهد:« قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ» (ال عمران – 64
(بگو : اي اهل كتاب ! بيائيد به سوي سخن دادگرانهاي كه ميان ما و شما مشترك است ( و همه آن را بر زبان ميرانيم ، بيائيد بدان عمل كنيم ، و آن اين ) كه جز خداوند يگانه را نپرستيم ، و چيزي را شريك او نكنيم ، و برخي از ما برخي ديگر را ، به جاي خداوند يگانه)
وبلأخره قرآن عصبانی است و بهیچوجه من الوجوه نمی تواند زیر بار این برود که اهل کتاب قائل به فرزند برای خدا شوند:« وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَداً . لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدّاً . تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدّاً . أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَداً .» (مریم – 88 تا 91
حقیقتا" عجیب است!
هر مسلمان متفکر و قرآن خوان متدبر پیش خود می پرسد این همه پافشاری و اصرار برای چیست؟!چه خبر است؟!مگر یک کلام یا خیال یک فرد بشر که عیسی را پسر خدا بداند، ولی اهل محبت و خدمت و تقوا باشد، به کجای دنیا ضرر می زند؟!آیا سلامت و سعادت دنیا برای فرد و اجتماع، بدون اعتقاد و عبادت خدا میسر نیست؟خدا اگر رحیم و رحمان بمعنای نطلق است چه احتیاج و اصراری دارد که بندگانش شب و روز بدرگاه ا