عقیدهمطالب جدید

مفهوم واژه رب پیش اقوام فرعون و یهود و نصارا

مفهوم واژه رب پیش اقوام فرعون و یهود و نصارا

نویسنده: ابوالاعلی مودودی / مترجم: سامان یوسفی نژاد

 

فرعون و آل او

اکنون بیایید تا با هم به داستان فرعون و آل او بپردازیم، قومی که تصورات غلط و دروغ­های بسیار بیشتری در موردشان به نسبت نمرود و قوم او در اذهان مردم جای گرفته است. اکثر مردم فکر می­کنند که فرعون نه تنها منکر وجود خدای متعال، بلکه حتی مدهی الوهیت نیز بود؛ به این معنا که فرعون به حدی نادان بود که علناً در ملأعام ادعای خلقت آسمانه و زمین را کرد و امتش نیز چنان سبک مغز بودند که این ادعای او را می­پذیرفتند؛ اما حقیقتی که قرآن و تاریخ گواه صحت آن می­باشد، این است که گمراهی فرعون و آل او در باب الوهیت و ربوبیت خداوند هیچ تفاوتی با گمراهی و ضلالت نمرود و قومش نداشت. تنها فرق این دو دسته وجود یک نوع دشمنی سرسختانه و تعصب شدید فرعونیان نسبت به قوم بنی اسرائیل، آن هم بر سر برخی مسائل سیاسی بود و به خاطر همین دشمنی بود که از ایمان به الوهیت و ربوبیت خداوند امتناع می­ورزیدند، هرچند که قلوبشان همچون بسیایر از مُلحدان ماّدیگری عصر ما سرشار از ایمان بود. تفصیل ماجرا از این قرار است:

از زمانی که سلطه حضرت یوسف(ع) بر سرزمین مصر فراگیر شد، آن حضرت تمام تلاش خود را در راه نشر اسلام و تعالیم روح بخش آن در میان مصریان به کار گرفت که عاقبت چنان تأثیر بسزایی از خود در آن سرزمین برجای گذاشت که تا قرن­ها کسی قادر به محو آن نبود. اگر چه تمام مصریان در دوران حضرت یوسف(ع) به او ایمان نیاوردند، اما دیگر اینگونه نبود که در میان آنان افرادی وجود داشته باشند که خدای متعال را نشناسند و ندانند که او خالق آسمانها و زمین است.

اقدامات حضرت یوسف(ع) فقط تا به همین حد ختم نمی­شد، بلکه در حقیقت تعالیم اسلامی این پیامبر بزرگوار الهی آنچنان تأثیری بر هر شهروند مصری گذاشته بود که همه حداقل به این موضوع اعتقاد داشتند که خداوند درگستره جهان مافوق طبیعت، معبود برتر و رب الأرباب است و در آن سرزمین بزرگ احدی نبود که به الوهیت خدای متعال کفر بورزد. افرادی هم که کافر می­شدند، فقط شرکائی را برای خداوند درالوهیت و ربوبیت مختص به او قرار می­دادند. این تاثیرات گستره حضرت یوسف(ع) تا زمانی که حضرت موسی(ع) به پیامبری مبعوث شد، در میان مصریان ماندگار بود.[۱] دلیل چنین ادعایی، سخنان یکی از فمراندهان قِبطی فرعون، در حضور اوست. جریان از این قرار بود که با قطعی شدن تصمیم فرعون مبنی بر قتل حضرت موسی(ع) این فرمانده قبطی که یکی از اُمرای درباری بود و در پناهنی به حضرت موسی(ع) ایمان آورده و مسلمان شده بود، با شنیدن این تصمیم فرعون، در مجلس او برخاست و گفت:

أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن یَقُولَ رَبِّیَ اللَّـهُ وَقَدْ جَاءَکُم بِالْبَیِّنَاتِ مِن رَّبِّکُمْ وَإِن یَکُ کَاذِبًا فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَإِن یَکُ صَادِقًا یُصِبْکُم بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ إِنَّ اللَّـهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ * یَا قَوْمِ لَکُمُ الْمُلْکُ الْیَوْمَ ظَاهِرِینَ فِی الْأَرْضِ فَمَن یَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّـهِ إِن جَاءَنَا * وَقَالَ الَّذِی آمَنَ یَا قَوْمِ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُم مِّثْلَ یَوْمِ الْأَحْزَابِ * مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِینَ مِن بَعْدِهِمْ …  (غافر:۳۱-۲۸)

…آیا مردی را خواهید کشت بدان خاطر که می­گوید: پروردگار من الله است؟ در حالی که دلائل روشن و معجزات آشکاری از جانب پروردگارتان برایتان آورده و به شما نشان داده است؟ اگر او دروغگو باشد، دروغگوییش دامنگیر خود او خاهد شد، و اگر راستگو باشد، برخی از عذاب­هایی که شما را از آن می­ترساند گریبانگیرتان خواهد گشت. قطعاً خداوند کسی را (به راه نجات و رستگاری) رهنمود نمی­سازد که متجاوز و دروغ­پرداز باشد.

(مرد مؤمن ادامه داد و گفت:) ای قوم من! امروز حکومت در دست شما است و در این سرزمین پیروز و چیره­اید؛ اما اگر عذاب سخت (خانه برانداز و ریشه کن ساز) الهی دامنگیرتان شود، چه کسی ما را مدد و یاری خواهد کرد و برای رستگاریمان خواهد کوشید؟!…

آن مرد با ایمان گفت: ای قوم من! می­ترسم همان بلائی به شما برسد که در روزگار گذشه به گروه­ها و دسته­های دیگر رسیده است؛ سرانجام افرادی همچون وقم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آن بوده­اند…

وَلَقَدْجَاءَکُمْ یُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِی­شَکٍّ مِّمَّا جَاءَکُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَکَ قُلْتُمْ لَن یَبْعَثَ اللَّـهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولًا    (غافر:۳۴)

پیش از این، یوسف آیه­های روشن و دلائل آشکاری را برای شما آورده بود، اما شما پیوسته درباره آنچه آورده و ارائه داده بود، شک و تردید می­کردید ( و به دنبال او راه نمی­افتادید) تا زمانی که از دنیا رفت، گفتید: خداوند بعد از او دیگر هیچ پیامبری را برانگیخته نخواهد کرد…

وَیَا قَوْمِ مَا لِی أَدْعُوکُمْ إِلَى النَّجَاهِ وَتَدْعُونَنِی إِلَى النَّارِ * تَدْعُونَنِی لِأَکْفُرَ بِاللَّـهِ وَأُشْرِکَ بِهِ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوکُمْ إِلَى الْعَزِیزِ الْغَفَّارِ     (غافر: ۴۲-۴۱)

ای قوم من! چه خبر است؟ من شما را به سوی نجات و رستگاری می­خوانم و شما مرا به سوی آتش دوزخ می­خوانید؟! مرا فرا می­خوانید تا خدا را باور ندارم و انبازی برای او قرار دهم که اطلاعی از آن نداشته و (دلیل و برهانی از کتاب­های آسمانی برصحت مبعود بودنش سراغ) ندارم. در حالی که من شما را به سوی (پرستش خداوند) با عزت و یا مغفرت فرا می­خوانم.

سخنان این فرمانده مصری از اول تا به آخر گواه خوبی است برای اینکه نشان دهد اثر شخصیت حضرت یوسف(ع) تا زمان بعثت حضرت موسی (ع) در حالی که قرن­ها از فوت او می­گذشت تا چه حد در دل مردم باقی مانده بود؛ آری! به فضل تعالیم آن پیامبر بزرگوار، مصریان دیگر تا به این د جاهل نبودند که از وجود خداوند بی­خبر باشند و یا اینکه با ربوبیت و الوهیت او بیگاانه باشند و ندانند که سیطره و قدرت خداوند بر این عالم خکمفرماست و از خشم و غضب او باید ترسید و پرهیز نمود.

پایان سخنان این مؤمِن آل فرعون بویژه نشان می­دهد که امت فرعون هرگز منکر الوهیت و ربوبیت خدای متعال نبودند و گمراهی این امت نیز همچون گمراهی و انحراف سایر امت­هایی بود که در قسمت­های گذشته به آنها اشاره نمودیم، یعنی فرعونیان در دو صفت الوهیت و ربوبیت که مختص خدای بزرگ است، شرکا و همانند­هایی برای خداوند قرار می­دادند اما آن دسته از سخنان فرعون که باعث بروز شبهاتی در اذهان مردم شده بود عبارتند از:

الف) هنگامی که فرعون از زبان موسی(ع) شنید: «من فرستاده پروردگار جهانیان هستم[۲]، در مقابل گفت: «پروردگار جهانیان دیگر چیست؟»[۳].

ب)دستور فرعون به وزیرش هامان، مبنی بر اینکه : « ای هامان! برای من بنای مرتفعی بساز، شاید به وسائلی دست یابم که با آنها به سوی خدای موسی بالا روم تا به خدای موسی بنگرم و از او آگاه شوم».[۴]

ج) ارعاب موسی(ع): «اگر جز من معبود دیگری برا یخود برگزینی تو را از زمره زندانیان خواهم کرد».[۵]

د) اعلان این سخن به قوم خود: «من ربّ اعلای شما هستم».[۶]

هـ) ارعاب درباریان: «ای سران و بزرگان قوم! من خدایی جز خودم برای شما سراغ ندارم».[۷]

این سخنان فرعون  و عباراتی از این دست، این تصور غلط را برای مردم به وجود آورده است که فرعون واقعاً منکر وجود خداوند بود و بیچاره نمی­دانست که پروردگار جهانیان کیست و خود را یگانه معبود می­پنداشت! اما در حقیقت، فرعون تمام این سخنان را فقط با انگیزه تعصبات سرسختانه و شدیدی که نسبت به پادشاهی و حکومت خود داشت، بیان می­کرد. دلیل این امر را باید دردوران حضرت یوسف(ع) جستجو کرد زیرا به علت شخصیت قوی و تاثیرگذار آن پیامبر الهی و همچنین سلطه و نفوذی که بر سرزمین مصر پیدا کرده بود، گستره تعلیمات آن حضرت فقط در چارچوب مرزهای مصر منحصر نشد و از آنجا پا فرا