تاریخ قدس و رابطه ی آن با تاریخ مسلمین
تاریخ
قدس و رابطه ی آن با تاریخ مسلمین
تلخیص وگردآوری : یاسین عبدی
شهر
قدس یکی از پر ماجراترین شهرهای کره ی زمین در طول چهار هزار سال اخیر است آغاز شهرت
این شهر به هنگامی بر می گردد که موسی پیامبر قصد نمود به قدس حمله کند و آن شهر را
مرکز توحید قرار بدهد و از دست طایفه ی جباری که آنجا بودند در بیاورد . بنی اسرائیل
که ضعیف الایمان بودند فرمان موسی را نپذیرفتند و از فتح قدس محروم ماندند بعد از آن
یوشع بن نون نخستین خلیفه ی موسی همراه با مومنان تربیت شده شهر قدس را فتح کرد مدت
200 الی 300 سال قدس مرکز توحید بود اما بعد از اینکه بنی اسرائیل به فساد پرداختند
و احکام خدا را تحریف کرده و زیر پا گذاشته مجدداًپادشاهان بابل به قدس حمله کردند
و در آنجا حدود پانصد هزار نفر از مردم قدس را قتل عام کردند و بقیه را به عنوان برده
به بابل بردند دوازده سال یا کمی بیشتر پادشاه فارس آمد و از نو یهودیان اسیر شده را
به اور شلیم برگرداند و از نو برایشان هیکل سلیمان درست کرد با بعثت رسول خدا عیسی
مسیح یهودیان با رومیان هم دست شدندو علیه پیامبر خدا اقدام کردند وهم کاری کردند با
بت پرستان در تعقیب پیروان مسیح مدت دویست سال تمام بعد از مسیح یهودیان جز خیانت به
دین خدا و فساد و تباه کاری کار دیگری نمی کردند ازسال 250 میلادی که پادشاه روم مذهب
مسیحیت را پذیرفت یهودیان هم تسلیم شدند و به فرمان پادشاه مسیحی شهر قدس را تخلیه
کردند از سال 250 میلادی تا 620 میلادی که قدس در اختیار مسیحیان بود ورود یهودیان
به شهر قدس ممنوع بود با بعثت رسول اکرم(ص) و خلافت خلفای راشدین(رض) بعد از پیامبر
رحمت(ص)علی الخصوص خلافت عمر فاروق (رض)که در تاریخ اسلام به نام دوران طلایی معروف
است به فتو حات خارج از عربستان توجه کامل شد عمرفاروق در سال سوم یا چهارم خلافت خود
به چهار نفر از فرماندهان لشکر شام (( ابو عبیده بن جراح ، معاذبن جبل ، یزید بن ابو
سفیان ، عمرو بن عاص )) دستور محاصره ی شهر قدس را داد محاصره چند ماهی به طول کشید
دفاع شهر قدس هم خیلی ضعیف بود اما چون فاروق اعظم فرمان داده بود که شهر قدس بدون
خونریزی فتح شود چون تا آن روزگارساکنان شهر قدس شانزده بار قتل عام شده بودند عمرو
عاص نامه ای به عمر نوشت و خطاب به او گفت : برای فتح قدس بدون خونریزی آمدن خودتان
ضروری است .
عمر
هم پس از مشورت با بزرگان اصحاب تصمیم گرفت به سوی قدس حرکت کند و علی کرار(رض) را
به عنوان جانشین خود در مدینه تعین کرد سران روم در بیت المقدس چون شنیده بودند که
خلیفه ی مسلمین برای فتح قدس به آنجا آمده ترس و وحشت آنها را فرا گرفت و خداوند چون
اراده فرموده بود که این بار قدس بدون خونریزی فتح شود به دل آنها انداخت که تسلیم
شوند آنها هم بدون مقدمه درهای شهر را باز کردند بیرون ازشهر جلسه ای تشکیل دادند که
در یک طرف عمر و لشکریانش و در طرفی دیگر امیر قدس و رجال دین مسیحی صلح نامه ای نوشتند
که ازمهمترین بندهای صلح نامه چنین بود:
1- مسلمانان تعهد کردند که مسیحیان را با کلیسا و
انجیل و صلیبشان در امان باشند و آزاد و به جای زکات سالیانه مبلغی به عنوان جزیه بدهند
2- مسیحیانی که نمی خواهند آنجا بمانند حق دارند
آنجارا با کلیه ی امکاناتی که دوست دارند یا می خواهند ترک کنند .
3-بنابر تقاضای مسیحیان مسلمانان تعهد کردند که یهود
به بیت المقدس بر نگردد چون مسیحیان ترس داشتند در سایه ی لطف و عطوفت و مهربانی اسلام
یهودیان دوباره به قدس برگردند و به این صورت شد که در سال 15 هجری پیمان نامه ای بین
عمر خلیفه ی دوم مسلمانان و رهبران شهر قدس امضا شد و بدین صورت قدس بدون خونریزی فتح
شد . پس از امضای صلح نامه عمر به بازدید از شهر پرداخت و وقتی که موقع نماز عصر فرا
رسید عمر به اتفاق همراهان از کلیسا بیرون رفتند و خواستند نماز خوانند متصدیان کلیسا
گفتند که ای خلیفه ی مسلمین ما همه یک خدا را می پرستیم این جا هم برای پرستش خداست
هم این جا هم نماز بخوانید اما عمر بیرون رفت و کمی دورتر از مکان کلیسا در فاصله ی
50 متری آن جا نماز خواند و به کلیسا بر گشت وقتی ملاحظه کرد کشیشان ناراحت شده اند
گفت ما در عهد نامه نوشتیم که کلیساهایتان سالم بماند اگر من این جا نماز می خواندم
این جا محل نماز خلیفه می شد و نسلهای آتی مسلمانان به بهانه اینکه خلیفه مسلمین اینجا
نماز خوانده این جا را خراب می کردند و من نخواستم اساس خرابی کلیسای شما را امضاء
کنم به همین خاطر است هم اکنون مقابل کلیسای قیامت به فاصله ی 50 متری بیت المقدس مسجدی
به نام مسجد عمرفاروق وجود دارد که حدود بیست سال پیش صهونیستها آن را آتش زدند صرفا
به خاطر اینکه رو به روی کلیسای قیامت وجود دارد. از آن زمان به بعد شهر قدس به مدت
400 سال در تصرف مسلمانان بود و از شهرهای پر جمعیت مسلمانان بود .
در
قرن چهارم هجری اتحاد صلیبی به فتوای پاپ اعظم ایتالیا ،فرانسه وانگلیس قدیم اعلان
جنگ کردند واز راه دریا آمدند وبندر لاذقیه راگرفتند وبه دنبال آن هم بندر حیفا را
اشغال کردند وقدس را محاصره کردند ومسجد الاقصی را تعطیل ومردمان آن دیار را قتل عام
کردند .در زمان کمتر از یکصد سال که حکام عباسی حکومت می کردند هیچ کدام نتوانستند
برای اصلاح امور چاره ایی بیندیشند . در همین اثناء نورالدین محمود زنگی از کردستان
عراق برخاست وقبایل سلحشور ومومن ومعتقد کُرد را متحد کرد وآنهارابسیج کرد وبه راه
افتاد ودمشق را گرفت وحکومت تشکیل داد وبعد از آن موفق شدند مصر را از فاطمیها بگیرند
.در مصر نورالدین محمود زنگی پسر برادرش صلاح الدین یوسف بن ایوب را جانشین خود معرفی
کرد وبعد ازمدتی درگذشت .صلاح الدین لشکری از ساکنان دمشق ومصر فراهم آورد وبرای محاصره
قدس حرکت کرد .صلاح الدین با این اندیشه که باید در قدس خطبه بخواند منبری از چوب ساخت
وهمراه لشکر به طرف قدس آوردندوگفت سوگند خورده ام که روی این منبر خطبه جمعه ایراد
کنم . صلاح الدین به اتفاق لشکریان قدس را درمحاصره گرفته بودند در این میان یکی از
امرای قدس به صلاح الدین نامه ایی نوشت ودر آن نامه به او خطاب کرده بود که نه تنها
تو نمی توانی قدس را بگیری بلکه ماتورا مفتضحانه شکست می دهیم وتو را تا مدینه تعقیب
می کنیم ومدینه راهم تصرف می کنیم ومحمدپیغمبرترا از قبر بیرون می آوریم واستخوانهایش
را آتش می زنیم وبا جسد محمد چه و چه می کنیم .
وقتی
سلطان صلاح الدین این نامه را خواند خیلی ناراحت شد وفراوان اشک ریخت وگفت :صلی الله
علیک یا رسول الله من تصمیم گرفته بودم که کسی رانکشم وخون هیچ کسی را نریزم ولی به
خدا سوگند بر من استکه این مردک را باید بکشم وسرش را از تن جدا کنم .بدین ترتیب ساکنان
قدس باردیگر تسلیم مسلمانان شدند .در موقع امضاء قرارداد صلح با ساکنان قدس سلطان صلاح
الدین به جز آن شخصی که به رسول رحمت (ص)توهین کرده بود همه را معاف کرد وکسی را نکشت
.پس از آن دستور داد که مسجد را که پر از انواع آلودگی ها بود پاک کنند وصلاح الدین
عمامه کُردی خودش را باز کرد وگفت که آلودگیها وکثافات را داخل این بریزید وبا آن بیرون
ببرید وبعد ازآن به اتفاق بقیه مسلمانان برای نماز گزاردن آماده شدند ونماز گزاردند
وصلاح الدین بر روی منبر چوبی که سوگند خورده بود که خطبه ایراد کند خطبه خواند .واین
خطبه صلاح الدین اولین خطبه نماز بود بعد از صدوبیست سال تعطیلی . بعد از نماز دستور
داد که آن فردی را که نامه را نوشته بود را بیاورند وصلاح الدین خطاب به او گفت بخدای
محمد قسم میل نداشتم که خون احدی را بریزم اما نامه ات به حدی شرم آور بود که حداقل
جزایت کشتن است . بعد از آن قدس در اختیار مسلمین بود تا سال 1948میلادی .
بعد
از جنگ جهانی ا