چگونه و چرا زندگی را وقف اسلام باید کرد؟
چگونه و چرا زندگی را وقف اسلام باید کرد؟
نویسنده: استاد فتحی یکن / مترجم: عبدالعزیز سلیمی
بدین سبب که گرویدن به اسلام به معنای برخوردار بودن از عقیده، عبادة و اخلاق اسلامی بوده و در رابطه با خود و خانواده حضورش را باید حفظ نمود، همچنین زندگی با همه ی ابعادش و کلیه ی توانایی ها و امکانات را برای تقویت نفوذ و فراهم کردن زمینه ی حاکمیت اسلام هم باید فراهم کرد و در اختیارش قرار داد.
مردم در این حیات دنیا می توان به سه گروه تقسیم کرد
و چه خوب است هر کس خویشتن را محاسبه کرده و متوجه شود که به کدامیک از آن گروه ها تعلق دارد.
الف: دنیاپرستان
ماده پرستان اعتقادی، یا کسانی که در عمل هدف زندگی خود را منحصر به مادیات نموده اند. آنانی که قرآن «دهری»شان نامیده است، سردمداران این گروه می باشند.
قرآن راجع به آن ها می فرماید:
( وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ) انعام: 29
« و آنان ( اگر هم به دنيا برگردند ، ديگرباره ) ميگويند : زندگي تنها همين زندگي دنياي ما است و ما هرگز برانگيخته نميشويم ( و قيامت و دوزخ و بهشتي در ميان نيست ! ) . »
( وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ ) الجاثیه: 24
« منكران رستاخيز ميگويند : حياتي جز همين زندگي دنيائي كه در آن بسر ميبريم در كار نيست . گروهي از ما ميميرند و گروهي جاي ايشان را ميگيرند ، و جز طبيعت و روزگار ، ما را هلاك نميسازد ! آنان چنين سخني را از روي يقين و آگاهي نميگويند ، و بلكه تنها گمان ميبرند و تخمين ميزنند . »
در عصر ما کمونیست ها، علمانیها، معتقدین به «وحدت وجود» و دنباله روانشان در واقع نسخه ی جدیدی از دهریها قدیم بوده و باورهایشان از یک چشمه سیراب می شود.
در رابطه با سخن یکی از فلاسفه که گفته بود: «این جهان ساخته دست هیچ خدا وانسانی نیست، از قبل بوده و هم چنان به حیات خود ادامه خواهد داد، شعله فروزانی است که تحت تأثیر بعضی قوانین حاکم بر جهان هستی، گاهی خاموش و دوباره روشن می شود.»
«لنین» گفته است:
«چقدر زیبا و رسا – ایشان – ارزشهای دیالیکتیک را توضیح داده اند!؟» چنانچه انسان، حیات پس از مرگ را انکار کند، زندگی ای که در آن راجع به اعمال و نوع زندگی او در دنیا مورد بازخواست قرار می گیرد. مهمترین مسئله زندگی خود را دنیاپرستی و مادیات خواهد دانست و علم و حیات خود را وسیله ای برای دست یابی به آن نموده، نفس زنان به دنبال کششهای نفسانی حرکت کرده و در گرداب لذتهای زودگذر و همه رنگ، غرق خواهد گردید.
ب: واماندگان سرگردان
همه انسان هایی که به درد فساد و انحراف در عقیده مبتلا گردیده و با این تصور که بهترین کار را دارند انجام می دهند، همه توان و استعداد خویش را در به دست آوری و بهره گیری از مادیات به کار گرفته و در حقیقت آن ها را در غیر حق خود به کار برده اند، از جمله این گروه به حساب می آیند.
اینان هر چند به خدا و حیات پس از مرگ باور دارند، اما این باورشان باوری ظاهری و شکلی و به تمام معنی با واقعیات عملی زندگی بیگانه است.
اینان هر چند بعضی عبادت های رسمی و ظاهری را انجام می دهند، اما در واقع دنباله رو ماده پرستان می باشند.
در مورد آن ها سخن شاعر بسیار متناسب است که:
نمائیم ویران ما کاخ دین را تا بسازیم کوخ دنیا بین را
نه دینی ماند ما را سرانجام نه دنیای جانشین مر آئین را
در رساله «مردم را به چه چیزی دعوت می کنیم؟» امام شهید حسن البنا رضوان الله تعالی علیه می فرماید:
«اهداف زندگی و سر منزل های مردم را قرآن مشخص نموده و بیان می نماید که بعضی از مردم هدف و مسئله ی مهمشان در زندگی لذت های زودگذر و خوراک و کامجویی است.
قرآن می فرماید:
(وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ ) محمد: 12
«كافران ( چند روزي از نعمتهاي زودگذر جهان ) بهره و لذت ميبرند و همچون چهارپايان ( بيخبر و غافل از سرانجام كار ) ميچرند و ميخورند ، و ( پس از بدرود حيات و گام نهادن به آخرت ) آتش دوزخ جايگاه ايشان است. »
و همچنین قرآن بیان می نماید که:
( زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ) آل عمران: 14
« براي انسان ، محبّت شهوات ( و دلبستگي به امور مادي ) جلوه داده شده است ، از قبيل : عشق به زنان و فرزندان و ثروت هنگفت و آلاف و الوف طلا و نقره و اسبهاي نشاندار ( و مركبهاي ممتاز ) و چهارپايان ( همچون : شتر و گاو و بز و گوسفند . . . ) و كشت و زرع . اينها ( همه ) كالاي دنياي پست ( فعلي ) است و سرانجام نيك ( تلاشگران در راه حق ) در پيشگاه خدا است ( و همو داند كه در آخرت به نيكوكاران چه چيزهائي عطاء خواهد كرد ) . »
راجع به گروهی هم که هدف اساسیشان در زندگی آتش افروزی و کمک به گسترش شرّ و فساد است قرآن می فرماید:
( وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ ) بقره: 205- 204
« در ميان مردم كسي يافته ميشود كه سخن او در ( باره امور و اسباب معاش ) زندگي دنيا ، تو را به شگفت مياندازد ( و فصاحت و حلاوت كلام او ، مايه اعجاب تو ميشود ) و خدا را بر آنچه در دل خود دارد گواه ميگيرد ( و ادّعاء دارد كه آنچه ميگويد ، موافق با چيزي است كه در درون پنهان ميدارد ، و گفتار و كردارش يكي است ) . و حال آن كه او سرسختترين دشمنان است. و هنگامي كه پشت ميكند و ميرود ( و يا به رياست و حكومتي ميرسد ) ، در زمين به تلاش ميافتد تا در آن فساد و تباهي ورزد و زرع و نسل ( انسانها و حيوانات ) را نابود كند ( و با فساد و تباهي خود ، اقوات و اموال و ارواح را از ميان ببرد ) ، و خداوند فساد و تباهي را دوست نميدارد . »
این ها نمونه هایی بودند از سر منزل و کعبه آمال بعضی انسانها، اما خداوند مؤمنین را از آلوده شدن به آن ها محفوظ نموده و مسئولیت مهم و ارزشمندی را جایگزین آن ها فرموده است. مسئولیت راهنمایی و دستگیری انسانها برای پیروی از حق و خیر و سلامت دنیا و سعادت آخرت و روشن کردن تاریکی های جهل و بی مسئولیتی حاکم بر جهان به وسیله نور خورشید اسلام.
ج: کسانی که دنیا را مزرعه آخرت می دانند
انسانهایی که پی به حقیقت زندگی دنیا برده و در مقایسه با حیات جاویدان آخرت آن را بسیار کوتاه و کم ارزش می دانند و متوجه هستند که زندگانی دنیا زمینی است برای کشت و زرعی که در روز قیامت باید بر سر خرمنش رفت و از ثمرش بهره برداری نمود، مؤمنین واقعی می باشند.
قرآن می فرماید:
( وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ) انعام: 32
« زندگي دنيا ( كه كافران تنها آن را زندگي ميدانند ) سرگرمي و بازيچهاي بيش نيست ، و سراي آخرت ( جهان حقيقي است و ) براي پرهيزگاران بهتر ( از اين جهان فاني ) است . آيا ( اين امر بديهي را ) نميفهميد ( و سود و زيان خود را نميدانيد ). »
زندگی و مظاهر دنیا آن ها را مشغول نکرده و فریبشان نمی دهد و از حرکت در راستای رسیدن به اهدافی که برای تحقق آن ها خلق شده اند، بازشان نمی دارد.
خداوند می فرماید:
( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) ذاریات: 56
« من پريها و انسانها را جز براي پرستش خود نيافريدهام . »
گرویدگان راستین اسلام دنیا را میدان رقابت و مسابقه در جهت فرمانبرداری و کسب رضای خداوند می دانند و همه آن چیزهایی را که در زندگی از آن برخوردارند اعم از علم، ثروت تجارت، اندیشه، وقت و … در این راستا مورد بهره برداری قرار می دهند. برعکس ماده پرستان و دنیا طلبان که همه چیزشان را برای رسیدن به کششها و تمایلات نفسانی و شیطانی به خدمت می گیرند.
شاهد بر این مدعا، آن است که همه دست آوردهای تمدن امروز و نتایج تحقیقات دانشمندان و مخترعین به غیر از فراهم نمودن رفاه و آسایش مادی و جسمی انسان، هدف دیگری را دنبال نمی کنند.
در پدیده های متخلف مولود تمدن امروزی کمتر به مواردی برخورد می نماییم که مستقیماً در خدمت امنیّت- فکری، اخلاقی، اجتماعی- و آرامش – سیاسی و بین المللی- قرار داشته باشند.
اتومبیل، هواپیما، لباسشویی، یخچال، جاروبرقی، آب میوه گیری، پنکه و کولر، لوازم آرایش و زینتی و دیگر مایحتاج زندگی که بیش از صدها و هزارها نوع بوده و به وسیله ی کشورهای مختلف تولید می شوند، بلااستفاده در خدمت رفاه و آسایش جسمی انسان قرار دارند و لاغیر!؟
اما باید بپذیریم که – اسلام به هیچ وجه با تحقیقات علمی، اختراعات و تولید و … مخالفتی نداشته و ندارد. اما نباید مواردی را از نظر دور داشت.
الف: توجه به صنعت و اختراعات – در محدوده ای باید باشد که زیان و تباهی فکری، اخلاقی – و ویرانی را برای انسان به ارمغان نیاورد.
ب: همه ی پدیده ها و وسائل، در خدمت تأمین خیر و سعادت اجتماعی انسان قرار گیرد.
ج: به جنبه های مختلف و استفاده های گوناگون آن رنگ شرعی داده شود و موازین دینی در بهره گیری از آن ها مراعات گردد.
امام شهید حسن البنا رحمة الله تبارک و تعالی علیه، در رساله «ما مردم را به چه چیزی فرا می خوانیم؟» راجع به این موضوع می فرماید:
«شما را به خدا دوستانم، آیا مسلمانان به این حد از معرفت دینی دست یافته اند که در اثر آن شخصیت ارزشمند خود را باز یابند و روح و قلبشان لطیف و نورانی شود. از بندگی ماده، آزاد گردند و به لذات زودگذر و کششهای کم ارزش پشت پا زنند و امور بی ارزش و اهداف پست فریبشان ندهد و از بلندای معراج ایمان با سر در سراشیبی ذلت سقوط ننمایند!؟ روی خویش را به جانب پروردگاری که پدید آورنده ی آسمان ها و زمین است جهت می دهند و حق طلبی و بازگشت به خویشتن و زمینه ی حاکمیت دین خدا را فراهم نمودن، هدف اساسی زندگی خود قلمداد می کنند و در تبلیغ دین تلاشگر و در پاسداری از حرمت آن ایثارگرند؟ یا اینکه اسیر دست کششهای نفسانی و خواسته های خودخواهانه شده و همه تلاش و عمر خود را در به دست آوردن لقمه های لذیذ و ماشینی تندرو و زیبا، اشیاء لوکس، استراحتی آرامش بخش، زنی زیباروی، ظاهری فریبنده و لقبی پوچ به کار می گیرند!؟
مضمون این شعر بیان حال آنان است که:
مزار آرزوها را زائرند و مبتلا به سهم خویش،
دعویی در نوردیدن دریاها را دارند و اما بی آنکه پایشان تر شود.
رسول گرامی اسلام هم می فرماید:
«وای به حال پول پرستان و بندگان لقمه ای نان.»[1]
د: چگونه می شود در خدمت اسلام بود؟
به خاطر آنکه این امکان را بیابیم که همه جوانب زندگی را در مسیر اسلام جهت بدهیم و آن را در خدمت اسلام قرار دهیم و فهم و احساس مسئولیت راجع به بعضی امور بسیار ضروری است از جمله:
1- درک فلسفه ی زندگی:
قرآن می فرماید:
( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) ذاریات: 56
« من پريها و انسانها را جز براي پرستش خود نيافريدهام . »
( وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ) هود: 7
« خدا آن كسي است كه آسمانها و زمين را در شش دوره بيافريد و ( پيش از آن ، جهان هستي جز موادّ مذاب گازي شكل گسترده در گستره گيتي نبود ، و اين جهان هستي و پاي ) تخت قدرت خدا بر ( اين ماده عظيم به ظاهر ) آب ، قرار داشت . ( اين آفرينش سترگ و شگفت را بدين خاطر ساخت ) تا شما را بيازمايد ( و معلوم شود ) كه چه كساني از شما كارهاي نيكو ميكنند ( و چه افرادي از شما كارهاي بد ميكنند ) . اگر به آنان بگوئي شما بعد از مرگ برانگيخته ميشويد ( و زندگي دوباره پيدا ميكنيد ) كافران ( از روي شگفت ) ميگويند ( چيزي را ميگوئي باوركردني نيست و واقعيّت ندارد ؛ بلكه ) اين يك جادوگري آشكاري است ( كه خردها را به بازيچه ميگيرد ). »
2- درک بی ارزشی دنیا در مقایسه با آخرت
قرآن می فرماید:
( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ ) توبه: 38
« اي مؤمنان ! چرا هنگامي كه به شما گفته ميشود : ( براي جهاد ) در راه خدا حركت كنيد ، سستي ميكنيد و دل به دنيا ميدهيد ؟ آيا به زندگي اين جهان به جاي زندگي آن جهان خوشنوديد ؟ ( و فاني را بر باقي ترجيح ميدهيد ؟ آيا سزد كه چنين كنيد ؟ ) تمتّع و كالاي اين جهان در برابر تمتّع و كالاي آن جهان ، چيز كمي بيش نيست . »
همچنین قرآن می فرماید:
( فَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ) شوری: 36
« آنچه به شما داده شده است ، متاع ( زودگذر و فناپذير ) زندگي دنيا است ( و در اصل برق جهان ، شعلهاي در برابر باد ، حبابي بر سطح آب ، و غباري در مسير طوفان است ) . ولي آنچه ( از پاداشها و مواهبي كه ) نزد خدا است بهتر و پايدارتر براي كساني است كه ايمان آورده باشند و بر پروردگارشان توكّل كرده باشند . »
نقل می نمایند که:
روزی پیامبر بزرگوار اسلام در کنار محلی که مردم اشیای اضافی و بدون استفاده خود را در آنجا می ریختند ایستاد و خطاب به همراهانش فرمود: «بیایید، بیایید دنیا را مشاهده کنید.» ایشان پارچه پاره و استخوان پوسیده ای را در دست گرفته و فرمودند: این دنیاست…!؟
و روزی ایشان از محلی که گوسفند مرده را در آن رها کرده بودند عبور می نمود، ایشان ایستاده و خطاب به همراهانش فرمودند: «می بینید که این گوسفند در نظر صاحبش تا چه بی ارزش شده و آن را دور انداخته است. به خدا قسم، دنیا از نظر خداوند بسیار بی ارزشتر است از بی ارزشی این گوسفند در نظر صاحب آن. چنانچه دنیا در نظر خداوند به اندازه ی بال پشه ای ارزش داشت، هیچ کافری را از آشامیدن یک جرعه آب بهره مند نمی کرد.»
ایشان همچنین فرموده اند:
«آخرت دارد فرا می رسد – اما متأسفانه – حرص و علاقه ی مردم به دنیا روز به روز بیشتر می گردد و دوریشان از خدا مدام فزونی می گیرد.»
و ایشان فرموده اند که:
«برای اهل ایمان دنیا همچون زندانی و برای اهل کفر به سان بهشت می باشد.»[2]
3- یقین به حتمی بودن مرگ و پند پذیری از آن:
قرآن می فرماید:
( كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ) الرحمن: 26- 27
« همه چيزها و همه كساني كه بر روي زمين هستند ، دستخوش فنا ميگردند . و تنها ذات پروردگار با عظمت و ارجمند تو ميماند و بس . »
باز قرآن در این رابطه می فرماید:
( كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ ) آل عمران: 185
« هر كسي مزه مرگ را ميچشد ، و بيگمان به شما پاداش و پادافره خودتان به تمام و كمال در روز رستاخيز داده ميشود . و هركه از آتش دوزخ به دور گردد و به بهشت برده شود ، واقعاً سعادت را فراچنگ آورده و نجات پيدا كرده است . و زندگي دنيا چيزي جز كالاي فريب نيست . »
از رسول گرامی اسلام نقل می نمایند که فرموده است:
«از مرگی که همه خوشی ها را از یاد می برد و جمع ها را متفرق میسازد، بسیار خود را یادآوری نمایند.»[3]
ابوذر غفاری (رض) می فرماید:
روزی از رسول گرامی (ص) پرسیدم که در نوشته های حضرت موسی «تورات» چه مطالبی موجود بود؟
ایشان در جواب فرمودند: همه اش هدایت و اندرز بود – مثل این نمونه ها که – «تعجب می نمایم از اظهار خوشحالی آن هایی که مرگ را حتمی می دانند و از کسانی که با ایمان به وجود آتش سوزنده ی جهنم مدام می خندند و از آن کسی که به تعیین سرنوشت انسان یقین دارد اما ناآرامی و ناسپاسی می نماید و در مقابل مشکلات شکیبایی خود را از دست می دهد. و همچنین تعجب می نمایم از انسانهایی که به دادگاه و محاکمه ی آخرت ایمان دارند اما در تلاش و عمل کوتاهی می کنند.»
حضرت ابوهریره (رض) روایت می نمایند که:
«روزی نیست که این قبر – با زبان حال – و با صدای رسا و گویا فریاد نکشد که این انسانهایی که مرا فراموش کرده اید؟ مگر نمی دانید من کلبه تنهایی و تنگ و تاریکم و در من کرم ها کار خود را می کنند و جای بسیار وحشتناکی هستم؟ – اما نه برای همه کس – زیرا خداوند مرا برای بعضی از بندگان نیکوکارش وسیع می گرداند!؟»
بعد از آن ایشان فرمودند:
«قبر – از دو حال خارج نیست – یا باغچه ای است از باغهای بهشت یا کوره ای است از کوره های آتش جهنم.»[4]
4- آگاهی یافتن به حقیقت اسلام
آگاهی پیدا نمودن از روح و ماهیت اسلام به وسیله ی کسب دانش و آگاهی فقهی و دینی و اطلاع از احکام حلال و حرام و …
قرآن می فرماید:
(وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْماً ) طه: 114
«بگو : پروردگارا ! ( در پرتو قرآن ) بر دانشم بيفزا ( و از قرآن و ابعاد مختلف آن آگاهترم فرما ). »
پیامبر محبوب اسلام فرموده اند که:
«فراگیری علم و دانش دینی، موکول به تلاش و کسب آنهاست و هر کس که مورد لطف و توجه خداوند قرار بگیرد، او را با دین آشنا می سازد.»[5]
و فرموده اند:
«پیامبران بعد از خود پول و سرمایه ای را به جا ننهاده اند. آنها علم را از خود به جا گذاشته اند، هر کس که در پی به دست آوردنش باشد، سهم به سزایی را نصیب خود خواهد نمود.»[6]
5- شناخت ماهیت جاهلیت و زندگی غیر دینی:
با کسب اطلاع از اندیشه ها و آرمان ها، برنامه ریزی ها و لغزشها و عیوب جاهلیت می توان آن را شناخت و از خطرات و ضررهایش خود و جامعه را حفظ نمود و برای مقابله با آن امکان بهره گیری از امکانات را به دست آورد.
رسول گرامی اسلام فرموده است:
«کسی که با زبان ملتی – و در نتیجه با فکر و فرهنگ و روشهای برخورد با آن ها- آشنایی پیدا کند این امکان را خواهد یافت که از شرشان در امان ماند.»
——————————————————
منبع: دعوت اسلامی / مؤلف: استاد فتحی یکن / مترجم: عبدالعزیز سلیمی / انتشارات: نشر احسان 1372
[1] – روایت از امام بخاری است.
[2] – روایت از مسلم
[3] – روایت از ترمذی است.
[4] – روایت از طبرانی است.
[5] – روایت از ابوداوود و ترمذی
[6] – روایت از ابوداود و ترمذی