تربیت، اخلاق و تزکیهمطالب جدید

سخن و کلام پاک و نیکو از دیدگاه قران و سنت

سخن و کلام پاک و نیکو از دیدگاه قران و سنت

:دکتر احمد شرباصی مصری / مترجم: محمد بهاءالدین حسینی

پاک سخن(طیّب الکلام)

طیب، به معنای حلال، پاک و پاکیزه و نظیف است. تطیب، زدودن آلودگی[و بر خود بوی خوش مالیدن و خود را خوشبو کردن]. طیب، آن چه که حواس و نفس آدمی از آن لذت ببرد. طعام طیب در شرع، آن چه که مصرف کردنش به مقدار نیاز و در جایگاه خاص خود، روا و مطلوب باشد. پس وقتی[این تعریف] ما صدق پیدا می کند، که آن چیز در هر شرایط و زمانی پاک و پاکیزه به حساب آید و اگر چنین نباشد، هر چند اکنون پاک محسوب است؛ اما[همیشه] و در آینده پاک نخواهد بود. طیب در میان انسان ها، کسی است که از نادانی و سفاهت و بدکاری و اعمال زشت و قبیح، پاک و به لباس علم و ایمان و کارهای نیکو آراسته باشد.

گفتار سنجیده ی بی غل و غش و یا سخن نیکو و بی ریا، فضیلتی والا مرتبه ی قرآنی است که صفای قلب و صداقت زبان انسان به آن شناخته می شود. وقتی خداوند، قلبی پاک و مالامال از احساس و زبانی شیرین و خوش بیان[ و دور از فریبکاری] را روزی آدمی نمود، به یقین سرافرازی و موفقیت را به وی بخشیده. این است که برخی از پیشوایان می گویند:«سخن خالص و بی پیرایه، فرجام عمل بزرگ و نیکوست» بله سخن و گفتار پاکیزه و بی آلایش[و دور از منکر و معاصی] هم چون سحر در انسان اثر می گذارد، به قلبش نیرو می بخشد، روانش را آرام نگه می دارد و آرامش و سعه ی صدر به او می دهد. موفقیت در بیان پاک از طریق گفتار پاکیزه و بی غل و غش بخششی والا مرتبه ی ربانی به شمار می آید. گویند:«سخن و گفتار پاکیزه، عطایای[خدای بزرگوار] است. تردیدی نیست که سخن، بیانگر و دلیل و راهنمای شنخات خرد آدمی و نیت پاک دل و درون اوست.»

«به یقین، سرچشمه ی سخن از ته دل است و زبان[چگونگی نیت] درون را باز می گوید»

قرآن در بسیاری از آیاتش، انسان را به سوی سخن پاک و دور از آلودگی، تشویق می کند و می فرماید:

«‏ وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏»آل عمران/104

(‏ بايد از ميان شما گروهي باشند كه ( تربيت لازم را ببينند و قرآن و سنّت و احكام شريعت را بياموزند و مردمان را ) دعوت به نيكي كنند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند ، و آنان خود رستگارند . ‏)

(‏ ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ‏)نحل/125

«‏ ( اي پيغمبر ! ) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهاي نيكو و زيبا به راه پروردگارت فراخوان ، و با ايشان به شيوه هرچه نيكوتر و بهتر گفتگو كن‌ ؛ چرا كه ( بر تو تبليغ رسالت الهي است با سخنان حكيمانه و مستدلاّنه و آگاهانه ، و به گونه بس زيبا و گيرا و پيدا ، و بر ما هدايت و ضلال و حساب و كتاب و سزا و جزا است . ) بي‌گمان پروردگارت آگاه‌تر ( از همگان ) به حال كساني است كه از راه او منحرف و گمراه مي‌شوند و يا اين كه رهنمود و راهياب مي‌گردند . ‏»

(‏ وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ‏)فصلت/33

«‏ گفتار چه كسي بهتر از گفتار كسي است كه مردمان را به سوي خدا مي‌خواند و كارهاي شايسته مي‌كند و اعلام مي‌دارد كه من از زمره مسلمانان ( و منقادان اوامر يزدان ) هستم‌ ؟ ‏»

قرآن حکیم، بندگان خدا را برای بیان سخن نیکو و پاکیزه تشویق می کند و می فرماید:

(‏ وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوّاً مُّبِيناً ‏)اسرا/53

«‏ ( اي پيغمبر ! ) به بندگانم بگو : سخني ( در گفتار و نوشتار خود ) بگويند كه زيباترين ( و نيكوترين سخنها ) باشد . چرا كه اهريمن ( به وسيله سخنهاي زشت و ناشيرين ) در ميان ايشان فساد و تباهي به راه مي‌اندازد ، و بي‌گمان اهريمن ( از دير باز ) دشمن آشكار انسان بوده است ( و پيوسته درصدد برآمده تا آتش جنگ را با افروزينه وسوسه شعله‌ور سازد ) . ‏»

به بندگان باایمان اعلام کن که سخن نیکو بگویند. سخن نیکو، یعنی، کلمه ی توحید و یکتا پرستی و اقرار به رسالت پیامبر. حال اگر کافری در مورد توحید و عقیده با آنان به جدال برخاست؛ در جوابش بگویند: خداوند تو را هدایت فرماید و بر تو رحم آورد.

باید این خداپرستان- قاطعانه- حسن ادب و گفتار شیرین و پاکیزه را در میان خود مراعات نمایند و سرلوحه ی سیمین زندگی خویش  قرار دهند و به یاد آورند که سخن زشت از وسوسه ی اهریمن بر می خیزد؛ چون دشمن دیرینه و آشکار آدمی است.

قرآن، این سخن پاکیزه و نیکو را از زمره ی پیمان و تعهدی به حساب می آورد که : خداوند از بنی اسرائیل گرفت. می فرماید: ) وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ( بقره/83

«‏ و ( به ياد آوريد ) آن زمان را كه از بني‌اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و نسبت به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكي كنيد ، و به مردم نيك بگوئيد ، و نماز را برپا داريد ، و زكات را بپردازيد . سپس شما جز عدّه كمي روي برتافتيد و سرپيچي كرديد ( و از وفاي به پيماني كه با خدا بسته بوديد ) روي‌گردان شديد . ‏»

قرآن، سخن بهتر را در دعوت به خیر، انجام کار پسندیده، بازداشتن از کار زشت راستگویی در خبر، مدارا و نرمی در گفتگو و… مجسم کرده است و می فرماید:

(‏ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤاً وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ ‏‏ وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ ‏‏ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ‏)حج/23-25

«‏ ( اين حال گروه اوّل ، يعني كافران در قيامت است . امّا گروه دوم كه مؤمنانند ) خداوند كساني را كه ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته انجام داده‌اند ، به باغهائي ( از بهشت ) داخل مي‌گرداند كه در زير ( درختان و كاخهاي ) آن رودبارها جاري است . آنان با دستبندهائي از طلا و مرواريد زينت مي‌يابند ، و جامه‌هايشان در آنجا از حرير است . ‏‏ آنان به سوي ( گفتن ) سخنان زيبا ، و راه ( انجام كارهاي ) پسنديده رهنمود مي‌گردند . ‏ بي‌گمان كساني كه كفر مي‌ورزند و ( مردمان را ) از راه خدا ( كه دين اسلام است ) و ( مؤمنان را ) از ( ورود به ) مسجدالحرام باز مي‌دارند كه ( مكّه است و ما ) آن را براي همه مردمان ، اعم از كساني كه در آنجا زندگي مي‌كنند و يا از نقاط ديگر بدان وارد مي‌شوند ، يكسان ( حرم امن و امان و محلّ مراسم حجّ و عمره ) نموده‌ايم ، همچنين كساني كه با توسّل به ظلم ( از حدّ اعتدال خارج مي‌شوند و ) در آن سرزمين مرتكب خلاف مي‌گردند ، عذاب دردناكي بديشان مي‌چشانيم . ‏‏»

اهل تفسیر می گویند: واژه های «الطیب من القول» در آیه؛ یعنی، قرآنی که به ترتیل قرائت شود یا دعایی بیدار کننده و یا اندرزی هشدار دهنده. باید دقت کنیم که چگونه- در این جا- قرآن، الطیب من القول