تربیت، اخلاق و تزکیهدعوت و داعیمطالب جدیدمهارتهای زندگی

رهنمودهایی برای پشت سر گذاشتن منیت و شناخت هشیاری برتر

رهنمودهایی برای پشت سر گذاشتن منیت و شناخت هشیاری برتر

نویسنده: وین دایر / مترجم: محمد رضا آل یاسین

توصیه های زیر یاریتان می کند که فراسوی منیت و نفس پرستی گام بردارید. در فصل های آینده در باره آزاد کردن وجود راستین از چنگال نفس سرکش راه های بیشتری را با شما در میان خواهم گذاشت.

 

تمایلات نفسانی خود را بشناسید:

 تعیین کنید که نفسانیات شما در چه وقت بیشترین نفوذ را بر زندگی شما اعمال می کند. از خود بپرسید: «آیا من به ندای وجود کاذبم گوش می کنم و یا سخن خویش برترم را کانون توجه قرار می دهم؟»

هر چه در باره حضور منیت در وجودتان و شیوۂ اعمال نفوذش آگاهی بیشتری کسب کنید  کمتر آلت دست آن قرار می گیرید. برای مثال اگر در باره مقام و موقعیت خود به کسی فخر می فروشید و به خاطر صورت ظاهر، توانایی ها، مال و دارایی و سایر دستاوردهای مادی به خود می بالید، تردید نکنید که منیت و نفس پرستی شما از این طریق سرگرم کار است تا متقاعدتان کند که از خدا جدا هستید و نسبت به دیگران برتری دارید.

تا به محض این که حس کردید کنترل افکار و رفتارتان را به منیت واگذار کرده اید، بی درنگ جامه خودخواهی و خودشیفتگی را از تن به در کنید و در مسیر هشیاری برتر گام بردارید. همانگونه که سیسرو قرن ها پیش گفت: «هیچ چیز مانند نیکوکاری انسان را به خدا نزدیک نمی کند. به هر حال آگاهی از حضور منیت و آشنایی با شیوه کارش نخستین گام برای مهار کردن این موجود شیطانی به شمار می آید.

در این مورد بخوانید: پل‌های قرآن یا چهار زندان که انسان گرفتار آن می شود

 

 ببینید چند بار در طول روز از ضمیر «من» استفاده می کنید:

 احساس خودشیفتگی بر این نکته دلالت دارد که منیت بر وجودتان حکمفرمایی می کند و در نتیجه اجازه نمی دهد که از آزادی باطنی سرشار از خیر و برکت که از مزایای فطرت خداگونه شماست بهره مند شوید. با غافلگیر کردن خود هنگام استفاده مکرر از ضمیر «من» و جلوگیری از تمرکز بر «خود» فراسوی مرز خود پرستی گام برخواهید داشت.

اگر سخنان خود را هنگام گفتگو با دیگران کنترل کنید، از تعداد مراجعه «به خود» در خلال کلمه ها و عبارت ها غرق در حیرت خواهید شد. هر چه بیشتر بتوانید «من» را از گفتار و رفتارتان حذف کنید، آزادی فردی بیشتری را تجربه خواهید کرد.

 منیت را موجودی تلقی کنید که برای دستیابی به هدف و مقصودی بر شانه تان نشسته استک

 منیت همواره همنشین و مونس شماست. هدفش آن است که متقاعدتان کند از خدا جدا هستید، نسبت به دیگران برتری دارید و در عالم هستی موجودی خاص و استثنایی به شمار می آیید. هر چه به لفاظی های این موجود پلید بیشتر گوش کنید، از مسیر شناخت قدرت معنوی خویش بیشتر فاصله می گیرید.

 هرگاه علایم و نشانه هایی حاکی از حضور منیت را در وجودتان حس کردید آرام به خود بگویید: «تو باز هم پیدایت شد. تو می خواهی که من این طعمه را بردارم و در دام خودخواهی خویش گرفتار شوم. اگر افکار و رفتار خود را مرور و بررسی کنید با شگفتی در خواهید یافت که بیشتر آنها با تلاش و تکاپوی این موجود نامریی که بر شانه شما آشیان دارد، رشد و پرورش یافته است.

خود پرستی از شما می خواهد که برای اثبات نقطه نظرهای خویش، از کوره در بروید.اگر مورد لطف و مساعدت کسی قرار نگرفتید، به او ناسزا بگویید وقتی اوضاع بر وفق مراد نیست رنجش به دل بگیرید و هنگامی که در مسابقه و یا مباحثه برنده نمی شوید آزرده خاطر گردید. اما دل نگران نباشید. زیرا با شناخت و آشنایی با طرز کار منیت و توسل به همت و عزم راسخ خویش عاقبت این موجود پلید را از اریکه قدرت پایین خواهید کشید تنها کافی است او را بشناسید و اعتراف کنید که او حاکم بلامنازع وجود شماست و با تمام توان سرگرم کار است و آنگاه با استفاده از رهنمودهای این کتاب با مستمری کامل او را بازنشسته کنید.

از توجه به خود دست بشویید و گوش کردن به سخن دیگران را تمرین کنید:

ذهن خود را به سخنان و احساسات طرف مقابل متمرکز کرده و به جای استفاده از ضمیر «من» با ضمیر «شما» کلام خود را آغاز نمایید. برای مثال در واکنش به سخنان فردی که در باره تجربه خود از بیمارستان سخن می گوید، به ماجرایی در مورد تجربه خود از بیمارستان اشاره نکنید بلکه یا سخنان او را تفسیر کنید و یا متقاعدش کنید که واقعا به کلام او گوش کرده و احساستش را درک نموده اید. ممکن است بگویید: «شما واقعا با تجربه ای هراس انگیز رو به رو شدید، این طور نیست؟» با استفاده از فن دقیق شنیدن از این که تا چه اندازه می آموزید و خود را در مسیر مقصود نهایی زندگی خویش حس میکنید شگفت زده خواهید شد. با این شیوه می توانید نفس سرکش را فرو نشانید و برای حضور خویش برتر جا باز کنید.

 فعالانه با عادت آزاد گذاشتن نفس سرکش مقابله کنید:

 نیساراگاداتا ماهاراجا در یکی از مصاحبه هایش گفت: «بر عادت های کهنه و دیرینه فکر کردن و احساس کردن خود غلبه کنید. همواره به خود بگویید، نه، نمی توانم این گونه باشم؛ مثل این نیستم؛ به آن نیاز ندارم؛ آن را نمی خواهم. به این ترتیب روزی فرا خواهد رسید که شالوده و بنیان خطا و ناامیدی فرو خواهد پاشید و سیارۂ خاک برای یک زندگی جدید آزاد و آماده خواهد شد.

هر چه در برابر اقتدار و سلطه گری بیشتر مقاومت کنید، زودتر به خویش برترتان مجال می دهید تا جایی را که پیش از این منیت اشغال کرده بود، پر کند.

 برای نابود کردن تصور باطل جدایی، همه روزه به مراقبه و آرام کردن ذهن بپردازید:

 هر چه برای متوقف کردن گفتگوهای درونی بیشتر وقت صرف کنید، بیشتر به درک این نکته نایل می آیید که از خدا و میلیاردها ارواحی که تسلسل نیروی خدا هستند جدا نیستید. بعلاوه بتدریج همانگونه که میل دارید با شما رفتار شود با دیگران رفتار خواهید کرد. از این هشیاری باطنی برخوردار خواهید شد که به همه انسان ها متصل و مرتبطید. آرامش مراقبه بیش از هر کار دیگر پندار نادرست جدایی را از هم فرو می پاشد.

 بکوشید کلمه «استثنایی» را از سطح هشیاری خود بیرون رانید:

 کلمه استثنایی و یا منحصر به فرد به مفهوم بهتر و یا مهم تر است و وجود خدا را که در همه ما حی و حاضر است نفی می کند. همه ما منحصر به فرد و استثنایی هستیم. بنابراین هیچ یک از ما به برچسب استثنایی» نیازی ندارد. شما موجودی الهی، ابدی و جهت دار هستید و پس از وقوف به این واقعیت نیازی ندارید خود را با دیگری مقایسه و یا وقت خود را با کنترل رفتار دیگران تلف کنید. این کار زاییده منیت است. او با تلاش فراوان می کوشد بی وقفه شما را برانگیزد که منحصر به فرد بودن خود را ثابت کنید این آگاهی باطنی را به ذهن خود راه دهید که عشق الهی در همه کس و همه چیز جاری است و این متاعی است که باید آن را به جهان عرضه کنید؛ با وقوف به این آگاهی آرام و در امان خواهید بود و به تعریف و تمجید دیگران و یا حصول اطمینان از منحصر به فرد بودن خویش و یا جدایی از دیگران نیاز نخواهید داشت. ما جملگی بندگان خدا هستیم. هیچ کس در نزد خدا مطرود نیست و یا نسبت به  دیگری ارجحیت ندارد. همه ما یکی هستیم و رنج بشریت رنج خودمان است.

 افکار و احساساتتان را در طول روز یادداشت کنید:

 بنویسید که از کدام رفتار دیگران رنجش به دل می گیرید و ببینید که این رنجش چه نتیجه ای دارد. اگر در باره آن معترض هستید، از چشم انداز شاهد نظاره اش کنید؛ آنگاه متوجه خواهید شد که در واقع قضاوت شما مبنی بر این که دیگران چگونه باید با شما رفتار کنند آزارتان می دهد. همچنین به این نکته پی می برید که دلخوری و آزردگی خاطر شما به هیچ وجه در رفتار ناپسند دیگران تغییری پدید نمی آورد.

بنابراین بکوشید رنجش خود را از چشم انداز شاهد ببینید. صرفا به احساس خود توجه کنید و ببینید که این احساس مخرب چگونه شما را آلت دست قرار داده است. پس از آن که در مشاهده کار منیت ماهر و کارکشته شدید، در خواهید یافت که عمل مشاهده احساس وحشت و نگرانی شما را کاهش می دهد.

با استفاده از فن مشاهده خویش از جایگاه شاهد، در می یابید که هرگونه رنجش و آزردگی خاطر مؤید این نکته است که امیال نفسانی شما سرگرم کار است و بی وقفه در ذهنتان القاء می کند که: اوضاع و شرایط جهان باید متفاوت باشد یا مردم حق ندارند این گونه با شما رفتار کنند.

این قضاوت ها آرمانهای کاذب شماست و سخت می کوشد تا متقاعدتان کند، جهان، اوضاع و شرایط و مردم باید بر وفق مراد شما عمل کنند.

بیشتر ببخشید و کمتر انتظار داشته باشید:

این طرز برخورد شیوه مناسب