معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> و آنگاه که ملتی بیدار شود …
شعب یرید
شعب یرید

و آنگاه که ملتی بیدار شود …

و آنگاه که ملتی بیدار شود …

نوشته: دکتر ابراهیم الترکاوی / برگردان: عبدالرحمن عزام

کسی که به حال امت اسلامی- و آنچه در بیشتر کشورهای اسلامی از ایستایی و دیرینگی می گذرد- و یا به چگونگی دنیای اطراف ما – و آنچه از دگرگونی، پیشرفت و نوآوری در بیشتر کشورهای آن به نظر می رسد – می اندیشد؛ ممکن است این سوال – که از دو بخش وابسته به هم تشکیل شده- او را پیش آید: ستمکاران چه وقت می دانند و ملت ها چه زمانی بیدار می شوند؟

هرگاه جهت دانستن رمز این راز، بر گذر زمان و امتداد تاریخ، در روشنایی قرآن نگریسته شود، در خواهیم یافت که:

چه بسا سرکشان و ستم پیشگانی که در پی هم آمده و باغفلت بر روی زندگی پیشینیان خویش، پاگذاشته و از سرنوشت شان جهت پند و اندرز بهره ای نبرده اند.

قرآن در این زمینه به زبان حال ایشان را مورد خطاب قرار داده بیان می دارد: وَسَکَنتُمْ فِی مَسَاکِنِ الَّذِینَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَیَّنَ لَکُمْ کَیْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَکُمُ الأَمْثَالَ (ابراهیم/۴۵) و در سرزمین و دیار مردمان ظالمی (همچون عاد و ثمود) سکونت گزیدید و ( عبرت نگرفتید، هرچند که ) برایتان روشن بود که در حق آنان چگونه رفتار کردیم ( و بر سر ایشان چه آوردیم، ) و مثلها برایتان زدیم ( مبنی بر این که گذشتگان چه کردند و در مقابل چه دیدند ، امّا پند نگرفتید و امروز گرفتار شدید ).

حوادث و نشانه های بزرگی که زمین را به حرکت در می آورد و کوه ها را از جای بر می کند، بر سرکشان و اطرافیان شان می گذرد؛ اما هیچ یک از ایشان، این پیش آمدها را درک ننموده کماکان در گمراهی و کجروی خود روان، و در طغیان و سرکشی خویش سرگردان اند.

قرآن در ذیل چند آیه به موضوع اشاره نموده می فرماید:

  • أَوَلاَ یَرَوْنَ أَنَّهُمْ یُفْتَنُونَ فِی کُلِّ عَامٍ مَّرَّهً أَوْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ لاَ یَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ یَذَّکَّرُونَ (توبه/ ۱۲۶) (آیا منافقان نمی بینند که در هر سالی، یک یا دو بار مورد آزمایش قرار می گیرند بعد از آن توبه نمی کنند و عبرت نمی گیرند و بیدار و هوشیار نمی شوند).
  • وَ کَأَیِّن مِّن آیَهٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ (یوسف/۱۰۵) (و چه بسیار دلائل و نشانه هایی در آسمانها و زمین وجود دارد که آنان ( کورکورانه ) از کنارشان می گذرند و از پذیرش آنها روی می گردانند).

هرگاه از راز این کودنی، غفلتِ دوام دار و پرده‏ی حقیقت پوش روی چشمان شان، پرسان نماییم، جواب قرآن را چنین می یابیم: حِکْمَهٌ بَالِغَهٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ (قمر/۵) ( این آیات ) عبرتهای بسنده و اندرزهای رسائی هستند ( که می توانند در روح و جان شنوندگان و بینندگانی که آماده پذیرش حق و حقیقت باشند، اثر بگذارند ) امّا بر حذر داشتنها و بیم دادنها ( ی قرآنی برای افراد لجوج بیفایده است و به حال آنان ) سودی ندارد .

شعب یرید
شعب یرید

همچنان: وَمَا تُغْنِی الآیَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ یُؤْمِنُونَ ( یونس/۱۰۱) آیات ( خواندنی کتابهای آسمانی، از جمله قرآن، و دیدنی جهان هستی ) و بیم دهندگان ( پیغمبر نام، و اندرزها و انذارها هیچ کدام ) به حال کسانی سودمند نمی افتد که نمی خواهند ایمان بیاورند.

و یا هم می فرماید: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف/۱۷۹) بسیاری از جنّیان و آدمیان را آفریده و ( در جهان ) پراکنده کرده ایم که سرانجام آنان دوزخ و اقامت در آن است. ( این بدان خاطر است که ) آنان دلهائی دارند که بدانها ( آیات رهنمون به کمالات را ) نمی فهمند، و چشمهائی دارند که بدانها ( نشانه های خداشناسی و یکتاپرستی را ) نمی بینند، و گوشهائی دارند که بدانها ( مواعظ و اندرزهای زندگی ساز را ) نمی شنوند. اینان همسان چهارپایانند و بلکه سرگشته ترند (چرا که چهارپایان از سنن فطرت پا فراتر نمی گذارند، ولی اینان راه افراط و تفریط می پویند). اینان واقعاً بی خبر ( از صلاح دنیا و آخرت خود ) هستند.

و در جایی دیگر: أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ (حج/۴۶) آیا در زمین به سیر و سفر نپرداخته اند تا ( از دیدن آثار گذشتگان و مشاهده ویرانه های کاخهای ستمگران ) دل‏هایی به هم رسانند که بدانها ( وظیفه‏ی خود را در قبال دعوت حق، درک و ) فهم کنند، و گوش‏هایی داشته باشند که بدانها ( اخبار جبّاران، و ندای وجدان، و فرمان یزدان را ) بشنوند؟ چرا که این چشمها نیستند که کور می گردند، و بلکه این دل‏های درون سینه ها هستند که نابینا می شوند.

وقتی که آیات الهی و بیم دهندگان او، به حال کسانی که دل‏های شان را به غلاف کشیده، چشمان شان را به کوری و گوش‏های شان را به ناشنوایی زده اند، سودی ندارد، بر تو است که چنین سوالی را بارها و بارها مطرح نمایی که: پس طغیان گران چه زمانی به حقیقت می رسند و به واقعیت پی می برند؟!

به طور نمونه؛ در این هنگام، جواب یک رئیس جمهور معزول و برکنار شده بعد از اینکه همه راه‏ها بر او بسته و از جانب ملت خویش در احاطه قرار می گیرد؛ در حالی که لرزان و بااضطراب بر سر پاهای در هم پیچیده‏ی خویش ایستاده و در آخرین سخنان خویش قبل از کوچیدن و رخت سفر بربستن از دیارش، بیان می دارد؛ چنین است: «حالا خواسته‏ ی شما را دانستم!»

آری، حالا ما هم دانستیم، و یقین حاصل نمودیم. درست همانطوری که تو و دیگران دانستید.

براستی، پس طغیان پیشه‏گان و سرکشان، چه وقت به حقیقت می رسند؟

حاکمان زورمند و مستبد، فقط یک زبان می فهمند و بس، و آن هم زبانی که ملت ها را به خواری و خفت کشانده، دهن ها را می بندد و نَفَس ها را در سینه ها بند می کند.

سرکشان، هرگاه با خواری و زبونی مغلوب ملت های شان قرار گرفته و همه درها بروی شان مسدود و از هر طرف در احاطه‏ در آیند؛ حقیقت را درک می کنند؛ آن هم با زبان زورمندی و قهر.

در این هنگام، طاغیان خواسته‏ های ملت شان را دانسته و با حالتی مملوء از ذلت و خواری ندا در می دهند: (حالا خواسته‏ ی شما را دانستم!) و آن هم درست زمانی که وقت از دست رفته و فهم و به حقیقت رسیدن، ایشان را از چیزی بی نیاز نمی کند.

طاغیان بسان پیشوای بزرگ شان (فرعون)، زبان قهر و زور را می دانند و بس، آری، فرعون در حالی که از همه جوانب احاطه شده و قدرتی فوق همه‏ی قدرتها او را در بر گرفته و در حال غرق شدن بود؛ بر ایشان (پیروان خویش) پیشی جسته گفت: آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِیلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِینَ (یونس/۹۰) ایمان دارم که خدائی وجود ندارد مگر آن خدائی که بنی اسرائیل بدو ایمان آورده اند و من از زمره فرمانبرداران ( و مطیعان فرمان یزدان ) هستم .

ولی حالا، آلآنَ وَقَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَکُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ ( یونس/۹۱) (آیا اکنون، و حال آن که قبلاً سرکشی می کردی و از زمره‏ی تباهکاران بودی) .

سرکشان و حاکمان ستمگر وقتی به حقیقت اذعان می دارند که ملت ها از خواب غفلت بیدار شده و بدانند که یوغ ظلم و ستم، از دوش شان برداشته نمی شود؛ مگر آنگاه که خود بخواهند و با شتاب در رفع آن تلاش و در از بین بردنش جدوجهد نمایند؛ و این چیزی است که قرآن به یقین بیان می دارد: إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ ( رعد/۱۱) خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی دهد ( و ایشان را از بدبختی به خوشبختی، از نادانی به دانایی، از ذلّت به عزّت، از نوکری به سروری، و… و بالعکس نمی کشاند ) مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند.

وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا (عنکبوت/۶۹) کسانی که برای ( رضایت ) ما به تلاش ایستند و در راه ( پیروزی دین ) ما جهاد کنند، آنان را در راه‏های منتهی به خود رهنمود ( و مشمول حمایت و هدایت خویش ) می گردانیم.

آنچه موجب سرکشی و ستم پیشگی زمام‏داران شده، همانا قبول خفت و خواری از جانب ملت ها و انحراف از مسیر درست است؛ آنطوری که قرآن، قوم فرعون را به تصویر می کشد؛ فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْماً فَاسِقِینَ ( زخرف/۵۴) فرعون ( برای ادامه خودکامگی خود ) قوم خویش را فرومایه و ناآگاه بارآورد ( و آنان را در سطح پایینی از فرهنگ و رشد فکری نگاه داشت ) و ایشان هم از او فرمانبرداری و پیروی کردند. آنان قومی فاسق ( و خارج از اطاعت فرمان خدا و حکم عقل ) بودند .

هرگاه ملت‏ها بدانند که در پیشگاه خداوند متعال بار مسؤولیت سرکشی ستم پیشه‏گان بر دوش آنها است، از خواب غفلت برخاسته و برای عزت خویش تلاش می نمایند. بت‏های دست و پا گیرشان را شکسته و خود و میهن شان را از اشغال اشغال گران آزاد خواهند نمود.

و در این هنگام و نه زمانی دیگر، سرکشان، ستم پیشه‏گان و حاکمان ستمگر خواهند دانست و به حقیقت پی خواهند برد.

إذا الشعب یومـا أراد الحیاه        فلا بد أن یستجیب القــــدر
ولابـــــــد للّیل أن ینجلــــــــــــــــــــی         ولابد للقید أن ینکســـــــــــــــــــــــــــر

(زمانى که مردمى و امتى خواستند شرافتمندانه زندگى کنند، دست تقدیر و فرمان الهى نیز با آنها هماهنگى خواهد کرد، شب تاریک ستم و زبونى بر آنها روشن و زنجیرهاى اسارت و خوارى از دست و پایشان گسسته میشود).

هرگاه ملت ها بیدار شدند، سرکشان را چاره ای نیست جز اینکه به حقیقت اذعان دارند و بر خلاف میل شان آن را بپذیرند.

درواقع ظلم و ستم را فقط کسانی از بین می برند که مدت ها این ستم بر آنان روا داشته شده و سالها این یوغ را بر گردن کشیده اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس