خانه ---> زن خانواده ---> شهادت دادن، زن در اسلام
شهادات دادن
شهادات دادن

شهادت دادن، زن در اسلام

شهادت دادن، زن در اسلام

مهندس احمد عبدالوهاب علی / ترجمه: حمید محمودپور – مهاباد

داوری در مسائل مختلف در بین مردم به گواهی دادن شاهدان بستگی دارد. دلایل قوی و یقینی  که بواسطه ی آن حجت قاطع بدست می آید، همگی در فکر قاضی تاثیر می گذارد، بر این اساس قاضی رای و حکم خود را آسوده خاطر، برابر قانون صادر می کند.

مسائل گوناگونی وجود دارند که رای دادن در مورد آن ها، تنها منوط به توافق عده ای از شهود پیرامون واقعه ای مخصوص نیست؛ بلکه درستی حکم بستگی به تخصص و آگاهی شهود و نوع انان دارد؛ نه تعدادشان، مانند: گزارش های پزشک قانونی، کارشناسان انگشت نگاری و مبارزه با جعل اسناد و … خداوند در این باره می فرماید: ﴿ وَلَا یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ ﴾ [فاطر: ۱۴].« و هیچ کسی همچون ( خداوند آگاه از احوال آخرت به گونه ی قطع و یقین، از چنین مطالبی ) تو را باخبر      نمی کند.»

به همین دلیل، موقعیت های مختلفی در ارتباط با شهادت زن وجود دارد:

  • در بعضی از جاها شهادت زن کاملاً با شهادت مرد برابر است:

امام بزرگوار شیخ محمود شلتوت، در این باره می گوید: « نص قرآن در مورد شهادت های لعان بر مبنای این است که شهادت زن و مرد با هم برابر است. قرآن آن را به عنوان قانونی برای زوجین مقرر فرمود؛ زمانی که مرد به همسرش نسبت زنا دهد و او شهودی برای اثبات آن نداشته باشد:

﴿ وَالَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَهُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ * وَالْخَامِسَهُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کَانَ مِنَ الْکَاذِبِینَ * وَیَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ * وَالْخَامِسَهَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیْهَا إِنْ کَانَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴾ [النور: ۶ – ۹].

« کسانی که همسران خود را متهم می کنند و جز خودشان گواهانی ندارند، هر یک از ایشان باید چهار مرتبه خدای را به شهادت بطلبد که ( در این نسبت زنا که به همسرم دادم ) راستگو هستم. در پنجمین مرتبه ( باید بگوید) نفرین خدا بر او باد اگر دروغگو باشد. اگر زن چهار بار خدا را به شهادت بطلبد که شوهرش دروغگو است، عذاب را از او دفع      می نماید. و در مرتبه ی پنجم ( باید بگوید که) نفرین خدا بر او باد، اگر شوهرش راست بگوید( در این که من مرتکب زنا شده باشم.)»

چهار شهادت از سوی مرد و بدنبال آن لعنت خدا طلبیدن برای خود، اگر از دروغگویان باشد و در مقابل آن چهار شهادت از طرف زن و غضب خدا خواستن برای خودش، اگر شوهرش از راستگویان باشد.[ مرجع قبلی ص ۲۴۱]

  • در برخی موقعیت ها شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است:

این نوع شهادت به هنگام معاملات مالی و تجاری و معاملات در بازارها و نظایر آن است. این موضوع درطولانی ترین آیه ی قرآن؛ مشهور به آیه ی « دَین » آمده است:

﴿ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإِنْ کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجَالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیرًا أَوْ کَبِیرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَهِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً حَاضِرَهً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَکْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلَا یُضَارَّ کَاتِبٌ وَلَا شَهِیدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴾ [البقره: ۲۸۲].

«ای کسانی که ایمان آورده اید، هرگاه به همدیگر تا مدت معینی وامی دادید، آن را بنویسید و باید نویسنده ای دادگرانه آن را بنویسد و هیچ نویسنده ای از نوشتن(سند) بدان گونه که خدا به او آموخته است، سرپیچی نکند. پس نویسنده باید بنویسد و آن کس که حق بر ذمّه ی او است باید املا کند و از پروردگارش بترسد و چیزی از آن نکاهد و اگر کسی که حق بر ذمّه ی او است کم خرد یا ناتوان باشد یا او نتواند که املا کند، باید ولی او دادگرانه املا کند و دو نفر از مردان خود را به گواهی گیرید و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از میان کسانی گواه کنید که مورد رضایت و اطمینان شما هستند؛ تا اگر یکی انحرافی پیدا کرد دیگری به او یادآوری کند- و چون گواهان را به گواهی خوانند باید که از این کار خودداری نورزند و از نوشتن وام – خواه کم باشد یا زیاد – تا سررسید آن دلگیر نشوید. این در پیشگاه خدا  دادگرانه تر و برای گواهی استوارتر و برای آن که دچار شک و تردید نشوید، بهتر        می باشد. مگر این که داد و ستد حاضر و نقدی باشد که در میان خود دست به دست می کنید. پس در این صورت بر شما باکی نیست؛ اگر آن را ننویسید و هنگامی که خرید و فروش   می کنید کسانی را به گواهی گیرید و نویسنده و گواه نباید که زیان ببینند و نباید که زیان برسانند و اگر چنین کنید، از فرمان خدا بیرون رفته اید و از خدا بترسید و خداوند به شما  می آموزد و خداوند به آنچه می کنید،آگاه است. »

شیخ محمود شلتوت می گوید: موقعیت، موقعیت حفاظت از حقوق است، نه موقعیت قضاوت و داوری در مورد آن. آیه انسان را به بهترین انواع  حفاظت و رعایت حقوق راهنمایی    می کند که دل های اهل داد و ستد در مورد حفظ حقوق خویش با آن اطمینان می یابند و معنی آن این نیست که شهادت یک زن یا شهادت زنانی که مردی همراه آنان نیست، حقی را ثابت نمی کند و قاضی با آن داوری نمی کند؛ زیرا آخرین حد امری که قضاوت به آن نیاز دارد، همان حجت قطعی است. علامه ابن قیم ثابت کرده است که بینه و حجت قطعی در شرع یا قانون از گواهی دادن عام تر است. هر چیزی که حق به وسیله ی آن بیان و آشکار می شود همان حجت قطعی است که قاضی بواسطه ی آن قضاوت و داوری می کند. به این علت است که قاضی با قرینه های قطعی و یقینی حکم می دهد و با گواهی غیر مسلمان مورد اعتماد و اطمینان داوری می کند. آیه بر اساس حالت و وضعیت رایج و متداول زن نازل شده است – و تا کنون نیز زنان چنین هستند – آنان در مجالس دادن وام و بازپرداخت آن حضور پیدا نکرده اند و در بازارهای تجاری و خرید و فروش اشتغال ندارند و اگر برخی از آنان مشغول تجارت هستند، با اصلی که مطابق طبیعت و عادت رایج زن است، منافات و مغایرت پیدا نخواهد کرد.»

  • برخی موارد و موضوعات وجود دارد که در آنجا شهادت یک زن برای اثبات آن کافی است:

امام بزرگوار شیخ محمود شلتوت می گوید: فقها مشخص کرده اند که برای ثبوت برخی از موضوعات مانند ولادت و بکارت یا نواقص جنسی و عیب های باطنی زنان که طبیعتاً مردان اطلاعاتی از آن ندارند،شهادت تنها یک زن پذیرفته می شود.

خداوند سبحان می فرماید: :﴿ وَالْمُطَلَّقَاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَهَ قُرُوءٍ وَلَا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحَامِهِنَّ إِنْ کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ﴾ [البقره: ۲۲۸].« و زنان مطلقه باید ( بعد از طلاق ) به مدت سه بار عادت ماهیانه انتظار بکشند و اگر به خدا و روز رستاخیز باور دارند، برای آنان حلال نیست که خدا آنچه را در رحم ایشان آفریده است پنهان کنند.»

این ها اموری هستند که در آن فقط شهادت یک زن، به خاطر اعتماد به صداقت ایمانش و بیداری انگیزه ی دینی و وجدان بیدارش، پذیرفتنی است.

قضاوت دراین موارد به زنان برمی گردد؛ زیرا این امور تنها از سوی آنان روشن خواهد شد وغالباً اقامه ی حجت قطعی برای ثبوت آن از سوی مردان سخت است و زنان تهدید    می شوند که مبادا به ناحق گواهی و خبر دهند؛ خواه به خاطر شتابزدگی در اعلام سپری شدن عده باشدیا تمایل به کش دادن یا طولانی نمودن  آن به علت مقاصد و منافعی که برای خود در نظر دارند. [ مرجع قبلی ص ۲۳۹ – ۲۴۰]

http://www.alukah.net/sharia/0/88786/#ixzz3kdhzqyVj

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *