فقه معاصرمطالب جدید

رؤیت هلال برای اثبات ابتدای ماههای قمری، وسیله یا هدف؟

رؤیت هلال برای اثبات ابتدای ماههای قمری، وسیله یا هدف؟[۱]

تهیه و تنظیم و ترجمه:[۲] رحمن جعفری.

سؤال

در پرتو حدیث «صُوموا لِرؤیتِه وأفطِروا لِرؤیتِه، فإنْ غُمَّ علیکم فأتِمُّوا العِدّه ثلاثین» و احادیث وارد شده در این مورد، بیان کنید آیا جایز است امروزه در حلول ماهای قمری که تکالیف شرعی مانند شروع روزه‌ی رمضان و عید فطر و احکامی دیگر از این قبیل با آن مرتبط است، بر حساب فلکی تکیه کرد یا جایز نیست؟

پاسخ

پاسخم را اینطور شروع می‌کنم که در اختلاف نظر فقهای معاصر چیزی عجیب‌تر و شگفت‌انگیزتر از اختلاف نظر شدید آنان در محور ـ چیزی که اختلاف در آن جایز نیست ـ اعتماد به حساب فلکی در عصر حاضر برای اثبات هلال ماه قمری بنابر ترتیب احکام شرعی بر آن، نیافته‌ام.

بله تأکید می‌کنم بر اینکه منظورم عصر حاضر است. زیرا که موضع‌گیری سلبی  دانشمندان سلف در مورد تکیه بر حساب فلکی در این موضوع را شگفت انگیز نمی‌دانم، بلکه اگر در زمان آنان می‌بودم، قول و نظر آنان را برمی‌گزیدم. امّا نظر منفی فقهای معاصر را به شدت شگفت‌انگیز می‌دانم در عصری که دانشمندانش آفاق فضای هستی را در نوردیده‌اند و سفر به کره‌ی ماه، پرتاب کردن قمرهای مصنوعی به فضا، قرار دادن آن‌ها در مدار زمین برای اهداف متعدد اعمّ از علمی و نظامی و اکتشافی، اقدام به سفرهای فضایی با اهداف متنوع، بیرون رفتن از مراکب زمین برای سیاحت در فضای خارج از مدار زمین و خارج از منطقه‌ی جاذبه‌ی زمین و عقب کشیدن بعضی از قمرهای مصنوعی برای برطرف کردن اشکالاتی که برای آنها در فضا پیش آمده است، کمترین دست‌آورد آنان محسوب می‌شود. نگارنده یقین دارد که دانشمندان سلف که اعتماد بر حساب فلکی را بنابر اسبابی ـ که بعداً به نقل از خود ایشان، ذکر خواهم کرد ـ مردود می‌شمردند، اگر امروز را در همین عصر حاضر درمی‌یافتند و شاهد تحوّل و پیشرفت‌های علم فلک می‌بودند، رأی و نظر خود را تغییر می‌دادند. چون خداوند متعال، در فهم مقاصد شریعت، گستردگی افق فکری به آنان عطا کرده بود، که متأخرین از چنین وسعت نظری بهره‌مند نیستند.

اگر رصد فلکی و محاسبات آن در گذشته، دقّت و صحّت کافی و قابل اعتمادی نداشت، آیا صحیح است که این حکم را تا امروز با خود یدک بکشد؟

شاید کسی بگوید: عدم اعتماد به حساب فلکی در اثبات هلال ماههای قمری، به سبب تردید و شک در صحّت و دقّت حساب فلکی نیست، بلکه بدین سبب است که شریعت اسلام بر زبان پیامبر(صلّی الله علیه و سلّم) تولّد ماه و فرا رسیدن ماههای قمری را به رؤیت و دیدن چشمی ربط داده است. همچنان که در حدیث ثابت از ابن عمر(رضی الله عنهما) وارد شده که پیامبر(ص) می‌فرماید: « إِذَا رَأَیْتُمُوهُ فَصُومُوا وَإِذَا رَأَیْتُمُوهُ فَأَفْطِرُوا فَإِنْ غُمَّ عَلَیْکُمْ فَاقْدُرُوا لَهُ.[۳] هر گاه آن (هلال) را دیدید روزه بگیرید و هرگاه آن(هلال) را دیدید افطار کنید، اگر بر شما پوشیده شد، برای آن اندازه بگیرید.

در روایتی دیگر چنین آمده: « فَإِنْ غُمَّ عَلَیْکُمْ فَأَکْمِلُوا ثَلَاثِینَ»[۴] ـ اگر بر شما پوشیده و پنهان شده، سی روز را کامل کنید.

این حدیث را بخاری و مسلم روایت کرده‌اند. در روایتی از امام مسلم چنین آمده: «فَإِنْ أُغْمِیَ عَلَیْکُمْ فَاقْدِرُوا لَهُ ثَلَاثِینَ»[۵] اگر بر شما پوشیده شد، سی روز را برای آن ماه در نظر بگیرید. این تعبیر، تفسیر تقدیری است که به طور مطلق، در روایت اوّل وارد شده است.

 پس در تمام روایات وارد شده از پیامبر (ص) در این مورد، صوم و افطار به رؤیت و دیدن هلال نو ربط داده شده است. و تقدیر و اندازه گیری هنگامی که دیدن با چشم به خاطر هر مانعی اعمّ از ابری بودن جو یا مه‌آلود بودن یا هر مانع دیگری، غیر ممکن بود به این معنا است که ماه جاری ـ شعبان یا رمضان ـ سی روز است. پس ماه قمری بجز با رؤیت و دیدن هلال، ۲۹ روز نخواهد بود. در عباداتی که احکام بر نصوص تعبدی بنیان نهاده می‌شود و به علّت‌ها اهتمام داده نمی‌شود و قیاس‌ بکار گرفته نمی‌شود، وضعیت چنین است.

 این حجّت و دلیل کسانی است که اعتماد بر حساب فلکی برای اثبات هلال ماههای قمری را مردود می‌شمارند، هر چند که حساب فلکی با پیشرفت علمی و تکنولوژی، در صحّت و دقّت به درجه‌ی یقین برسد.

نگارنده به نوبت خود می‌گوید: این مطلب ثابت و مسلّم است و در قواعد شریعت و اصول فقه نسبت به عبادات معروف است. و به هیچ وجه جای بگو مگو نیست؛ امّا راجع به نصوصی است که به شیوه‌ی مطلق بدون علّّت به دست ما رسیده‌اند. هرگاه همان نص، معلّل به علتی از مصدر اصلی صادر شد، در این صورت وضعیت دگرگون می‌شود و علّت، تأثیر خاص خود را در فهم نصوص خواهد داشت و بود و نبودِ حکم در اجرا، با آن علّت در ارتباط خواهد بود [ و قاعده« الحکم یدور مع علته وجوداً و عدماً» ـ حاکم خواهد بود]  هر چند که موضوع کاملاً عبادی باشد.

 

برای توضیح و تبیین دیدگاه صحیح در این مورد، می‌گویم:

حدیث مذکور، تنها نص موجود در این موضوع نیست. بلکه روایات دیگری در این باره از پیامبر(ص) ثابت شده که علّت دستور آن حضرت را، مبنی بر اعتماد به رؤیت چشمی برای دانستن حلول ماه نو ـ که تکالیف و احکام اعمّ از روزه و غیره به آن وابسته است ـ آشکار می‌کند.

أم سلمه ـ رضی الله عنها ـ روایت می‌کند که پیامبر (ص) فرمود:«إِنَّ الشَّهْرَ یَکُونُ تِسْعَهً وَ عِشْرِینَ یَوْمًا »[۶]همانا این ماه قمری بیست و نُه روز است.

بعد از آن از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ نیز روایت می‌کند که پیامبر ـ صلّی الله علیه و سلّم ـ فرمود:«إِنَّا أُمَّهٌ أُمِّیَّهٌ لَا نَکْتُبُ وَلَا نَحْسُبُ الشَّهْرُ هَکَذَا وَ هَکَذَا وَ هَکَذَا وَ عَقَدَ الْإِبْهَامَ فِی الثَّالِثَهِ وَ الشَّهْرُ هَکَذَا وَ هَکَذَا وَ هَکَذَا یَعْنِی تَمَامَ ثَلَاثِینَ»[۷] ما امّتی درس نخوانده هستیم، نمی‌نویسیم و نمی‌شماریم، ماه قمری یا این اندازه است( سه دفعه هر دو دست خود را بر هم گذاشت که در بار سوّم انگشت ابهام خود را بست، به معنی عدد بیست و نُه ) و ماه قمری این اندازه است (سه دفعه هر دو دست خود را بر هم گذاشت بدون اینکه هیچ انگشتی را ببندد به معنی عدد سی).

نسائی، تفسیر این حدیث را از شُعبه از جَبَلَه بن سُحَیم از ابن عمر، اینطور که بیان شد، نقل می‌کند.[۸]

همچنین این روایت تمام آنچه که در این مورد وارد شده، نیست. روایتی که صورت مسئله را تکمیل می‌کند و علّت را آشکار می‌کند و تمام اجزاء احادیث وارد شده از پیامبر در این مورد را به همدیگر می‌چسپاند، آن است که بخاری و مسلم و احمد و ابوداود و نسائی روایت کرده‌اند( لفظ از بخاری است) که پیامبر (ص) فرمود: «إِنَّا أُمَّهٌ أُمِّیَّهٌ لَا نَکْتُبُ وَلَا نَحْسُبُ الشَّهْرُ هَکَذَا وَهَکَذَا یَعْنِی مَرَّهً تِسْعَهً وَعِشْرِینَ وَمَرَّهً ثَلَاثِینَ» ما امّتی درس نخوانده هستیم، نمی نویسیم و نمی‌شماریم، ماه این قدر است و این قدر. یعنی یک دفعه‌ای فرمود ۲۹ روز و دفعه‌ی دیگر فرمود ۳۰ روز. تمام این راویان این حدیث را در «کتاب الصوم» از ابن عمر (رضی الله عنه) روایت کرده‌اند.

این حدیث ستون اصلی خیمه و شاه‌بیت موضوع مد نظر ما است. پیامبر (ص) در این حدیث علّت اعتماد به رؤیت بصری در حلول ماه را امّی بودن امّت معرفی می‌کند، که حساب و کتاب نمی دانند. با توجّه به اینکه ماه گاهی ۲۹ روز و گاهی ۳۰ روز خواهد بود؛ امّت در حالت امّی بودن، برای شناخت ابتدای ماه و انتهای ماه، بجز رؤیت هلال نو، هیچ راهی ندارد. شارحان حدیث از این نص این مطلب را فهم کرده‌اند.

حافظ ابن حجر در « فتح الباری»[۹] در توضیح دو جمله‌ی « لا نکتُبُ» و «لا نحسُبُُ» می‌گوید: «بِالنُّونِ فِیهِمَا ، وَالْمُرَاد أَهْل الْإِسْلَامِ الَّذِینَ بِحَضْرَتِهِ عِنْدَ تِلْکَ الْمَقَالَهِ ، وَهُوَ مَحْمُولٌ عَلَى أَکْثَرِهِمْ» هر دو فعل با حرف نون شروع می‌شوند.[ هر دو فعل، صیغه‌ی چهارده فعل مضارع یا به تعبیر دیگر صیغه‌ی متکلم مع الغیر هستند] منظور مسلمانانی است که در آن هنگام در محضر و زمانه‌ی آن حضرت حضور داشته‌اند. منظور این جمله، اکثریت مردمان آن زمانه است. چون کتابت و نوشتن و خواندن در میان آن مردم به کمی و ندرت وجود داشت.

مراد از حساب در این حدیث، حساب نجوم و مسیرها و مدارهای ستارگان است. مردم آن زمان علم و دانش اندکی در مورد آن داشتند. بنابراین پیامبر(ص) حکم به روزه و غیره را به رؤیت و دیدن هلال ماه با چشم معلّق می‌کند تا سختی و مشقت حساب نجوم شناسی را از آنان دفع کند.

عینی در کتاب «عمده القاری» وابستگی روزه به رؤیت را معلّل به علّت رفع حرج و مشقت در سختی حساب مسیر و مدار ستارگان می‌کند. همان طور که از ابن حجر نقل کردیم. عینی از ابن بطّال  در این باره چنین نقل می‌کند: «لم نکلَّف فی تعریف مواقیت صومِنا، ولا عباداتِنا ما نحتاج فیه إلى معرفه حساب ولا کتابه، إنما رُبِطَتْ عِبادتنا بأعلام واضحه، وأُمور ظاهره یستوی فی معرفه ذلک الحُسَّاب و غیرهم». در تعریف و شناخت وقت روزه و سایر عبادات، مکلّف به چیزی نیستیم که نیازمند علم حساب و کتاب است. عبادات ما مرتبط با نشانه‌هایی واضح و امور آشکاری هستند که حساب دان و سایرین در آن مساوی هستند.

قسطلانی در کتاب «إرشاد الساری شرح البخاری» ( ج ۳ ص ۳۵۹) مانند سخن ابن بطّال را ذکر می‌کند.
سندی در حاشیه‌ی خود بر «سنن النسائی» کلمه‌ی «أمیه» وارد شده در حدیث را اینچنین توضیح می‌دهد: امّی (درس نخوانده) در عدم شناخت کتابت و حساب. بنابراین خداوند متعال ما را مکلّف به پیروی از حساب ستاره شناسان نکرده است و مکلّف به ماههای شمسی که مخفی هستند، نکرده است، بلکه ما را به ماههای قمری که آشکارند، مکلّف کرده است. (سنن النسائی بشرح السیوطی ج ۴/۱۴۰).

بنابراین بدیهی است که دستور به اعتماد بر رؤیت هلال بدین منظور نیست که رؤیت در ذات خود عبادت است یا معنی تعبّد در آن وجود دارد، بلکه به این منظور است که آن هنگام، برای کسانی که درس نخوانده بوده و علم کتابت و حساب فلکی نداشته‌اند، رؤیت وسیله‌ی در دست رس و آسان، برای شناخت ابتدا و انتهای ماههای قمری بوده است.

لازمه‌ای این برداشت از مفهوم همین نص شرعی این است که پیامبر(ص) و قوم عرب، آن موقع اگر دانش کتابت و حساب فلکی داشتند به شیوه‌ای که بتوانند اجرام فلکی و ستارگان را رصد کنند و با حساب و کتاب ادوار منظم آنها را که قدرت خداوند علیم قدیر نظم داده، به شیوه‌ای که دچار اختلال نشود و خطا نکند و دگرگون نشود، ضبط کنند تا به وسیله‌ی محاسبات فلکی از پیش بدانند که هلال نو چه وقتی تولّد می‌کند، چه وقت ماه جاری پایان می‌یابد و ماه آینده شروع می‌شود، اعتماد بر حساب فلکی برای آنان ممکن می‌بود. همین طور کسانی که این علم نزد آنان به دقت و انضباط کافی برسد و بتوان بر صحت آن اطمینان کرد، می‌توانند بر حساب فلکی اعتماد کنند.

بدون تردید اعتماد به حساب فلکی در اثبات هلال، مطمئن‌تر و منضبط‌تر است از اعتماد به دو شاهد که از وهم و خطای دید و از دروغ مبنی بر غرض و مصلحت شخصی پنهان، معصوم و محفوظ نیستند؛ هر اندازه که برای تحقق عدالت ظاهری که منشأ صداقت آن دو است، جستجو و بررسی کنیم. نیز روش حساب فلکی مطمئن‌تر و منضبط‌تر است از اعتماد به یک شاهد هنگامی که هوا صاف نیست و دیدن با چشم سخت است. کما اینکه برخی مذاهب معتبر در این حال، چنین معتقدند.

از دانشمندان و فقهای سلف هستند کسانی که می‌گویند: دانشمند نجوم شناس می‌تواند شخصاً به محاسبات فلکی، عمل کند. در حالی که در قدیم حساب فلکی منضبط نبود و از دقّت امروزی برخوردار نبود. مطرف بن عبدالله از تابعین چنین معتقد بوده است. حطاب از مالکیه در کتاب « مواهب الجلیل»[۱۰] این نظر را از مطرف بن عبدالله نقل می‌کند.  علامه عینی حنفی در کتاب «عمده القاری شرح صحیح البخاری» از برخی فقهای حنفیه نقل می‌کند که اعتماد به سخن نجوم شناسان(دانشمندان حساب فلکی) اشکالی ندارد. علامه ابن عابدین نیز در رسائل خود(۱/۲۴۴) این مورد را ذکر کرده است.

قُشیریّ می‌گوید: هرگاه حساب فلکی بر این دلالت کرد که هلال از افق طلوع کرده به شیوه‌ای که قابل رؤیت است اگر هیچ مانعی مانند ابری بودن هوا، نباشد، بنابر وجود سبب شرعی، این مسئله مقتضی وجوب است. زیرا که در لزوم روزه حقیقت رؤیت مشروط نیست. دانشمندان اتفاق نظر دارند: کسی که در یک زیرزمین زندانی است اگر با شمارش یا از طریق اجتهاد دانست که امروز از رمضان است، واجب است که روزه بگیرد.[۱۱]

قلیوبی شافعی مذهب از عبادی نقل می‌کند:[۱۲] اگر علم حساب فلکی بر عدم رؤیت هلال دلالت کرد، قول اشخاص عادل مبنی بر رؤیت ماه قبول نیست و شهادت آنها در این مورد مردود است. سپس قلیوبی می‌گوید: این مسئله ظاهر و اشکار است و در این صورت روزه گرفتن جایز نیست و مخالفت با آن، عناد و لجبازی و خود برتر بینی است.[۱۳]

برای هر عالم و دانشمند و صاحب نظری بدیهی است که دستور پیامبر (ص) به تمام کردن سی روز ماه جاری، در صورتی که هلال نو بر ما ـ به هر سببی اعمّ از ابری بودن هوا، مه آلود بودن و … ـ پنهان شد، بدین معنی نیست که ماه جاری در واقع و نفس الامر سی روز است؛ بلکه احتمال دارد که ماه نو تولّد کرده و اگر هوا صاف می‌بود، قابل رؤیت نیز باشد، در این صورت روز اخیر که ما به عنوان روز سی‌ام قلمداد کرده‌ایم، در واقع روز اوّل ماه نو باشد و بر ما لازم بود که روزه باشیم اگر اوّل رمضان است یا عید بگیریم اگر اوّل شوّال است؛ اما با توجه به اینکه به علّت پنهان شدن ماه نو، ما از طریق رؤیت بصری نمی‌توانیم چنین چیزی را تشخیص دهیم و وسیله‌ای دیگر برای بیان حقیقت و واقعیت در اختیار نداریم، شرعاً معذور هستیم اگر شعبان را سی روز در نظر می‌گیریم، در حالی که شعبان آن سال، حقیقتاً بیست و نُه روز بوده است و در این حالت روز اوّل رمضان را روزه نبوده‌ایم. زیرا خداوند می‌فرماید: «(لا یُکَلِّفُ اللهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا) [البقره: ۲۸۶] خداوند هر نفسی را به اندازه‌ی توانش، مکلّف می‌کند.

تحلیل عقلی و فهقی موضوع چنین است و این مطلب بدین معنی نیست که هنگام پنهان ماندن هلال نو و مقدور نبودن رؤیت، با تمام کردن سی روز ماه سابق، در تعیینِ روز آخر ماه قبلی و روز اوّل ماه بعدی، حقیقت و واقعیت امر را شناخته‌ایم و ماه قبلی واقعاً سی روزه بوده است.

مادام که این چنین بدیهی است که رؤیت هلال نو، در ذات خود عبادت نیست بلکه وسیله‌ای است برای شناخت وقت؛ و رؤیت تنها وسیله‌ی امّت درس نخوانده، که نمی‌نویسد و حساب فلکی نمی‌داند، بوده است، و همین درس نخوانده بودن، با نص حدیث نبوی (مصدر و سرچشمه‌ی همین حکم) علّت اعتماد بر رؤیت بصری بوده است؛ چه اشکالی دارد که بر حساب فلکی یقینی اعتماد کنیم که خیلی وقت پیش، ابتدای ماه نو را برای ما معیّن می‌کند و امکان پنهان شدن ماه به علت ابری بودن هوا و مه آلود بوده جو وجود ندارد، مگر به علّت مه آلود بودن عقول؟!

 

اسباب مردود بودن حساب فلکی نزد دانشمندان متقدّم

مسلّم است که فقها و شارحان حدیث، اعتماد به حساب فلکی برای شناخت ابتدا و انتهای ماههای قمری برای روزه و عید را مردود شمرده‌اند، و بیان کرده‌اند که شریعت، ما را در تعیین وقت روزه و عبادت به شناخت کتابت و حساب فلکی مکلّف نکرده است.  بلکه در تمامی موارد مذکور، تکلیف را به علامت‌های ظاهری وابسته و مرتبط کرده است که همگی اعمّ از درس خوانده و درس نخوانده، نجوم شناس و غیرنجوم شناس در آن مساوی هستند. همان طور که از عینی و قسطلانی و ابن بطال و سندی و … نقل کردیم. حکمت این امر نیز واضح است که عبارت است از قابل اجرا بودن شریعت در هر زمان و مکان.

لکن بجا و مناسب است که تعلیلات مبنی بر مردود شمردن اعتماد بر حساب فلکی از منظر متقدّمین را نقل کنیم تا از خلال تعلیل‌های ایشان سبب و مبنای آن نظریه، که ارتباطش با وضعیت موجود گذشته آشکار است و با وضعیت علم فلک و نجوم شناسی امروز منطبق نیست، بیان گردد.

ابن حجر از ابن بزیزه[۱۴] نقل می‌کند که: «وَ هُوَ مَذْهَبٌ بَاطِلٌ فَقَدْ نَهَتْ الشَّرِیعَهُ عَنْ الْخَوْضِ فِی عِلْمِ النُّجُومِ لِأَنَّهَا حَدْسٌ وَ تَخْمِینٌ لَیْسَ فِیهَا قَطْعٌ وَ لَا ظَنٌّ غَالِب، مَعَ أَنَّهُ لَوْ اِرْتَبَطَ الْأَمْر بِهَا لَضَاقَ إِذْ لَا یَعْرِفُهَا إِلَّا الْقَلِیل» اعتبار حساب فلکی، مذهبی باطل است. شریعت از پرداختن به علم نجوم و فرو رفتن آن نهی کرده است. چون حدس و گمان است و قطع و یقین و حتی ظن غالب را نیز در بر ندارد، به اضافه اگر موضوع اثبات هلال نو را به حساب فلکی ارتباط می‌داد، مسئله سخت می‌شد، چون بجز اندکی ناچیز، کسی حساب فلکی را نمی‌شناسد.

از سخن ابن حجر و ابن بزیزه چنین برداشت می‌شود که علت عدم اعتماد بر حساب فلکی این است که علم حساب در آن زمان، حدس و گمانی بیش نبوده و هیچ گونه قطعیتی در آن وجود نداشته است و  نتایج آن در بین صاحب نظران این علم مختلف و متفاوت بوده و منجر به اختلاف و نزاع در بین مکلفین می‌شده است.

زرقانی در شرح خود بر کتاب «الموطأ» از امام نووی رحمه الله نقل می‌کند که عدم اعتماد به حساب نجوم شناسان به این دلیل است که حساب نجوم‌ شناسان حدس و گمان است. از حساب نجوم شناسان آن قسمت که قبله و اوقات نماز را معلوم می‌کند، معتبر است. الزرقانی فی شرحه على الموطأ (ج۲ ص /۱۵۴).

ابن بطال نکته‌ای ذکر می‌کند که مؤیّد مطلب فوق است. او می‌گوید: این حدیث (حدیث لا نکتب و لا نحسب) با قوانین تقویم نسخ کننده‌ی مراعات نجوم است. و فقط بر رؤیت هلال اعتماد باید باشد؛ مگر در  مطالب عینی و شبیه آن، که در این موارد می‌توانیم بر علم حساب اعتماد کنیم؛ امّا مواردی مبهم و پیچیده که فقط با ظن و گمان و با کشف نجوم پنهان از دیدگان، درک می‌شوند، از استفاده و بکار گیری علم نجوم نهی شده