اخوان المسلمین و آینده سیاسی آن
اخوان المسلمین و آینده سیاسی آن در گفتگو با دکتر ابوالفتوح
اخيرا مباحث زيادي درباره مواضع دكتر عبدالمنعم ابوالفتوح از رهبران برجسته جماعت اخوانالمسلمين و عضو سابق دفتر ارشاد؛ چه در زمينه استعفايش از عضويت در جماعت اخوان يا نامزدي او براي سمت رياستجمهوري مطرح شده است. علاوه بر اين، حرف و حديثهاي زيادي نيز در محافل مختلف درباره اخراج وي از دفتر ارشاد در نتيجه انتقادات وي از جماعت اخوان شنيده ميشود. از همين رو ما ديداري را با وي ترتيب داديم تا ضمن آشنايي با ديدگاههاي وي درباره چشمانداز آينده جماعت اخوان، از او بخواهيم كه مواضع خود را براي ما تشريح كند.
گفته شد دكتر عبدالمنعم ابوالفتوح استعفاي خود را از جماعت اخوان ارايه كرده است. سپس وي اين مساله را تكذيب كرد و پس از آن بار ديگر نيز گفته شد شما استعفا دادهايد. اما باز هم تكذيب كرديد. داستان اين استعفاي شما چيست؟
من استعفا ندادهام. با وجود اينكه، هر عضوي ميتواند استعفا دهد، اما من نميتوانم و درست نيست كه اين كار را بكنم چرا كه جماعت اخوان خانه من است و من با دستان خودم آن را بنا كردهام. پس چطور تركش كنم؟ . كل داستان اين است كه در جريان يك برنامه تلويزيوني، از من درباره نامزدي براي تصدي سمت رياستجمهوري پرسيدند و من هم گفتم قصد دارم خودم را نامزد كنم؛ البته به صورت مستقل و نه به عنوان نماينده جماعت اخوان يا هر حزب ديگري. من به نمايندگي از مصر و مصريها نامزد خواهم شد و من دوست دارم جماعت اخوان از كشمكشهاي حزبي به دور باشد. من از جماعت اخوان استعفا ندادهام و نخواهم داد. هر كس هم ميخواهد استعفا دهد، بايد استعفانامهاش را به من بدهد و نه هيچ شخص و طرف ديگري و مطمئن هم باشيد كه من بلافاصله با آن مخالفت خواهم كرد.
پس چرا وقتي كه دكتر ابراهيم زعفراني و هيثم ابوخليل استعفا دادند، چنين حكمي نداديد؟
ما همين كار را كرديم و به محض اطلاع، با استعفاي برادران عزيزمان دكتر ابراهيم زعفراني و مهندس هيثم ابوخليل مخالفت كرديم و اميدوارم آنها نيز اين نظر ما را قبول كنند.
سواي از مساله استعفا، آيا تصميمي براي نامزدي در انتخابات رياستجمهوري اتخاذ كردهايد؟
هنوز دارم دربارهاش فكر ميكنم.
زمان زيادي است كه فكر ميكنيد ماراتون آغاز شده است.
ميخندد. نميدانم، تفاوت زيادي بين اين دو مساله است كه نامزد مورد نظر براي تحقق آرمانها و خواستههاي شخصياش در زمينه ارتقاي پست و منصب تلاش كند يا اينكه به منظور خدمت به وطن پا به چنين عرصهاي بگذارد. از آنجايي كه اين مساله يك خدمت است، بايد خوب فكر كرد، انديشيد، جستوجو و مشورت كرد و در نهايت براي نامزدي يا عدم نامزدي تصميم گرفت.
دكتر عبدالمنعم چه زماني اين تصميم خود و دلايل اتخاذ آن را اعلام خواهد كرد؟
اين مساله به امنيت و آرامش كشور و حفظ انقلاب و موفقيت كامل آن بستگي دارد. تمامي شهروندان با اخلاص بايد فكر رقابت بر سر پست و منصب را از سرشان بيرون كنند؛ حال چه كرسي رياستجمهوري باشد و چه كرسي پارلماني. همه ما بايد در كنار هم براي حفظ انقلاب مردمي مصر و موفقيت آن تلاش كنيم. من فكر ميكنم وظيفه من و ديگران اين است كه در وهله اول زمينه موفقيت انقلاب مصر را فراهم كنيم.
راهكارهاي موفقيت انقلاب چيست؟
نخستين گام موفقيت انقلاب مصر با براندازي رژيم سابق و قانون اساسي آن برداشته شد، اما مصر نيازمند آرامش و آزادي از طريق سازوكار و موسسات حقوقي است؛ حال چه با اعطاي آزادي به تمامي احزاب و لغو قانون وضعيت فوقالعاده و چه با تخليه بازداشتگاههاي مصر و انحلال دادگاههاي نظامي و تدوين قانون اساسي جديد كشور كه به ما اطمينان دهد در يك كشور آزاد و عدالتمحور زندگي ميكنيم. اين دو مولفه از عناصر اصلي هر جامعهاي است و باعث برقراري آرامش در داخل و خارج و جذب سرمايهها ميشود.
در حالي كه ماراتون انتخابات رياستجمهوري آغاز شده است، شما از آرامش سخن ميگوييد!
من و دكتر محمد سليم العوا از همان روز اول خواستار اين بوديم كه مدت زمان دوره رياستجمهوري به دو سال كاهش يابد و شوراي رياست با حضور پنج نفر از اعضاي دادگاه فرجامخواهي و پنج نفر از اعضاي شورايعالي اداري و يك نماينده شورايعالي نظامي تشكيل شود و در كنار آن، دولت تكنوكرات مانند دولت دكتر عصام شرف تشكيل يابد و ضمن تدوين قانون اساسي جديد، زمينه را براي برگزاري انتخابات آماده كند تا برخي طرفها نتوانند چنين ادعايي را مطرح كنند كه تنها طرف ذينفع انتخابات آتي مصر، اعضاي باقيمانده حزب ملي و جماعت اخوانالمسلمين هستند اما چنين اتفاقي روي نداد.
نامزدهاي متعددي از عزم خود براي كانديداتوري در انتخابات رياستجمهوري خبر دادهاند كه از مهمترين آنها ميتوان به عمرو موسي و دكتر محمد البرادعي اشاره كرد. اگر اين دو نفر عملا وارد رقابت شوند، شما به چه كسي راي ميدهيد؟
من هر دو نفر را انسانهاي ارزشمندي ميدانم، اما دوست دارم نامزد ديگري غير از آنها در انتخابات شركت كند و به وي راي بدهم. من نه به البرادعي راي ميدهم و نه به عمرو موسي، و زماني كه باب كانديداتوري باز ميشود، من انتظار دارم مصر شاهد حضور افراد باتجربهتري باشد.
چرا حاضر نيستيد به هيچ كدام از آنها راي دهيد؟
به يكسري دلايلي كه تنها به خودم مربوط ميشود و در عين حال، اين دلايل به مسايل شخصي من ارتباط ندارد. رايگيري به صورت مخفيانه برگزار خواهد شد اما من راي خودم را اعلام كردم و نيازي هم به ذكر دليل آن نميبينم.
خب، شما دنبال چه ويژگيهايي هستيد و آيا آن كسي كه شما دنبال وي هستيد، در انتخابات نامزد خواهد شد؟
ميخندد. اين همان سوالي است كه انتظارش را داشتم.
به نظرم مصر نيازمند كسي است كه يك نامزد اصيل، مليگرا و پايبند به ارزشهاي مقدس مصري، ارزشهاي ديني، اعم از اسلامي و مسيحي بوده و از طبقه مليگرايان ميانهرو – كه جناحي بزرگ در مصر به شمار ميروند – باشد. وي بايد نماينده رفتار و تاريخ مصريها باشد و در عين حال، از رژيم فاسد 30 سال گذشته مصر دور بوده و در غارت مصر و به گرسنگي كشيده شدن ملت دستي نداشته باشد. وي نبايد شخصي تندرو در جريان راست يا چپ باشد.
آيا در ميان مصريها چنين كسي هست كه شرايط مذكور را داشته باشد و شما آرزوي نامزدي وي را داشته باشيد ولي وي نامزد نشده باشد؟
اگر شرايط سني و روي آوردن به مباحث فكري نبود، من از «طارق بشري» ميخواستم كه خودش را نامزد كند. وي آراسته به ارزشهاي ملي و اخلاقي است. بيشترين نوشتههاي وي مربوط به «جماعت ملي شامل مسيحيان و مسلمانان» است و من اميدوارم امثال وي براي انتخابات رياستجمهوري نامزد شوند.
برگرديم به بحث جماعت اخوان و فعاليت حزبي. آيا شما طرفدار تاسيس يك حزب براي جماعت اخوان هستيد يا از شركت چند نامزد از سوي آن حمايت ميكنيد؟
نامزدها بايد به صورت مستقل وارد انتخابات شوند و جماعت اخوان به عنوان يك جنبش اسلامي نبايد وارد كشمكشهاي سياسي بر سر قدرت شود؛ حال چه بحث رياستجمهوري باشد و چه بحث پارلمان. اين دو مساله با هم تفاوت دارند كه اعضاي اخوان به عنوان يك شهروند مصري و در چارچوب حق شهروندي خود در انتخابات نامزد شوند يا اينكه جماعت اخوان خود آنها را براي انتخابات نامزد كند. اخوان بايد به عنوان يك هيات اسلامي جامع به فعاليتهاي تبليغي و تربيتي و مبارزاتي خود در دفاع از ارزشهاي كلي جامعه (مانند آزاديهاي عمومي، سلامت انتخابات، توسعه و عدالت) ادامه دهد و در كشمكشهاي سياسي از هيچ طرف خاصي طرفداري نكند.
من از جماعت اخوان خواستم كه اين بار هيچ كدام از اعضاي آن در انتخابات نامزد نشود، اما اعضاي اين جماعت حق دارند به صورت فردي و در قالب حق شخصي، خود را به عنوان نامزد انتخابات معرفي كنند.
آيا همين نظرات شخصي و انتقادات شما از جماعت اخوان باعث طرد شما و دكتر محمد حبيب از دفتر ارشاد نشد؟
با صداقت تمام بايد بگويم بعيد نيست. من عذرم را بيان كرده و اعلام كردم كه ميخواهم عرصه را براي جوانان باز كنم. من حدود 23 سال در دفتر ارشاد عضويت داشتم. آيا لازم است كه ادامه بدهم؟ عرصه براي فعاليتهاي تبليغي و تربيتي جلوي من باز است و اين حرفها صحت ندارد.
قبل از اينكه از دكتر ابوالفتوح درباره رقابت جماعت اخوان در انتخابات پارلماني گذشته بپرسم، به من گفت كه حتما سوال خواهي كرد كه پس چرا شما در انتخابات پارلماني شركت كرديد و آيا در انتخابات آتي نيز رقابت خواهيد كرد؟
وي خود به اين سوالش پاسخ داده و گفت: «ما از سال 1984 و به خاطر شرايط تحميلي رژيم سابق و فاسد مصر عليه جماعت، مجبور شديم چنين رويهاي را در پيش بگيريم. ما از سال 1952 تا انقلاب مردمي ممنوعالفعاليت بوديم و از همين رو، بدون هيچ هدف و برنامه خاصي مجبور شديم تعدادي از اعضاي خود را در پارلمان و شوراي مشورتي كانديدا كنيم تا از اين مراجع به عنوان تريبوني براي بيان نظرات و اهداف خود استفاده كنيم.»
آيا جماعت اخوان پس از انتخابات دستخوش تغيير و تحولات شده است؟
هر جماعت و تشكيلاتي بايد تغيير و تحول پيدا كند و جماعت اخوان نيز از اين قاعده مستثنا نيست و بايد تغيير پيدا كند چرا كه يك جنبش قانوني و نه ممنوعالفعاليت است. اين جماعت بايد به عنوان يك هيات يا جماعت اسلامي جامع داراي شاخه در تمامي استانها به ثبت رسيده و تمامي درآمدها و هزينههاي آن تحت نظارت ديوان مركزي محاسبات باشد چرا كه به حول و قوه الهي، اموال ما از منابع مشروع تامين شده و در راههاي مشروع نيز خرج ميشود. امروزه تمامي اعضاي ما افرادي سرشناس هستند و كمكهاي ما نيز طبق رسيدهاي معتبر در يك بانك جمعآوري ميشوند.
آيا اين تغييرات جدي است؟
بله، رهبر كنوني جماعت اخوان و ديگر دوستان وي نيز در اين راستا تلاش ميكنند و ما از آن با عنوان «توسعه» ياد ميكنيم. هدف ما در وهله اول بايد مشروعيتبخشي به جماعت اخوان و ثبت قانوني آن باشد؛ نه توسعه اين اقدامات. اما اين مساله نياز به بازنگري در معادلات در سايه تحولات جاري در جامعه مصري دارد و ما نبايد بدون بررسي و اطلاع از وضعيت آن، اجازه برگزاري هيچگونه تجمع سياسي يا ديني يا فرهنگي را بدهيم.
از زمان آغاز انقلاب و باز شدن دريچههاي آزادي، مردم نسبت به جماعت اخوان نوعي احساس نگراني ميكنند. با وجود اينكه اخوان اعلام كرده است كه اين بار نامزدي را براي تصدي سمت رياستجمهوري معرفي نخواهد كرد، اكثريت مردم نسبت به اين جنبش احساس ترس و نگراني دارند.
اما سوال اين است كه چه چيزي باعث ترس مردم از حاكم شدن يك رييس اسلامگرا بر آنها ميشود؟آيا آنها ميترسند رييسجمهور يا دولت به مباني اسلامي كه مباني متمدنانهاي هستند، پايبند باشند؟ من فكر ميكنم كه ترس واقعي ناشي از فضاي حاكم بر كشور در دوره رژيم سابق است كه باعث ايجاد اين باور در ميان مردم شده كه رييسجمهور آينده نيز ديكتاتور منشانه بر تمامي امور سيطره خواهد داشت اما چنين مسالهاي اتفاق نخواهد افتاد و رييسجمهور آينده بايد بداند وظيفه دارد خدمتگزار ملت مصر و حافظ خواستهها و اراده ملت باشد.
از ديگر مسايل جنجالبرانگيز و مورد اختلاف، تشكيلات سري جماعت اخوانالمسلمين است؟
من به صراحت اعلام ميكنم جماعت اخوانالمسلمين تشكيلات سري و زيرزميني نداشته و ندارد و نخواهد داشت. تشكيلات سري بايد اهداف سري هم داشته باشد، ولي اخوان از زمان تشكيل خود تا سالهاي پرفراز و نشيب از 1952 تا اوايل دهه 70 و تاكنون، هرگز اهداف مخفيانهاي نداشته و از ابزارهاي مخفيانه نيز استفاده نكرده است. در سايه ظلم و ستم و خفقان، ما همه به عضويت در اخوان اذعان ميكرديم و سرويسهاي امنيتي و جامعه مصري اعضاي اخوان را ميشناختند، اما اينكه دولت حاكم مانع از فعاليت ما ميشد و فعاليت ما را ممنوع اعلام كرده بود؛ ديگر گناه ما نيست.
سرمايه لازم براي فعاليتهاي جماعت اخوان از چه راهي تامين ميشود؟
از طريق كمكها و حق اشتراكهاي اعضاي مصري جماعت. ما از خارج مصر كمكي دريافت نميكنيم. من و ديگر اعضاي اخوان آمادگي اين را داريم كه اسباب و اثاثيه منزلمان را بفروشيم تا فعاليتهاي تبليغيمان ادامه پيدا كند. حق اشتراك اعضا اكثرا دو الي پنج درصد از درآمد آنها را تشكيل ميدهد و اين مساله به تصميم شوراي مشورتي اخوان بستگي دارد.
دانشجويان عضو جماعت اخوان با ظاهر شيك و آراسته در ملاء عام حاضر ميشوند و مدرنترين تلفنهاي همراه را در دست دارند و برنامههاي جماعت را تنظيم ميكنند. اين مسايلي كه درباره اخوان مطرح ميكنند، ناشي از برداشت و تفكر نادرست است. شخصي كه در جماعت اخوان عضويت پيدا ميكند، به خاطر خدا عضو آن ميشود نه به خاطر سود و منفعت.
گفته ميشود قبطيها جماعت اخوان را قبضه كردهاند؟
شايد اين ادعاها در حال حاضر خريدار داشته باشد، اما پس از ثبت حقوقي رسمي جماعت و برگزاري انتخابات در مقابل ديدگان عموم، اين قبيل شايعات ديگر ارزش خود را از دست خواهند داد.
منبع: الاهرام


