دو خبر و يك تحليل
دو خبر و يك تحليل
دو متن زير را لطفا مطالعه نماييد بعد تحليل كوتاه آنها را مورد توجه قرار دهيد. سپس ديدگاه انتقادي خود را به آن بيفزاييد.
———————————————————
به نقل از سایت بازتاب
يكي از بزرگان ايل اصيل كردي «منگور»، در گفتوگو با «بازتاب»، نسبت به اظهارات جعفر آيينپرست، نماينده مهاباد به شدت انتقاد كرد.وي گفت: جناب آقاي آيينپرست، نماينده محترم مردم شهرستان مهاباد در مورخه 9 / 6 / 85 در خير مقدم به رياست محترم جمهوري اسلامي ايران، دكتر احمدي نژاد با صداي بلند و هيجانزده، اعلام نمودند به شهر قاضي محمد و ياران سر به دارش خوش آمديد..
————————————————————————
اين چهره كرد افزود: يك پرسش از آقاي آيينپرست داشتيم؛ در زمان قاضي محمد، همه اعدامهايي كه براي حفظ جمهوريت حاضر شدند، جانشان را از دست بدهند، جمع آنان به پنجاه نفر ميرسيد؟ آيا قاضي محمد و ياران سر به دارش، بنيانگذار حزب منحله دمكرات كردستان ايران نيستند كه ادامهدهندگان راهش، فرزندان اين مرز و بوم را به خاك و خون كشيدهاند؟ با شخصيت خود مرحوم آقاي قاضي محمد كاري نداريم، ولي همين مردم شهرستان مهاباد و در رأس آنها، ايل منگور براي حفظ نظام جمهوري اسلامي در آن شهر حاضر شدند، هفتصد شهيد تقديم كنند و براي حفظ آرمانهاي نظام از همه مال و منال و فرزندانشان بگذرند و در برابر ضدانقلاب صفآرايي كنند؛ بنابراين، بيشترين لطمات را آنها متحمل شدند.آيا بهتر نبود در خير مقدم به جاي نام بردن از بنيانگذار حزب منحله دمكرات، ميگفتيد به شهر شهيدان گمنام، به شهر هفتصد شهيد، به شهري كه براي آزادي آن از دست ضدانقلاب و آوردن آرامش به منطقه، بيش از پنج هزار شهيد داده، خوش آمديد؟
وي در پايان گفت: آقاي آيينپرست يادتان باشد كه مردم مهاباد از جمله خانواده شهدا و ايل قهرمان منگور،شما را به عنوان اين كه جزو نيروهاي ارزشي و اصولگرا بوديد، به پارلمان فرستادهاند. حال چطور به خودتان اجازه ميدهيد دل اينها را با اين حرفهايتان به درد آوريد؟
—————————————————————
مههاباد ههواڵنێری ماڵپهڕی كێلهشین
در جریان دیدار دکتر احمدینژاد از مهاباد، جعفر آئینپرست نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی طی سخنانی خواستار تأسیس استانی مرکب از شهرهای جنوب استان آذربایجانغربی با نام مکریان شمالی شد. وی همچنین در ابتدای سخنرانی خود ، مهاباد را بعنوان شهر قاضیمحمد ( اولین رئیسجمهور کردستان) اعلام کرد.رادیو مرکز مهاباد ( با قابلیت دریافت در چندین استان کشور ) که مستقیماً جریان این سفر را دنبال میکرد، بلافاصله و پس از ذکر نام قاضی محمد، پخش مستقیم خود را (البته به دلایل فنی)!! قطع و از این بابت از مردم پوزش خواست. این اشکال فنی رادیو مرکز مهاباد تا پایان سخنان آئینپرست ادامه و سپس مرتفع گردید. در حالیکه سخنرانی آئینپرست از تلویزیون محلی مرکز مهاباد ( با برد درون شهری و حداکثر تا شعاع روستاهای مجاور این شهرستان قابل مشاهده است) پخش میگردید، وی اعلام کرد که از سوی دفتر ریاست جمهوری به وی اعلام شده است که از ادامه سخنرانی خودداری نماید. آئینپرست در ادامه، ضمن عدم توجه به این دستور از سوی همراهان رئیسجمهور و شخص دکتر احمدینژاد مجدداً مورد اعتراض قرار گرفت و به وی تأکید و یادآوری گردید تا بلافاصله از پشت تریبون کنار رود.در ادامه این مراسم، دکتر احمدی نژاد در ابتدای سخنان خود مردم مهاباد را به اطاعت و قبول لاالهالالله و یکتاپرستی دعوت نمود و در جواب سخنان آئینپرست افزود : « آقای آئینپرست دوست دارند که روزی استاندار باشند. ما هم او را استاندار میکنیم ولی او را میفرستیم به یکی دیگر از استانهای کشور.
تحلیل دو خبر
دو متني را كه مشاهده مي كنيد يكي راسايت معروف بازتاب ظاهرا از يكي از سران ايل منگور كه اسم او را ذكر نكرده ،نقل كرده است. و دومي را "خبرنگار كێلهشين "در وبلاگ http://kakduktur.blogfa.com قرار داده است.از قرار دادن دو خبر بالا ميتوان برخي نتايج يا پيامدهاي احتمالي را حدس زد.
1) مسئلهی حضور ايل منگور در مهاباد و مقاومت عمومي نسل گذشته آنها براي حفظ ويژگيهاي ايلي عليرغم زندگي در جامعه ي شهري، بيانگر اين واقعيت است كه اگر حالت شبه نظامي آنها ياري نميكرد، در برزخ روستا و شهر ،آسيبهاي اجتماعي متنوعي متوجه آنها ميشد هر چند زياد از آن هم دور نبودهاند. تنها توجيه ماندگاري نسل گذشته (كه به نظر ميرسد نقل قول بالا مربوط به اين طيف ميباشد) در زندگي نظامي و شبه نظامي آنها نهفته است. در چنين شرايطي عنوان "ايل اصيل كرد" كه سايت بازتاب از آن استفاده كرده است بسيار گمراه كننده است.اصالت ايل به حضور در جايگاه زندگي ايلي است. ويژگيي كه ديگر منگورهاي ساكن مهاباد فاقد آن هستند. آنچه در مورد آنها به لحاظ جامعهشناختي ميتوان گفت يك گروه مهاجر حاشيهنشينشده شهرياند كه زياد با زندگي شهري در محيط مهاجرت خود سازگار نيستند يا به دلايلي سازگار نشده اند.در واقع به مدد دست داشتن مجازي يا تكيه بر قدرت است كه آنها داراي نفوذ يا حضور در سطوح مختلف اداري در مهاباد و شهرهاي هم جوار شدهاند. تا حال نيز نشان دادهاند كه علاقهاي به مسايل يا خواستههاي مردم چه در مهاباد يا شهرهاي اطراف ندارند.شركت افراد مسلح آنها در زد و خوردهاي خياباني در كنار نيروهاي نظامي بيانگر اين واقعيت است.البته فراموش نشود كه چنانكه قبلا نيز گفتهام ، نسل جديد منگورها با گذشتگان خود تفاوت دارند و به نظر ميرسد اين تفاوت در آينده خود را نشان ميدهد. اما خواست يك گروه حاشيه را نميتوان به خواست مردم يك شهر ترجيح يا تعميم داد.
2) نحوه سخنراني آقاي احمدينژاد در مهاباد و دعوت آنها به يكتاپرستي آنگونه كه در برخي از شهرهاي ديگر مانند اشنويه شاهد آن بوديم بيانگر نوعي عدم اطلاع ، دوري از واقعيت منطقه يا در خوشبينانهترين حالت دادن اطلاعات نادرست به ايشان است.چرا كه مردم اين منطقه از دير باز به عنوان مردمي ديندار با اخلاق و از اهل سنت شناخته شدهاند. آنچه كه متاسفانه در دورههاي مختلف كشور مرتب تكرار ميشود نوعي بيتوجهي به مسايل محلي مردم و ساده از كنار مشكلات گريختن است. ممكن است با اين شيوه(پاك كردن صورت مسئله) در طول سفر مانع از بروز مشكل خاص شد، اما به يقين با آن نميتوان مشكلات را حل كرد.
3) خارج از فرديت فعلي نمايندگان مجلس ،طبق قانون اساسي موجود نمايندگان مجلس ، نماينده مردم هستند نه دولت.بنابراين حق دارند به لحاظ انجام وظايف قانوني از سيستم و اجزاي آن سئوال كنند يا حتي دولت را مورد استيضاح قرار دهند و در مقام بيان حق نيز جانب موكلان خود را بگيرند. به اعتقاد من قطع سخنان نماينده مهاباد هر چه كه بوده است ، به نوعي بي احترامي به موكلان اوست.
—————————————-
منبع :



