وداع مراكش با حكومت فردي
وداع مراكش با حكومت فردي
كشور پادشاهي مراكش در منتهياليه شمال غربي آفريقا از جمله سرزمينهايي محسوب ميشود كه در تحولات اخير خاورميانه مورد توجه ناظران، نخبگان سياسي، تحليلگران سياسي در اروپا و به ويژه فرانسه قرار گرفته است. اهميت مراكش شايد به خاطر سابقه استعماري است كه فرانسه در آفريقا و بهويژه در شمال آفريقا داشته و موجبات حساسيت سياستمداران و تصميمگيرندگان عرصه سياست خارجي در اتحاديه اروپا را فراهم ميكند.
به خصوص فرانسه عهد ساركوزي كه به نوعي ميخواهد با طرح «اتحاد مديترانه» بازگشت پرشكوه به عرصه مناسبات بينالمللي را تجربه كند. مراكش در كنار كشورهاي تونس و الجزاير، جزو كشورهاي فرانكوفون يا «فرانسويزبان» محسوب ميشوند. كه به لحاظ فرهنگي در حوزه فرانسه قرار دارند. از طرف ديگر، نزديكي جغرافيايي اين بخش از آفريقا به شبه جزيره اسپانيا، نوعي موقعيت ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك به اين سرزمين داده است.
سرزميني كه نزديكترين كشور مسلمان عرب به قاره مسيحي تلقي ميشود، به عبارتي ديگر، مراكش گذرگاهي بوده است كه فرمانده تاريخي مسلمانان مجاهد را كه از اين مسير به اروپا راه يافتند، تداعي ميكند. نكته آخري كه بر تفاوت اين كشور با ديگر كشورهاي عربي دچار تحول ميتوان انگشت گذاشت، نوع حكومتي است كه در اين كشور، اداره امور را به عهده دارد. مراكش و اردن؛ دو كشور عربي هستند كه به نوعي با سلطنت شبه مشروطه اداره ميشوند و خاندان حاكم در مراكش از زمان استقلال از فرانسه تاكنون، اداره كشور را بر عهده دارند و با شيوهاي استبدادي اما با شكل ظاهري مشروطه، اداره كشور را عهدهدار بودند.
در تحولات اخير كشور مغرب (مراكش) و اردن نيز شاهد موج بزرگ دموكراسيخواهي، اعتراض به شيوههاي استبدادي حكومت و تماميتخواهي پادشاهان نيز از خود بروز دادهاند كه عمده تحركات توسط جوانان و دانشجويان و طبقه متوسط شهرنشين پي گرفته ميشد. در مغرب (مراكش) ما شاهد حضور اقليتي غيرعرب زبان و به نوعي بومي هستيم كه عنوان «بربر» را بر خود دارند. اين اقليت قومي نيز خواهان گرفتن نقش بيشتري در اداره امور جامعه هستند.
به نظر ميرسد در ميان طبقه حاكمه كشورهاي عربي، حاكمان مغرب در مجموع پيام ملت خويش را با صرافت و هوشمندي بيشتري دريافت كرده و به جاي اينكه منتظر آمدن سيل تحول باشند، آرامآرام خود به سمت اجابت درخواست جامعه خويش قدم برميدارند كه مهمترين آن تغيير در قانون سياسي و انتقال قدرت به شخصيت انتخابي توسط مردم است كه در الگوي سلطنت مشروطه با الگوبرداري از سيستم انگليس و شخص نخستوزير به حساب ميآيد كه به عنوان دبيركل حزب پيروز در انتخابات، اداره اجرايي كشور را در دولت و حزب پيروز نيز اكثريت قوه مقننه را در اختيار ميگيرد.
اختيارات پادشاه نيز به قوه نظامي و بيشتر تشريفاتي محدود ميشود. از همين رو، اين حركت اخير پادشاه مراكش در جهت تدوين پيشنويس قانون اساسي در اين راستا ارزيابي ميشود. به نظر ميرسد كه اتحاديه اروپا و كشور فرانسه نيز علاقهمند به تغيير و تحولات با كمترين هزينه در اين كشور مهم آفريقايي هستند. آنان سعي در حمايت مستقيم و غيرمستقيم از اين ايده را دارند.
شرق



