مقصد نهائي دين كجاست ؟
مقصد نهائي دين كجاست ؟
محمد حامدی
براساس بينش
قرآني مقصد نهايي حيات بشر جهان آخرت است
. اما اين جمله مستعد برداشتهاي مختلفي است كه مي بايست بدانها اشاره نمود و حقيقت
آنرا دريافت . خصوصاً اهميت آن زماني بيشتر روشن مي شود كه با حيات انسان در دنيا
مرتبط گردد .
معمولاً انسان
در كارهايش از دو نوع برنامه استفاده مي كند :
1. برنامه ريزي كوتاه مدت (تاكتيك) .
2. برنامه ريزي دراز مدت (استراتژي) .
طبعاً برنامه ي
خداوند نيز در ارتباط با سعادت انسان از
اين دو حالت خارج نيست :
1. جهتي از برنامه ي خداوند معطوف به اداره ي شايسته ي
زندگي دنيا (از نظر مادي و معنوي) است .
2. جهتي ديگر از آن
متوجه حيات اخروي انسان است .
اما اين مسئله
بديهي است كه تاكتيك بر استراتژي مقدم است لذا خداوند اولاً به اصلاح زندگي مادي و معنوي انسان در
حيات دنيا می پردازد سپس به اصلاح حيات اخرويش همت مي گمارد .
لازم به توضيح
است كه برداشتهاي بشري درباره ي ارتباط حيات دنيا و آخرت به سه دسته تقسيم مي شوند :
1. گروهي مردم را
به عدم استفاده از نعمات دنيا دعوت مي نمايند مبني بر اين تصور كه حيات اخروي مقصد
نهايي است و حيات دنيا در مقايسه با آن چيزي نيست . كه جماعتي از اهل تصوف را مي
توان در اين دسته جاي داد .
2. گروهي ديگر مقصدي غير از حيات دنيا را براي بشر در نظر
نگرفته اند و او را به بهره برداري هر چه بيشتر و دلخواه فرا مي خوانند كه مكاتب
بشري در اين دسته جاي مي گيرند .
3. گروه سوم مقصد نهايي بشر را حيات اخروي می دانند اما
با اين توضيح كه براي رسيدن به آن ابتدا بايستي حيات دنيا را با استفاده از برنامه
ي خداوند درجهت استفاده از نعمات اصلاح
نموده و پشت سر بگذارند آنگاه به حيات
سعادتمند اخروي خواهند رسيد كه اين دقيقاً همان بينش صحيح و مورد پسند قرآن را
تشكيل مي دهد . پر واضح است كه اين ديدگاه
، با گمان نادرست بعضي از افراد كه دين را
تنهامختص به آخرت می دانند و چنين پنداشته اند كه برنامه ي خداوند مخالف استفاده از نعمات دنيايي بوده و بشر در
نهايت مجبور به انتخاب د ين يا دنيا مي باشد
، مخالف است . يعني در اين ميان مجبور به انتخاب يكي از آن دو نيستيم تا اين گونه بينديشيم يا انتخاب دين و محروم
شدن از نعمات در دنيا و كسب سعادت اخروي و يا انتخاب حيات دنيا و برخورداري از نعم
و محروم شدن از سعادت اخروي . خلاصه آنها آن دو را قابل جمع نمی دانند و معتقداند
با انتخاب يكي از آنها بايد ديگري را حذف نمود .
با پذيرش چنين
بينشي از سوي اين افراد در تمامي زمينه
هاي پيشرفت علمي ، صنعتي ، كشاورزي و . . . از بي باوران عقب مانده و تنها نظاره
گر صحنه هستند و هميشه منتظر لطف مادي آنان خواهند بود .
مسلماً اين فهم
نادرست از هداياي استعمار براي مسلمين است كه از اين طريق خواسته اند فطرت آدميان
را نسبت به انتخاب دين منزجر و منحرف نمايند و چهره ي وحشتناكي از دين ارائه دهند
تا بدين وسيله مقاصد شومشان تأمين گردد .
در پاسخ به اين انحراف بايد گفت خالق انسان و
جهان هستي خداوند عليم ، حكيم و رحيم مي باشد و قطعاً انجام كار عبث وبيهوده از
ايشان بدور است . يعني جهان هستي و انسان را در ارتباط با هم خلق نموده است كه در
اين باره مي توان به دو نوع رابطه اشاره كرد :
1. جهان هستي مانند كتابي قابل مطالعه در اختيار انسان
است تابعنوان آيه و نشانه ي خداوند قرار گيرد . و از اين طريق نيمه اي از نياز روحي انسان (نيروي علم) تأمين
شود (بينش و جهان بيني).
2. جهان هستي امكاناتي براي زندگي و بندگي انسان مي باشد
كه بدون آن ادامه ي زندگي در اين مرحله از حيات
غير ممكن است .
با توجه به اين
نوع روابط معلوم مي شود كه انسان و جهان هستي دائماً در حال تعامل با
هم هستند و بندگي خداوند تنها از طريق استفاده از امكانات و نعماتش ميسرمی باشد و
به تعبيري ديگر بندگي به معني استفاده ي صحيح از نعمات در راستاي فرامين خداوند و براي كسب خوشبختي در
دو جهان است . در اين رابطه تنها چيزي كه انسان از آن منع شده است انتخاب حيات
دنيا (استفاده ي گناه آلود و مخالف فرمان خدا از نعمات) است نه برخورداري صحيح از
آن.
با اين تعبير
حيات دنيا به معني استفاده از نعمات بدون
توجه به دستورات خداوند و بهره گيري از آنها طبق خواسته ها و اهواء دروني است . در
اين حالت برخورداري از نعمات ، خود به عنوان هدف مطرح می شود و از آنها براي اجراي
فرامين دين استفاده نخواهد شد . بنابراين در بين اين دو ديدگاه يعني حيات دنيا و حيات مؤمنانه بايستي تفاوت اساسي قايل شد به اين صورت كه در
هر دو بينش از نعمات استفاده مي شود اما نتيجه ي آنها كاملاً متفاوت است .
لذا بايستی حيات دنيا براي هميشه مذمت شود و حيات
مؤمنانه مدح گردد كه در هر دو برخورداري
از نعم وجود دارد اما اين كجا و آن كجا .
بنابراين دين خدا سعادت هردو جهان را (از لحاظ مادي
و معنوي ) براي انسان خواهان است و اين دو را هرگز از هم جدا نخواهد نمود و ارزش
هر كدام را در جاي خود محفوظ خواهد نمود . در اين باره به ذكر نمونه هايي از بينش
مورد نظر قرآن مي پردازيم :
الف : آنچه در زمين وجود دارد براي همه ي انسانها خلق شده و خداوند
نسبت به همه ي نيازهاي انسان دانا است :
«هوالذي خلق لكم
ما في الارض جميعاً ثم استوي الي السماء فسواهن سبع سماوات و هو بكل شييء عليم :
خداآن كسي است كه همه ي موجودات و پديده
هاي روي زمين را براي شما آفريده آنگاه به آسمان پرداخت واز آن هفت آسمان منظم ترتيب داد . خدا دانا و آشنا به
هر چيزي است . بقره ـ 29» .
ب : خداوند آسمانها و زمين را براي بازيچه خلق نكرده است :
« و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما لاعبين
: ما كه آسمان و زمين و آنچه در ميان آنهاست را براي بازي و شوخي نيافريده ايم
ـانبياء ـ16».
ج : از نشانه هاي وجود خداوند ، خلق آسمانها و زمين و اختلاف رنگها
و زبانهاست تا قوه ي علم در روح انسان بينش و جهان بيني لازم را كسب نموده و رشد
نمايد .
«و من ءاياته
خلق السماوات و الارض و اختلاف السنتكم و الوانكم ان في ذالك لايات للعالمين : و
از زمره ي نشانه هاي خدا آفرينش آسمانها و زمين و مختلف بودن زبانها و رنگهاي
شماست بيگمان در اين آفرينش دلائلي است براي فرزانگان و دانشوران . روم ـ 22 »
د : خداوند براي استفاده ي انسانها آب، ثمرات، كشتيها، بحرها،
نهرها، خورشيد، ماه، شب و روز را كه مايه ي حيات بشر هستند مسخر گردانيد :
«الله الذي خلق
السماوات و الارض و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقاً لكم و سخرلكم
الفلك لتجري في البحر بامره و سخرلكم الانهار . و سخر لكم الشمس و القمر دائبين و
سخرلكم اليل و النهار : خدا كسي است كه آسمانها و زمين را آفريده است و از (ابر)
آسمان آب را پايين آورده است و با آن ميوه ها و دانه ها را پديدار كرده است و روزي
شما گردانده است و كشتيها را مسخر شما نموده است تا در دريا با اجازه و اراده ي او
حركت كنند ، و رودخانه ها را در اختيار شما قرار داده است (تا درآبياري زمينها و
نوشيدن آب آنها مورد استفاده قرار گيرند ) و خورشيد و ماه را مسخر شما كرده است كه
دائماً به برنامه ي خود ادامه مي دهند و شب را (براي آسايش) و روز را (براي تلاش)
مسخر شما ساخته است . ابراهيم ـ 33 ـ 32»
.
«ألم تروا ان
الله سخر لكم ما في السماوات و ما في الارض و أسبغ عليكم نعمه ظهره و باطنه و من
الناس من يجدل في الله بغير علم و لا هدي و لا كتب منير: آيا شما نديده ايد كه
خداوند آنچه را كه در آسمانها و زمين است مسخرشما كرده است و نعمتهاي خود را چه
نعمتهاي ظاهر وچه نعمتهاي باطن را برشماگسترده و افزون ساخته است . برخي از مردم
بدون هيچگونه دانش و هدايت و كتاب روشن و روشنگري ، درباره ي (شناخت و يكتايي) خدا
راه ستيزه و جدال را پيش مي گيرند . لقمان ـ20 » .
هـ : چه كسي نعمتهاي خدا را بر مردم حرام كرده در حالي كه خداوند
آنها را براي بندگانش خصوصاً مؤمنان خلق
نموده است :
«قل من حرم
زينته الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هي للذين ءامنوا في الحيوه
الدنيا خالصه يوم القيمه كذالك نفصل الايات لقوم يعلمون : بگو چه كسي زينتهاي الهي
را كه براي بندگانش آفريده است وهمچنين مواهب و روزيهاي پاكيزه را تحريم كرده
است ؟ بگو اين چيزهاي پاكيزه براي افراد با ايمان دراين جهان آفريده شده است . در
روز قيامت اينها همه در اختيار مؤمنان قرار مي گيرد . اين چنين آيات، براي كساني
توضيح و تشريح مي كنيم كه آگاهند ومي فهمند . اعراف ـ 32».
و : خداوند به مسلمانان فرمان می دهد كه با زينت و آرايشي مناسب
وارد مساجد شويد و دراين جهان از خوردنيها
و نوشيدنيها استفاده نمائيد ولي اسراف نكنيد زيرا خداوند اسرافكاران را دوست ندارد
.
« يابني ءادم
خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين : اي آدميزادگان در هر نماز گاه و عبادتگاهي ،
خود را بيارائيد و بخوريد و بنوشيد ولي اسراف و زياده روي مكنيد كه خداوند مسرفان
و زياده روي كنندگان را دوست نمي دارد . اعراف ـ 31».
ز : هر كس از زنان و مردان
عمل صالح را در زندگي پيشه كند در حيات دنيا زندگي پاكيزه و خوشايندي خواهد
داشت و در قيامت پاداش كارهايشان مطابق با
بهترين اعمال يا بالاترين درجه ي ايمانيشان
داده خواهد شد .
« من عمل صالحا
من ذكر او انثي و هو من مؤمن فلنحيينه حيوه طيبه و لنجزينهم اجرهم بأحسن ما كانوا
يعملون : هر كس چه مرد و چه زن كار شايسته انجام دهد و مؤمن باشد بدو زندگي پاكيزه
و خوشايندي مي بخشيم و پاداش آنان را بر طبق بهترين كارهايشان خواهيم داد ـ نحل ـ
97» .
ح : استفاده از نعم دنيا (اگر طبق هواي نفس باشد و بدور از فرمان
خدا) بعنوان بازي ، سرگرمي ، زينت و فخرفروشي برهمديگر با اموال و اولاد محسوب مي
شود كه مورد پسند دين هم نخواهد بود . اما آنچه كه طبق فرمان خدا از آنها استفاده
شود حيات دنيا نيست بلكه حيا ت ديني است .
«اعلموا انما
الحيوه الدنيا لعب و لهو زينه و تفاخر بينكم و تكاثر في الاموال و الاولاد كمثل
غيث اعجب الكفار نباته ثم يهيج فتراه مصفراً ثم يكون حطماً و في الاخره عذاب شديد
و مغفره من الله و رضوان و ما الحيوه الدنيا الامتع الغرور : بدانيد كه زندگي دنيا
تنها بازي ، سرگرمي ، آرايش و پيرايش ، نازش در ميان همديگر و مسابقه در افزايش
اموال و اولاد است و بس . دنيا همچون باران است كه گياهان آن ، كشاورزان را به
شگفت مي آورد، سپس گياهان رشد و نمو مي كنند، و بعد زرد و پژمرده مي شوند و آنگاه
خرد و پرپر مي گردند . در آخرت عذاب شديدي (براي دنيا پرستان) و آمرزش و خوشنودي
خدا (براي خدا پرستان) است . اصلاً زندگي دنيا جز كالاي فريب نيست ـ حديد ـ 20 » .
ط : خداوند تمامي نعمتها را (در ارتباط با انسان) بخاطر استفاده
ي اوآفريده است و مي بايست در صورت لزوم از تمامي آنها بهره برداري نمايد . كه دين
خدا شيوه ي استفاده ي صحيح از آنها را مقرر فرموده است و در قيامت نيز درباره ي
كيفيت برخورداري از آنها مؤاخذه خواهد نمود : «ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم : سپس در
آن روز از ناز و نعمت بازخواست خواهيد شد . تكاثر ـ 8»
ي : خداوند به كساني كه
توبه نموده و بعد از بازگشت عملي به سويش از او طلب آمرزش نمايند آسمان باران زا، امداد با اموال و
اولاد و باغها و رودخانه ها را وعده داده است نه اينكه بشر را از اين نعمتها محروم
نمايد :
«فقلت استغفروا
ربكم انه كان غفارا يرسل السماء عليكم مدراراً و يمددكم بأموال و بنين و يجعل لكم
جنت و يجعل لكم انهاراً : و بديشان گفته ام از پروردگار خويش طلب آمرزش كنيد كه او
بسيار آمرزنده است . خدا از آسمان بارانهاي پرخير وبركت را پياپي مي باراند و با
اعطاء دارائي و فرزندان شما را كمك مي كند و ياري مي دهد و باغهاي سرسبز و فراوان
بهره ي شما مي سازد و رودبارهاي پر آب در اختيارتان مي
گذارد . نوح ـ 12 تا 10» .
ك : خداوند انسان را در
اين دنيا به خاطر امتحان و آزمايش خلق نموده و براي تامين اين هدف اموال و اولاد
را به عنوان آزمايش و امتحان قرار داده است . كه مطمئناً امتحان الهي به شيوه اي
غير از آن صورت نمي گرفت . پس نه تنها از
استفاده از آنها منع نشده ايم بلكه بايد توسط آنها امتحان مذكور را ادا نماييم :
«و اعلموا انما اموالكم و اولادكم فتنه و ان الله عنده
اجر عظيم : (اي مومنان) بدانيد كه اموال و اولاد شما وسيله ي آزمايش هستند و
بدانيد كه پاداش بزرگ در پيشگاه خدا است . انفال ـ 28 » .
—————————–
منبع : انسان
در جستجوی خوشبختی
مولف : محمد
حامدی
انتشارات : نشر
احسان



