فقه معاصرمطالب جدید

حکم تغییر جنسیت زن به مرد

حکم تغییر جنسیت زن به مرد

نویسنده: دکتر یوسف قرضاوی. مترجم: دکتر احمد نعمتی

پرسش:

 من زنی مسلمان هستم. نماز میخوانم. روزه میگیرم. واجبات الهی را به جا می آورم و از آنچه خدا حرام کرده است دوری می کنم. از خانواده ای ثروتمند و دارای مال و مقام هستم. که بسیاری از زنها به همین سبب به من حسادت می ورزند. ولی من مشکل دارم. امیدوارم در پرتو احکام شرعی در حل آن به من یاری رسانید. مشکل من این است که احساس زن بودن نمی کنم یعنی احساس نمی کنم که جنس ماده هستم بلکه در ژرفای وجودم گمان می کنم مرد هستم نه زن. چند تن از من خواستگاری کردند که رد کردم. سپس با فشار خانواده ام به ازدواج با یکی از آنها تن در دادم ولی برای من بسیار پر رنج و سخت بود. گویی مردی با مرد دیگر هم آغوشی می کرد. برای همین جز نتیجه ی قطعی یعنی طلاق، چاره ای نداشتیم. اکنون به راه حلی ریشه ای می اندیشم. مشکلی که آن را به عرض شما می رسانم . به پزشکی کارشناس مراجعه کردم که مرا عمل جراحی کند و با آن عمل مرا به مرد تبدیل کند تا مانند مردان زندگی کنم.

می خواهم برای وجود شریف شما بگویم که پزشکان تشخیص داده اند دستگاه زنانگی من طبیعی است و با آن که من زنی کامل هستم ، بعضی پزشکان آماده ی اجرای جراحی برای تغییر جنسیت من هستند و می خواهند با ترکیب اندام مردانگی، اندام زنانگی مرا به کلی از بین ببرند. آیا این تغییر جنسیت برای درمان آنچه در طول زندگی ام مرا رنج می دهد ، از نظر شرعی جایز است؟ از شما خواهش می کنم به طور کامل با دلایل شرعی به من پاسخ دهید تا قلبم اطمینان یابد. خداوند توفیق شما را جاودانه کند!

پاسخ:

 ازدواج پدیده ای همگانی است. خداوند آن را در این دنیا و میان همه ی موجودات، از انسان و جانوران و گیاهان و جمادات نهاده است:

«سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ ‏» یس/۳۶

« تسبیح و تقدیس خداوندی را سزا است که همه نرها و ماده‌ها را آفریده است ، اعم از آنچه از زمین می‌روید ، و از خود آنان ، و از چیزهائی که ایشان نمی‌دانند . ‏»

 باز فرمود: «وَمِن کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ » ذاریات/۴۹.

« ما از هر چیز جفتی را آفریده‌ایم ، تا این که شما ( عظمت آفریدگار را ) یاد کنید.» ‏                                                    این نیاز برای جانور بیولوژیکی محض است و برای انسان ژرف تر و بالاتر. بیولوژی انسان، نفسانی و فکری و اجتماعی و اخلاقی است. به همین سبب، هنگامی که خداوند پدر انسان یعنی آدم را آفرید، به تنهایی از او دعوت نکرد و او را –تنها- ساکن بهشت نگردانید بلکه از نفس خودش، همسری برایش آفرید که با او در بهشت زندگی کند و با او انس بگیرد. همان گونه که خداوند متعال فرمود:

«هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا» اعراف/۱۸۹.

«او آن کسی است که شما را از یک جنس آفرید ، و همسران شما را از جنس شما ساخت تا شوهران در کنار همسران بیاسایند . »

و به آدم فرمود: «وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّهَ وَکُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَیْثُ شِئْتُمَا» بقره/۳۵.

« و گفتیم : ای آدم ! تو با همسرت در بهشت سکونت کن و از ( نعمتهای فراوان و گوارای ) آن ، هرچه و هر کجا که می‌خواهید ، خوش و آسوده بخورید. »

 زیرا اگر انسان در بهشت هم تنها زندگی کند معنی ندارد. خداوند در هر کدام از جنس نر و ماده،گرایشی فطری به جنس دیگر نهاده است تا با هم آمیزش کنند و از آنها فرزندان دختر و پسر پدید آید. خداوند متعال فرموده است:

«وَاللّهُ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً وَجَعَلَ لَکُم مِّنْ أَزْوَاجِکُم بَنِینَ وَحَفَدَهً» نحل/۷۲.

« خدا از جنس خودتان همسرانی برای شما ساخت ( تا در کنار آنان بیاسائید ) ، و از همسرانتان پسران و نوادگانی به شما داد ( تا بدانان دل خوش کنید ). »

این گرایش فطری میان مرد و زن همان چیزی است که زندگی مشترک را پدید می آورد. ازنتیجه های ازدواج، پدر و مادر شدن و داشتن پسران و دختران است و دوستی و عشق از سرچشمه های آن می جوشد. چشمه هایی که شاعران و ادیبان طول تاریخ در همه ی جهان با آن نغمه های عاشقانه سروده اند. مرد از زن یا زن از مرد بی نیاز نیست مگر به گونه ای استثنایی از آن فطرتی که خداوند انسان را بر آن آفریده است. اسلام ازدواج را میان مرد و زن نهاده تا اهداف بزرگ انسانی را – که قرآن به آن اشاره دارد- محقق نماید:

« وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» روم/۲۱.

« و یکی از نشانه‌های ( دالّ بر قدرت و عظمت ) خدا این است که از جنس خودتان همسرانی را برای شما آفرید تا در کنار آنان ( در پرتو جاذبه و کشش قلبی ) بیارامید ، و در میان شما و ایشان مهر و محبّت انداخت ( و هر یک را شیفته و دلباخته دیگری ساخت ، تا با آرامش و آسایش ، مایه شکوفائی و پرورش شخصیّت همدیگر شوید ، و پیوند زندگی انسانها و تعادل جسمانی و روحانی آنها برقرار و محفوظ باشد ) . مسلّماً در این ( امور ) نشانه‌ها و دلائلی ( بر عظمت و قدرت خدا ) است برای افرادی که ( درباره پدیده‌های جهان و آفریده‌های یزدان ) می‌اندیشند . ‏»

خداوند عزوجل در جای دیگری فرموده است:

«هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ» بقره/ ۱۸۷.

« آنان لباس شمایند و شما لباس آنانید.»

واژه ی لباس را به سبب چسبیدگی و پوشندگی و گرم نمودن وآراسته کردن وحی نموده است.  موقعیت این خواهر پرسش کننده، میان مردان و بیزاری وی از مردان و احساس ژرفش به اینکه ، یک مرد است، جای بسی شگفتی است زیرا پزشکان کارشناس تشخیص داده اند که او زن کاملی است و هیچ گونه اشکالی در دستگاه زنانگی او وجود ندارد. در پشت این موضع گیری، علل نفسانی – که ریشه ی آن بسیار ژرف است- پنهان شده که باید نقد و بررسی شود و نیز در خور آنست که اندیشمندان و آگاهان برای درمان آن به طور جدی عمل کنند.  خداوند متعال فرموده است:

« فَاسْأَلْ بِهِ خَبِیراً» فرقان/۵۹.

«پس از شخص بسیار آگاه و فرزانه بپرس. »

 یا در جای دیگری فرموده: «وَلَا یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ» فاطر/۱۴.

«و هیچ کسی همچون ( خداوند ) آگاه ( از احوال آخرت ، به گونه قطع و یقین ، از چنین مطالبی ) تو را باخبر نمی سازد.»

روایت شده که پیامبر (ص)  فرمود: “ما انزل الله داء الا انزل له شفاء غیر داء واحد هو الهرم” یعنی: ” خداوند هیچ بیماری را فرو نفرستاده مگر اینکه برایش داروی درمان هم فرستاده، جز پیری که دارو ندارد.”  در حدیث دیگر آمده است: ” ما انزل الله داء الا انزل له دواء، علمه من علمه و جهله من جهله” یعنی: ” خداوند هیچ بیماری را نفرستاده مگر اینکه برایش دارویی نیز فرستاده است.  دانست هر که بدان پی برد و ندانست هر که بدان نادان ماند”

نکته ی مهم درباره ی درمان این خواهر مسلمان پرسشگر اینکه، باید به این موضوع ایمان داشته باشد که درمان پذیر است و با ایمانش پزشک یاری کننده اش را یاری نماید و از درون خود، درمان این بیماری را رد نکند. بزرگترین اسباب برای بهبود بیماران این است که بیمار دارو را بپذیرد و به سود و بهره ی دارو معتقد باشد و به پزشک معالجش اطمینان داشته باشد. و در پی آن باید به خداوند تبارک و تعالی پناه ببرد و از او درمان بخواهد و در پیشگاهش دعا و زاری کند تا سینه اش را فراخی دهد و به او بردباری ببخشد و گره از کارش بگشاید  و کارهایش را آسان نماید. همانه دعا کردن داروی روحی باارزشی است  البته مومنان آن را می دانند و دنیا خواهان مادی گرا آن را نمی دانند. ایوب به درگاه پروردگار دعا کرد: ‏ «وَأَیُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ »انبیاء/۸۳

« ایّوب را ( یاد کن ) بدان گاه که ( بیماری او را از پای در آورده بود ، و در این وقت ) پروردگار خود را به فریاد خواند ( و عاجزانه گفت : پروردگارا ! ) بیماری به من روی آورده است و تو مهربانترین مهربانانی ( پس بدین بنده ضعیف رحم فرما ) . »

 ‏خداوند دعایش را برآورده نمود و زیان ها را از او برداشت و آن لطف و مهربانی خداوند بلند مرتبه بود اما آنچه این خانم پرسش کننده به آن می اندیشد ، از نظر شرعی حرام است زیرا تغییر جنسیت انسان از زن به مرد یا از مرد به زن جایز نیست مگر اینکه از نظر جنسی، طبیعت جنس مخالفی را- که بدان تغییر می یابد- داشته باشد و این تغییر برای یاری رساندن بدان سرشت و طبیعت باشد. چه بسا نشانه های زنانگی در کسی باشد که در حقیقت مرد است و اعضای مردانگی، اعم از خایه ها و اندام تناسلی در بدن او پنهان مانده ولی نشانه های زنانگی در وی سطحی و آشکار باشد. در این صورت عمل جراحی برای تغییر جنسیت در این زن به مرد است و از نظر شرعی پسندیده و جایز است زیرا به اصلش بر می گردد و در واقع چیزی را در جای خودش می گذارد . بنابراین چنین شیوه ای در آفرینش خداوند متعال تغییر نخواهد بود. هم چنین اگر کسی بعضی نشانه های مردانگی را داشته باشد اما در حقیقت زن باشد و اعضای زنانگی مانند تخمدان و رحم در او پنهان باشد، عمل جراحی برای او از نظر شرعی پذیرفتنی است زیرا به موقعیت اصلی خود – که همان زن بودن است-  بی دردسر بر می گردد. تغییر جنسی حرام و ممنوع است که کسی که وجود مردانگیش طبیعی است به زن تبدیل شود و زنی که بدن زنانه اش طبیعی است، به مرد تبدیل یابد! این تغییر از فطرت وی بیرون و تغییر در آفرینش خداست که کار شیطان، دشمن انسان شمرده می شود و خداوند متعال مردم را از تغییر آفرینش، بی سبب برحذر داشته است. این نوع تغییر، انسان را از استواری به کژروی و از فطرت اصیل به شذوذ و خارج از فطرت می کشاند. خداوند متعال فرموده است:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ» نور/۲۱.

« ای مؤمنان ! گام به گام شیطان ، راه نروید و به دنبال او راه نیفتید ، چون هرکس گام به گام شیطان راه برود و دنبال او راه بیفتد ( مرتکب پلشتیها و زشتیها می‌گردد ) . چرا که شیطان تنها به زشتیها و پلشتیها ( فرا می‌خواند و ) فرمان می‌راند.»

 در جای دیگری فرموده است:« إِن یَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثاً وَإِن یَدْعُونَ إِلاَّ شَیْطَاناً مَّرِیداً ‏‏ لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِکَ نَصِیباً مَّفْرُوضاً ‏‏ وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّیَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن یَتَّخِذِ الشَّیْطَانَ وَلِیّاً مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَاناً مُّبِیناً ‏» نساء/ ۱۱۷-۱۱۹

« غیر از خدا هرکه و هرچه او را بپرستند و به فریاد خوانند جز بتهای ناتوان و اشیاء ضعیفی نیست که بر آنها نام ماده گذارده‌اند ، وجز اهریمنی نیست که بسی متمرّد و نافرمان است . ‏‏ خدا نفرینش کند !  ( او قسم خورده است و با خود عهد بسته است ) و گفته است که : من از میان بندگان تو حتماً بهره معیّن و جداگانه خود را برمی‌گیرم . ‏‏ حتماً آنان را گمراه می‌کنم و به دنبال آرزوها و خیالات روانشان می‌گردانم ، و ( آن گاه که بدین وسیله ایشان را فرمانبر خود کردم ، هرچه را خواستم ) بدیشان دستور می‌دهم ، و آنان ( اعمال خرافی انجام می‌دهند و از جمله : ) گوشهای چهارپایان را قطع می‌کنند ، و بدیشان دستور می‌دهم ، و آنان آفرینش خدا را دگرگون می‌کنند ( و حتی دین خدا را تغییر می‌دهند ، و فطرت توحید را به شرک می‌آلایند ! ) و هر که اهریمن را به جای خدا سرپرست و یاور خود کند ، به راستی زیان آشکاری کرده است . ‏ »

کدام تغییر آفرینش خداوند متعال ، بزرگتر از تغییر مرد به زن یا زن به مرد است؟  چگونه مرد به زن بی تخمدان و رحم و زن به مرد بی اعضای مردانگی، تبدیل خواهد شد؟ نخستین اثرات ویرانگر این تغییر جنسیت آن است که – به یقین- فرزندی به دنیا نمی آید. اگر دروازه ی این تغییرات را برای همه ی مردم بگشاییم ، نسل ها بریده می شود و هستی بشر به پایان می رسد. از آن پس احکام شرعی بسیار مهمی بر آن مترتب می گردد. برای نمونه: اگر زن به مرد تغییر جنسیت دهد و ما آن را جایز بشماریم و آثار و احکامی بر این تغییر بازگردد، معنایش این خواهد بود که ما اجازه داده ایم زنی با زن دیگری ازدواج کند در حالی که ، ازدواج زن با زن، ازدواج هم جنس با هم جنس است و چنین کاری از نظر شرعی ممنوع و از بزرگترین حرام ها است. نتیجه ی دیگرش اینکه زنی که خود را به مرد تبدیل کرده، سهم میراثش مردانه میشود یعنی چیزی را برای او برمی گزینیم که از نظر شرعی حق او نیست. هم چنین اگر مرد به زن تغییر جنسیت دهد یعنی حلال است با مردی ازدواج کند اما در حقیقت مردی با مرد دیگری ازدواج کرده و آن بزرگترین گناه کبیره استو در پی اش حق و حقوق او از میراث ضایع می شود و دیگران بهره ی او را می برند در حالی که مال آنها نیست. چند سال پیش در مصر و دانشگاه الازهر مشکلی پیش آمد. پسر دانشجویی به نام “السید” در دانشگاه پزشکی، خودش را به زنی به نام “سالی” تبدیل کرد. با اینکه بدن او مرد بود. این کار او هیاهو و سر و صدایی راه انداخت. یکی از پزشکان با این پسر موافقت کرده بود که او را برای تغییر یافتن به زن، عمل جراحی کند اما دیگر پزشکان با این کار مخالف بودند همان گونه که عالمان اسلامی و جمهور مردم به سبب احساس دینی و اخلاقیشان به چنین کاری اعتراض کردند و با آن مخالف بودند. خداوند زن و شوهر را به صورت نر و ماده آفریده و برای هر کدام از آنها تکوین و هستی ویژه نهاده که هر کدام کارهای خودش را منوط به آفرینش و سرشت خود ، در زندگی انجام دهند. جایز نیست که چنین آفرینش و سرشتی بریده یا به تعطیلی کشانده شود. از کارهای مهم ازدواج، پدر و مادر شدن است. هر آنچه پدری و مادری را تعطیل کند جایز نیست زیرا درآمدن از سرشت و سرپیچی از شریعت و فرار از مسئولیت و کج روی از اخلاق است. از خداوند برای این خواهر پرسش کننده می خواهم که بر نفس خود چیره شود و سینه اش را فراخی دهد و بر او بردباری ببخشد و کارهایش را آسان نماید و گره هایش را باز کند، با آنچه موافق شریعت است. همانا خداوند پاک و منزه و بخشنده ترین خواسته ها و بزرگترین برآورنده آرزوهاست.

——————————–

منبع: فتوای معاصر / تالیف: دکتر یوسف قرضاوی/ مترجم: دکتر احمد نعمتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا