معماری
خانه ---> جهان اسلام ---> سازمان ها و تشكّل هاي اسلامي در آمريكا

سازمان ها و تشكّل هاي اسلامي در آمريكا

سازمان ها و تشكّل هاي اسلامي در آمريكا

درباره تاريخ فعاليت هاي مذهبىِ سازمان يافته مسلمانان مهاجر آمريكا نيز، همانند ديگر جنبه هاي زندگي آنان در اين كشور، آرا و اقوال گوناگوني وجود دارد. به نظر برخي از پژوهشگران، تشكيلات فرهنگي و مذهبي مسلمانان آمريكا عمدتاً پس از جنگ جهاني اول شكل گرفت. يكي از اجتماعات عمده مسلمانان اين كشور درايالت آيووا در (سِدار رپيدز) به وسيله مهاجران لبناني و سوري به وجود آمد. مهاجران مذكور در اوايل دهه 1920 ساختماني را در اين منطقه براي برگزاري مراسم مذهبي اجاره كردندو در خلال دوره ركود بزرگ در آمريكا، نخستين مسجد را در آيووا بنا كردند. در سال 1972، مسلمانان (سِدار رپيدز) يك مركز اسلامي و مسجد جديدي را بنا نهادند كه هنوز به عنوان تنها مركز بزرگ اسلامي ايالت آيووا پابرجاست. (1) (لاري پاستون) با استناد به تحقيقات (ايوان حداد) آورده است كه:مهاجران مسلمان اوليه توجه چنداني به بسط و توسعه باورهاي اسلامي خود در اين كشور نداشته و بيش تر به فكر بهبود وضعيت معيشتي و زندگي خود بودند و به همين دليل در بدو ورود به آمريكا، حتي مراسم اوليه عبادي خود را نيز به جا نمي آوردند. از اين رو، مهاجران مذكور در فعاليت هاي مذهبي سازمان يافته شركت نمي كردند.

نخستين گروهي كه در برگزار كردن مراسم عبادىِ جمعي شان، مدارك مستند وجود دارد، گروهي است كه اعضاي آن در سال 1900 در (راس) در ايالت داكوتاي شمالي گرد هم آمدند و در سال 1920 مسجدي را در اين منطقه بناكردند؛ ولى، به گفته ايوان حداد، پس از چند سال مسلمانان مذكور به قدري جذب محيط شدندكه حتي نام هاي مسيحي براي خود برگزيدند و با مسيحيان ازدواج كردند تا جايي كه در سال 1948 مسجد را كاملاً رها كردند. البته طبق نظر لاري پاستون رها كردن مراسم عبادى، درباره همه مهاجران اوليه مصداق ندارد. براي نمونه در سال 1919 يك مجموعه اسلامي در هايلند پارك در ميشيگان به وجود آمد و سازمان مشابهي در سال 1922 در شهر ديترويت به وجود آمد. در سال 1923 نيز، علي رغم تأثير شديد محيط مسيحي نيويورك، يك مجموعه ديگر اسلامي به نام (انجمن اسلامي دانشجويان) در بروكلين نيويورك تأسيس شد. (2) .

شايد بتوان گفت: در آمريكا فعال ترين ارگان مسلمانان همانا تعدادي انجمن هاي دانشجويان مسلمان است. در آمد روزافزون حاصله از فروش نفت، سبب شده است كه مسلمانان از طريق آموختن علوم و تكنولوژي مدرن، جامعه خود را پيشرفت دهند. افزايش جمعيت مسلمانان در آمريكا يك امر تحيّر انگيز بوده است.انجمن دانشجويان مسلمان يك ارگان خيلي مهم است. (3) .

اما از ميان اين چنين مجموعه هاي اوليه اسلامي در آمريكا،مشهورترين آنها در (سِدار رپيدز) در ايالت آيووا واقع شده كه در سال 1934 به عنوان (مسجد مادر) در سراسر آمريكاي شمالي معروف شد.مسلمانان كانادا چهار سال بعد، يعنى، در سال 1938 نخستين مسجد خود را در ادمونتون بنا كردند. (4) .

مسلمانان مهاجر مقيم آمريكا براي حفظ معتقدات ديني و همبستگي مذهبي خود نه تنها در ساختن مساجد و مراكز مذهبي مي كوشند، بلكه به تشكيل مجموعه ها و انجمن هاي سازمان يافته متعددي كه منعكس كننده علايق قومي و نژادي در كنار باورهاي مذهبي آنان باشد روي مي آورند. به همين دليل تا اوايل دهه 1960 حد اقل بيست انجمن مذهبي متعلق به قوميت ها و مليت هاي مختلف تنها در شهر نيويورك به وجود آمد. مهاجران مراكشى، مصرى، مالزيايى، پاكستانى، يمنى، سودانى، اندونزيايي و غيره هر يك انجمن هاي اسلامي كه نشان دهنده هويت ملي و مذهبي شان بود، ايجاد كردند. هر يك از اين انجمن ها و تشكيلات اسم خاص خود را داشت كه نمونه هايي از آنها را مي آوريم:

 

انجمن متحده دره نيل، انجمن نويي سوداني ها، انجمن آمريكاييان آفريقايي تبار، حزب پاكستاني آمريكا، جامعه آمريكاييان يمنى، جامعه بين المللي مسلمانان، انجمن مسلمانان اندونزى، اتحاديه اسلامي آمريكا،ميسيون اسلامي آمريكا، انجمن آمريكاييان مالزي تبار، فدراسيون سازمان هاي متحد مراكشي ها، جامعه خلق جوان مسلمان، بنياد مساجد نيويورك،انجمن جوانان مسلمان و جامعه فرهنگي بانوان مسلمان. مجموعه اي از اين انجمن ها و اتحاديه ها و تشكيلات اسلامي در نيويورك و نقاط ديگر آمريكا به صورت چتري از سازمان هاي اسلامي در آمده و زمينه ساز پيدايش مجموعه بزرگ تر و فراگيرتري به نام (فدراسيون انجمن هاي اسلامى) در سال 1954 شدند. (5) .

1. EMILY KALLED,1883,p.96.

2. LARRY POSTON, ISLAMIC DAWAH IN THE WEST, NEW YORK: OXFORD UNIVERSITY PRESS, 1992.

3. مجله اسلام، ش 2، چاپ چين، سال 1992.

4. مجله اسلام، ش 2، چاپ چين، سال 1992.

5. همان ص 35.

——————————————————–

فدراسيون انجمن هاي اسلامي

 

شخصي به نام (عبدالله اجرم) در تأسيس اين فدراسيون نقش بسيار تعيين كننده اي داشت. وي كه در جريان جنگ جهاني دوم در ارتش آمريكا خدمت مي كرد، متوجه فقدان اطّلاعات و سوء تفسير از اسلام شد و به عنوان راه حل، به فكر ايجاد سازماني افتاد. از اين رو، فدراسيون انجمن هاي اسلامي را بنا نهاد. (6) اين فدراسيون ابتدا در شهرسِدارراپيدزلوا ( CEDARRAPIDS LOWA ) به وجود آمد. اهداف اساسي آن، حفظ فرهنگ اسلامى، تشريح اصول تربيت اسلامي و تبليغ اعتقادات آن است. اين فدراسيون در واقع يك سازمان اجتماعي است كه سالانه يك مجمع عمومي برگزارمي كند. در اين مجمعِ سالانه، مسلمانان از فرهنگ مشترك يكديگر بهره گرفته و تجربه فعاليت هاي اسلامي را براي يكديگر بازگو مي كنند. (7) .

اين سازمان، نخست از كشورهاي عربي كمك دريافت مي كرد و به همين دليل، ايجاد روابط نزديك مذهبي با مجموعه هاي اسلامىِ ممالك عربي را مورد تشويق قرار مي داد. قابل ذكر است كه تعداد قابل توجهي مسجد و سازمان مذهبي در آمريكا با فدراسيون انجمن هاي اسلامي ارتباط ارگانيك دارند. براساس اساسنامه اين فدراسيون تمام مسلمانان مقيم آمريكا و عضو اين مجموعه، ملزم به آموزش و گسترش ايده آل هاي اسلام، از قبيل: احترام به مقام و منزلت انسان، برادري و دوست داشتن در بين انسان ها و برابري مطلقِ همه انسان ها در برابر خداوند مي باشند. (8) .

(فدراسيون انجمن هاي اسلامى) كنفرانس هاي ساليانه خود را، پي درپي در نقاط مختلف آمريكا و كانادا برگزار مي كرد و ضمن تلاش براي تقويت همبستگي مسلمانان و ارتقاي سطح آگاهي و دانش اسلامي آنان، تبليغ اسلام براي غير مسلمانان را نيز به طور ملموسى، به عهده گرفت و از اين حيث منشأ اثراتي شد. براي مثال، وقتي كه فدراسيون مذكور، در سال 1955 كنفرانس ساليانه خود را دركانادا برگزار كرد، مسلمانان زيادي از آمريكاي شمالي در آن شركت كردند و گروهي نيز در خلال كنفرانس به اسلام گرويدند. به نظر برخي از ناظران، برگزاري اين گونه كنفرانس ها از سوي فدراسيون مذكور، آثار رواني ارضا كننده اي بر روي مسلمانان شركت كننده – كه به دليل دوري از سرزمين و فرهنگ بومي خود دچار نوعي ضربه فرهنگي شده و خود را محصور در يك محيط فرهنگي بيگانه مي يافتند – به جاي مي گذاشت. جالب توجه اين كه تعداد زيادي از حاضران در اين كنفرانس ها را جوانان مسلمان نسل دوم تشكيل مي دادند كه تحت تأثير محيط فرهنگي جديد قرار گرفته بودند و نام هاي نيمه اسلامي و نيمه غربي بر روي خود نهاده بودند از قبيل: جيمز على، آلفرد محمد، آلبرت حسن ونظيراينها. گرچه فدراسيون انجمن اسلامي به غير از برگزاري منظم كنفرانس هاي ساليانه فعاليت هاي ديگري صورت نمي داد، با اين حال، برگزاري موفقيت آميز همين كنفرانس ها در تقويت روح همبستگي وبالا بردن احساس هويّت يافتن و اعاده هويّت مخدوش و يا گمشده مسلمانان مهاجر كه خود را در حصار يك فرهنگ بيگانه محصور مي ديدند، نقش به سزايي داشت. (9) .

6. همان ص 35.

7. مجله اسلام، ش 2، چاپ چين، سال 1992.

8.LARRY POSTON,1992,p.35.

9. GUTBI MAHDI AHMAD, MUSLIM OR GAMIZATIONS IN THE UNITED STATES, IN YVANNE HADDAD, 1991,pp:12-14.

————————————————————-

انجمن اسلامي دانشجويان

در اوايل دهه 1990 سازمان جديدي به نام (انجمن اسلامي دانشجويان مسلمان) ( MSA ) به وجود آمد. اين انجمن بر خلاف (فدراسيون انجمن اسلامى)، كه ماهيت قومي و نژادي داشت، داراي يك ماهيت فراگير جهاني بوده و به انترناسيوناليسم اسلامي اعتقاد داشت. در واقع MSA محصول انجمن هاي اسلامي دانشجويي متعددي بود كه پس از جنگ جهاني دوم، در بسياري از دانشگاه هاي آمريكا به وسيله دانشجويان مسلمان سازماندهي شده بودند. در سال 1963 انجمن هاي مذكور، نياز به ايجاد يك انجمن اسلامي بزرگ تر و فراگيرتري را احساس كردند؛ ازاين رو، در نخستين نشست ساليانه خود در اوربانا واقع در ايالت ايلي نويز، انجمن اسلامي دانشجويان؛ يعنى، MSA را كه جنبه سراسري در سطح آمريكا داشت تشكيل دادند. در كنفرانس اوربانا مسلمانان ايرانى، هندى، پاكستانى، تركيه اي و ممالك عربي شركت داشتند و در نخستين كميته اجرايي منتخب نيز دانشجويان ممالك فوق برگزيده شدند. هدف از تشكيل MSA اين نبود كه اين سازمان، صرفاً به جامعه مسلمانان خدمت كند، بلكه خدمت به اسلام و ايجاد يك جامعه اسلامىِ نمونه و ايده آلِ موردِ نظر شركت كنندگان بود. (10) .

شايد بتوان گفت: فعال ترين ارگان مسلمانان در آمريكا، همان انجمن هاي اسلامي دانشجويان است. در آمد روزافزون حاصله از فروش نفت، سبب شده است كه مسلمانان ازطريق آموختن علوم و تكنولوژىِ مدرن، جامعه خود را پيشرفت دهند. انجمن اسلامي دانشجويان، يك ارگان خيلي مهم به شمار مي آيد. آنان اسناد ومنابع اسلامي را به نمايش گذاشته و آنها را توزيع مي كنند، حوزه هاي علميه بنا مي نهند، نماز را تبليغ مي كنند، افراد مذهبي را جذب و تربيت مي كنند و براي وحدت ميان مسلمانان مي كوشند. اين ارگان همچنين يك سري طرح هاي ويژه دارد كه از جمله آنهاست: داير نمودن كلاس تربيت خبرنگار بر پايه تفكر اسلامى، طرح همكاري پرداخت اِعانه بدون بهره (قرض الحسنه)، چاپ و انتشار ادبيات اسلامى، ايجاد مؤسّسه اطلاع رساني درباره مراسم و احياي مسلمانان و ساير موارد مهم وخدمات مشابه ديگر. (11) .

نكته قابل ذكر و شايان توجه اين است كه، در اوايل دهه 1960 (و در واقع سال 1963) دگرگوني ها و حوادث مهمي در جهان اسلام رخ داد. جماعت اسلامي پاكستان ممنوع و (مولانا مودودى) متفكر بزرگ اسلامىِ اين كشور، محكوم به مرگ گرديد. اعضاي (اخوان المسلمين) در مصر دستگير و زنداني شدند و دو سال بعد، متفكر مسلمان مصرى، (سيدقطب) دستگير و سرانجام اعدام شد. در اندونزي حزب (مسجومى) ممنوع گرديد و رهبرحزب مذكور؛ يعنى، (ناصر) به زندان افكنده شد. از ديگر جريانات مهمِ اين دوره، اوج گيري مبارزات ضد استعماري مردم مسلمان الجزاير عليه نيروهاي اشغالگر فرانسوي و پيروزي انقلاب الجزاير بود. طبيعتاً دانشجوياني كه در كنفرانس اوربانا شركت كرده بودند، كاملاً تحت تأثير حوادث ياد شده قرار داشتند، خصوصاً كه بيش تر آنان از همان كشورهاي پر حادثه، به آمريكا آمده بودند. انجمن دانشجويان مسلمان به تدريج دامنه فعاليت هاي خود را گسترش داد و در سال 1971 به فكر ايجاد دفاتر و مراكزدايمي در نقاط مختلف آمريكا افتاد. طبق نوشته ايوان حداد، نخستين دفتر مركزي انجمن مذكور در مسجد الامين واقع در گاري در ايالت اينديانا داير شد و در سال 1973 يك مدير اجرايي تمام وقت، براي اداره امور مربوطه منصوب گرديد و سرانجام در سال 1975 بزرگ ترين دفتر مركز MSA در منطقه وسيعي در پلين فيلد اينديانا با هزينه نيم ميليون دلار تأسيس گرديد كه داراي بخش هاي گوناگوني در زمينه آموزش و تعليم، انتشارات، روابط عمومى، امور مالي و اداري تحت نظر يك دبيركل بود. (12) .

در خلال سال هاي مذكور، يك سازمان بزرگ تحت عنوان (تراست اسلامي آمريكاي شمالى) ( NAIT ) كه از آن به مثابه بازوي مالي MSA ياد مي شد، به وجود آمد. اين سازمان مالي فعاليت هاي مربوط به سرمايه گذاري MSA و دادن وام هاي كوچك به مسلمانان براي فعاليت هاي اقتصادي را به عهده داشت. به علاوه (NAIT) يك مؤسّسه ديگري به نام مركز تعليمات اسلامي THE ISLAMIC TEACHING ENTER LITC در اواسط دهه 1970 به وجود آمد كه هدف اصلي آن تبليغ و آموزش اسلام، و توزيع نوشته هاي اسلامي بود. در همين سال، انجمن اسلامي دانشجويان در آمريكا و كانادا، گروه فارسي زبان به نام ( MSA( P.S.A كه عمدتاً ايراني بودند تشكيل يافت. شايان توجه اين كه، بسياري از اعضاي MSA پس از پايان تحصيلات دانشگاهي و اشتغال به كار در آمريكا، به فعاليت هاي اسلامي خود در MSA تحت نام سازمان هاي فرعي و تخصصي ديگري از قبيل (انجمن دانشمندان و مهندسان مسلمان آمريكا) ( AMSE )، دانشمندان علوم اجتماعي مسلمان آمريكا ( AMSS )، و انجمن اسلامي پزشكان ( IMA ) همچنان ادامه دادند. تمام اين مجموعه ها در ارتباط با انجمن اسلامي دانشجويان MSA فعاليت دارند و اگر چه MSA به عنوان يك تشكيلات بزرگ فراگير وفعّال مورد توجه بيش تر مسلمانان مهاجر در آمريكا قرار گرفت، ولي به عنوان تنها مجموعه اسلامي مسلط باقي نماند؛ زيرا در سال 1981 جامعه اسلامي آمريكاي شمالي (ايسنا)ISLAMIC SOCITY OF NORTH AMERICA با صلاحديد سازمان هاي اسلامي وابسته به MSA تشكيل شد. (13)

10. همان، ص 14 -15.

11. مجله اسلام، ش 2، چاپ چين، سال 1992.

12. GUTBI MAHDI AHMAD, P.P.14-15.

13. همان جا.

———————————————————-

شوراي مسلمانان آمريكا ( AMERICAN MUSLIM COUNCIL)

شوراي مسلمانان آمريكا (AMC) در چهارم ژوئن 1990 با هدف توسعه سياسي در حركت هاي مسلمانان منطقه و معرفي اسلام به توده جامعه آمريكا و طبق مرامنامه خود بدون مصالحه در هويّت و ارزش هاي اسلامي پا به عرصه فعاليت گذاشت. شايان ذكر است كه، پرچمدار اوّليّه اين حركت، مركز اسلامي جنوب كاليفرنيا بود.

همچنين اين شورا در كنار قوت بخشيدن به فعاليت هاي سياسي مجامع اسلامي در آمريكا و شكل دادن به فعاليت هاي مذكور و تشويق مسلمانان به شركت فعال در سيستم حكومتي آمريكا از طريق پرداخت ماليات، شركت در شوراهاي اداري و رأي دادن، انتخابات پارلماني در سطح شهر، ايالت و سطوح بالاتر و ايجاد يك كانون نفوذگذاري (لابى) تأسيس گرديد. در اين رهگذر توانست باجذب بسياري از مسلمانان همفكرش به سرعت در رسانه هاي عمومي و ارتباط جمعى، كاخ سفيد و اعضاي كنگره آمريكا به عنوان نماينده مسلمانان مقيم اين كشور راه يابد و ملاقات هايي با رئيس جمهور و اعضاي كنگره آمريكا داشته باشد و درباره مسائل مختلف از جمله: فلسطين، بوسني و غيره جلسات و سمينارهايي بر پا نمايند و براي نمونه، سال گذشته براي نخستين بار اين شورا اقدام به برگزاري ضيافتي به مناسبت عيد سعيد فطر در كاخ سفيد كرد.

شوراي مسلمانان آمريكا يك سازمان غير انتفاعي است كه با اهدافي از قبيل: كمك به يكپارچه نمودن جامعه مسلمانان در آمريكا، خدمت به منافع جامعه اسلامي در آمريكا، جلوگيري از تبعيضات و خشونت هاي نژادى، مذهبي و ملي عليه مسلمانان به وسيله آموزش آنان در شناخت حقوق قانوني شان در برخورد با مسائل مختلف و در نهايت شركت دادن مسلمانان در آينده سياسي دولت آمريكا به وجود آمد. بدين منظور، سازمان مذكور دفتر مركزي خود را در قلب واشنگتن، يعنى، پايتخت آمريكا افتتاح كرد، تا ضمن ابراز وجود و اعلام حضور بتواند با مقامات محلى، دولتي و رهبران ملي اين كشور در تماس باشد.

شوراي مسلمانان آمريكا در واشنگتن دى.سى، عمده ترين مركز و منبعي است كه مي توان جهت كسب هرگونه اطّلاعي درباره مسلمانان اين كشور به آن رجوع كرد. اين شورا داراي كاركناني اندك ويك بودجه صرفاً چهارصد هزار دلاري است كه در مقايسه با گروه هاي كاتوليك يا يهودي بسيار ناچيز است.

با اين همه، رفته رفته احساس فزاينده اي از همبستگي در ميان مسلمانان پديد مي آيد كه علت آن تا حدودي به بحران هايي چون: جنگ خليج فارس، بمب گذاري در مركز تجارتي جهاني نيويورك و بمب گذاري در شهر اوكلاهما مربوط مي گردد. (28) .

همچنين پيشتاز تلاش هاي مربوط به هماهنگي و تقويت قدرت سياسي مسلمانان، شوراي اسلامي آمريكاست. اين گروه، نظارت و هماهنگي اقدامات را در ارتباط با قوّه قانونگذاري آمريكا عهده دار است.

دو سازمان برجسته مسلمانان مهاجر آمريكا به نام هاي انجمن اسلامي شمال آمريكا (جامائيكا، نيويورك) و دايره اسلامي شمال آمريكا (پلينت فيلد، اينديانا)، شوراي اسلامي آمريكا را مورد تأييد قرارداده اند. وارث الدين محمد رهبر سياه پوست فرقه ميسيون اسلامي در شيكاگو نيز شوراي مذكور را تأييد كرده است. سه گروه ياد شده هر يك بر شبكه ملي متشكل از هزاران مسجد و مدرسه نظارت مي نمايند. شوراي مسلمانان آمريكا، تحولات رخ داده در درون اين گروه ها را زير نظر قرارداده و غالباً به عنوان واسطه اي صديق عمل كرده و درباره فعاليت هاي آنها نظر مي دهد.

گفتني است كه هم انجمن اسلامي شمال آمريكا، كه از سوي اخوان المسلمين عرب تشكيل يافت و هم دايره اسلامي شمال آمريكا، كه از انجمن مزبور كوچك تر بوده و از هند و پاكستاني هاي محافظه كارتر تشكيل يافته است، در دهه 1960 صرفاً گروه هايي دانشجويي بودند، اما هنگامي كه دانشجويان مربوطه به صورت شهروندان، نان آوران و ماليات دهندگان كشور در آمدند، اهدافشان نيز تغيير يافت. هنگامي كه انجمن اسلامي شمال آمريكا در جنگ 1990 خليج فارس، هيچ موضعي اتخاذ نكرد، خاندان سلطنتي عربستان سعودي كمك هاي ملي خود به آنان را قطع كردند، اعضاي انجمن مزبور اين اقدام سعودي ها را يك توفيق اجباري دانستند؛ چرا كه از آن پس ناگزير شدند به خود متكي شوند و روي پاي خود بايستند. (29) .

28. رابرت ماركند، كريسچين ساينس مانيتور، چاپ آمريكا،22/1/96 .

29. لاميس آندونى، كريسچين ساينس مانيتور، چاپ آمريكا، 5/2/96.

———————————————

جامعه اسلامي آمريكاي شمالي (ايسنا)( ISNA)

در واقع (ايسنا) از تشكّل وارتباط ارگانيك چند سازمان تخصصي شامل: (انجمن جامعه اسلامى) ( MCA )، (انجمن دانشجويان مسلمان) ( MSA )، (جامعه دانشمندان و مهندسان مسلمان)( AMSE )، (دانشمندان مسلمان علوم اجتماعي آمريكا) ( AMSS )، (انجمن پزشكان مسلمان) ( IMA )، (تراست اسلامي آمريكاي شمالى) ( ITC )، (بنياد توسعه بين المللى) ( FID ) و(تراست اسلامي كانادا) ( CIT ) به وجود آمده و از طريق يك شوراي اجرايي به نام مجلس شورا همه سازمان ها و انجمن هاي مربوط به خود را تحت پوشش قرار مي دهد. مجلس شورا در واقع يك ارگان قانونگذاري است كه سياست هاي جاري و برنامه هاي آينده ايسنا و نيز بودجه ساليانه، انتخاب رئيس جديد و تشكيل شوراي اجرايي را تعيين مي نمايد. ايسنا در عين حال، تعدادي سازمان خدماتي در زمينه هاي مالى، آموزشى، اجتماعى، علمي و حقوقي را براي كمك به مسلمانان آمريكا تأسيس كرده است. تعدادي نشريه نيز به كمك ارگان هاي وابسته به ايسنا، منتشر مي شوند كه برخي از آنها عبارتند از: جورنال جامعه پزشكان مسلمان، الاتحاد، اسلاميك هُرايزون، جورنال مطالعات اسلامى، دانشمندان مسلمان. به طور كلي ايسنا، از سوي انجمن دانشجويان تأسيس يافت. طبق اساسنامه ايسنا، عضويت در آن براي هر مسلمان شانزده سال به بالا آزاد است. تأكيد ايسنا بر مباني قرآن و سنّت در مسير خط فكري كساني مثل مودودي و حسن البنّا است.

اهداف و مقاصد ايسنا عبارتند از: گسترش دعوت اسلام و رساندن پيام اسلام به مسلمانان آمريكاي شمالى، براي انتخاب آن به عنوان راه كامل زندگى. ايسنا در عين حال مسؤول نظارت بر عملكرد بخش هاي مختلف مالى، پزشكى، حقوقى، علمى، آموزشي و فرهنگي اين سازمان است. (14) .

 

تشكل هاي مسلمانان بومي آمريكا

ميسيون مسلمانان آمريكاAMM ) AMERICAN MUSliMS MISSION) .

گفته مي شود كه ميسيون مسلمانان آمريكا ( AMM) علي رغم تغييرات مهمي كه در ساختار آن صورت گرفته، هنوز به عنوان بزرگ ترين و سازمان يافته ترين جامعه مسلمان بومي آمريكا مطرح است و نيز ارتباط تنگاتنگي با گروه (ملت اسلام) دارد، كه در آينده به آن اشاره مي كنيم. (15) .

14. همان جا.

15. E.E. GALVERLY, "NEGRO MUSLIMS IN HARTFORD", "THE MUSLIM WORLD"55,1965

——————————————————

شوراي امور عمومي مسلمانان

(سالم مير آيتى) از جوانان پر جوش و خروش لوس آنجلس است. او با اقشار مختلف مردم در ارتباط است. گاهي او را مي بينيم كه مثلاً با (اسپايك لى) فيلم ساز گفت و گو مي كند و گاهي با (حكيم اولا جووان)، قهرمان معروف بسكتبال. مير آيتي همچنين در ميان نسل تازه اي از مسلمانان كاليفرنيا كه قصد دارند، تصوير خويش را كه به عنوان خارجي ها، زندگي مي كنند، دگرگون سازند، شخصيت برجسته اي به حساب مي آيد. علاوه بر كارهاي ديگر، ميرآيتي مي كوشد نخستين برنامه كار سياسي داخلي مربوط به انتخاب را براي مسلمانان تهيه نمايد. او مي گويد:ما بايد موقعيت خويش را تغيير داده و از عريضه نويسىِ صِرف به تلاش براي به تصويب رساندن برنامه كار خود بپردازيم. و اين برنامه كار، مشتمل است بر حل و فصل اختلافات زن و شوهر، احقاق حقوق والدين و رسيدگي به مسأله اعمال خشونت در محيط خانواده و نقض حقوق بشر در كشورهاي خارج.

 

ميرآيتي كه در ناحيه قومي لوس آنجلس رشد يافته است و در رشته مهندسي بيوشيمي تحصيل كرده است، در سال 1988 شوراي امور عمومي مسلمانان را تأسيس كرد؛ زيرا معتقد بود كه مساجد محلي به تنهايي نمي توانند سوء تفاهم هاي زياد رسانه ها درباره انتفاضه فلسطين، ماهيت اسلام و نيم ميليون مسلمان مقيم كاليفرنيا را بر طرف سازند.

وي در دفتر كار كوچكي در يكي از محلات مركزي شهر با تابلوهايي به زبان اسپانيايي و كره اي فعاليت مي كند. او مي گويد:

رفته رفته ما را داشتند از بحث و تبادل نظر درباره مذهبمان محروم مي ساختند.

بخش عظيمي از فعاليت ميرآيتي صِرفاً به برقراري ارتباط مربوط مي شود. در اين خصوص وي به برگزاري ضيافت هاي ناهار با صاحبان حِرف و مشاغل مسلمان، تهيه گزارش ها و مطالبي درباره بوسني براي روزنامه هايي چون سان جوزه مركوري نيوز (SAN JOSE MERCARY NEWS) و تشكيل اجلاس هايي با شركت افراد ذي نفوذ مي پردازد. وي اخيراً نيز با تهيه كنندگان شبكه هاي ان. بى. سى. (NBC ) و سى. بى. اس. (CBS) ملاقات هايي به عمل آورد. پس از وقوع بمب گذاري در او كلاهماسيتى، ميرآيتي و دو تن از همكارانش با نمايندگان كاليفرنيا در كنگره ديدار كردند تا مسأله درك ضعيف مقامات آمريكا از مسلمانان آمريكا و اعتقادات اسلامي شان را مورد بحث قراردهند.

ميرآيتي مي افزايد:اگر فقط مي توانستيم يك كانديداي رياست جمهوري داشته باشيم، كه بگويد: وقت آن است كه دست از شرير جلوه دادن مسلمانان برداشته شود و اين گام بزرگي به حساب خواهد آمد. (32) .

همان گونه كه پيش تر اشاره شد، شرايط اجتماعي ويژه دهه 1960 و 1970 در آمريكا زمينه ساز پيدايش بسياري از حركت هاي مبارزاتي و رشد سازمان هاي مختلف، از جمله برخي از سازمان هاي اسلامي بومي شد؛ ولي با از بين رفتن تدريجي موج راديكاليسم ناشي از بحران هاي جامعه طي دهه بويژه 1970 بسياري از سازمان هاي مبارزاتي سياسى، نژادي و مذهبي نيز از بين رفتند. در اين ميان تعدادي از سازمان هاي اسلامي نيز به دليل مشكلات مالي و ايدئولوژيكي و مهم تر از همه به دليل بي رنگ شدن شعارهاي راديكالي دهه 1960، تدريجاً محو شدند. براي مثال، (حزب اسلامي مظفر الدين حميد)، (گروه اسلامي منفى) تحت رهبري خمس خليفه عبدالخالص و (فدراسيون مسلمانان آمريكا) به دلايل مختلف از بين رفتند و تنها سازمان ها يا گروه هايي به حيات خود ادامه دادند كه توانسته بودند پايگاه خود را در ميان طرفداران خود قوت بخشند و علاوه بر جلب حمايت اقتصادي و مالي پيروان خود، از كمك هاي برخي از ممالك اسلامى، خصوصاً عربستان سعودي چه در زمينه مالي و چه آموزشي برخوردار شوند.

از مشكلات رايج سازمان هاي اسلامى، نبودن افراد كاملاً آموزش ديده براي اداره امور مذهبي آنان است. لذا با توجه به عدم وجود انستيتوهاي آموزشي تخصصي مذهبي در آمريكا، نامزد هاي رهبري جماعات اسلامى، ناگزير به دانشگاه الازهر مصر، مكه، كراچي و ديگر مدارس علميّه ممالك اسلامي اعزام مي شدند. ممالكي چون: عربستان سعودى، پاكستان و مصر با درجاتي متفاوت، آماده كمك هاي آموزشي بويژه تأمين هزينه تحصيلي مسلمانان آمريكا در خارج بودند كه البته هدف اصلي آنان از اين كار، تحت تأثير قراردادن و خط مشي دادن به جريانات خاص اسلامي در آمريكا بوده است. روشن است كه سعودي ها در اين زمينه بيش ترين هزينه ها را متقبّل شدند تا اسلام مورد نظر خود را در آمريكا ترويج دهند. از جمله كمك هاي ديگر برخي ممالك اسلامى، اعزام امام جماعت هاي آموزش ديده از الازهر يا مكه براي اداره مساجد آمريكا بود. براي مثال، در دهه 1950 گروهي امام جماعت تعليم ديده و فارغ التحصيلِ الازهر براي اداره جامعه بزرگ مسلمانان يوگسلاوي در شيكاگو و اجتماعات اسلامي لبناني ها و آلباني ها در ديترويت به آمريكا فرستاده شدند. ممالك غربي در سال 1962 براي تعليم دادن امام جماعتِ مساجد و اجتماعات اسلامي سازماني به نام (اتحاديه جهاني مسلمانان) را بنيانگذاري كردند. در اوايل دهه 1980 تقريباً 26 جامعه اسلامي در ايالات متحده از خدمات (اتحاديه جهاني مسلمانان) برخوردار شدند و مشكل رهبري آموزش ديده براي مساجد خود را تا حدي بر طرف كردند. تقريباً تمام اين افراد در مصر، لبنان و عربستان سعودي تعليم ديده بودند. (33) .

32. رابرت ماركند و لاميس آندونى، كريسچين ساينس مانيتور، چاپ آمريكا، .5/2/96

33. LARRY POSTON, ISLAMIC DAWAH IN THE WEST, NEW YORK: OXFORD UNIVERSITY PRESS,1992

منبع : تبیان

۳ نظر:

  1. سعید ملکی

    بسمه تعالی- از زحمات دست اندرکاران این مجموعه تقدیر وتشکر می شود

  2. سعید ملکی

    بسمه تعالی- با تشکر لطفاً به معرفی شخصیتهای اسلامی هم بپردازید

  3. سلام علیکم

    یک بخش در سایت در همین خصوص قرار دارد.

    اگر هم شخصیت خاصی مدنظر شماست بفرمایید.
    با تشکر

    http://eslahe.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d9%8a-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس