سياسي اجتماعي

سیمای انسانی که اسلام آن را ارائه می دهد .

سیمای انسانی که اسلام آن را ارائه می دهد .

اسلام،رسالتی است که می تواند انسانی متعادل و کامل را تربیت کند؛انسانی‌که [مانند انسان های دیگر] بر روی زمین راه میرود و جشم به آسمان دارد…؛ با واقعیتهای موجود زندگی می کندو توجه ویژه ای نیز به آرمان ها دارد؛ برای دنیایش کار می کند و در عین حال ،سرای دیگر را فراموش نمی کند ؛ به ثروت اهمیت می دهد و روز حساب را نیز از یاد نمی برد ؛ به حق عمل می کندو در عین حال ، از تکلیف خود غافل نمی شود؛با خلق و مردم معاشرت دارد ؛ ولی آفریننده [خود] را هم فراموش نمی کند؛به گذشته خود افتخار می کند ؛ ولی به حال و آینده خود نیز توجه دارد ؛ ملّت و بستگان خود را دوست دارد.

اما به دیگران نیز ارج می نهد؛ خود را اصلاح می کند؛ اما اصلاح دیگران را نیز در نظر دارد؛ هم هدایت پذیر و هم هدایتگر است ؛ هم فرمانبردار {حق} و هم فرمان دهنده {به آن } است؛ از انجام خلاف باز می ایستد و دیگران را به دوری از خلاف توصیه می کند.این انسان پیوسته دیگران را به نیکی ها فرا می خواند؛ امر به معروف و نهی از منکر می کند؛ پاسدار واجبات الاهی، وهمراه موءمنان دیگر سفارش کننده به حق و شکیبائی است؛ همان گونه که خداوند فرمود:

«والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.»

انسانی که خدا اوم را به خِرد {از دیگر موجودات} متمایز ساخته است و از این رو، از طریق خِرُد، مورد خطاب و تکلیف قرار می گیرد و بر همین اساس بر او پاداش و کیفر داده می شود و با همین خرد است که وحی را درک می کند و به هستی نظر می افکند و میان این دو پدیده که هر دو آفریدۀ خدایند و از دانش ،قدرت و حکمت او نشان دارند،هیچ تعارضی نمی یابد؛ بلکه آن ها را مکمل یک دیگر می بیند ؛ بدین سبب ، میان منقولی که در ستی اش محرز شده و معقول صریح ، تناقضی پیدا نمی شود ؛ بلکه هر کدام ، دیگری را تقویت و تأیید می کند ؛ چرا که با خرد ، وحی اثبات و در یافت شده و با وحی ، خرد استواری ، و ره یا فته است تا به جایی که خود وحی ، «خرد ورزی » را عبادت ، بلکه نوعی تکلیف به شمار آورده است ؛ انسان متعادل  و متوازی که نه با ثروتمندی ، سر کشی می کند . نه با تهدیدستی دچار غفلت می شود . پیروزی ، او را از خود بی خود نمی کند و شکست ، او را از پا در نمی آورد ؛ نعمت او را سر مست ، و مصیبت و بلا او را متزلزل نمی کند . چنین انسانی ، دل آرام ، خرسند ، خشونود و خوشبین است و اگر همۀ درها به رویش بسته شده و اسباب نجات از دستش بیرون رفته باشد ، دچار نومیدی نمی شود و بر این باور است که با سختی آسانی می آید و اطمینان دارد که پایان شب سیه ، سپید است و پس از تنگی ، گشایش . آری، فقط کافزان و گمراهان هستند که از رحمت پروردگار مأیوس می شوند ؛ انسانی که در می یابد نزد خدا ، گرانمایه و ارجمند است ؛ آن جا که می فرماید :

و لقد کرمنا بنی آدم .

افزون بر این ، خدا انسان را جانشین خویش در زمین قرار داده :« انی جاعل فی لارض خلیفه »، و او را بر فرشتگان –چنان که در داستان {حضرت } آدم در آیه ۳۱تا ۳۳ بقره آمده است – به لحاظ دانش ب تریث داده و همه آن چه را در آسمان و زمین است ، را در اختیار او گذاشته و { البته } همه این ها در خدمت انسان هستند تا در جهت وظیفه ای که دارد ، کارهای او را سامان دهند : الم تروا ان الله سخر لکم فی السموات و ما فی الارض و اسبغ علیکم نعمه ظهره و با طنه .

این انسان با فطرت { الاهی } به دنیا آمده است ؛ بنابر این بر خلاف پندار مسیحیت ، خطایی که از پدر نخستین به ارث برده ، او را آلوده نکرده است و {سنگینی بار } گناه دیگری را نیز به دوش نمی کشد و فقط خود او مسئول کارهای خویش است. اگرخویش است . اگر به راه راست بیاید ، خودش سود برده و اگر از آن منحرف شود ، به خود ستم کرده است و چیزی جز تلاش خود او به کارش نیاید و از هیچ ستم و سرکوب شدن هراسی ندارد . خدا برای او حجت آورده و راه {نجات}را نشانش داده و بهانه و عذری برایش باقی نگذاشته است افزودن بر این ، برای {هدایت} او پیامبر فرستاده و کتاب { آسمانی } فرود آورده و او را صاحب اختیار خویش کرده { تا اگر بخواهد } خود را منزه و یا آلوده سازد :« قد افلح من زکها و قد خاب من دسها ».

 

{در روایتی دربارۀ این عمل فرموده است :} خدا زنانی را که خود را شبیه مردان و مردانی را که خود زرا شبیه زنان می سازند از رحمت خود دور سازد .

این انسان ،فطرت الهی را که بین مرد و زن فرق گذاشته، ارج می نهد؛از این رو، با مرد شمردن زن، و زن شمردن مرد ، این فطرت را پایمال و برخلاف آن عمل      نمی کند ؛چرا که هر کدام ازآن دو ، مسؤلیت و نقشی در این جهان دارند و در سرای دیگر نیز کیفر خود را می بینند؛ چنان که می فرماید: « لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی .»

 [در روایتی درباره ی این عمل فرموده است:]خدا زنانی را که خود را شبیه مردان و مردانی را که خود را شبیه زنان می سازند از رحمت خود دور می سازد!

این انسان، زن را در مقام مادر ارج می نهد و در مقام دختر بودن سرپرستی و اداره می کند و در مقام همسری دوستش می دارد و در جایگاه خویشاوندی، با او صله ی رحم بر قرار، و از حیث این که از جنس زن است از او حمایت می کند و اگر بیگانه باشد ، مقامش را ارج می نهد و در مقام انسان مورد احترامش قرار می دهد و از نظر این که عضوی از جامعه است ، از او استقبال می کند.

 

 

این انسان، در پهنه ی زمین به کار کشاورزی ، صنعتگری ، تجارت یا دیگر کار های حلال مشغول است و از روزی خداوند بهره می برد؛ به گونه ای برای دنیایش می کوشد که گوئی همیشه زنده است و به گونه ای برای آخرت خود کار می کند که گویی به زودی خواهد مرد .زینت های الهی را که خدا در اختیار بندگانش قرار داده و نیز روزیهای پاکیزه او را بر خویش حرام نمی کند و تجرات و خریدو فروش،او را از یاد خدا غافل نمی سازد .

 

 

نماز به پای می دارد؛زکات می دهد و در پی سپاس از خداود است و شعایر الهی را به جای میآورد و برای کسب نعمت الهی در پهنه ی زمین به جستجو می پردازد ؛ از این رو میان دین و دنیایی او تعارض وجود ندارد و فراتر آن که آباد کردن زمین را عبادت ،و تلاش برای کسب رزق و روزی را تقرب به خداوند ، ونیکو انجام دادن کار دنیا را انجام وظیفه می داند چرا خدای متعالی نیکو به جای آوردن آن را در همه ی زمینه ها مقرر می دارد و دوست دارد کسی که کاری را که انجام می دهدآن را به خوبی به پایان برساند و آن را نیکو سازد؛چرا که خدا نیکو کاران را دوست دارد ؛ انسانی که اعتقاد به «یکتا پرستی ناب»که از مشخصات اسلام است ، او را تربیت کرده و دوگانه پرستی ، او را آلوده نساخته ؛ از این رو به خدا شرک نمی ورزد و هیچ کس را شریک او نمی کند.نه ستاره ای را در آسمان ، نه سنگی را در زمین ، نه فرشته ای را ملکوت ، و نه حیوانی را در دنیا و نه جنی پنهان و نه بشری آشکار نمی پرستد ؛ بلکه فقط خدای یکتایی را که شریکی برای او نیست می پرستد؛ همان خدای که اسلام ، اهل کتاب را به پرستش او فرا خوانده است؛ آنجا که می فرماید: « بیایید به سوی سخنی که میان ما وشما یکسان است ، که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم ، و بعضی از ما بعضی دیگر را به خدایی نپذیرد . » آل عمران ۶۴

مکمل این باور ،ایمان به روز پاداش و کیفر ( معاد) است ؛ روزی که مردم در برابر پروردگار جهانیان حضور می یابند تا هر شخص ، نتیجۀ اعمال خود را ببیند ؛ چنان که می فر ماید :

«هر کس هموزن زره ای کار غیر انجام دهد ، آن را می بیند و هر کس کار بد کرده ، آن را می بیند »

این انسان با عبادتهای اسلامی که او را بند روحانیت کلیسا و سلطۀ تمام عیار کاهنان راهانیده ، صیقل داده شده و با این عبادتها بدون هیچ واسطه و دلالی پنداری، با خدای یگانه ارتباط بر قرار کرده است ؛ برای مثال، نماز باعث می وشد که او روزی ۵ بار با خدا ارتباط بر قرار کند و روزه ، ارادۀ او را تقویت و طی یک ماه از سال او را آماده پرواپیشیه کردن از خدا می کند و زکات ، او را پاکیزه و منزه و او را از پلیدی بخل و خود پرستی پاک می سازد تا در زمرۀ کسانی در آید که از رزق و روزی الهی انفاق می کنند و برای یک بار در طول زندگی ، حج ، او و مسلمانان سر زمین های دیگر را برای یک بار در طول  زندگی گرد نخستین خانه ای که برای بندگی بر پا شده ، جمع می کند .

اخلاق اسلامی او را تهزیب کرده  و آداب آن زندگی او را جلوۀ خاصی بخشیده  و ارزش ها و مفتهیمش ، راه او را روشن کرده است . او به یقین می داند که در برابر پروردگار ، خودش ، پدر و مادر ، فرزندان ، نزدیکان ، همسایگان ، جامعه، هم میهنان ، برادران  دینی ، همنوعان و حتی حیوانات را م او بلکه سراسر هستی که همه جای ائو مسخر اوست ، مسئولیت دارد ؛ بنابر این باید حقوق هر کدام از آنها را ادا، و میان این حقوق توازن و تعادل بر قرار کند .

« قوانین اسلام » برای این انسان ( با اهداف فرا گیر، اصول سنجیده، احکام عادلانه و فقه پویایش ) برای او ، فضای شایسته ای که در آن ، انگیزه های[خیر ]اوبه جنبش در می آید ؛ خصلت های [نیکوی ]او رشد می کند و فضایلش شکوفایی می یابد. در چنین وضعی است که او از دین ، جان ، آبرو ، مال ، خرد و دود مانش دفاع می کند ؛ آن هم در چهار چوب احکام شرع یعنی  با رعایت واجبات ومحرمات و اجرای مجازاتهای مقرر شدۀ اسلامی  ه با آن بساط قسط و عدل میان مردم بر پا ، و منافع بندگان خدا در معاش و معاد پاسداری می شود. 

 

 ———————————————————————————————————————

اسلام تمدن آیندگان

دکتر یوسف قرضاوی

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا