معماری
خانه ---> بیداری اسلامی ---> آینده از آن اسلام و عاقبت از آن مسلمانان است
دعوت جمعی

آینده از آن اسلام و عاقبت از آن مسلمانان است

آینده از آن اسلام و عاقبت از آن مسلمانان است

نویسنده: محمود الخزندار (رحمه الله)/  مترجم:اسمعیل ابراهیمیان

اُمید و یقین به(یاری) خدا در مراحل ضعف وناتوانی بروزمی کند زیراکسی که به مشکلات گرفتارنیامده وخاطری آسوده دارد وتنهاهنگامی که عزت واقتدار اسلام رامشاهده نماید، صورتش از (خوشحالی) بدرخشد؛ به این یقین دست نمی یابد. بلکه کسی که به یاری خدا اطمینان دارد، هنگامی یقینش به اوج می رسد که اسلام در تنگنا قرارگیرد ومشکلات برهم انباشته واُمتها آشکارا به دشمنی باآن برخیزند.زیرا او به یاری خدا امیدبسته ، ویقین دارد که عاقبت از آن پارسایان وآینده ازآن اسلام است.چنانچه می داند که انسان نستوه باید برای اقامة دین خدادر زمین سعی وتلاش نماید که تنها راه رسیدن به آن نیز، صبرویقین میباشد.
ابن القیم جوزی می فرماید: از شیخ الاسلام ابن تیمیه شنیدم که می فرمود با صبر ویقین است که انسان به پیشوایی در دین نائل می آید. سپس فرمودة خداوند راخواند که می فرماید (وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآَيَاتِنَا يُوقِنُونَ) سجدة/24.معنی:واز میان بنی اسرائیل پیشوایانی را پدیدارکردیم که به فرمان ما راهنمایی می نمودندبدانگاه که بنی اسرائیل شکیبایی ورزیدند وبه آیات ما ایمان کامل پیدا کردند.

در حدیث شریف نبوی مهمترین نعمتی که به انسان داده شده یقین واطمینان میباشد. رسول اکرم می فرماید “وسلوا الله اليقين والمعافاة، فإنه لم يؤت أحد بعد اليقين خيرا من المعافاة”از خدا یقین وبهبودی را مسئلت نمایید زیرا بعدازیقین به کسی بهتر ازبهبودی داده نشده است. (صحيح الجامع، صححه الألباني).
پس این امت از میان نمی رود جز زمانی که پیروانش برای نصرت آن از جهد وتلاش دریغ،وبخل ورزند وبدون عمل، به آرزوهای دور ودراز فکر کنند بدین خاطر است که رسول اکرم فرمود “صلاحیت وشایستگی این امت به زهد ویقین بستگی دارد وبا بخل وبزدلی وآرزوهای طولانی از میان خواهد رفت”.
البته عالم به غیب تنها خدا است وما نمی دانیم نصرت کی فرا می رسدوخیر این اُمت در کجاست اما آنچه می دانیم این است که دین ما دین خیروخوبی است واُمیدوار به نصرت خدایی هستیم ولو بعد از زمانی هم باشد. پیامبر اکرم(ص) نیزبه این واقعیت اشاره می کند آنجا که می فرماید”مثل أمتي مثل المطر لا يُدرَى أوله خيرٌ أم آخرُه” اُمت من مانند باران است معلوم نیست اولش بهتر است یا آخرش. (صحيح الجامع، صحيح).

وهمچنین نمی دانیم که خداوند ابرغم واندوه راتوسط کدام نسلی برطرف می سازد وشأن ومقام این اُمت را رفعت می بخشد ولی باید معتقد بودکه رفعت بخشیدن این دین جزو سنت های خداوندی در این کون است

چنانچه مژده های فرح بخش زیادی در احادیث رسول اکرم ذکرشده که اُمید وآرزو را در نهان انسان تجدید،ویقین رااستوار می بخشد،ازجمله اینکه خداوند وعده داده که سیطرة این دین به مشرق ومغرب می رسد وهرمملکتی که تحت کنترل مسلمین نباشد توسط اسلام فتح خواهد شد. پیامبر می فرماید”إن الله زوى لي الأرض فرأيت مشارقها ومغاربها، وإن أمتي سيبلغ ملكها ما زوى لي منها”خداوند برایم زمین را فراهم آورد به گونه ای که مشارق ومغارب زمین-همه ی زمین – را دیدم وقلمرو حکمرانی امت اسلامی به هر آنچه از زمین برایم فراهم شد،خواهد رسید.(رواه مسلم).
پس وقتی که دانستیم اصل در اسلام علو وسیادت ورهبری اُمتها است گرچه دربرهه ای از زمان نیز مسلمانان دچار ضعف وشکست شوند هرگزنااُمیدوسرخورده نمی شویم چون پیامبراکرم(ص) فرموده “الإسلام يعلو ولا يعلى”اسلام چیره می شود وهرگزمغلوب نمی گردد”(صحيح الجامع، حديث حسن).

ودر این زمان که بنظر می رسد امیدی به احیای دین اسلام باقی نمانده است رسول خدا مژده هایی داده که هر یأسی را ذوب وهرنومیدیی را برطرف وهرمحنت باری را ثابت قدم ودل ودرون هرناامیدی را توسط فرزندان این دین وآیین آرامش می بخشدآنگاه که می فرماید “بشِّر هذه الأمة بالسناء والرفعة والنصر والتمكين في الأرض.”این امت را به نصرت ورفعت ومنزلت وقدرت بر روی زمین بشارت دهید.

(وباید دانست که)مقیاس خدا غیر از مقیاس بشر است اوست که از ضعف قوت می سازد،که با کمی تامل در این حدیث این واقعیت هویدا می شود آنجاکه رسول اکرم(ص) می فرماید”إنما ينصر الله هذه الأمة بضعيفها، بدعوتهم وصلاتهم وإخلاصهم” خداوند توسط دعا،نماز واخلاص ضعیفان وناتوانان این دین را نصرت می بخشد. (صحيح سنن النسائي للألباني).

آن مسلمان فقیروناداری که در اسارت ضعف وناتوانی قرار گرفته و علی رغم تمام صورتهای ضعفی که در وی وجود دارد فاقد هرنوع وسیلة دفاعی است توسط دعا،نمازواخلاص وی است که خداوند این امت را نصرت ویاری می بخشد همانگونه که نبی اکرم در حدیث دیگری به آن اشاره کرده که می فرماید “رب أشعث مدفوع بالأبوابِ لو أقسم الله على الله لأبره”چه بسا انسان ژولیده موی رانده شده ای که اگر(درمورد چیزی) به خدا سوگند بخورد خداسوگندش را عملی می سازد(رواه مسلم).
پس اگرچه امروزه قوت واقتداردردست دشمنان ماست واحساس می کنیم که برما سلطه دارند لیکن از یاد نمی بریم که خدا خود به امور این کون می پردازد ولحظه ای از بندگان مؤمن خود غافل نمی ماند وبه دوام ذلت واستمرارشکست آنها رضایت نمی دهد. رسول اکرم می فرماید “الميزان بيد الرحمن، يرفع أقواما، ويضع آخرين”اندازه در دست خداست بدینوسیله گروهی را رفعت می بخشد وگروهی را پایین می کشد.(صحيح الجامع،صحيح)

اما زمانی که تلاش صادقانه جهت راضی نمودن خویش را از ما مشاهده کرد، ناگزیرباید ما را بلند وعزیز گرداند.
به همین خاطر خداوند در هرقرنی روح اُمیدو یقین را به این اُمت بازمیگرداندطوری که در آن کسانی ظهورمی کنند که در کارهای نیک باهم مسابقه می دهند وبه محنتهاومشکلات فرارو وقعی نمی نهند ومردم نیز به آنها اقتدامی کند همانطورکه درحدیث آمده که” في كل قرن من أمتي سابقون” درمیان امت من در هرقرنی پیشگامانی وجود دارد. (صحيح الجامع، حسن). همانگونه که در این امت کسانی را مهیا می گرداندکه مفاهیم آنرا تصحیح وامت را به راه راست هدایت وکاروبار آنرا سروسامان می بخشند.چنانچه پیامبردر حدیثی می فرماید “إن الله يبعث لهذه الأمة على رأس كل مائة سنة من يجدد لها دينها “همانا خداوند متعال در ابتدا یا پایان هر قرن شخصی را مبعوث می کند تا دین امت (اسلامی) را تجدید کند. (رواه أبو داود وصححه الألباني).

بنابراین فرج وپیروزی یابردست پیشگامان این امت اتفاق می اُفتد،یابردست مجددین آن.ولی باید اطمینان داشت که روزی غم واندوه به پایان می رسد،وبالاخره تمام دشمنان اسلام در دایرة تهدیدخداوند قرار می گیرنداین است که نباید نسبت به کسی که خداوندقهار باوی سرجنگ دارد هراسی به دل راه داد وازاستمرار سلطه اش نگران بود چنانچه در حدیث قدسی آمده “من عادى لي وليا فقد آذنته بالحرب…” هرکس بایکی از دوستان من عداوت کندبه او اعلان جنگ می کنم.

پس بیایید یکدیگر رابه شکیبایی برمشکلات واستقامت درمقابل مقدرات سفارش کنیم، بشارت دهندة خیر باشیم و برای مردم ترسانندة بدی نباشیم وبه کسانی که امید به یاری خدارا از دست داده اند سخنان پیامبر را یادآور شویم آنگاه که اصحاب دچار مشکلات زیادی می شدندو شکایت خود را نزد پیامبر می آوردندوپیامبر می فرمود “والله ليتمن الله هذا الأمر…. ولكنكم تستعجلون” قطعاً خداوند کار این دین رابه سرانجامی می رساند….اما شما عجله می کنید

باور واعتمادی که خداوند سبحان ازبندگانش می خواهد باید همان اطمینان وباوری باشد که آنرابه شیوة عملی درمادر موسی محقق ساخت بدانگاه که خطاب به وی فرمود (فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ).قصص/ آية:7 معنی:«هنگامی که براو ترسیدی وی را به دریا بینداز ومترس وغمگین مباش که ما او رابه تو باز می گردانیم واز زمرة پیغمبرانش میگردانیم».
اوهم باوجود اینکه عادتاً دریا برای چنین طفل کوچکی خطرناک بنظر می رسد بی باکانه وبدون هیچ ترس وغمی کودک را به دریا انداخت.خداوند نجات را برایش رقم زده بود فرعون طفل شیرخواره را از آب گرفت وبدون هیچ ترسی کفالت وی را عهده دار شد چون عادتاًکسی از طفل شیرخواره هراسی ندارد لیکن فرعون توسط همین طفل هلاک گردید.آری عجائب قدرت خدااینگونه در جریان است.
پیامبراسلام در بارة سه گروه ازمردم سخن می گوید که هیچ خیری در آنها نمی باشد؛ یکی از آنها گروهی است که از رحمت ویاری خدا مأیوس ونا اُمید است آنجا که می فرماید “ثلاثة لا تسأل عنهم.. ورجل في شك من أمر الله، والقنوط من رحمة الله ..”سه گروه ازمردم وجود دارندکه دارای هیچ خیری نیستند…ونفری که نسبت به کاروبار خدا مشکوک واز رحمت وی نا امید است. (صحيح الجامع، صحيح).
بدین خاطر اُمتی که شک وتردیدآنراپوسانیده،ویأس ونا اُمیدی آنرادرمانده ساخته،مادام استعداد ثقه واطمینان به نصرت خدا رامجدداً در خود ایجادننماید انتظار هیچ خیری از آن برده نمی شود.
عقیدة ایمان به قدرنیز مصدری از مصادراطمینان وباور به خداوند است که عاقبت از آن پارسایان می باشد بدین خاطر است که رسول اکرم فرموده “إن لكل شيئ حقيقة، وما بلغ عبد حقيقةَ الإيمان، حتى يعلم أن ما أصابه لم يكن ليخطئه ، وما أخطأه لم يكن ليصيبه “هرچیزی حقیقتی دارد،بنده به حقیقت ایمان دست نمی یابدتااینکه بداند که آنچه برایش نوشته شده و قراراست به او برسدبه او می رسد وآنچه برایش مقدر نشده هرگزبه وی نخواهد رسید. (صحيح الجامع، صحيح).
پس (علی رغم سخنان بعضی افراد) مساله مسالة تخلف وعدة الهی نیست کلا وحاشا، بلکه بحثِ زمانبندی مقدرات وسرآمدمعین ومشخصی است که نه به خاطر شتاب شتابنده ای پیشی می گیرد ونه به خاطرآرزویِ تنبلُ وتن پروری به تأخیر می افتد به همین خاطر خلیفة راشد عمربن عبدالعزیز زیاد این دعا را تکرار می کرد ومی فرمود “اللهم رضني بقضائك، وبارك لي في قدرك، حتى لا أحب تعجيل شيئ أخرته، ولا تأخير شيئ عجلته”بارالهامرا از داوری خویش خشنود،ونسبت به قَدَرَت رهنمود گردان تا تعجیل چیزی را که تو آنرا به تأخیر وتأخیر چیزی را که تو خواستار شتاب در آن هستی نزدم خوشایند نباشد. به سبب این چنین ایده وعقیده ای است که پدیدة شتابزدگی زایل، ودرون اطمینان می یابد که عاقبت از آن متقین وپارسایان است.

پس نباید فراموش کرد که اگردین اسلام دوران ومراحل ضعفی راپشت سرنهاده تقدیر خدایی است که براعاده ی عزت ازمیان رفته وبازگرداندن سیادت ازدست رفته قادر وتوانا است.شأن وحال انسان نیز چنین است که گاهی پله های صعود را طی می کند وگاهی راه فرود را درپیش می گیرد چنانچه پیامبر(ص)می فرماید “مثل المؤمن مثل السنبلة، تميل أحيانا وتقوم أحيانا” (صحيح الجامع) مثال مؤمن مانند خوشه است که گاهی مایل وخم می شود وزمانی ایستاده می گردد.مهم این است که بالاخره روزی پا می ایستد واین سنت کون است ودرصورت توفر اسباب بی شک این روز آمدنی است.
ودر رابطه با امتهای پیشین نیز سنت خدا برهمین منوال بوده چنانچه در حدیث آمده که “عرضت علي الأمم، فرأيت النبي ومعه الرهيط، والنبي ومعه الرجل والرجلان، والنبي وليس معه أحد” امتهای گذشته به من نشان داده شدند درمیان آنها پیامبری را دیدم که با او عده ای کم تر از ده نفر بود وپیامبری را دیدم که با او مردی یا دومرد بودند وپیامبری را مشاهده کردم که حتی یک نفر امت نداشت. با این وجود راه دعوت ادامه داشته وباوجود ضعفهایی که در طی روزگارپیش آمده کماکان درصحنه وجود داشته، وبه هیچ پیامبری هم نسبت عیب ونقص داده نشده که چرا باوجود تلاشی که نموده کسی به همراه ندارد و بوسیلة وی هدایت پیدا نکرده است همانطور که هیچ مجاهدی نیز موردسرزنش واقع نمی شود که چرا توسط وی نصرت محقق نشده است.

آنچه ما در آن موردِ بازخواست قرار می گیریم کوتاهی در اخذ اسباب، عدم اطمینان، و بخل ورزیدن نسبت به نصرت دین است. نتیجه ی کارهم تنها خدا خود متعهد وضامن آن می باشد.
هنگامی که شهدا اززندگان بعد از خود ترسیدند که دچار ضعف اعتمادی گردند که به خودداری از جهاد منجرشودویا نسبت به نتایج آن دچار یاس وسرخوردگی شوندخطاب به پروردگار گفتند”من يبلغ إخواننا عنا أنا أحياء في الجنة نرزق، لئلا يزهدوا في الجهاد، ولا ينكلوا عند الحرب، فقال الله سبحانه: أنا أبلغهم عنكم “چه کسی بجای ما به برادرانمان ابلاغ می کند که ما در بهشت زنده این وروزی داده می شویم تا از جهاد در راه خدارویگردان نشوند وهنگام جنگ ترس به خود راه ندهند وپشت نکنند خداوند سبحان فرمود من این امر را به آنها می رسانم (رواه أبو داود، وحسنه الألباني).

پس لابد شب باید سر رسد وکف روی سیلاب خس وخاشاک راکنار نهد و آنچه برای مردم سودمند است در زمین باقی بماند و بالاخره امرخدا به اتمام برسد که عاقبت از آن متقین است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس