تناقضات قرآنی- آیا قرآن ناقص است یا کامل و با جزئیات ؟
تناقضات قرآنی یا وسوسههای شیطانی پاسخ به شبهات وارده بر قرآن
تحقیق و پژوهش: محمد احمدیان
شبههي چهاردهم از تناقضات قرآنی
طرح شبهه
تناقضات قرآنی- آیا قرآن ناقص است یا کامل و با جزئیات ؟
در قرآن در جاهایی ادعا میکند که کامل است و تمامی جزئیات را دارا میباشد، و هیچ چیز باقی نمانده است که در آن نباشد، (سورهی6 آیهی38، سورهی6 آیهی114، سورهی16 آیهی89)، امّا چیزهای بسیاری هستند که قرآن آنها را نا تمام باقی میگذارد.
آیات مطرح در شبهه:
1- وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ
[انعام/38]
«(يكي از دلائل قوي قدرت خدا و حكمت و رحمتش اين است كه او همه چيز را آفريده است) و هيچ جنبندهاي در زمين و هيچ پرندهاي كه با دو بال خود پرواز ميكند وجود ندارد مگر اين كه گروههائي همچون شمايند (و هر يك داراي خصائص و مميّزات و نظام حيات خاصّ خود ميباشند). در كتاب (كائنات) هيچ چيز را فروگذار نكردهايم (و همهچيز را ضبط و به همه چيز پرداختهايم . بگذار تكذيبكنندگان هرچه ميخواهند بكنند) پس (از گذشت اين چند روزه زندگي دنيوي) آنان (همراه همه گروهها و دستههاي حيوانات موجود) در پيشگاه پروردگارشان جمعآورده ميشوند (و به حساب و كتابشان ميرسيم).»
2- أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ [انعام/114]
«(اي پيغمبر ! بديشان بگو : اين داوري خدا درباره حق و حقيقت است) آيا جز خدا را ( ميان خود و شما ) قاضي كنم؟ و حال آن كه او است كه كتاب (آسماني قرآن) را براي شما نازل كرده است و (حلال و حرام و حق و باطل و هدايت و ضلالت، در آن) تفصيل و توضيح شده است. كساني كه كتاب (هاي آسماني را پيشتر) براي آنان فرستادهايم ميدانند كه اين (قرآن) حقيقه از سوي خدا آمده است و مشتمل بر حق است (چرا كه كتابهاي آسماني خودشان بدان بشارت داده است و تصديقكننده آن است). پس تو از ترديدكنندگان مباش (و پيروان تو نيز درباره حقّانيّت قرآن كمترين ترديدي به خود راه ندهند.»
3- وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ [نحل/89]
«(قرآني كه برنامه كامل و جامعي در بر دارد) و ما اين كتاب (آسماني) را بر تو نازل كردهايم كه بيانگر همهچيز ( امور دين مورد نياز مردم) و وسيله هدايت و مايه رحمت و مژدهرسان مسلمانان (به نعمت جاويدان يزدان) است.»
مقدمه
منتقد در طرح شبهه دو موضوع را مطرح میکند: یکی ناکارامدی قرآن در بیان جزئیات و بیپاسخ گذاشتن نیازها و خواستههای بشری، و دیگری «چیزهای» که قرآن آنها را رها کرده است، هر چند منتقد توضیح نداده است، چیزهای بسیاری که قرآن آنها را ناتمام گذاشته است، چه چیزهای هستند؟ شایسته بود آنها را مطرح و دستهبندی میکرد که آیا چیزهای ناگفتهی مورد نظر منتقد در حیطهی رسالت قرآن است یا خیر! غافل از اینکه قرآن کریم کتاب «هدایت» برای بشریت است چنانچه، در آیه بدان اشاره شده است؛ «هُدیً وَ رَحْمَه بُشْری لِلْمُسلِمِین». لذا ظاهر کلام در مراد به «کُلَّ شَیءٍ» همهی چیزهای است که به هدایت انسان مربوط است، که در برگیرندهی مبدأ، الوهیت، ربوبیت، معاد، اخلاق و احکام است. پس قرآن تبیان برای آنها است، نه اینکه تبیان برای همهی علوم باشد، و محورهای پنجگانهی قرآن بیانگر این واقعیت است. لذا یا منتقد ناتوان از جمعبندی مفاهیم و آیات و رسالت کلی قرآن است، یا انتظارات او از سطح «تربیت» و «هدایت»، در محورهای قرآنی فراتر رفته است.
پاسخ به شبهه:
1ـ منتقد یا از مقاصد شریعت غافل مانده است، یا هدفش از طرح شبهه، مغالطه و شبهه پراکنی است. زیرا قرآن به عنوان اوّلین و کاملترین مصدر «تشریع» اهدافی را تعقیب میکند، که حدود رسالتش برای اهل خِرد و دانش محرز است.
صاحبنظران علوم اسلامی بر این باورند که مقاصد شریعت اسلامی، برای جلب منافع و دفع مفاسد است. از مَنظَر شریعت اسلامی، (شارع مقدس) مصلحت و منافع، چیزی نیست که انسان کاملاً آن را درک و تشخیص دهد. بلکه در باور دینی تعیین میزان و معیار مصالح و مفاسد، بر عهدهی «شریعت» است، و هواهای انسانی و نفسانی باید تابع شریعت باشند.صاحبنظران مصالح را در سه دسته کلی تقسیمبندی میکنند:
1- ضروریات 2- حاجیات 3- تحسینیات، «ضروریات» برای حفظ ارکان پنجگانهی در «دین، نفس، عقل، نسل و مال» است. که در واقع برای تضمین سلامت جامعه بوده؛ و حفظ هر کدام به بالا بردن رشد جامعه کمک میکند. «حاجیات»؛ برای رفع مشقت و حرج از زندگی فردی است، و بدون عنایت به آن، نفس انسان دچار رنج و مشقت طاقت فرسا میشود. در واقع حاجیات در بنیان زندگی فردی نقش اساسی و محوری دارد. «تحسینیات»؛ سبب سلامت شخصیت انسان میشود، و پرهیز از انحراف اخلاقی، انسان را در مسیر کمالات اخلاقی، هدایت و حمایت میکند، و انسان را ملزم میکند به رعایت آن در کلیهی امور از جمله: عبادات، معاملات، عادات و غیره. (1)
بر همین اساس مقاصد شریعت به دو دسته: 1-مقاصد اصلی 2- مقاصد فرعی (تابعی) تقسیمبندی میشود. حفظ «دین، نفس، عقل، نسل و مال» از مقاصد ضروری شریعت، و مشهور به مقاصد «عینی» است، و مقاصد ضروری «کفایی» برای حفظ مصالح عمومی و جامعه است. (2)
در راستای تحقق مصالح و منافع فوق، صاحبنظران قرآن را محور بندی نمودهاند، و بر پایهی محورهای آن محرز میشود که قرآن چه نقشی برعهده دارد؛ و سطح انتظارات ما از قرآن، چه میزان عقلی و خردمندانه است.
محمد غزالی مصری این گونه قرآن را محور بندی مینماید و ربط محورها را هم بیان میکند:
1ـ شناخت خداوند؛
2ـ سناخت عالم هستی و فلسفهی خلق هستی؛
3ـ داستان پیامبران و پندگیری از آنها؛
4ـ رستاخیز و پاداش اعمال؛
5ـ اصول و قواعد تربیتی و تشریعی و قانونگذاری در اسلام؛(3)
در همین باب، استاد رشید رضا هم در کتاب «وحی محمدی» تحت عنوان مقاصد قرآن این گونه بیان میکند:
1ـ مقصد اوّل، ایمان به خدا؛
2ـ مقصد دوّم، ایمان به روز رستاخیزو رسیدگی به اعمال؛
3ـ مقصد سوّم، کردار نیک، که مبنی بر دو اصل «تربیتی » است، «تهذیب اخلاق» و روش قرآن در «ارشاد» انسان؛ (4)
از بیان محوربندیهای قرآن و اصول سهگانهی مقاصد شریعت، به این نتیجه میرسیم، که قرآن به عنوان اوّلین مصدر تشریع، رسالتی مشخص دارد و سطح انتظارات منتقد از قرآن نتیجهی عدم آگاهی کافی او از قرآن است.
2ـ در آیهی (89) سورهی نحل، که منتقد بدان استناد نموده است. واژهی «هُدیً» به معنی هدایت است. راغب اصفهانی آن را راهنمایی با مهربانی ترجمه کرده است، نتیجهی هدایت و تربیت، سلامتی روان و روح انسان است، و اثرات تربیتی، شفا بخشی روح انسان از امراض درونی است و قرآن این اثرات هدایت بخشی را به کسی عطا میکند که خود را تسلیم مقررات و اوامرش کند.
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَاراً [اسراء/82]
«(حق چگونه نيرومند و پيروز نميگردد؟ وقتي كه) ما آياتي از قرآن را فرو ميفرستيم كه مايه بهبودي (دلها از بيماريهاي ناداني و گمراهي، و پاكسازي درونها از كثافات هوي و هوس و تنگچشمي و آزمندي و تباهي) و رحمت مؤمنان (به سبب در برداشتن ايمان و رهنمودهاي پرخير و بركت يزدان) است، ولي بر ستمگران (كافر، به سبب ستيز با نور حق و داشتن روح طغيان) جز زيان نميافزايد.»
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ [نحل/102]
«بگو: قرآن را جبرئيل از سوي پروردگارت به حق نازل كرده است تا مؤمنان را (در مسير خود) ثابت قدم گرداند و هدايت و بشارت براي مسلمانان باشد.»
پس در محور خداشناسی قرآنی، بهرهگیری از آیات آفاقی که در قرآن بدانها اشاره شده؛ سبب تهذیب نفس و رشد اخلاقیات در انسان، زمینهی التزام انسان به قرآن و دستوراتش را فراهم میکند. بنابراین اثرات آن «تربیت» فردی در وهلهی اوّل (اصلاح درون) و در وهلهی دوّم، التزام به احکام و دستورات قرآن است.
درزمینه اجتماعی کلیاتی از حقوق از جمله: رابطهی انسان با خانواده، و رابطهی انسان با جامعه «حقّ و تکیلف» طرفین بیان شده است. و جزئیات امور به خِرد و عقل انسان وانهاده شده است، چیزهای وانهاده شده که منتقد مطرح میکند، خارج از رسالت قرآن میباشد. و برای رتق و فتق امور جامعه، نظام شورای را در سه حوزهی خانواده، رهبری و اجتماعی بیان کرده است، که اوّلین و اساسیترین گام برای پیشگیری از نظام استبدادی بوده، و نظام شورایی بستری برای رشد خِرد جمعی و تحقق مصالح عمومی و دوری از مفاسد میباشد.
نظام شورا در سطح خانواده:
فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ [بقره/233]
«و اگر (والدين) خواستند با رضايت و مشورت همديگر (كودك را زودتر از دو سال) از شير بازگيرند گناهي بر آنان نيست. و اگر (اي پدران) خواستيد دايگاني براي فرزندان خود بگيريد، گناهي بر شما نيست، به شرط اين كه حقوق آنان را به طور شايسته بپردازيد، و از (خشم) خدا بپرهيزيد و بدانيد كه خدا بدانچه انجام ميدهيد بينا است (لذا پدران و مادران خدا را در نظر دارند و به تربيت اولاد عنايت نمايند).»
نظام شورا در سطح رهبری:
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ [آلعمران/159]
« از پرتو رحمت الهي است كه تو با آنان (كه سر از خطّ فرمان كشيده بودند) نرمش نمودي. و اگر درشتخوي و سنگدل بودي از پيرامون تو پراكنده ميشدند. پس از آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش نما و در كارها با آنان مشورت و رايزني كن. و هنگامي كه (پس از شور و تبادل آراء) تصميم به انجام كاري گرفتي (قاطعانه دست به كار شو و) بر خدا توكّل كن؛ چرا كه خدا توكّلكنندگان را دوست ميدارد.»
نظام شورا در سطح عمومی جامعه:
وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ [شوری/38]
«و كسانيند كه دعوت پروردگارشان را پاسخ ميگويند، و نماز را چنان كه بايد ميخوانند، و كارشان به شيوه رايزني و بر پايه مشورت با يكديگر است، و از چيزهائي كه بديشان دادهايم (در كارهاي خير) صرف ميكنند.»
3ـ قرآن کتاب تفصیل، و جداکنندهی حقّ از باطل، است؛ به گونهای که بین حقّ و باطل فاصله مشخص و محرز باشد. تصریح قران به نقش جدایی بخش اشاره به مسیر درست و نادرست، در روند حرکت انسان در نظام زندگی است؛ و بر همین اساس در مقابل «مؤمنین» و «مسلمین» در آیات، «مجرمین» مطرح میشود.
وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ
[انعام/38]
«(يكي از دلائل قوي قدرت خدا و حكمت و رحمتش اين است كه او همه چيز را آفريده است) و هيچ جنبندهاي در زمين و هيچ پرندهاي كه با دو بال خود پرواز ميكند وجود ندارد مگر اين كه گروههائي همچون شمايند (و هر يك داراي خصائص و مميّزات و نظام حيات خاصّ خود ميباشند). در كتاب (كائنات) هيچ چيز را فروگذار نكردهايم (و همهچيز را ضبط و به همه چيز پرداختهايم. بگذار تكذيبكنندگان هرچه ميخواهند بكنند) پس (از گذشت اين چند روزه زندگي دنيوي) آنان (همراه همه گروهها و دستههاي حيوانات موجود) در پيشگاه پروردگارشان جمعآورده ميشوند (و به حساب و كتابشان ميرسيم).»
در تفسیر آیهی (52) سورهی اعراف، تفسیر المنار چارچوبی برای سطح انتظارات از قرآن را تعریف میکند، تا خوانندگان و مخاطبان قرآن را متوجّه این نکته کند که قرآن دایرهالمعارف نیست، بلکه کتاب هدایت بخش برای انسان است. توضیح میدهد: «تَفصِیل»، عبارت است از تعیین «حقایق» و «مسائلی» که در راستای هدایت انسان، به گونهای که برای انسان در فهم حقایق و مسائل هدایت، هیچ شبهه و تردیدی باقی نگذارد. مفهوم «تَفصِیل» این نیست که هر چیزی را به صورت جزئی بیان کرده باشد، و سبب طولانی شدن بیان فروعات گردد. بلکه هر آنچه در امور «دین» و «هدایت» نیازمند بوده، مختصر بیان شده است.
وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ [اعراف/52]
«بيگمان كتاب بزرگي (به نام قرآن) را براي ايشان فرستادهايم كه با آگاهي (كامل و شامل خدايانه خود از فطرت انسان و سرشت جهان، احكام و معاني) آن را توضيح داده و تبيين كردهايم تا مايه هدايت (ايشان به سوي سعادت) و رحمت (خدا در هر دو سرا) براي كساني باشد كه مؤمنين (بدان) باشند.»
4ـ واژههای کاربردی و محوری در آیات مطرح در شبهه، که منتقد بدانها استناد نموده است، هرکدام با توجّه به آیهی مورد نظر حتّی آیات ماقبل، دارای آن معانی فراگیر نیست، که منتقد از قرآن به عنوان دایره المعارف شامل و کامل انتظار دارد، که عدم کارایی و جوابگویی آن نقدی بر قرآن باشد.
الف- واژهی «فَرَّطْنَا» در آیهی (38) سورهی انعام، محتوا و پیام آیه ادارهی امور همهی اشیای هستی از جمله جنبندگان و پرندگان است، که تدبیر این امور به دستور الهی بوده و تفریط و کوتاهی در این مورد صورت نگرفته است.
ب- واژهی «مُفَصَّلاً» در آیهی (114) سورهی انعام، موضوع تقابل مرجعیت در داوری بین قوانین خداوند، و غیر خداوند است، و آیه این نکته را بیان میکند مرجع حکمیت و داوری الهی که همان «قرآن» تفصیل بخش و توضیح دهندهی کامل است و هیچ نقصی در داوری نمیپذیرد.
ج- واژهی «تِبْیان»، در آیهی (89) سورهی نحل، اشاره به یکی از صفات برحقّهی قرآن کریم است، که تبیان برای هر چیز است، چون قرآن کریم کتاب «هدایت» برای عموم مردم و جز این کار، شأنی ندارد، و مراد «لِکُلِّ شَیءٍ» همه آن چیزهایی است که مربوط به هدایت باشد، از معارف مربوط به مبدأ و فلسفهی حیات، الوهیت، ربوبیت، معاد، اخلاق فاضله و احکام قرآن، تبیان همهی اینهاست. نه اینکه تبیان برای همه علوم باشد. لذا ای محمد با داشتن کتاب هادی چون قرآن، رحمت و مژدهدهنده برای آنانی هستی که سرنوشت هدایتبخش خویش را به قرآن میسپارند.
أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً [انعام/114]
«(اي پيغمبر ! بديشان بگو : اين داوري خدا درباره حق و حقيقت است) آيا جز خدا را (ميان خود و شما) قاضي كنم؟ و حال آن كه او است كه كتاب (آسماني قرآن) را براي شما نازل كرده است و (حلال و حرام و حق و باطل و هدايت و ضلالت، در آن) تفصيل و توضيح شده است.»
وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ [نحل/89]
«و ما اين كتاب (آسماني) را بر تو نازل كردهايم كه بيانگر همه چيز (امور دين مورد نياز مردم) و وسيله هدايت و مايه رحمت و مژدهرسان مسلمانان (به نعمت جاويدان يزدان) است.»
5ـ در مورد واژهی «کتاب» در آیهی (38) سورهی انعام، در بین مفسران جای اختلاف است، بعضی بر این باورند که مراد از کتاب، لوح محفوظ است. و بیانگر این حقیقت است که نظامهای در میان جانوران و حیوانات جاری است، در جهاتی نظیر نظام انسانی است؛ که عنایت خداوند سبحان تقدیر نموده، که انواع حیوانات را بر طبق آن خلق و ایجاد نماید. آن هم در راستای منافع و مصالح انسان. اگر این نظریه را بپذیریم که منظور از کتاب در آیه «لوح محفوظ» باشد نقد واردهی منتقد محلی در إعراب ندارد.
رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ [آلعمران/191]
«پروردگارا! اين (دستگاه شگفت كائنات) را بيهوده و عبث نيافريدهاي؛ تو منزّه و پاكي (از دست يازيدن به كار باطل!)، پس ما را (با توفيق بر انجام كارهاي شايسته و بايسته) از عذاب آتش (دوزخ) محفوظ دار.»
نتیجهگیری:
با توجّه به مقاصد شریعت، و با توجّه به اینکه اوّلین و کاملترین مرجع برای مقاصد شریعت قرآن است؛ و همچنین عنایت به محورهای قرآن کریم، قرآن کتاب «هدایت» است. و مراد از واژههای «تبیان»، «تفصیل» و «فرَّطنا» در آیات مورد بحث منتقد، همگی در راستای هدایت انسان در چهارچوب محورهای مشخص قرآن است؛ نه اینکه در برگیرندهی علوم و مسائلی باشد، که خداوند در نظام حیات بشری آن را به خِرد جمعی، و حوزههای تخصصی علوم واگذار کرده است. چون همهی اینها به زمان و مکان قابل تغییر است، خِرد انسانی ظرفیت و توانایی آن را دارد تا هر آنچه را انسان برای حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بدان نیازمند باشد، از آن بهره گیرد. اصل و اساس بر این است که قرآن انسان را تربیت نماید در عرصههای مذکور حدود و حقوق صاحبان حقّ را مراعات کند، و نتیجهی تربیت و التزام به مقررات الهی که در قرآن آمده است، در ابعادی که «خِرد» و دانش انسان نیازمند «راهنمایی» بود، از قرآن راهنمایی دریافت نموده و از هواهای نفسانی پرهیز نماید. لذا نقد منتقد، از دو منظر اصلی و کلی قابل بحث است:
یکی اینکه در متن شبهه آورده است «چیزهای بسیاری هستند که قرآن آنها را ناتمام باقی میگذارد.»، بدون ذکر آنها، در واقع خواننده را به دنبال نخود سیاه میفرستد، که چنین روشی در نقد و در ترازوی نقد عالمانه و خِردورزانه، جایگاهی نداشته و فاقد مقبولیت است.
دیگر عدم توجّه به معانی آیات و محور کلّی و پیام کلّی قرآن است، که منتقد انتظاراتی برای قرآن از ظن و گمان خویش تعریف کرده است، نه قرآن همچنین تعریفی از خود بیان کرده است، و نه عالمان قرآنشناس آن گونه قرآن را مطرح کردهاند، بدین وسیله نقد منتقد صرفاً ایجاد شبهه برای کسانی است که آگاهی اندکی از قرآن و رسالت قرآن دارند. و نقدش فاقد ماهیت و مقبولیت علمی است.
منابع و مراجع:
زیدان، عبدالکریم، الوجیز فی اصول الفقه، دارالاحسان، 1995
امام شاطبی، مقاصد الشریعه، دارالمعرفه، البیروت، ص479، 1999
غزالی، محمد، محورهای پنجگانه قرآن،محمود ابراهیمی، انتشارات کردستان، 1381
رشید رضا، وحی محمدی، محدعلی خلیلی، بنیاد علوم اسلامی، چاپ دوم، 1361
تفسیرفی ظلال،دکترمصطفی خرم دل، نشراحسان، سال1387
تفسیرنور، دکترمصطفی خرم دل، نشراحسان، سال1386
تفسیر کشّاف، علّامه زمخشری، انصاری، نشر قفس، سال 1389
تفسیرالمنار، رشیدرضا، دارالفکر، بیروت
تفسیر روحالمعانی، آلوسی، دارالحدیث قاهره
احمدیان، محمد، شورا سالاری از خانه تا حکومت، نشر احسان، 1388
راغب اصفهانی، فرهنگ قرآنی، جهانگیر ولدبیگی، انتشارات آراس،1389
سایر تناقضات :
تناقضات قرآنی یا وسوسههای شیطانی پاسخ به شبهات وارده بر قرآن



