خانه ---> فقه معاصر ---> عشق زن به غیر شوهر
خوبی با همسر
خوبی با همسر

عشق زن به غیر شوهر

عشق زن به غیر شوهر

نویسنده: دکتر یوسف قرضاوی

سوال– آیا برای زن ازدواج کرده، جایز است که کسی غیر از همسرش را دوست بدارد. در این صورت گناه او چیست؟ در حالی که می دانیم قلب انسان نسبت به عشق و محبت در اختیار وی نیست؟ حتی پیامبر(ص) هنگام مراعات نوبت همبستری با همسرانش می فرمود:

خداوندا این است تقسیماتی که من مالک آن هستم و در دست و قدرت من است، و در مواردی که در حیطه ی قدرت و اختیار و ملک توست و من مالک آن نیستم، مرا سرزنش و ملامت مفرما» که منظور امور قلبی است.

جواب: جا دارد که من در اینجا جمله ای را که روزی یکی از عالمان و داعیان معاصر گفته است یادآور شوم. هنگامی که از او سوال شد: آیا عشق ورزیدن و دوست داشتن حلال است یا حرام؟ جواب ظریف ایشان این بود که عشق و محبت حلال، حلال است؛ و عشق و محبت حرام، حرام.

این جواب نه معماست و نه مبهم؛ بلکه بیان یک واقعیت آشناست. حلال و حرام هر یک روشن و آشکار هستند هر چند میان آن دو شبهاتی هستند که بسیاری از مردم آنها را نمی دانند. حلال روشن این است که مردی نسبت به نامزدش و نامزدی نسبت به خواستگارش عشق بورزد و او را دوست داشته باشد. حرام روشن آن است که مردی نسبت به زنی که در ازدواج دیگری است، عشق و محبت بورزد، و فکر و قلب آن زن را به خود مشغول سازد، و در نتیجه زندگی او و شوهرش را به تباهی کشاند، چه بسا کار به خیانت ناموسی نیز منتهی گردد و اگر بدان خاتمه نیابد منجر به اضطراب زندگی، مشغولیت فکر و پریشانی خاطر و از بین رفتن آسایش و آرامش زندگی زناشویی آنان گردد. چنین عمل فاسدی از جمله گناهانی است که پیامبر(ص) از شخص مرتکب آن تبری می جوید، آنجا که می فرماید:

« از امت ما نیست کسی که زنی را بر شوهرش فاسد گرداند.»

یا مانند اینکه زنی نسبت به مردی غیر از شوهرش عشق و محبت ورزد، و فکر و اندیشه ی او را به خود مشغول سازد، و از شوهر و شریک زندگیش رویگردان باشد که چه بسا این عشق و علاقه آن زن را به کارهایی که حلال شرعی نیست همچون نگاه کردن و خلوت کردن و لمس کردن بکشاند، یا به گناهی که از آنها خطرناک تر و بزرگ تر است یعنی زنا و یا قصد آن بکشاند، و اگر به هیچ یک از این موارد منجر نشود، تشویش خاطر، و اضطراب روحی و مکدر ساختن زندگی زناشویی را ببار خواهد آورد، و جز پیروی از هوای شیطانی و نفسانی چیزی عاید او نمی گردد، و هوای نفسانی بد معبودی است که در زمین پرستش می شود.

قرآن کریم داستان یک زن متأهل را که عاشق جوانی غیر از شوهرش شده بود برای ما بیان می نماید که این عشق و علاقه، آن زن را به کارهای ناشایست فراوانی که مورد پسند اخلاق و دین نبود، کشانید. منظورم زن عزیز مصر است، و آن جوان معشوق، یوسف صدیق می باشد.

این زن کوشید که به هر وسیله ای آن جوان[یوسف] را بفریبد و آشکارا از او درخواست مراوده کرد، و پروایی از خیانت کردن به شوهرش نداشت، وقتی که این جوان عفیف و پاکدامن دست رد به خواسته ی او زد. آن زن اقدام به زندانی کردن و خوار نمودن او نمود تا ایشان را حقیر سازد. همانطور که به دوستانش از زنان مرفه شهر با صراحت اعلام نمود:

«زن عزیز گفت: این همان است که درباره ی او سرزنشم می کردید آری من از او کام خواستم ولی او خود را نگاه داشت و اگر آنچه را به او دستور می دهم نکند قطعا” زندانی خواهد شد و حتما” از خوارشدگان خواهد گردید.»

این در حالی است که آن زن می توانست عذر و بهانه بیاورد که او به دنبال آن جوان نرفته بود بلکه شوهرش او را خریده و به منزل آورده بود تا همدم و مونس همسرش گردد و هر لحظه او را اطراف خود می دید؛ زیرا که به حکم قانون و عرف آن زمان، این جوان برده و خدمتکار ان زن به حساب می آمد، و خداوند جمال و زیبایی فوق العاده ای به ایشان بخشیده بود که ضرب المثل زیبایی شده بود. با این وجود، عمل زنا، به ویژه برای زن و مرد متأهل به عنوان یکی از گناهان کبیره و فاحش به شمار می آید و در شریعت اسلام مجازات آنان شدیدتر از زنای افراد غیر متأهل می باشد.

در جواب سوال، این مطلب باقی ماند که باید بدان یادآور شوم و بگویم: عشق و علاقه دارای مبادی و مقدماتی است، همانطور که دارای نتایج و پیامدهایی است. مبادی و مقدمات عشق در اختیار انسان مکلف است و اوست که آنها را به وجود می آورد؛ بنابراین، نگاه کردن و صحبت کردن و سلام کردن و به دیدن یکدیگر رفتن و ملاقات کردن همه در اختیار انسان است که می تواند آنها را ترک کند و یا آنها را انجام دهد، تمامی اینها مقدمات ایجاد روابط عاطفی و عشق و علاقه می باشند. اگر انسان در این موارد، بی قید و بند عمل کند و اسب هوا و هوس خود را با لگام تقوا محفوظ و مهار ننماید، علاقه و دلبستگی اش بدان بیشتر و بیشتر خواهد شد. بوصیری در برده اش گفته است:

« نفس آدمی مانند کودک شیر خوار است که اگر او را رها کنی بر دوستی شیرخوردن حریص شود و اگر از شیرش بازگیری باز شود. پس بگردان خواهشهای نفس را و حذر کن از اینکه آن را حاکم سازی قطعا” وقتی هوا و هوس حاکم شود انسان را هلاک یا عیب ناک می گرداند.»

هنگامی که تعلقات نفسانی شخص به یک چهره ی زیبا یا مانند آن تا این حد برسد، خودداری از دیدن یا صحبت کردن با او مشکل خواهد شد مانند شیرخواری که از شیر گرفتن او مشکل است؛ و در نتیجه اختیارش را از دست می دهد و اسیر هوا و هوس خود می گردد. در عین حال، باید دانست که نفس انسان خود مسؤول رسیدن به این مرحله می باشد.

وقتی فرد عاشق به این مرحله رسید که دیگر توان مهار کردن نفس خود را ندارد؛این خود اوست که باعث شده است تا در این گرداب فروافتد، و به اختیار خود در این تنگنا قرار گیرد. کسی که خودش را در آتش اندازد، نمی تواند مانع سوختن خود گردد، و در مقامی نیست که به آتش بگوید:بر من سرد و سلامت باش، همچنان که بر ابراهیم خلیل شدی! هنگامی که آتش او را بسوزاند، و او فریاد بکشد و کسی به کمک او نیاید، در واقع خودش موجبات سوزاندن خویش را فراهم آورده،و به اختیار خود، خودش را به آتش انداخته است . این سرانجام عاشق نمودها و چهره های مادی و حسی است، بلکه سرانجام هر انسان عاصی و گناهکاری است که در امیال شهوانی و نفسانی خود غرق گشته و آنقدر ادامه می دهد تا اینکه از رهایی پیدا کردن و خلاصی یافتن عاجز و ناتوان می ماند و قرآن چنین حالتی را مهر زدن بر روی دلها و گوشها و پوشش نهادن بر روی دیدگان تعبیر نموده است. چنانکه یک بار راجع به قومی می فرماید:

«نمی توانند بشنوند و نمی بینند.»

این سرانجام کار این گونه افراد است که با وجود اختیار تام و تمام مقدمات و تصرفات آن را بدست می آوردند. بعضی از شاعران در این باره گفته اند:

« به عشق حرص و ولع می ورزد تا اینکه عاشق شود. وقتی که عشق در وجود او جای گرفت دیگر تاب و توان آن را ندارد. عمق دریا را دید، گمان کرد که موج آب است، و وقتی در آن قرار گرفت، غرق شد.»

خلاصه، زن متأهل بایستی به شوهرش اکتفا نماید و کاملا” به داشتن وی راضی شود، و فقط به او عشق ورزد، و چشمش به دنبال مرد دیگری نباشد و باید همه ی درهایی را که از آنها فتنه می وزد،ببندد؛ بخصوص، اگر نشانه هایی از فتنه و فتنه انگیزی پدیدار گشت، سریعا” برای خاموش کردن شراره های آن اقدام نماید، پیش از اینکه آن شراره ها تبدیل به آتش مخرب و ویران کننده گردد.

مقصود این است که هرگاه زنی در خود عشق و علاقه ای نسبت به مرد دیگری را احساس نمود، بایستی بلافاصله با آن مبارزه و مقابله نماید، به این معنی که از روبرو شدن و صحبت کردن با او، و یا از هر رفتار و برخوردی که احساسات و عواطف او را برمی انگیزاند، خودداری نماید. و گفته اند: هر که دور از چشم باشد، از قلب دور است.

بسیار بجاست که خود را با بعضی کارها سرگرم کند؛ زیرا، فراغت و بیکاری یکی از عوامل مهم شعله ور ساختن احساسات و عواطف است، همان طور که در داستان زن عزیز مصر بدان پی بردیم. بعد از این موارد، بر زن باید به درگاه خداوند متعال پناه ببرد و از او بخواهد که قلبش را نسبت به شوهرش مشغول سازد، و او را از بادهای عواطف شیطانی دور نماید. در این صورت، اگر زن در اخلاص نسبت به شوهرش عزم خود را جزم نماید خداوند متعال برحسب سنت خود او را به خود وانمی گذارد. حال، اگر زن از مقاومت و مبارزه با احساسات و عواطف خود عاجز و ناتوان ماند، بایستی آن عشق و محبت را در خود کتمان کند، و در این مصیبت و آزمایش صبر و شکیبایی ورزد، خداوند متعال ان شاءالله ایشان را از اجر و پاداش صابران بر مصیبت، محروم نخواهد ساخت.

مرد نیز در این موضوع مانند زن است، یعنی اگر مردی به زنی عشق بورزد و توان ازدواج با ایشان را نداشته باشد به این معنی که زن متأهل باشد، یا به خاطر خویشاوندی نسبی، یا سببی، یا رضاعی جزء محارم مرد به شمار آید، در این صورت، بر مرد واجب می گردد که با امیال نفسانی اش، مجاهدت و پیکار نماید چنان که در حدیث نبوی آمده است:

« مهاجر کسی است که از آنچه خداوند متعال نهی نموده، دوری کند و مجاهد کسی است که با هوا و هوس خود به مبارزه پردازد.»

_________________________

دیدگاههای فقهی معاصر

نویسنده : یوسف قرضاوی

مترجم: احمد نعمتی

انتشارات : نشر احسان/۱۳۸۰

۱۷ نظر:

  1. مرتضي

    سلام وقت بخیر
    من خیلی اتفاقی مطالب و نظرات اینجارو دیدم
    نتیجه گرفتم انسان باید
    هدفمند با سیاست و آگاهانه زندگی کنه
    نظارت و حمایت بزرگان خانواده خیلی خوبه
    سلامتی روان
    ورزش کنه و تیپ و قیافه داشته باشه
    تفریح کنه و مهمتر از همه س ک س ی و هات باشه

  2. ناشناس1

    محبت جادو میکنه،
    گل پژمرده رو هم بهش برسی شاداب مبشه
    اما اگه به این گل آب ندی ، ریشه هاش اونقدر زیر خاک جستجو میکنند
    تا به آب برسند
    و همونجا جوانه میزنند و از خاک بیرون میان ،تا نور رو ببینند
    اما در جای اصلی گل خشک شده
    در بوجود امدن یک عشق ممنوع هرگز یه طرف مقصر نیست
    ایمان قوی هم داشته باشی
    خداوند در مسیرت از این میوه های ممنوع زیاد میگذارد
    کافی هست پایت سر بخورد
    مدعیان عشق الهی بیشتر میوه ممنوعه میبینند
    به نظرتان اگر آدم و حوا به بهشت برمیگشتند هرگز سمت آن میوه ممنوع نمیرفتند
    و هرگز شیطان وسوسه دیگری نداشت
    تمام شمایی که از در پند و اندرز سخن گفته اید بترسید از روز وسوسه
    این فقط برای دیگران نیست
    التماس دعا

  3. Reyhane

    من همسرم با زن برادرش به من خیانت کردن از روزی که فهمیدم داغون شدم دیگه نفس کشیدن هم برام سخت شده نمی تونم هم به کسی بگم

  4. علیرضا

    لطفا خانومها و آقایون،قدری حساسیت خودشون رو نسبت به فضای مجازی کمتر بکنند.کمی صبر کنید،به راه راست خواهید آمد،فقط کمی صبر و اندکی تجسس نکردن در کار همدیگر.بخدا قسم این مشکلات،گذراست،یکی.دو سال دیگه،خنده تون میگیره از این ماجرا ها.از خداوند آرزوی آرامش می کنم برای همه ی زوج هایی که چنین مشکلاتی دارند.

  5. ف ح

    با گفتن گناه میکنید جهنم میرید وترسوندن ؛نتیجه ای حاصل نمیشه شما هزار تا مطلب دیگه بگذار ؛الان طلاق عاطفی در ایران( که اولین علت که عدم تساوی قوانین طلاق وحتی تقاضای طلاق برابر )بیداد میکنه .میتونید از مراکز مشاوره امار بگیرید .باید از سالهای نوجوانی افراد مشاوره واموزش بگیرند نه بعد از رفتن تو زندگی . نوشدارو بعد از مرگ سهراب .‌‌‌‌…

  6. میلاد

    سلام در مورد موضوع خانم زهرا که در مورد خیانت شوهرشون گفتند یه نظر داشتم
    ببینید خواهر من به شما ظلم شده و قبول دارم اذیت شدید . ببینید شما هم انسانید و شرع برای شما هست
    همه ما بنده خداییم و از آداب بندگی عمل به دستورات مولاست (رئیس) است. خدا صاحب ماست و ما باید از دستوراتش پیروی کنیم شما خانم خوبی هستید مثل تمام خانم های پاک عالم. اگر بدونید که زن چه درجه ای داره هیچ وقت تن به روابطی که شما رو آلوده کنه نمیدادید.
    من به عنوان برادرتون یه پیشنهاد دارم: این چند نکته رو که قراره بگم بنویسید و تکرار کنید:
    ۱> من بنده خدا هستم و پاکی و زیبایی امانت خدا در دست من است.
    ۲> این یک آزمایش است و من باید پیروز شوم (مطمئن باشید با هر پیروزی در آزمایش ها خدا چیز های جدیدی به شما عطا میکند)
    ۳>من ظالم نیستم و باید این راه که ظلم به فرزندانم است را تمام کنم.
    ۴>خدا همیشه پذیرای من است و دوستم دارد
    ۵>باید شکر فرزندانم را به جا آورم و از خدا خواستار آینده روشن برای فرزندانم باشم

    لطفا همین حالا وضو بگیرید و اگر نماز بلدید ۲ رکعت نماز بخوانید و بعد به سجده بروید و برای ظهور و بعد برای مردم و آشنایان و بعد برای خودتان دعا کنید کل این فرایند ۵ دقیقه هم نمیشود.

    از لحن شما که در مورد شوهرتان صحبت میکردید معلوم است احترام خاصی برای ایشان قائلید پس در طول روز برای خودتان و ایشان سوره ناس و فلق بخوانید و سعی کنید هر زمانی که دوست داشتید مثل زمان رانندگی و در آشپز خانه برای ایشان و خودتان استغفر کنید.

    شما خیلی وجود پاکی دارید پس تحمل کنید و پاک باشید و از مگس ها(مردان نامحرم پست)دوری کنید و توکل کنید که خدا با کسانی که صبر میکنند است.

    در ضمن حتما راه های شهوت زا مثل تلگرام و فیلم های مستهجن را مسدود کنید و شماره ی موبایلتان را که با نا محرم در ارتباط بودید عوض کنید.

    هر زمانی که نا محرم میبینید استفار کنید و محبتتان را به شوهرتان ۱۰۰ برابر کنید در زمان خستگی اذیتش نکنید و خواسته هایش را اجابت کنید و سعی کنید با هم به روانشناس مراجعه کنید

    استغفار استغفار و استغفار

    نماز های واجب را حتما بخوانید چون تمام روش های بالا با نماز راه گشا میشود اگر نماز نمیخواندید و یا بلد نیستید کافیست به اینترنت مراجعه کنید و یا به مسجد بروید و یا با تلوزیون نماز بخوانید و سعی کنید کم کم شروع کنید و به خودتان فشار نیاورید . خواهر من تو پاکی مثل حضرت زهرا به ایشان توسل کن ایشان هم فرزند از دست دادند
    یا علی

  7. سلام
    بهتره صبر پیشه کنید و از بزرگترهای دلسوز خانواده کمک بگیرید

    گناه کردن همسرتان دلیل نمیشه شما هم گناه کنید

    پاکدامنی و عقت خود را حفظ کنید

  8. زهرا

    سلام من تو کل زندگیم کوچکترین اشتباهی در رابطه با علاقه و رابطه باجنس مخالف نداشتم و به نماز و مسائل دینی هم تقریبا پایبندم از زمانی که خودمو یادم میاد شوهرم که پسر خاله ام هست بهم علاقه داشته و بقول خودش عاشقم بوده ولی در کنار این علاقه با ده ها دختر دوست بوده و با بعضی هاشون هم رابطه جنسی داشته من از لحاظ ظاهری تعریف از خود نباشه زیبا هستم و خواستگار هم زیاد داشتم و موقعیت چندتایی خیلی نسبت به پسر خاله ام که الان شوهرم هست بهتر بود ولی با اصرار خاله و خانوادش و رضایت مامان خدابیامرزم این وصلت سر گرفت در حالی که من کوچکترین نقشی در این زمینه نداشتم اصلا تو سنی نبودم که بخوام به ازدواج فکر کنم من تو شانزده سالگی ازدواج کردم قبل از عقدمون چندباری از گوشه و کنار شنیدم که ایشون با دختران زیادی رابطه دارن ولی برام زیاد مهم نبود بعدها که بزرگتر شدم مثلا تو سن بیست سالگی نسبت به این مسئله حساس شدم و واکنش نشون میدادم که همسرم هم میگفت که اون مسائل مال قبل ازدواج بوده و دیگه تکرار نمیشه در زندگی هم چندباری سر بعضی مسائل بهشون مشکوک میشدم بیشتر تو تلگرام که خودشو جای دختر جا میزد و با پسرا چت میکرد ولی همش میگفت اینا پسرن سرگرمیه یا یکبار پیام از طرف یه خانمی براش اومدم که من برای تو خودارضایی میکنم و از این حرفاکه بعد کمی جر و بحث تموم میشد ودر کنار این مسائل ایشون در یک شبکه اجتماعی عضویت داشتند که بنده از اون بی خبر بودم و اونجا خود واقعیشو به نمایش گذاشته بود اونجا اعلام کرده بود که خانمم فوت کرده و فعلا مجردم و با هزار خانم چت و سکس میکرده و تو همین مدت بچه دوممون به دنیا اومد که از همون اوایل به دنیا آمدنش بیماری مزمن کلیوی داشت که شرایط خیلی سختی داشتم کلا تو اون یکسال همش بیمارستان بستری بود ومن خونه نبودم و از لحاظ روحی واقعا داغون بودم بعد از یکسال هم فوت کرد من خودم نماینده بیمه هستم و در بارداری بعدی همسرم بیکار بود من برای استراحت خودم و همچنین سرگرم بودن شوهرم به ایشون پیشنهاد دادم که دفتر رو اداره کنند و ایشون هم قبول کردن من هم با خیال راحت نشتم تو خونه ولی ایشون از موقعیت و دسترسی به سیستم و اینترنت استفاده کرده و در اون شبکه اجتماعی فعال میشن تا اینکه بعد از زایمان چند باری سرزده میرفتم دفتر متوجه میشدم دست و پاشو گم میکنه و همش بمن میگفت تو برو خونه من ناراحت میشدم ولی بفکرم هم نمیرسید الان با اینکه با اون بچمون که فوت کرد بابای سه تا بچه هست بخواد اینکارو ادامه بده تا اینکه یه روز که من رفتم ایشون هم هول شدن یادشون رفته بود صفحه چت رو ببندن که من متوجه همه چیز شدم و دنیا روی سرم آوار شد اولش فقط میگفتم طلاق ولی با اصرار شوهرم وبیشتر بخاطر دوتا بچم موندم ولی تا دو سه ماه یا بیشتر با همسرم جر و بحث داشتم و اصلا بهشون اعتماد نداشتم همش به خودم میگفتم من حقم این نبود من که تمام عمرمو پاک بودم و باهات صادقانه زندگی کردم ولی سر لجبازی قسم خوردم منم میرم تو اون شبکه عضو میشم و کار خودت رو انجام میدم و اینکار رو کردم و الان هم دو ماهی میشه با یه آقایی چت میکنم که بهش وابسته نیستم ولی دوست هم ندارم این رابطه رو قطع کنم میدونم گناهه ولی مقصر همسرم بود

  9. ناشناس

    ذات خراب نیست ، خود انسانهایی که سمت شر میروند اشکال دارند . ان شاءا… تعالی

  10. محمد

    واسه خانومی که نوشته. با نامحرم چت میکرده ده سال از اون مرد نامحرم کوچیکتر بوده. خیانت کرده. چون شوهرش کمتر. یا …
    دلیل نمیشه خیانت کنه تو همسرت شرایطش قبول کردی بله رو گفتی دلیل نمیشه هنوز واسش هم دعا میکنی حرم امام حسین استغفرالله خوذتون گناه شرعی حلال می کنید اون مرد نامحرم زن داشته شما شوهر حتی خانوم اون مرد متوچه چت کردن شما شده واوقات اونا هم تلخ شده این اسمش چی میشد گفت
    خواهرم در کارات تجدید نظر کن از خدا بخواه تورو ببخشه

  11. محمد

    ذات که خراب باشد اگر زن را سرشار ازمحبت کنی نیازهای مادی عاطفی اش برآورده کنی بهترین اسباب راحتی را برایش مهیا کنی چون ذاتش خراب است باز به شوهر خیانت می کند زیادم مواظب زنت باشی گیر بدی میگن شوهرمون بد دل است
    جنس که خراب باشد کاریش نمیشه کردچه مرد چه زن

  12. سلام
    وابستگی طی مراحلی ایجاد می شود
    پس کشا مقصر بودید و فاصله و رابطتو با همکارت رعایت نکردی

    تا بخ اینجا رسیدی
    حالا هم تنها راهش قطع رابطه می باشد تا دلبستگی قطع شود
    چون این امر خیانت به همسرت خودت و همکارت می باشد

    به عواقب بدش و گناهش فکر کن
    از خدا بخواه کمکت کنه
    و عشق و محبتت را فقط محدود به همسرت کن
    موفق باشی

  13. fereshteh

    من عاشق همکارم هستم و ناخواسته وابسته اش شدم درحالی که در زندگی با شوهرم مشکلی ندارم و عاشقانه دوسش دارم.ولی وابستگی من به همکارم جوری شده که اگه یک روز نبینمش دیوونه میشم. از جنگ درونم بین عشق و عذاب وجدان نسبت به همسرم خسته شدم.فقط میدونم بی گناهم.

  14. من

    زن اگه از محبت شوهرش لبریز باشه محاله به مرد دیگه ای فکر کنه… امان از بعضی شوهرها که کوچکترین توجهی رو نسبت به زنشون دریغ میکنتد…

  15. ف.ص

    متن رو خوندم.
    زیبا بود.
    به متون ادبی شاعران و موعظه واعظان شباهت فراوان داشت.
    یک مشکل، یک مساله فراگیر اجتماعی شاید برای مطرح شدن با مقدمه ای ادبی و داستان وار شروع بشه ولی این قطعه ادبی به یک راهکار علمی یک نظر کارشناسی احتیاج داشت.
    جامعه شهرنشین ایران در دهه ۹۰ شمسی با تکرار مکرر قصه طمع زلیخا و نجابت یوسف از چاه فساد بیرون نمیاد.
    مخاطبین شما مردم باهوشی و دین زده ای هستند که در فضایی به زنجیر کشیده شدند که اخلاق در اون فضا کاملا سقوط کرده، با این مردم به زبان جامعه و زمان خودشون حرف بزنید.

  16. kavan

    با سلام
    به نظر من بهتره هرچه زودتر و جدي به فكر فراموش كردن اين مرد و رابطه با او باشيد چون مسائل عاطفي هرچه بيشتر باقي بماند و هرچه بيشتر خودت را در ان درگير كني بيشتر برات دس و پاگير مي شود .
    اگر مي خواهيد او را فراموش كنيد بهتره ديگر براش دعا نكنيد و اصلا به او فكر نكنيد و هر وقت فكرش سراغتون اومد سعي كنيد حواس خود را به چيزهاي ديگر مشغول كنيد . يعني بايد واقعا او را در ذهن خود فراموش كنيد و هرچيزي كه يادآور خاطره و ياد اوست در ذهنتون برداريد اعم از مسج نامه عكس و… هر چيز ديگر !
    چون دعاب را براي او يعني ياد از او و ياد از او يعني اينكه ذهنتون او را فراموش نكند پس سعي كنيد واقعا او را فراموش كنيد .
    به نظر من در اين سن وس ال و وضعيت اين رابطه و ياد اون براي شما دو نفر فقط مي تونه رنج و آزاري دروني ايجاد كند و در مراحل بالاتر مشكلات ديگر پس واقعا اگر همديگر و خودتونو دوست داريد بهتره با جديت براي هميشه همديگر ا فراموش كنيد .
    ضمنا از خدا كمك بخواهيد اگر صادق باشيد خدا حتما كمكتون مي كند .
    موفق باشيد

  17. ناشناس

    سلام من تحت فشارهایی با شوهرم ازدواج کردم نه ظاهر زیبایی داره نه شغل خوب نه مدرک خوب ونه سلامتی فقط به خاطر خوش قلبیش وایمانش تن به ازدواج دادم مجبور بودم قبول کنم چاره ایی نبود احساس تنهایی میکردم خیلی زیاد با اینکه باهم خوبیم ولی هیچگاه حس نکردم منو میفهمه واز همه مهم تر هیچگاه حس نکردم پشتوانه محکمی برام باشه با مردی در یک شرایط روحی نا مناسب چت کردم از مرز خودمون هیچگاه تجاوز نکردیم ده سال از من بزرگتر بود ادم عاقل وزرنگی به نظر میاومد وابسته شدم حس میکردم پدرم باشه تا داداشم حس خوبی بهش پیدا کردم زنش مطلع شد وشوهرم رابطه منتفی شد منتها نتوستم فراموشش کنم همیشه براش دعا میکنم چون اون هم مشکلاتی داشت بیمار بود دلم براش تنگ میشه ارزوم این بود که روزی اونو کنار خانم وبچه هاش شاد ببینم بعد هر نماز براش وبرای خانواده ش دعا میکنم زیارت امام حسین رفتم کلی برای خوشبختیش دعا کردم شوهرم دوست دارم ونسبت به این مرد هم حس خوبی دارم سر هر نماز دعا میکنم فراموشش کنم نتوستم چاره چیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@