حركات و احزاب

فضایل ویژه ی پیروان اخوان

فضایل ویژه ی پیروان
اخوان

دکتر یوسف قرضاوی / مترجم:
عبدالعزیز سلیمی

در این مورد تردیدی
وجود ندارد که مکتب و سبک تربیتی حسن البنا نقش و تأثیر خود را در اندیشه و خرد و
قلوب واخلاق و سلوک آنان بر جای نهاده بود. به طوری که ایشان دارای ویژگی ها و
فضایل خاصی شده بودند که علامت مشخصه ی آنان گردیده و به سان آرم و علامتشان در
آمده بود.

یکی از ان فضایل؛
استعداد و آمادگی برای خدمت و فداکاری خستگی ناپذیر و هر یک از این نسل در واقع
سرباز عقیده بود، مسئولیت خود را به عنوان فرصتی برای خدمت بدون مزد و فداکاری
بدون چشم داشت می دانست. استاد بنا فداکاری را یکی از ارکان دعوت یا پایه های بیعت
قرار داده و در بیان آن فرموده بود: «منظورم از فداکاری و تضحیه فدا کردن و بخشیدن
جان و مال وقت و همه چیز در راه رسیدن به هدف است. در این دنیا هیچ جهادی بدون
فداکاری ممکن نیست و هیچ گونه فداکاری در راه اندیشه ی ما ضایع نمی شود. بلکه اجر
و پاداش بسیار ارزشمندی را به دنبال دارد و هر کس که در میدان فداکاری با ما همراه
نشود، مرتکب معصیت گردیده است؛ زیرا خداوند متعال می فرماید:

(إِنَّ اللّهَ
اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ
الجَنَّهَ) توبه/۱۱۱

«بیگمان خداوند (
کالای ) جان و مال مؤمنان را به ( بهای ) بهشت خریداری می‌کند.»

(قُلْ إِن کَانَ
آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَآؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ
وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ
تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی
سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی
الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ )توبه/۲۴

« بگو : اگر پدران و
فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیله شما ، و اموالی که فراچنگش آورده‌اید ،
و بازرگانی و تجارتی که از بی‌بازاری و بی‌رونقی آن می‌ترسید ، و منازلی که مورد
علاقه شما است ، اینها در نظرتان از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او محبوبتر باشد
، در انتظار باشید که خداوند کار خود را می‌کند ( و عذاب خویش را فرو می‌فرستد ) .
خداوند کسان نافرمانبردار را ( به راه سعادت ) هدایت نمی‌نماید .»

یکی دیگر از آن فضایل
آمادگی رویارویی با مشکلات و سختی ها بود. امام بنا این موضوع را از همان آغاز به
انصار دعوت و پیروان اندیشه اش آموخته بود که: راه دعوت و بیداری راهی نیست که به
وسیله ی گل و سنبل فرش شده باشد؛ بلکه راهی است پر از خار و خاشاک که با خون شهدا
رنگین شده و در چپ و راست آن اعضای بدن قربانیان ستم و سرکوبی و دیکتاتوری
خودپرستانه پراکنده شده است؛ همچنان که امام ابن القیم در یکی از کتاب های خود
فرموده است:«ای آدم سست اراده! این راهی است که آدم در آن خسته شد و نوح در آن به
نوحه و زاری پرداخت و ابراهیم در آتش افتاد و اسماعیل در معرض آزمایش ذبح قرار
گرفت و زکریا با اره نصف گردید و سر از بدن یحیی جدا شد، علیهم السلام»!

در دهه ی سی میلادی
بود که امام حسن البنا رساله ی «میان دیروز و امروز» را نوشت و در خاتمه ی آن می
خواهد اخوان و سربازان بیداری اسلامی را از نظر روانی برای تحمل مشکلاتی که در پیش
روی داشتند و شاید از آن غفلت ورزند آماده سازد و آن یادآوری را در عبارتی که پس
از آن برادران اخوانی آن ها را از حفظ کردند و در مناسبت های مختلفی بازگو می
نمودند، زیر عنوان «موانعی که بر سر راهمان قرار دارد» می فرماید:

«دوست دارم به صراحت
به شما بگویم که دعوت شما برای بسیاری از مردم همچنان ناشناخته باقی مانده است و
هرگاه آن را بشناسد و اهداف و مقاصدش را درک کنند[برخی از ایشان] با شمابه خصومتی
شدید و دشمنی سختی دست خواهند زد و مشقات بسیاری را بر سر راه خود خواهید یافت و
با موانع متعددی مواجه خواهید گردید. تنها در چنین شرایطی است که شما راه صاحبان
دعوت و اهل اصلاح را در پیش می گیرید! اما این که شما همچنان ناشناخته اید و دارید
زمینه نهضت و دعوت را فراهم می کنید و خود را برای مبارزه و جهادی که لازمه ی آن
است آماده می نمایید ناآگاهی مردم از حقیقت اسلام مانعی بر سر راه شما خواهد بود.
از میان دین مداران و عالم نمایان درباری افرادی معرفت و شناخت شما را از دین عجیب
و غریب معرفی خواهند کرد و با جهاد شما در راه اسلام مخالفت خواهند ورزید.
فرمانروایان و روسای جمهور و صاحبان جاه و مقام کینه ی شما را به دل خواهند گرفت.
بسیاری از حکومت ها همه ی تلاش خود را برای جلوگیری از فعالیت شما و ایجاد موانع
بر سر راهتان به کار خواهند گرفت.

اشغالگران بیگانه به
هر طریق و وسیله ای برای رویارویی با شما و خاموش نمودن نور دعوت و بیداری اسلامی
متوسل خواهند شد و برای دستیابی به این اهداف از حکومت های ناتوان و اخلاق ضعیفان
و دست هایی که به عنوان سائل به سویشان دراز می شود و گروه هایی که اقدام به دشمنی
با شما خواهند کرد، بهره خواهند گرفت. بسیاری بر چهره ی دعوت و بیداری اسلامی غبار
شک و شبهه خواهند پاشید و با ایراد اتهامات ستم خواهند ورزید و برای چسباندن هر
عیب و نقصی به آن و نشان دادن آن در بدترین صورت به مردم- با استفاده از قدرت و
مقام و مال و ثروت و نفوذ- تلاش خواهند کرد.

(یُرِیدُونَ
لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ
کَرِهَ الْکَافِرُونَ)صف/۸

«می‌خواهند نور ( آئین
) خدا را با دهانهایشان خاموش گردانند ، ولی خدا نور ( آئین ) خود را کامل می‌گرداند
، هرچند که کافران دوست نداشته باشند . »

بدون تردید از این راه
وارد مرحله ی کسب تجربه و آزمون الهی خواهید شد و بازداشت و زندانی و تبعید و
آواره خواهید گردید اموالتان مصادره و از کار برکنار می گردید و منازلتان مورد
بازررسی قرار می گیرند و گاهی زمان این آزمون به درازا خواهد کشید:

(أَحَسِبَ النَّاسُ
أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ ‏)عنکبوت/۲

«آیا مردمان گمان برده‌اند
همین که بگویند ایمان آورده‌ایم ( و به یگانگی خدا و رسالت پیغمبر اقرار کرده‌ایم
) به حال خود رها می‌شوند و ایشان ( با تکالیف و وظائف و رنجها و سختیهائی که باید
در راه آئین آسمانی تحمّل کرد ) آزمایش نمی‌گردند ؟ ! »

اما خداوند به دنبال
همه ی آن ها وعده ی پیروزی مجاهدان و پاداش تلاشگران و محسنان را به شما داده است:

(یَا أَیُّهَا
الَّذِینَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَهٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ
أَلِیمٍ. تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ
بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ
یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَیُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا
الْأَنْهَارُ وَمَسَاکِنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِکَ الْفَوْزُ
الْعَظِیمُ. وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ
وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ.
یَا أَیُّهَا
الَّذِینَ آَمَنُوا کُونوا أَنصَارَ اللَّهِ کَمَا قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ
لِلْحَوَارِیِّینَ مَنْ أَنصَارِی إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ
أَنصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَت طَّائِفَهٌ مِّن بَنِی إِسْرَائِیلَ وَکَفَرَت
طَّائِفَهٌ فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا
ظَاهِرِینَ)صف/۱۰-۱۴

« ای مؤمنان ! آیا شما
را به بازرگانی و معامله‌ای رهنمود سازم که شما را از عذاب بسیار دردناک دوزخ رها
سازد ؟ و آن این است که ) به خدا و پیغمبرش ایمان می‌آورید ، و در راه خدا با مال
و جان تلاش و جهاد می‌کنید . اگر بدانید این برای شما ( از هر چیز دیگری ) بهتر
است . اگر این تجارت را انجام دهید ، خدا ) گناهانتان را می‌بخشاید ، و شما را به
باغهای بهشتی داخل می‌گرداند که از زیر ( کاخها و درختان ) آن جویبارها روان است ،
و شما را در منازل و خانه‌های خوبی جای می‌دهد که در باغهای بهشت جاویدان ماندگار
، واقع شده‌اند . پیروزی و رستگاری بزرگ همین است . ( گذشته از این نعمتها ) نعمت
دیگری دارید که پیروزی خدادادی و فتح نزدیکی است ( که در پرتو آن مکه به دست شما
می‌افتد ) و به مؤمنان مژده بده ( به چیزهائی که قابل توصیف و بیان نیست ، و فراتر
از آن است که با الفبای انسانها به انسانها شناساند ) . ای مؤمنان ! یاران ( دین )
خدا باشید ، همان گونه که عیسی پسر مریم به حواریون گفت : چه کسانی یاران من برای
( یاوری دین ) خدا خواهند بود ؟ حواریون گفتند : ما جملگی یاران ( دین ) خدا
خواهیم بود . سپس گروهی از بنی‌اسرائیل ایمان آوردند ، و گروهی کافر گشتند . ما
کسانی را که ایمان را پذیرفتند ، علیه دشمنانشان مدد کردیم ، و آنان پیروز شدند .»

یکی دیگر از فضایلی که
آن پیش گامان از آن برخوردار بودند امیدواری به نصرت خداوند بود که هیچ پرتو آن
خاموش نمی شد و برگ هایش پراکنده نمی گردید. امید به این که آینده از آن رسالت
اسلام و فردا متعلق به مسلمانان خواهد بود و این امیدواری را بخش جدایی ناپذیر از
ایمان به شمار می آوردند و دلایل زیادی برای آن از نصوص قرآن در اختیار داشتند.
برای نمونه خداوند متعال می فرماید:

(هُوَ الَّذِی
أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ
کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ)توبه/۳۳

« خدا است که پیغمبر
خود ( محمّد ) را همراه با هدایت و دین راستین ( به میان مردم ) روانه کرده است تا
این آئین ( کامل و شامل ) را بر همه آئینها پیروز گرداند ( و به منصّه ظهورش رساند
) هرچند که مشرکان نپسندند .»

همچنین دلایل تاریخی
در اختیار دارند و آن این است که: هرگاه اسلام در محاصره ی مشکلات قرار گیرد و
مشکلات از هر سو به آن روی بیاورد پا بر جاتر و نیرومندتر می شود و ماهیت آن خالص
تر می گردد؛ مانند شرایط جنگ با مرتدین و جنگ با صلیبیان مهاجم از جانب غرب و
تاتار مهاجم از جانب شرق و در حال و شرایطی که دشمنان اسلام فکر می کردند، پرچم
اسلام برای همیشه بر زمین افتاده، در همه ی آن جنگ ها در نهایت پیروز گردید.

همچنین به ملت های
بسیاری در تاریخ نیز می توان استدلال نمود که از خود ثبات دور از انتظاری نشان
داده و علی رغم کمی تعداد و اندک بودن امکانات، به آرزوهای بزرگی جامه ی عمل
پوشانیدند؛ برای مثال می توان از ملک عبدالعزیر بن مسعود- رحمه الله- نام برد.

این جا امام بنا می
فرماید: تداول و دست به دست شدن تاریخ و تحلیل واقعیات روشن می نماید که مدت زمان
مدیدی در گذشته ی تمدن های قدیم شرقی فرعون و فینیقی و آشوری و بابلی و فارس و
هندی، رهبری جهان در دست شرقیان بوده است؛ اما پس از آن زمام رهبری جهان در عصر
ظهور فلسفه ی یونان و قوانین روم باستان در اختیارغربیان قرار گرفت و پس از مدت
زمانی بار دیگر تمدن عربی و اسلامی زمامدار جهان گردید و قرن هایی رهبری پیدا کرد
تا این که شرق اسلامی دچار غفلت و خواب سنگین شد؛ اما غرب بیدار گردید و از علوم و
دانش ها و روش های معرفت «استقرایی و تجربی» شرقیان استفاده کرد و رنسانس و نهضت
علمی خویش را آغاز نمود. دانش و تکنولوژی را به کار گرفت و در پیشرفت و تمدن مادی
و سازندگی به پیروزی های بسیاری دست یافت. اما همه چیز را در عرصه ی اخلاق و
معنویت از دست داد و به مسئولیت رهبری خود در مورد اقامه ی عدالت و یاری حق و
حقیقت و ترویج خیر و فضیلت پشت کرد. براساس قوانین و سنت های الهی حاکم برهستی و
زندگی بار دیگر آن زمامداری باید به دیگران واگذار شود و ما خود را شایسته ی آن می
دانیم و زمانی به نفع ما به پیش می رود.

(وَلَقَدْ کَتَبْنَا
فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ
الصَّالِحُونَ ‏)انبیاء/۱۰۵

«ما علاوه بر قرآن ،
در تمام کتب ( انبیاء پیشین ) نوشته‌ایم که بی‌گمان ( سراسر روی ) زمین را بندگان
شایسته ما به ارث خواهند برد ( و آن را به دست خواهند گرفت ) .»

 اما زمانی که مقدمات محنت و فاجعه نمایان گردید
و ابرهای سیاه داشت فضای روابط میان اخوان المسلمین و حکومت را می پوشانید و زمینه
ی رویارویی فراهم می گردید، امام بنا همه ی توان و تلاش خود را برای گسترش روحیه ی
امیدواری و احیای انگیزه ی امید به آینده در قلوب دوستان خود به کار می گرفت.

چندین مقاله را در
روزنامه اخوان المسلمین در این ارتباط نوشت که می توان از مقاله هایی با
عنوان«ارتباط میان محنت و نعمت» ،«چنانچه»، «به چهار دلیل» و غیره نام برد. هدف او
از نوشتن آن مقاله ها و دیگر تلاش هایش این بود که یأس برقلوب دعوتگران چیره نشود
و قلب ها را منقلب ننماید؛ زیرا تنها انسان های کافرند که از حمایت خداوند دچار
یأس و سرخوردگی می شوند و جز گمراهان هیچ کس از رحمت خداوند ناامید نمی شود.

چشم امید به اخوانی
های صادق:

حسن االبنا به خوبی می
دانست که انسان ها در استعدادها و توانایی ها و ایمانشان بسبار با یکدیگر تفاوت
دارند. همه ی مردم ایمانشان به میزان ایمان ابوبکر و توانایی آن ها به مقدار
توانایی عمر و سخاوتشان به حد سخاوت عثمان و شجاعتشان به اندازه ی شجاعت علی(ع)
نیست. بلکه آن ها همان گونه هستند که خداوند در موردشان می فرماید:

(ثُمَّ أَوْرَثْنَا
الْکِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ
لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ
ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ)فاطر/۳۲

« ( ما کتابهای پیشین
را برای ملّتهای گذشته فرستادیم و ) سپس کتاب ( قرآن ) را به بندگان برگزیده خود (
یعنی امت محمّدی ) عطاء کردیم . برخی از آنان به خویشتن ستم می‌کنند ، و گروهی از
ایشان میانه‌روند ، و دسته‌ای از ایشان در پرتو توفیقات الهی در انجام نیکیها
پیشتازند . این ( سبقت در خیرات ) واقعاً فضیلت بزرگی است . »

به همین دلیل امام بنا
پیروان اخوان را با توجه به پختگی و پیشرفت 
در تربیت و آگاهی و سلوک و خدمت به مراتب متفاوتی تقسیم نموده بود.
عنوان«برادر مجاهد یا صادق» در بالاترین مرتبه قرار داشت و رساله ی التعالیم را
برای آن عده از پیروان اخوان المسلمین نوشته بود. رساله ای که عباراتی برای از بر
کردن نبود؛ بلکه آموزه هایی برای عمل و اجرا بودند. اما دیگران هم دارای مظاهر و
مسائل اداری و علامات و شکل های مخصوص به خود بودند.

از همین جا بود که
امام بنا برای رسیدن اخوان به درجه ی صداقت درایمان و در دیگر مقامات دینی بیش
ترین توجه را مبذول می داشت. درجه و منزلتی که مسلمان را جزو «صادقین»می گرداند،
خداوند به ما امر فرموده که با ایشان همراه باشیم:

(یَا أَیُّهَا
الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ)توبه/۱۱۹

« ای مؤمنان ! از خدا
بترسید و همگام با راستان باشید . »

همان صادقانی که
خداوند متعال در توصیف ایشان می فرماید:

(إِنَّمَا
الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا
وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ هُمُ
الصَّادِقُونَ)حجرات/۱۵

«مؤمنان ( واقعی )
تنها کسانیند که به خدا و پیغمبرش ایمان آورده‌اند ، سپس هرگز شکّ و تردیدی به خود
راه نداده‌اند ، و با مال و جان خویش در راه خدا به تلاش ایستاده‌اند و به جهاد
برخاسته‌اند . آنان ( بلی آنان ، در ایمان خود ) درست و راستگویند .»

 همچنین این فرموده ی خداوند در مورد ایشان نازل
گردیده که:

(مِنَ الْمُؤْمِنِینَ
رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ
وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً. لِیَجْزِیَ اللَّهُ
الصَّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ)احزاب/۲۳-۲۴

« در میان مؤمنان
مردانی هستند که با خدا راست بوده‌اند در پیمانی که با او بسته‌اند . برخی پیمان
خود را بسر برده‌اند ( و شربت شهادت سرکشیده‌اند ) و برخی نیز در انتظارند ( تا کی
توفیق رفیق می‌گردد و جان را به جان آفرین تسلیم خواهند کرد ) . آنان هیچ گونه
تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده‌اند ( و کمترین انحراف و تزلزلی در کار
خود پیدا نکرده‌اند )
.هدف این است که خداوند
صادقان را به خاطر صدقشان پاداش بدهد »

ایشان هستند که در این
فرموده خداوند به نیکی و پرهیزکاری متصف می شوند.

(لَّیْسَ الْبِرَّ أَن
تُوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ
آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکَهِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ
وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ
وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاهَ وَآتَى
الزَّکَاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی
الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا
وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ)بقره/۱۱۷

« این که ( به هنگام
نماز ) چهره‌هایتان را به جانب مشرِق و مغرب کنید ، نیکی ( تنها همین ) نیست ( و
یا ذاتاً روکردن به خاور و باختر ، نیکی بشمار نمی‌آید ) . بلکه نیکی ( کردار )
کسی است که به خدا و روز واپسین و فرشتگان و کتاب ( آسمانی ) و پیغمبران ایمان
آورده باشد ، و مال ( خود ) را با وجود علاقه‌ای که بدان دارد ( و یا به سبب دوست
داشت خدا ، و یا با طیب خاطر ) به خویشاوندان و یتیمان و درماندگان و واماندگان در
راه و گدایان دهد ، و در راه آزادسازی بردگان صرف کند ، و نماز را برپا دارد ، و
زکات را بپردازد ، و ( نیکی کردار کسانی است که ) وفاکنندگان به پیمان خود بوده
هنگامی که پیمان بندند ، و ( به ویژه کسانی نیکند و شایسته ستایشند که ) در برابر
فقر ( و محرومیّتها ) و بیماری ( و زیان و ضررها ) و به هنگام نبرد ، شکیبایند ( و
استقامت می‌ورزند ) . اینان کسانی هستند که راست می‌گویند ( در ادّعای ایمان
راستین و پیجوئی اعمال نیک ) و به راستی پرهیزکاران ( از عذاب خدا با دوری گرفتن
از معاصی و امتثال اوامر الهی ) اینانند .»

آنان هستند که خداوند
به نیکی و درستی عقیده، رفتار، عبادت و اخلاق توصیفشان می فرماید:(اولئک الذین
صدقوا)

دوازده هزار مؤمن
حقیقی:

حسن البنا به این
موضوع ایمان داشت که چنان چه دوازده هزار نفر مؤمنین صادق و راستینی را که به خوبی
تربیت شده و ایمانشان به وسیله ی عقیده و عبادت و اخلاقشان به سبب استقامت و فضیلت
و عقلشان با آگاهی و معرفت و جسمشان از طریق ورزش و آموزش های نظامی رشد و تکامل
کافی یافته باشد، می تواند دریاها را به وسیله ی ایشان درنوردد و قله های بلند را
فتح کند، به شرطی که به صورت مطلوببه ویژه از نظر ایمان آن اهلیت لازم را پیدا
کرده باشند. او برای این ایمان خود به حدیث نبوی تکیه کرده است:

«هیچ گاه دوازده هزار
نفر به دلیل کمی تعداد مغلوب نمی شوند»

امام بنا دوازده هزار
نفر ی را مد نظر داشت که ایمان و تربیتشان کامل گردیده باشد.

او(۲۴۰۰۰) نفر نیمه
مؤمن و نیمه تربیت شده و(۴۸۰۰۰) نفر که دارای یک چهارم ایمان باشند یا (۹۶۰۰۰)
نفری که از یک هشتم ایمان برخوردار باشند، مقصود و مورد نظرش نبود.

همچنین هدف او میلیون
ها انسان، با ایمان و باور ضعیف و ضعیف تر نبود؛ زیرا یک بیمارستان پر از بیمار
توانایی رویارویی با یک انسان قوی و سالم را ندارند و صدهراز دیوانه ب یک انسان
عاقل و خردمند قابل مقایسه نیستند.

کیفیت مهم است نه
کمیت؛ زیرا قرآن مسلمانان  را در عصر نبوت
مورد خطاب قرار داده و فرموده است:

(لَقَدْ نَصَرَکُمُ
اللّهُ فِی مَوَاطِنَ کَثِیرَهٍ وَیَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ
فَلَمْ تُغْنِ عَنکُمْ شَیْئاً وَضَاقَتْ عَلَیْکُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ
ثُمَّ وَلَّیْتُم مُّدْبِرِینَ)توبه/۲۵

«خداوند شما را در
مواقع زیادی یاری کرد و ( به سبب نیروی ایمان بر دشمنان پیروز گرداند ، و از جمله
) در جنگ حُنَین ( که در روز شنبه ، شانزدهم شوّال سال هشتم هجری ، میان شما که
۱۲۰۰۰ نفر بودید ، و میان قبائل ثقیف و هوازنِ مشرک که ۴۰۰۰ نفر بودند درگرفت ، و
شما به کثرت خود و قلّت دشمنان مغرور شدید و خداوند شما را در اوائل امر به خود
رها کرد و دشمنان بر شما چیره شدند ) بدان گاه که فزونی خودتان شما را به اعجاب
انداخت ( و فریفته و مغرورِ انبوه لشکر شدید ) ولی آن لشکریانِ فراوان اصلاً به
کار شما نیامدند ( و گره از کارتان نگشادند ) و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شد ،
و از آن پس‌پشت کردید و پای به فرار نهادید .»

و در جایی دیگر می
فرماید:

(وَلَقَدْ نَصَرَکُمُ
اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّهٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
‏)آل عمران/۱۲۳

«خداوند شما را در بدر
پیروز گردانید و حال آن که ( نسبت به کافران ) ناچیز ( و از ساز و برگ اندکی
برخوردار ) بودید ، پس از خدا بترسید تا شکر ( نعمت او را بتوانید ) به جای آورید
. »

مدعیان هر ادعایی را
که داشته باشند و تهمت گران هر تهمتی را که می خواهند دست و پا نمایند، اما نهضت
اخوان المسلمین در مصر و دیگر ممالک اسلامی و عربی توانسته است مجموعه هایی را از
میان بهترین انسان ها با خرد نیرومند و نفس پاک و احساسات جوشان و اراده ی استوار
و اخلاق زیبا و روح بلند فراهم نماید که دین آنان را صیقل داده و اسلام در آغوششان
گرفته است. از طریق تربیت و تزکیه تقویتشان نموده و اندیشه هایشان آگاه و اهل
معذفت و دل هایشان را پاکیزه و بدن هایشان را نیرومند گردانیده است؛ هر چند من نمی
خواهم کسی را بی کم و کاست نشان دهم؛ زیرا آنان نیز انسانند و فرشتگان پاک و
اولیای مقدسی نیستند. اما هرگاه با دیگران مقایسه شوند معلوم می شود که در مجموع
از نظر فهم و ایمان و رفتار در پیشاپیش دیگران قرار دارند و این ثمره ی تربیت
ایمانی است که شگفتی ها می آفریند.

__________________

اخوان المسلمین هفتاد
سال دعوت، تربیت و جهاد

نویسنده: دکتر یوسف
قرضاوی

مترجم: عبدالعزیز
سلیمی

انتشارات:نشر احسان

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا