معماری
خانه ---> تربیت، اخلاق و تزکیه ---> آیا می‌توان گفت که نفس اماره نابود می‌شود، ولی شیطان نابود نمی‌شود؟
نفس و شیطان
نفس و شیطان

آیا می‌توان گفت که نفس اماره نابود می‌شود، ولی شیطان نابود نمی‌شود؟

 آیا می‌توان گفت که نفس اماره نابود می‌شود، ولی شیطان نابود نمی‌شود؟

نوینسده : علامه احمد مفتی زاده

س: آیا می‌توان گفت که نفس اماره نابود می‌شود، ولی شیطان نابود نمی‌شود؟

ج: به صورت جمله معترضه‌ای به این سوال جواب می‌دهم: نه عزیزم!

هیچکدام نابود نمی‌شوند، مساله نابود شدن نیست؛ خیر! اگر نابود شود انسانیت هم می‌میرد. مساله پیدا شدن مقاومت است. در مرحله‌ی نفس مطمئنه آنقدر شخصیت پیدا کرده که نفس اماره نمی‌تواند کارهایی را که قبلاً از وی می‌خواست از او بخواهد. گفتیم که نفس اماره عبارت است از مقداری نیروها در وجود انسان، که او را به سوی حیوانیت می‌کشاند ولی طغیان می‌کند و اجازه نمی‌دهد که نیروهای دیگر هم شکوفا شود، و آنها را تعطیل می‌کند. این حالت در وجود انسان اکنون هم هست و لازم است که باشد ولی در ضمن مجموعه‌ی نیروها قرار گرفته، و تنها نیست.

گفتیم که یکی از صورتهای سقوط انسان، در مرحله‌ی نفس لوامه این است که نفس اماره را به کلی از یاد می‌برد، می‌رود و تارک‌الدنیا می‌شود. در نظرتان هست؟ پس نباید بمیرد. نفس اماره فقط این خصلتش می‌میرد که بگوید: بقیه‌ی قوای دیگر باید تعطیل شود و انسان فقط در حیوانیت خلاصه شود حالت فرمانرواییش بر انسان نمی‌ماند، وگرنه خودش وجود دارد. مگر انسانهای بزرگ، پیامبران بزرگ – علیهم الصلوة و السلام – باز هم انسانهایی با مجموعه خصلت‌های انسانی نیستند؟ اهل جاهلیت می‌گفتند: ما لهذا الرسول یاکل الطعام و یمشی فی الاسواق؟! مگر قرار نیست که آنها انسان باشند و نیازهای انسانی برایشان مطرح باشد؟!

مگر قرآن به پیامبر دستور نمی‌دهد که به مردم اعلام کند: … انما انا بشر مثلکم یوحی الی، انما الهکم اله واحد. یعنی چه؟ یعنی خصلتهای بشری موجود است. نیروهای باطنی انسان، که میان انسان و حیوان مشترک است، برای آنانی هم که به مرحله‌ی عالی اطمینان نفس رسیده‌اند، باز وجود دارد، لکن قدرت طغیانشان نمانده، و نمی‌توانند سرکشی کنند. میان آن نیروها و نیروهای دیگر تعادل برقرار شده است. شیطان هم باز وجود دارد، ولی اثر نمی‌کند. آن اثرپذیری در انسان نمی‌ماند که حاضر شود دنباله‌رو خواستهای ارتجاعی نفس اماره و شیطان شود. یعنی خصلت اماره بودن و فرمانروایی مطلق را از نفس، سلب و او را عزل می‌کنند، ولی اصل غرایز به جای خود باقی است. و خصلت فرمانروایی شیطان بر خود را، از او باز می‌گیرند. این جواب سوالتان، حال به بحث باز گردیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس