خانه ---> عبادات ---> تأثیرهای روانی و اجتماعی نماز و کمال نماز در چیست ؟
aks-2

تأثیرهای روانی و اجتماعی نماز و کمال نماز در چیست ؟

تأثیرهای روانی و اجتماعی نماز و کمال نماز در چیست ؟

نویسنده: امام حسن البنا / مترجم: یاسین عبدی

«وّ یْقیمونّ الصٌلّوةّ» (بقره:3)

“نماز را به گونه‌ی شایسته می خوانند.”

ایمان راستین به خداوند مهربان مهرورز در دل آدمی نوعی شوق و اشتیاق و مهربانی به وجود می آورد و این اشتیاق تا جایی می رسد که انسان به راز و نیاز با خداوند مهربان و یاد و ذکر می پردازد و روی خود را به سوی او می گرداند و خود را در پیشگاه خداوند مهربان ناچیز و خوار می شمارد و جلوه گاه تمامی این مظاهر تنها نماز است که نوعی رابطه‌ی میان بنده و پروردگار است. پیامبر رحمت(ص) در رابطه با آن می فرمای:«نزدیک ترین حالت بنده به پروردگار در حالت سجود است.»

اگر انسان هم نشینی پیوسته با نماز داشته باشد آن گاه است که این پیوستگی اثراتی ژرف بر روح و روان انسان مسلمان خواهد داشت و در دل او نوعی شیرینی و گوارایی ایجاد می کند و مشعلی فروزان را در دل او بر می افروزد و دل را بهار گونه می‌گرداند و نوری برای چشمان او می گرداند. پیامبر رحمت(ص) می‌فرماید:« خداوند مهربان روشنی چشم من را در نماز قرار داده است.»

{اگر ناراحتی و نگرانی برای پیامبر پیش می‌امد به نماز پناه می‌برد.}

نماز بهترین پالاینده‌ی روح و روان از ناپاکی و آلودگی‌هاست.

“اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ ﴿45﴾العنکبوت.”

“(ای پیغمبر!)بخوان آنچه را که از کتاب(آسمانی قرآن)به تو وحی شده است،و نماز را چنان که باید برپای دار. مسلماًنماز (انسان را) از گناهان بزرگ و از کارهای ناپسند( در نظر شرع) باز می‌دارد، و قطعاً ذکر خدا و یاد الله( از هر چیز دیگری) والاتر و بزرگتر است، و خداوند می‌داند که شما چه کارهایی را انجام می‌دهید( و سزا و جزایتان را خواهد داد).”

تأثیرهای اجتماعی نماز

تأثیرهای نماز در سطح شخصی متوقف نمی‌شود بلکه هم چنانکه اسلام بیان می‌دارد نماز دارای اعمالی ظاهری و حقیقتی باطنی است و روشی کامل برای تربیت مسلمانان است. نماز با اعمالی فیزیکی و اوقاتی مشخص بهترین و سودمندترین چیز برای بدن است. و با آثار روحی و اوراد و اذکار آن بهترین ابزار برای تزکیه‌ی نفس و لطافت وجدان بشری است. هم چنین با تلاوت قرآن حکیم-به عنوان فرهنگ والا و فراگیر بشری- در آن عقل آدمی تغذیه می شود و فکر آدمی به بسیاری از علوم و معارف دست پیدا می کند و در نهایت نمازگزار با تنی سالم و استوار و احساساتی نازک اندیشانه و عقلی تغذیه شده از محراب بندگی و عبادت بیرون می‌آید.

چه کمالی پس از این تربیت منحصر به فرد و ویژه‌ی انسانی وجود دارد؟!

با قضیه‌ی نمازهای جماعت که روزانه پنج بار و نماز جمعه که هفته‌ای یک بار برگزار می‌شود مفاهیمی اجتماعی و نیکو اعم از دوستی و برادری و مساوات همه در برابر خداوند مهربان و پیروی و ساختاری منسجم کاربردی می‌شود.

چه کمالی بالاتر از این در عرصه‌ی اجتماع وجود دارد که پایه‌هایی این چنین والا استوار شده باشد.

نماز در اسلام برای تربیتی کامل فرد و بنای امتی استوار واجب گردیده است. در این اندیشه‌ام که مفاهیم والای اجتماعی را با نماز در اسلام مقایسه و ارزیابی کنم که خروجی آن این است که اسلام بهتر از آنها را به ارمغان آورده است و معضلات و نواقض هر یک را طرح و رفع کرده است. مثلاً از مفاهیم کمونیستی مفهومی چون مساوات و برادری در عرصه‌ی اجتماع را گرفته و همه‌ی مردم را در صف واحدی کنار هم ردیف کرده و در جایی به نام مسجد که کسی جز خداوند مهربان مالک آن نیست گرد هم آورده است. و از مفاهیم دیکتاتوری، ساختار و نظام پیروی همه‌ی شهروندان از حاکم را گرفته و اینکه هر کس از جمع کناره گزیند هلاک خواهد شد. و از مفاهیم دموکراسی مفهوم نقد و خیرخواهی و شوری را گرفته و بر یکایک شهروندان لازم و واجب دانسته که اگر حاکم اسلامی مرتکب خطا یا اشتباهی شد او را به راه راست برگردانند و به نقد و طرد و اعلام بیزاری از مفاهیمی چون هرج و مرج در میان کمونیسم و استبداد در میان نظام‌های دیکتاتوری و اباحه گرایی در میان نظام‌های دموکراتیک کرده و به هیچ وجه به آنها روی خوش نشان داده است.با تمام این اوصاف نماز در اسلام به صورت عصاره‌ی از خیر بدون هیچ تیرگی و هلاکی وجود دارد.

نماز کامل:

کمال نماز در سه چیز است:

1)برپایی آن در اوقات مشخص شده برای آنها.

2) برپایی ظاهری آن با تجوید در تلاوت و انجام درست اعمال آن.

3) برپایی باطنی آن با خشوع و خضوع.

در حقیقت مراد از اقامه‌ی نماز همین است و بس و کسی که این چنین کرد حق مطلب را ادا کرده است و هر که چنین نکند کوتاهی کرده و نماز کامل را به پا نداشته است.

برخی فریب خوردگان می‌گویند: اگر حقیقت و مراد از نماز بندگی خداوند مهربان و حضور قلب و تزکیه‌ی نفس است پس این اعمال ظاهری چه ارزشی دارند؟! مگر نه اینکه خداوند مهربان به دل نظر دارد؟!باید گفت که اینان در حقیقت خود را فریفته‌اند چرا که این مقاصد نیز دارای رمز و رموز ویژه‌ای هستند که در نماز ظاهر می‌شوند و با تکرار آن در روان آدمی نقش می‌بندند. خشوع و محبت خداوند و رابطه با خداوند مهربان همگی دارای معانی درونی هستند که در این اقوال و اعمال ظاهری نمازگزار جلوه‌گر می‌شوند. تکبیر و رکوع و سجود و جلوسی که در نماز است گونه‌ای از کمال را داراست که تمامی اندام‌های بدن در آن شرکت دارند و هر یک از آنها به شیوه%

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *