معماری
خانه ---> الله - خداوند ---> اهیمت و فضیلت ذکر و فواید ذکر
allah-a

اهیمت و فضیلت ذکر و فواید ذکر

اهیمت و فضیلت ذکر و فواید ذکر

نویسنده : عبدالرزاق بن عبدالمحسن البدر

  • اهمیت و فضیلت ذکر

اهمیت و فایده‌ی عظیم ذکر بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست، چرا که ذکر از ارزشمندترین مفاهیم و سودمندترین کارهایی است که آدمی را به خداوند نزدیک می‌کند. خداوند در آیات بسیاری از قرآن کریم بدان دستور داده، و آدمیان را به آن متمایل ساخته و اهل ذکر را با زیباترین و پاک‌ترین تعریف‌ها و تمجیدها ستوده و تحسین نموده است. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ ذِكۡرٗا كَثِيرٗا ٤١﴾                        [الأحزاب: 41].

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را فراوان یاد کنید‌».

و یا می‌فرماید:

﴿فَإِذَا قَضَيۡتُم مَّنَٰسِكَكُمۡ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَذِكۡرِكُمۡ ءَابَآءَكُمۡ أَوۡ أَشَدَّ ذِكۡرٗاۗ﴾ [البقرة: 200].

«چون مراسم ] حج را به پایان رساندید ـ هم چنان که] فضایل] پدران خویش را ] به رسم جاهلیت] یاد می‌کردید] و به مفاخر موهوم آنها مباهات می‌کردید،] خدای را] به عظمت و پاکی] یاد کنید و حتی بیشتر».

و یا می‌فرماید:

﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾                 [آل عمران: 191].

«همان کسانی که [در همه حال] ایستاده و نشسته و بر پهلو آرمیده، خدای را یاد می‌کنند».

ویا می‌فرماید:

﴿وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا ٣٥﴾ [الأحزاب: 35].

«و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد می‌کنند خدا برای [همه‌ی] آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است».

خداوند در این آیات دستور داده که بسیار او را یاد کنند، و این به سبب شدت نیاز بنده به چنین کاری است. نیاز آدمی به ذکر و یاد خداوند از بالاترین نیازمندی‌های اوست و این که آدمی یک چشم برهم زدن نیز از آن بی‌نیاز نیست، هر لحظه‌ای که بنده در آن عاری از یاد خدا باشد به ضررش خواهد بود و نه به نفعش، و میزان زیان‌مندی‌اش در آن بسیار بیشتر از سودش (اگر سودی قابل تصور باشد) خواهد بود، و به هنگام دیدار خداوند در روز قیامت بر این لحظه که در غفلت از یاد خدا گذشته به شدت پشیمان خواهد شد.

این مطلب از سوی پیامبر r به اثبات رسیده ‌است، چنان‌که در کتاب شعب الایمان اثر بیهقی، و کتاب الحلیه اثر ابو نعیم از ام‌المؤمنین عائشه رضی الله عنها نقل شده که پیامبر r فرمودند: «جز این نیست که هر ساعتی که بر فرزند آدم می‌گذرد و او خداوند را در آن یاد نمی‌کند در روز قیامت بر آن زمان از دست رفته دریغ و اندوه خواهد خورد»[1]. سنت سرشار از احادیثی است که نشان دهنده‌ی مزیت ذکر، و منزلت والا، و جایگاه برتر، و فزونی عایدات و بهره‌های آن برای مردان و زنانی است که بسیار به ذکر خداوند می‌پردازند.

ترمذی وابن ماجه و حاکم در حدیثی که حاکم آن را صحیح الإسناد دانسته و ذهبی با او موافقت نموده، از ابودرداء نقل کرده‌اند که رسول الله r فرمودند: «آیا شما را به بهترین و پاک‌ترین اعمال‌تان نزد پروردگار و مؤثرترین آنها در بالا بردن درجات شما که برایتان از بخشیدن طلا و نقره و از این که با دشمنان‌تان رو به رو شوید و گردن آنها را بزنید و آنان گردن شما را بزنند، بهتر است، خبر دهم؟» گفتند بله، ای رسول خدا، [ایشان] فرمودند: «آن، یاد و ذکر خداوند است»[2].

امام مسلم در صحیح‌اش از ابوهریره tروایت کرده که پیامبر r فرمودند: «مفردان سبقت گرفتند و برنده شدند» گفتند: ای رسول خدا! مفرّدان چه کسانی هستند؟ فرمودند: «مردان و زنانی که بسیار خدا را یاد می‌کنند»[3].

امام بخاری از ابوموسی اشعریt روایت کرده که پیامبرr فرمودند: «مثال کسی که پروردگار خود را یاد می‌کند و کسی که او را یاد نمی‌کند، مثال زنده و مرده است»[4].

احادیث در این باره بسیارند، که پیش‌تر احادیثی را در فضیلت ذکر بیان داشتیم. در این جا مناسب است مطالبی را که اهل علم درباره‌ی فوائد یاد خدا که ذاکران در زندگی دنیا و آخرتشان آنها را چیده و درو می‌کنند به صورت خلاصه بیان کنم. از بهترین کسانی که دیده‌ام در این موضوع سخن گفته و آن را جمع‌بندی کرده و مجموعه‌ای به هم پیوسته ارائه داده، علامه امام ابن قیم/ است که در کتاب ارجمندش «الوابل الصیب من الكلم الطیِّب» چنین کرده است. این کتاب بارهای بار به چاپ رسیده و میان هواخواهان و اهل علم دست به دست می‌گردد. ایشان/ در این کتاب می‌گویند: در ذکر بیش از صد سود و بهره وجود دارد…، سپس شروع به برشمردن بهره‌های ذکر می‌کند، و بیش از هفتاد فایده آن را بیان می‌کند که هر کدام از آن‌ها به تنهایی برای تشویق جان‌ها و تحریک اراده‌ها برای مشغول شدن به ذکر کافی است، و چرا این گونه نباشد در حالی که این همه بهره‌های فراوان و دستاوردهای بسیار [در ذکر خداوند] یکجا شده‌است؟! موضوع برتر از آن است که توصیف کنندگان آن را توصیف کنند و شمارندگان آن را بشمارند:

﴿فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٧﴾ [السجدة: 17].

«هیچ کس نمی‌داند چه [بسیار] مایه‌ی روشنی چشم‌ها به پاداش رفتارشان برای آنان پیش‌بینی شده است».

برادر و خواهر مسلمانم شایسته است که در این جا یک فایده از فایده‌های ذکر را که امام ابن‌قیم/ بیان داشته برایت یادآوری کنم و ان‌شاءالله برخی دیگر از این بهره‌ها را برایت [گفته و تا حدودی] کامل خواهم کرد. با این توصیه که این کتاب را بدست آورده و از آن بهره‌ ببری. حقیقتاً این کتاب، کتابی سودمند و سرشار از فایده است:

یکی از فواید ذکر این است که شیطان را [از آدمی] دور کرده، و او را مقهور ساخته در هم می‌شکند[5]. خداوند می‌فرماید:

﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ ٣٦﴾ [الزخرف: 36].

«هرکه از یاد خدای رحمان دل بگرداند، شیطانی بر او می‌گماریم تا هم‌نشینش باشد».

ویا می‌فرماید:

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ إِذَا مَسَّهُمۡ طَٰٓئِفٞ مِّنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبۡصِرُونَ ٢٠١﴾

                                                                           [الأعراف: 201].

«کسانی که تقوی دارند، چون وسوسه‌ای از] سوی] شیطان به آنان برسد، ] خداوند را] یاد می‌کنند، آن‌گاه ناگهان بینا می‌گردند».

در مسند امام احمد، و سنن ترمذی، و مستدرک حاکم و دیگران با إسناد صحیح آمده که حارث اشعری از رسول الله r نقل کرد که فرمودند: «خداوند سبحان پنج گفته را به یحییu پسر زکریا امر کرد که او بدان عمل کرده و به بنی اسرائیل نیز دستور داد تا بدان عمل نمایند، اما نزدیک بود که یحییu در انجام این کار سستی ورزد، عیسی u به او گفت: خداوند تو را امر نموده تا به پنج گفته عمل نموده و به بنی‌اسرائیل دستور دهی تا بدان عمل کنند؛ حال یا تو این دستور را می‌دهی و یا خودم آن را انجام می‌دهم. یحیی u گفت: می‌ترسم اگر تو بر من پیشی بگیری خداوند مرا در زمین فرو برده یا عذابی (دیگر) دهد. سپس مردم را در بیت‌المقدس جمع کرد، مسجد پر شد، تا جایی که مردم بر پشت بام‌ها نیز گرد آمدند. یحییu فرمود: خداوند به من دستور داده که به پنج گفته عمل کنم و به شما نیز دستور دهم تا بدان عمل کنید……»[6] سپس آنان را به توحید، و اقامه‌ی نماز، و گرفتن روزه، و دادن صدقه امر کرد. آن‌گاه پنجمین مورد را بیان کرده گفت: «من به شما دستور می‌دهم که به یاد «الله» باشید، زیرا مثال ذاکر مانند کسی است که دشمن به سرعت او را دنبال کرده، ولی آن شخص وارد قلعه‌ی مستحکمی گشته و خود را از دست دشمن مصون دارد. به همین منوال انسان تنها با یاد خدا می‌تواند خود را از شیطان حفاظت نماید…».

علامه ابن قیم/ این حدیث را این گونه توصیف نموده که حدیثی بلند مرتبه بوده، و شایسته و برازنده‌ی هر مسلمانی است که آن را حفظ کرده و در آن بیندیشد[7]. این حدیث دربردارنده‌ی فضیلتی والا و بزرگ برای ذکر است و این که شیطان را رانده و آدمی را از دست او نجات می‌دهد، و بیانگر آن است که ذکر دژی است مستحکم و پناهگاهی است استوار و پابرجا؛ پناهگاهی که انسان تنها با پناه جستن به آن می‌تواند خود را از شرّ این دشمن سرسخت مصون دارد، بی‌شک این خود برای ذکر فضیلتی والاست و به همین خاطر ابن قیم/ می‌گوید: «اگر در ذکر جز همین یک ویژگی نمی‌بود، به طور قطع در خورِ آدمی است که زبانش از ذکر خداوند متعال سست و بی‌مبالات نشود، و پیوسته شیفته و دل بسته‌ی ذکر او باشد. زیرا آدمی جز با ذکر نمی‌تواند خود را از دشمنش حفاظت کند و دشمن فقط از دروازه‌ی غفلت بر او هجوم می‌برد. دشمن در کمین آدمی نشسته، هرگاه غفلت کند بر او شبیخون زده و او را در هم می‌کوبد. اما هر گاه آدمی خدا را به یاد آورد، دشمن خدا عقب نشسته، خوار گشته و سرکوب می‌شود تا این که همچون پرنده‌ای ضعیف و ناتوان و یا همچون مگسی می‌گردد، و به همین خاطر «الوسواسُ الخناس» نامیده شده است، یعنی: در سینه‌های آدمیان وسوسه کرده و چون خداوند به یادآورده شود باز پس رفته، و خود را در هم کشیده و پنهان می‌شود. ابن عباس t می‌گوید: «شیطان بر قلب فرزند آدم چمباتمه زده است در نتیجه هرگاه آدمی دچار غفلت و کوتاهی (از یاد خدا) گردد او را وسوسه می‌کند و هرگاه خداوند را به یاد آورد شیطان عقب رفته و دور می‌شود»[8].

از خداوند متعال می‌طلبیم که ما را از شر ابلیس و شرک او، و هم چنین از تحریک و دمیدن و نفوذ او مصون دارد، بی‌شک خداوند شنونده‌ی دعا و اجابت کننده‌ی آن، و نزدیک است.

2- از دیگر فایدههای ذکر

هم چنان سخن درباره‌ی بیان فایده‌های ذکر است. پیش‌تر یکی از فواید ذکر را بیان داشتیم و آن این است که: ذکر دژ وسنگری برای مصاحبش در برابر شیطان است. کسی که از ذکر و یاد خدا دست بکشد شیطان هم چون سایه به دنبالش می‌افتد. خداوند می‌فرماید:

﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ ٣٦﴾ [الزخرف: 36].

«و هرکس که از یاد [خداوند] رحمان غافل شود برایش شیطانی برمی‌گماریم، و آن [شیطان] همنشین او گردد».

آدمی جز با یاد خداوند متعال نمی‌تواند خود را از شیطان مصون دارد. این فایده‌ای والا از فایده‌های متعدد ذکر است. چنان که پیشتر بیان کردیم اما علّامه ابن قیم/ در کتاب ارزشمندش «الوابل الصّیِّب» بالغ بر هفتاد فایده برای ذکر برشمرده است، ما در این جا برخی از آن فواید عظیم را که ایشان/ در کتاب مزبورش نقل کرده، بیان می‌کنیم[9].

از فواید عظیم ذکر این است که شادی و سرور و آرامش و طمأنینه را برای قلب به ارمغان می‌آورد، هم چنان که خداوند می‌فرماید:

﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكۡرِ ٱللَّهِۗ أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ ٢٨﴾ [الرعد: 28].

«(همان) کسانی که ایمان آوردند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد. بدانید، دل‌ها به نام خدا آرام می‌گیرند».

این که خداوند می‌فرماید: ﴿وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم﴾ یعنی ناآرامی و اضطراب آن را می‌زداید و شادی و خوشحالی و آسایش و آرامش جای آن را می‌گیرد، و این که می‌فرماید: ﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ ٢٨﴾ یعنی: زیبنده و شایسته‌ی اوست که به چیزی جز ذکر و یاد خداوند آرام نگیرد.

در حقیقت ذکر و یاد خدا [مایه‌ی] حیات و زندگی قلب است، ذکر غذای قلب بوده و نیرویی تازه بدان می‌دمد، لذا هنگامی که آدمی آن را از دست داده و از آن غفلت می‌کند همانند جسمی می‌گردد که میان او و غذایش فاصله و مانع افتاده است، در حقیقت قلب بدون ذکر و یاد خدا حیات و زندگی ندارد و به همین خاطر شیخ الاسلام ابن تیمیه/ می‌گوید: «ذکر برای قلب به منزله‌ی آب برای ماهی است، حال و روز ماهی به هنگام جدایی از آب چگونه است؟»[10].

از دیگر فایده‌های یاد خداوند توسط آدمی این است که خداوند نیز از او یاد می‌کند، هم‌چنان که خداوند می‌فرماید:

﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ﴾                                                      [البقرة: 152].

«پس مرا یاد کنید تا] من نیز] شما را یاد کنم».

در صحیحین (صحیح امام بخاری و صحیح امام مسلم) از ابوهریره t روایت شده است که پیامبر r فرمودند: خداوند متعال می‌فرماید: «هر کس مرا در جان و قلب خود یاد کند، من هم او را پیش خود یاد می‌نمایم، و اگر مرا در ملأ عام و در نزد دیگران یاد کند من هم به نزد جماعت بهتر از آنان از او یاد می‌کنم»[11].

از دیگر فواید ذکر این است که: موجب بخشش و از میان رفتن گناهان می‌شود و ذکر کننده را از عذاب خداوند نجات می‌دهد. در مسند از معاذ بن جبل t نقل است که رسول الله r فرمودند «هیچ عملی برای انسان نجات بخش‌تر از ذکر الهی نیست»[12].

– از دیگر فایده‌های ذکر آن است که: پاداش و ثواب و احسانی بدان تعلق می‌گیرد که به دیگر اعمال تعلق نمی‌گیرد. این در حالی است که ذکر خدا از آسان‌ترین عبادت‌هاست. بی‌شک حرکت زبان از آسان‌ترین و سبک‌ترین حرکت‌های اعضای بدن است، اگر هر عضو دیگری از اعضای آدمی در شبانه روز به اندازه حرکت زبان حرکت می‌داشت بسیار دچار سختی و اذیت و آزار می‌شد، بلکه حتی چنین چیزی برای آن امکان نداشت با این حال پاداش تعلق گرفته به آن بزرگ و ثواب آن فراوان است.

در صحیحین از ابوهریره t نقل است که پیغمبرr فرمود: «کسی که روزی صدبار این دعا را بخواند، «لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ وَحدَهُ لاشَریكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الحَمدُ وَهُوَ عَلَی كُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ»، (هیچ معبود حقّی نیست جز ذات الله که تنها او پروردگار است. شریک و انبازی ندارد، قدرت و ملک تنها برای او است، حمد و ستایش مخصوص او است او بر تمام چیزها توانا است) ثواب خواندن آن برابر است با آزاد نمودن ده برده و صد احسان برایش نوشته می‌شود، صد گناه از گناهانش محو می‌گردد، این صدبار دعا به صورت سنگری در می‌اید که او را در آن روز تا غروب از شرّ شیطان محفوظ می‌دارد کسی کار بهتری از او انجام نداده است مگر آن کس که تعداد ذکرش از او بیشتر باشد»[13].

هم چنین در صحیحین به نقل از رسول الله r آمده است که ایشان فرمودند «کسی که روزی صد بار بگوید: «سُبحَانَ اللهِ وَبِحَمدِهِ» (خدا را از هر عیب و نقصی پاک می‌دانم و او را ستایش می‌کنم) تمام گناهان او بخشیده می‌شود هر چند به اندازه‌ی کف روی دریا باشد»[14].

در صحیح مسلم از ابوهریره t روایت شده است که پیامبر r فرمودند: «گفتن: سُبحانَ اللهِ، والحَمدُاللهِ، وَلاإلهَ إلّا الله، واللهُ اَكبَرُ (خداوند را به پاکی یاد می‌کنم و سپاس و ستایش سزاوار اوست و هیچ معبودی جز الله نیست و او از هرچیز ماسوای خود بزرگ‌تر است) را از تمام آنچه که خورشید بر آن طلوع کرده است، (همه‌ی دنیا) دوست‌تر دارم»[15]. و احادیث در همین معنا و مفهوم بسیارند.

از دیگر فواید ذکر این که: نهال بهشت است، آن چنان که در حدیث آمده است بهشت دشتی هموار است که خاک آن پاک بوده و آبش شیرین و گواراست و کاشته‌هایش ذکر خداوند است ترمذی از عبدالله بن مسعود t روایت کرده است که پیامبر r فرمودند: «آن شب که مرا به اسرا و معراج بردند با ابراهیم u ملاقات کردم، فرمود: ای محمد! از جانب من به امتت سلام برسان و به آن‌ها خبر بده که بهشت دارای خاک پاک و خوش بو و آب شیرین و گواراست و دشتی (حاصل خیز) است که نهال‌های آن «سُبحانَ اللهِ، والحَمدُللهِ، وَلا إلهَ إلّا الله والله اَكبَرُ» می‌باشد» ترمذی می‌گوید: حدیثی حسن غریب است[16].

امام احمد این حدیث را به نقل از ابو ایوب انصاری t روایت کرده و لفظ آن چنین است:

«آن شب که رسول الله r را به اسرا و معراج بردند با ابراهیم دیدار کرد، ابراهیم u گفت: ای جبرئیل این کیست که با تو است؟ جبرئیل گفت: این محمد r است، ابراهیم u به او گفت: به امتت بگو برکاشته‌های بهشت بیفزایند؛ بی‌شک خاک آن پاک و زمینش هموار و گسترده است. پیامبر r فرمود: کاشته‌های بهشت چیست؟ ابراهیم u فرمود: گفتن «لاحَولَ وَلاقُوَّة إلّا باللّه» است. این حدیث شاهدی برای حدیث پیشین است[17].

ترمذی در حدیثی از ابوزبیر از جابرt نقل کرده که پیامبر r فرمودند: «هرکس بگوید: «سُبحانَ اللهِ وَبِحَمدِهِ» برای او درختی خرما در بهشت کاشته می‌شود» ترمذی گفته: این حدیثی حسن صحیح است[18].

امام احمد در حدیثی از معاذ بن أنس الجهنیt روایت می‌کند که رسول اللهr فرمودند: «کسی که بگوید: «سبحان الله العظیم» (خداوند بزرگ را از نقصی مبّرا می‌دانم) نهالی در بهشت برای او می‌روید»[19].

از دیگر فواید ذکر این است که: برای ذاکر (تبدیل به) نوری می‌شود در دنیا، و نوری برای درون قبرش، و نوری برای آخرتش، و بر پل صراط پیشاپیش او قرار می‌گیرد، قلب‌ها و قبرها به چیزی جز یاد و ذکر خداوند نورانی و روشن نمی‌شوند و این ذکر خداست که هم چون نوری آنها را روشن می‌کند. خداوند می‌فرماید:

﴿أَوَ مَن كَانَ مَيۡتٗا فَأَحۡيَيۡنَٰهُ وَجَعَلۡنَا لَهُۥ نُورٗا يَمۡشِي بِهِۦ فِي ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِي ٱلظُّلُمَٰتِ لَيۡسَ بِخَارِجٖ مِّنۡهَاۚ﴾                                                                             [الأنعام: 122].

«آیا کسی که مرده بود، آن گاه او را زنده کردیم و برای او نوری قرار دادیم که با آن در] میان] مردم راه می‌رود مانند کسی است که وصفش] چنین است که او] در تاریکی‌هاست که بیرون آینده از آن نیست؟».

شخص اول: فرد مؤمن است که از نور ایمان به خداوند و محبت و معرفت و یاد او بهره ‌برده و کمک می‌گیرد و دیگری: فردی است که از خدا غافل بوده، و از یاد و محبت او روی گردان است.

همه‌ی مطلب و اهمیت، و همه‌ی رستگاری در این نور است، و همه‌ی بدبختی و شقاوت در از دست دادن این نور، و به همین خاطر پیامبر r به هنگام در خواست از خداوند بسیار این درخواست را مطرح می‌کرد که در تمامی ذرات پیدا و پنهان وجودش نور قرار دهد و او را از هر سو در احاطه‌ی نور قرار دهد و این که ذات و همه‌ی وجودش را نور بگرداند.

امام مسلم در صحیح‌اش در باب دعای پیامبر r در نماز شب از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما نقل می‌کند که ایشان r می‌فرمودند: «بارالها! در قلبم نوری بزرگ قرار ده، و در بینایی‌ام نوری بزرگ قرار ده، و در شنوائی‌ام نوری بزرگ قرار ده، و از جانب راستم نوری بزرگ قرارده، و از جانب چپم نوری بزرگ قرار ده، و از بالای سرم نوری بزرگ قرار ده، و از زیرپایم نوری بزرگ قرارده، و از جلوی رویم نوری بزرگ قرار ده، و ازجانب پشت سرم نوری بزرگ قرار ده، و برایم نوری بزرگ قرار ده»، کریب (راوی این حدیث از ابن عباس) گفته است: و هفت کلمه در قلب من است [ولی آنها را فراموش نمودم یا هفت کلمه را در درون صندوقی نگه می‌دارم که اکنون با من نیست و حفظ هم ندارم تا به شما بگویم] تا آن که با بعضی از فرزندان عباس ملاقات کردم و آن فرزند عباس آن کلمات را به من نقل کرد و ذکر کرد: و در عصبم، و گوشتم، و خونم، و مویم، و پوستم نوری بزرگ قرار ده، و دو خصلت دیگر را نیز ذکر کرد -(یعنی بارالها! در استخوان‌هایم در قبرم نوری بزرگ قرارده- یا به روایتی دیگر: و در زبانم و در نفسم نوری بزرگ قرار ده)[20]».

لذا ذکر، نوری برای قلب و صورت و اعضای شخص ذاکر است، هم‌چنین نوری برای دنیا و برزخ و آخرت او است.

از دیگر فواید ذکر آن است که: انجام ذکر و یاد خدا توسط آدمی درود و سلام خدا و فرشتگانش را بر شخص ذاکر واجب و قطعی می‌گرداند و کسی که خدا و فرشتگانش بر او درود فرستند بی‌شک همه‌ی رستگاری و پیروزی را از آن خود کرده است. خداوند می‌فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ ذِكۡرٗا كَثِيرٗا ٤١ وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا ٤٢ هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا ٤٣﴾                   [الأحزاب: 41-43].

«ای مؤمنان! بسیار خدای را یاد کنید و صبح و شام او را به پاکی بستایید اوست کسی که با فرشتگان خود بر شما درود می‌فرستد تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی برآورد، و به مؤمنان همواره مهربان است».

3- فوایدی دیگر برای ذکر

سخن را در خصوص برشمردن برخی دیگر از فواید ذکر و بیان دیگر منافع و دستاوردهای آن برای ذاکرین در دنیا و آخرت ادامه می‌دهیم، و این کار را از خلال آنچه که امام علامه ابن قیم/ در کتابش الوابل الصیب بیان داشته انجام می‌دهیم[21].

از دیگر فواید ذکر آن است که ذکر سببی است برای این که پروردگار بنده‌اش را تصدیق کند، زیرا شخص ذاکر از صفات بزرگی و عظمت خداوند خبر می‌دهد و وقتی که بنده چنین می‌کند پروردگارش او را تصدیق و تأیید می‌کند، و کسی که خداوند او را تأیید کند با دروغگویان محشور نمی‌گردد و امید می‌رود که به همراه راستگویان محشور گردد.

ابن ماجه و ترمذی وابن حبّان و حاکم و دیگران از ابواسحاق از اغرّ ابومسلم روایت کرده‌اند که او (اغر ابومسلم) شهادت داد که ابوهریره و ابو سعید خدریب شهادت دادند که پیامبرr فرمودند: «هرگاه یکی از بندگان خدا بگوید: «لا إله إلا الله والله اكبر»، خداوند متعال می‌فرماید: بنده‌ام راست گفت، هیچ خدایی جز من نیست و منم خدای بزرگ و بلند مرتبه و هرگاه بنده بگوید: «لا إله إلا الله وحده»] خداوند] می‌فرماید: بنده‌ام راست گفت، هیچ معبودی جز من نیست و من تنهایم و هرگاه بنده بگوید: «لا إله إلا الله وحده لاشریك له»، خداوند می‌فرماید: بنده‌ام راست گفت، هیچ معبودی جز من نیست و شریکی ندارم و هرگاه بنده بگوید: «لا إله إلا الله، له الملك وله الحمد»،] خداوند] می‌فرماید: بنده‌ام راست گفت، هیچ معبودی جز من نیست، ملک و فرمانروایی متعلق به من است و سپاس و ستایش شایسته‌ی من است و هرگاه بنده بگوید: «لا إله إلا الله ولا حول ولا قوه إلا بالله»، خداوند می‌فرماید: بنده‌ام راست گفت، هیچ معبودی جز من نیست و هیچ اراده و قدرتی جز به خواست و قدرت من وجود ندارد» ابواسحاق می‌گوید: «بعد از این حدیث، اغّر چیزی گفت که نفهمیدم، به ابوجعفر گفتم: اغرّ چه گفت؟ در جواب گفت: اغرّ گفت: «گفتن این کلمات در زمان مرگ نصیب هر کس بشود، آتش جهنم به او نخواهد رسید» ترمذی می‌گوید: این حدیث حسن است، و حاکم آن را صحیح دانسته و ذهبی با او موافقت نموده است، شیخ آلبانی گفته: این حدیث صحیح است[22].

از دیگر فواید آن این است که: کثرت یاد خدا موجب در امان ماندن از نفاق می‌شود زیرا منافقان بسیار کم خدای را یاد می‌کنند خداوند درباره‌ی منافقین می‌فرماید:

﴿وَلَا يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ إِلَّا قَلِيلٗا ١٤٢﴾                                       [النساء: 142].

«و خدای راکمتر یاد می‌کنند».

کعب می‌گوید: «کسی که بسیار خدای را یاد کند بری از نفاق می‌شود». و شاید به همین خاطر است که خداوند در اواخر سوره منافقین می‌فرماید که:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُلۡهِكُمۡ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُمۡ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ ٩﴾                                                                             [المنافقون: 9].

«ای ایمان آوردگان، اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند؛ و آنان که چنین کنند، زیان کارند».

این آیه بیان‌گر هشدار و گوشزدی نسبت به فتنه و محنت منافقین است هم‌آنان که از یاد خدا غفلت ورزیدند در نتیجه دچار نفاق شدند، و پناه بر خدا (از چنین سرانجامی). و در خصوص خوارج از علی ‌بن ابی‌طالبt پرسید شد که: آیا آنان منافق‌اند؟ ایشان در جواب فرمودند: «منافقان جز اندکی خدای را یاد نمی‌کنند».

لذا کم یاد کردن از خدا نشانه‌ی نفاق است و بر همین اساس بسیار یاد کردن خداوند موجب در امان ماندن از نفاق می‌شود، و خداوند مهربان‌تر از آن است که قلبی را که ذاکر است به نفاق مبتلا نماید، بلکه نفاق از ویژگی‌های قلب‌هایی است که از یاد خدا غافل است.

از دیگر فواید ذکر آن است که: موجب بهبودی و سلامت قلب، و دارویی برای بیماری‌های آن است . مکحول بن عبدالله/ می‌گوید: «یاد خدا موجب بهبودی، و یاد مردم سبب درد و بیماری است».

هم‌چنین بی‌شک یاد خدا قساوت و تندی قلب را از میان می‌برد، در قلب تندی و نامهربانی‌ای وجود دارد که جز یاد خدا چیزی آن را ذوب نکرده و از میان نمی‌برد. شخصی به نزد حسن بصری/ آمده و گفت: ای ابوسعید از تندی و نامهربانی قلبم به نزد تو شکایت می‌آورم، حسن بصری گفت: «این نامهربانی را با یاد خدا و ذکر او از میان ببر».

از دیگر فواید ذکر آن است که: شخص یاد کننده به آن که از او یاد می‌کند نزدیک شده، و یاد شده نیز با یاد کننده همراه می‌گردد، و این معیت و همراهی، ‌یک نوع همراهی ویژه و خاص است و چیزی جدای از معیّت علم و فراگیری عام آن است[23]. این یک همراهی با نزدیک بودن و به همراه داشتن سرپرستی و محبت و یاری و کمک و توفیق است، مانند این سخن خداوند:

﴿إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّٱلَّذِينَ هُم مُّحۡسِنُونَ ١٢٨﴾                [النحل: 128].

«بی‌گمان خداوند با پرهیزگاران و نیکوکاران است».

و یا می‌فرماید:

﴿وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ ٢٤٩﴾                                                [البقرة: 249].

«و خداوند با بردباران است».

و یا می‌فرماید:

﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٦٩﴾                                       [العنکبوت: 69].

«و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است».

برای ذکر کننده در این همراهی بهره‌ی فراوانی وجود دارد، هم چنان که در حدیث قدسی آمده است که: «من با بنده‌ام هستم؛ وقتی که من را یاد کند و لب‌های خود را تکان بدهد». این حدیث را امام بخاری به صورت تعلیق روایت کرده، هم‌چنین احمد، ابن ماجه، حاکم و دیگران آن را روایت کرده‌اند[24].

– از دیگر فواید ذکر آن است که: جلب کننده‌ی نعمت‌ها و دفع کننده گرفتاری‌ها و مصیبت‌هاست، هیچ چیز همانند ذکر و یاد خدا نمی‌تواند نعمتی را جلب کرده و مصیبتی را دفع نماید، خداوند می‌فرماید:

﴿۞إِنَّ ٱللَّهَ يُدَٰفِعُ عَنِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْۗ﴾                                       [الحج: 38].

«خداوند از مؤمنان دفاع می‌کند».

دفاع خداوند از مؤمنان به میزان‌ِ قدرت و پختگی ایمان آنهاست، عنصر تشکیل دهنده ایمان و قدرت آن، ذکر و یاد خداوند است؛ کسی که ایمانش کامل‌تر، و یاد و ذکرش از خداوند بیشتر باشد میزان بهره‌اش از دفاع خداوند از او بیشتر، و نصیب‌اش از آن افزون‌تر است. و به هر میزان از یاد و ذکر خدا کم شود به همان میزان خداوند نیز از دفاع خود از آن شخص می‌کاهد. یاد در مقابل یاد، و فراموشی در برابر فراموشی.

از دیگر فواید ذکر این است که: مداومت واستمرار برآن نماینده و قائم مقام عبادت‌ها می‌گردد حال فرقی نمی‌کند عبادت بدنی باشد یا مالی، و یا بدنی – مالی باشد، همچون فریضه‌ی حجّ.

این مطلب به طور صریح و آشکار در حدیث ابوهریره رضی ‌الله ‌عنه آمده است که گفت: فقرای مهاجرین به نزد پیامبرr آمدند و گفتند: ثروتمندان، درجات بالا و بزرگ و نعمت‌ جاویدان را بردند، ایشان نماز می‌خوانند، هم‌چنان که ما می‌خوانیم و روزه می‌گیرند، چنان که ما روزه می‌گیریم و اضافه مالی هم دارند که با آن حج می‌کنند، عمره می‌روند، جهاد می‌کنند و صدقه می‌دهند. پیامبر r فرمودند: «آیا چیزی به شما یاد بدهم که به وسیله‌ی آن به اشخاصی که از شما پیشی گرفته‌اند، برسید و برآیندگان بعد از خود سبقت یابید و کسی بالاتر از شما نباشد، جز کسی که مثل عمل شما رفتار می‌کند؟» گفتند: بله، ای رسول خدا! فرمودند: «تسبیح و تحمید و تکبیر (گفتن سُبحانَ اللهِ، اَلحَمدُ لِلّهِ، اَللهُ اَكبَر) را بعد از هر نماز 33 بار بگویید…» تا آخر حدیث. این حدیث را امامان بخاری و مسلم روایت کرده‌اند[25].

پیامبر r این ذکر را جانشین و عوضی برای حج و عمره و جهادی که از دست می‌دهند قرار داد و آنان را مطلع کرد که با این ذکر از ثروتمندان به پیش می‌افتند. وقتی که ثروتمندان این را شنیدند آنان نیز این اذکار را انجام دادند و پرستش و عبادت با این ذکر را بر صدقات و دیگر عبادات‌شان افزودند و در نتیجه دو فضیلت به دست آوردند. فقرا با آنان رقابت کردند و به پیامبر r خبر دادند که ثروتمندان در کارهای اینان مشارکت می‌جویند و با چیزی که آنان در اختیار دارند بر چیزی که فقرا توانی بر آن ندارند پیشی می‌جویند، پیامبر r فرمودند: «آن، از فضل خداست که به هرکس بخواهد عطا می‌فرماید».

ترمذی، ابن‌ماجه، حاکم و دیگران از عبدالله بن بُسر t روایت کرده‌اند که گفت: عربی بادیه نشین (به نزد پیامبر r) آمده و گفت: ای رسول خدا! (اجرای همه‌ی) دستورات اسلام بر من زیاد و سنگین است، مرا از کاری جامع و فراگیر مطلع گردان که مرا کفایت کند. پیامبر r فرمودند: «به ذکر و یاد خدا مشغول شو.» آن شخص گفت: ای رسول خدا r آیا این کار مرا کفایت می‌کند؟ پیامبر r فرمودند: «آری، و افزون برآن به تو می‌دهد»[26].

پیامبر خیرخواه r او را به کاری راهنمایی می‌کند که یاری‌گر او در انجام تکالیف شرعی و اشتیاق پیدا کردن به آن، و مشوق او در انجام هرچه بیشتر آن‌ها باشد. لذا وقتی که شخص ذکر و یاد خدا را تکیه کلام خود می‌گرداند خدا را دوست می‌دارد و هرآنچه را خدا دوست می‌دارد آن را نیز دوست می‌دارد، آن‌گاه چیزی به اندازه‌ی نزدیکی جستن (و انجام) تکالیف شرعی و دستورات اسلامی نزدش محبوب نمی‌گردد. پیامبر r او را به چیزی راهنمایی می‌کند که دستورات اسلام را برایش فراچنگ آورده و انجام آنها را بر او آسان گرداند. ذکر و یاد خدا از بزرگ‌ترین یاوران انجام فرامین الهی است. ذکر، فرامین الهی را محبوب آدمی گردانیده و انجامش را بر او آسان می‌گرداند، و آن را در نظرش لذّت بخش می‌نماید تا آن‌جا که مشقت و سختی و دشواری را که شخص غافلِ از یاد خدا احساس می‌کند، او چنین احساسی را ندارد. هم‌چنین یاد خداوند هر سختی‌ای را آسان کرده، و هر مشکلی را مرتفع نموده، و از بار جان کاه مشقت‌ها می‌کاهد، نام و یاد خدا بر هیچ سختی‌ای برده نمی‌شود مگر آن‌که آسان می‌گردد، و بر هیچ حالت طاقت‌فرسایی برده نمی‌شود مگر این که آسانی به دنبال دارد، و بر هیچ رنج و مشقتی برده نمی‌شود جز آن که از آن کاسته می‌شود، و بر هیچ مسأله تند و حادی برده نمی‌شود مگر آن که آن تندی از میان می‌رود، و بر هیچ غم و غصه‌ای بیان نمی‌شود مگر آن که گشایشی حاصل می‌گردد، لذا یاد و ذکر خداوند گشایشِ بعد از شدت و تندی، و آسانی بعد از سختی، و شادی بعد از اندوه است. خدایا از تو می‌طلبیم، و به اسماء و صفاتت توسل می‌جوییم که ما را از بندگان ذاکرت قراردهی، و به رحمت خودت ما را از راه آنان که روی برگردانده و غفلت می‌کنند محفوظ داری؛ به راستی تو بر هر چیزی توانایی.

———————-

منبع : فقه ذکر و دعا / مؤلف: عبدالرزاق بن عبدالمحسن البدر / مترجم: گروه علمی فرهنگی موحدین / نشر عقیده

[1]– شعب الایمان (شماره 508)، الحلیه (5/362)، علامه آلبانی در صحیح الجامع (شماره: 572) آن را حسن دانسته است.

[2]– سنن الترمذی (شماره: 3377) سنن ابن ماجه (3790) المستدرک (1/496)، و علامه آلبانی در صحیح الجامع (شماره 2629) آن را صحیح دانسته است.

[3]– صحیح مسلم (شماره: 2676).

[4]– صحیح بخاری (شماره: 64.7).

[5]– بنگر به: الوابل الصیّب (ص:84).

[6]– المسند (4/202)، سنن ترمذی (2863)، المستدرک (1/117،118،421) و علامه آلبانی در صحیح الجامع (شماره 1724) آن را صحیح دانسته است

[7]– الوابل الصیّب (ص: 31)

[8]– الوابل الصیب (ص: 72)

[9]– بنگر به: الوابل الصیب (ص: 100 ـ 84) و (ص: 145)

[10]– بنگر به: الوابل الصیب اثر ابن قیم (ص: 85)

[11]– صحیح بخاری (شماره: 7405)، و صحیح مسلم (شماره: 2675)

[12]– المسند (5/239)، علامه آلبانی در صحیح الجامع (شماره 5644) آن را صحیح دانسته‏ است

[13]– صحیح البخاری (شماره:6403 و 3293)، و صحیح مسلم (شماره: 2691)

[14]– صحیح البخاری (شماره 6405) و صحیح مسلم (شماره: 2691)، هم چنین لؤلؤ و المرجان حدیث 1725.

[15]– صحیح مسلم (شماره: 2695).

[16]– سنن ترمذی (شماره 3462) آلبانی آن را حسن دانسته و درالسلسله الصحیحه (شماره: 105) شواهدی نیز در این زمینه آورده است.

[17]– المسند (5/418).

[18]– سنن ترمذی (شماره: 3465)، آلبانی در صحیح الجامع (شماره: 6429) آن را صحیح دانسته است.

[19]– المسند (3/440).

[20]– صحیح مسلم (شماره: 763) هم چنین فتح الملهم شرح صحیح مسلم، مترجم: عبدالرؤف مخلص، ج 4، ص66، انتشارات شیخ الاسلام احمد جام، با اندکی تلخیص. این دعا را می‏توانید در صحیح بخاری، ترجمه: دکتر طاهر لاوژه، ج 4، حدیث 6316، مؤسسه انتشاراتی حسینی اصل ببینید.

[21]– بنگر به: الوابل الصیب (ص: 153، 154، 132، 142، 143، 144، 160، 164)

[22]– سنن ابن ماجه (3794)، سنن ترمذی (3430)، صحیح ابن حبان (شماره: 851)، و مستدرک حاکم (1/5) والسلسله الصحیحه (شماره: 1390).

[23]– معیت یا همراهی الله با بندگان [آنطور که شایسته‌ی الله عزوجل است] بر دو نوع است: معیت عام و معیت خاص. اقتضای معیت عام آن است که الله متعال بر همه‌ی بندگانش، کافر و مومن و نیک و بد، با علم و قدرت و تدبیر و سلطان و دیگر معانی ربوبیت، احاطه دارد. آیات بسیاری دال بر این معیت هستند از جمله: ﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡۚ﴾ [الحدید: 4] «و او هر جا که بودید با شماست». اما معیت خاص، چنانکه از نامش پیداست تنها ویژه‌ی بندگان خاص پروردگار است و به معنای همراهی یاری و تایید است. آیات بسیاری از قرآن دال بر این معیت است از جمله: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّٱلَّذِينَ هُم مُّحۡسِنُونَ ١٢٨﴾ [النحل: 128] «همانا الله با کسانی است که تقوا پیشه کرده‌اند و کسانی که نیکوکارند». (ویراستار)

[24]– صحیح بخاری (8/572)، و المسند (2/540)، و سنن ابن ماجه (شماره: 3792)، و مستدرک حاکم (1/496).

[25]– صحیح بخاری (شماره: 843)، و صحیح مسلم (شماره،1006)، هم چنین لؤلؤ و المرجان حدیث 348.

[26]– سنن ترمذی (شماره: 3375)، و سنن ابن ماجه (شماره: 3793) و مستدرک حاکم (1/495).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس