اندیشه

شبهه ای در مورد پرداخت جزیه در اسلام

شبهه ای در مورد پرداخت "جزیه " در اسلام

استاد اسماعیل،عبدالفتاح / ترجمه ناصر مریوانی

می گویند  که دین اسلام غیر مسلمانان را ملزم به پرداخت جزیه نموده تا آنها را خوار و ذلیل گرداند  یا اینکه مجبورشان کند  برای فرار از پرداخت جزیه ، به اسلام روی آورند و مسلمان شوند .

 

پاسخ شبهه :در ابتدا باید شبهه پراکنان را حد اقل  به مطالعه  بعضی از کتب فقهی که درباره ی جزیه و انگیزه واهداف آن مطالبی نگاشته شده سفارش کرد تا میزان رحمت و شفقت  و بخشندگی دین اسلام را در حق غیر مسلمانان درک کنند .

 

حال باید گفت :

۱)مبلغ جزیه برای غیر مسلمانان بسیار کم است  که آن هم در ازای معافیت آنها در جهاد  و نبرد های مسلمین  و ارائه خدماتی است  که حکومت اسلامی  در قبال آنها متعهد می گردد .

۲)همچنان که از بیت المال به مستمندان و نیازمندان مسلمان کمک پرداخت می شود ، به اهل ذمه  هم جهت رفع مشکلات مادی کمک ویاری می شود .

۳)پرداخت جزیه شامل مردان و زنان  پیر و از کار افتاده ،نابینایان ، فقرا ، بردگان، دیوانگان ، راهبه ها و اطفال نمی شود و در صورت نیاز مند بودن چنین اصنافی ،هم چنانکه  در سطور قبل ذکر شد  به آنها کمک می شود .

۴)جزیه در مقابل زکاتی است که یک فرد مسلمان  به مقدار مشخص و معلومی  از طلا ، مال التجاره، زراعت و غیره در طول یک سال پرداخت می کند .پس دیگر چه ظلمی  در حق غیر مسلمان  اعمال شده است ، درحالی که در ازای همین جزیه بسیاری  از خدمات پزشکی  و.آموزشی  وغیره  به آنها ارائه می گردد .

حکومت اسلامی هم چنانکه  زکات را از مسلمانان می ستاند  از غیر مسلمانان هم جزیه  راجمع آوری می کند  وسپس تمام  اموال حاصله را در میان  همه توزیع می کند . خداوند متعال می فرماید :

‏« یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ ‏»

‏( می‌خواهند نور ( آئین ) خدا را با دهانهایشان خاموش گردانند ، ولی خدا نور ( آئین ) خود را کامل می‌گرداند ، هرچند که کافران دوست نداشته باشند . ‏) صف/۸

 ازجمله جالب ترین رویداد قابل ذکر  در این باره ، نحوه برخورد عمر بن خطاب   با یک پیر مرد یهودی است . روزی آن حضرت در راه پیر مردی را در حال گدایی دید .از او پرسید : چه عاملی تو را به گدایی واداشته ؟ آن مرد در جواب گفت :

جزیه، از کار افتادگی و نیازمند . حضرت گفت : مگر تو از چه قبیله و قومی هستی ؟ پیرمرد جواب داد : یهودی هستم .

حضرت عمر(ع) او را با خود به منزلش برد واز آنچه که نیاز داشت به او داد و او را از پرداخت جریه هم معاف کرد سپس طی نامه ای به والی اش نوشت : آگاه باشید : از عدل وداد به دور است که در جوانی از اینها بهره گرفته ایم  و در این سن پیری رهایشان کرده ایم ! عمر به این هم اکتفا نکرد  ننمود واز بیت المال هم برایش مقرری تعین کرد .

بسیاری از مورخان مغرض گمان می برند که قبطی های مصر برای فرار از جزیه اسلام آوردند وبه جای زانو زدن در برابر این حقیقت آشکار که :مقربان از دام جور وبیداد سلاطین روم گریخته وبه دامن عدل و داد فاتحان مسلمان پناه جستند ،یا کینه و خصومت این پندار غلط را دامن می زنند!!

 

درا ینجا لازم است که سخن زیبایی را که در کتاب (سماحه الاسلام- دکتر احمد محمد الحوفی؛ص ۱۲۶-۱۲۵) آمده است به اجمال بیان کنیم . نویسنده در بخشی از کتاب چنین می گوید : « این نوع اعتراضات ، گزافه گویی و برخلاف حق و حقیقت است . زیرا مالیاتی که مسلمان برای قبطی ها تعین  کرده بودند بطور متوسط  دو دینار بود که بینوایان و کهنسالان و کودکان نیز از پرداخت آن معاف بودند . در ضمن این دو دینار ، هم ، در طول سال به صورت سه قسط  گرفته می شد.

این مقدار مالیات در مقایسه با فشاری که رومی ها از نظر روحی و مالی بر آنان وارد می کردند ،حال آنکه مسلمانان مسولیت حفاظت ، تأمین امنیت وحمایت از قبطی ها را به همراه ایجاد تسهیلات اجتماعی و مادی برای آنها به عهده گرفته بودند .

قبطی ها هم به تعهدات مسلمین اعتماد داشتند تا جایی که خود مسلمین لشکریان روم را در هم شکستند و بر اموالشان چیره گشتند  بیشتر قبطیان  نزد مسلمین آمده مدعی شدند که این اموال حاصله ،داراییهای غضب شده آنان است که رومیان به زور از آنها ستانده اند ،مسلمین هم در قبال ارائه دلیل و مدارک اموال را به قبطیان باز گردانند .

نویسنده می افزاید: اما پذیرش اسلام بسیاری از قبطی ها جای انکار نیست و آن هم نه به دلیل فرار از پردخت جزیه بلکه به خاطر ضعف و آشفتگی دینی و ظلم و ستم رومی ها بود »

یوحنا نخیوی تاریخ نگار قبطی می گوید:«ثروتمندان  مسیحی به خاطر نفرت و انزجاری که از احکام و قوانین ازدواج و طلاق کلیسا داشتند ،به مجرد شنیدن دعوت اسلام به آن ایمان آوردند.». این هم شاهدی دیگر از خودشان . پس قبطی های مصر بعد از فتح آن کشور به دست مسلمانان ،به دلخواه و به میل خود به دین اسلام روی آوردند. این مبحث را با ذکر سخنان جالبی از دکتر عبد الجلیل شبلی به پایان می رسانیم . او در کتاب خود (رد مفتریات علی الاسلام) می گوید : « پافشاری  شدیدی از طرف بعضی از معرضان به گوش می رسد ،مبنی بر اینکه پدیده جهاد در اسلام نوعی زور و اجبار است و با آزادی ادیان منافات دارد . آنها دامنه اتهام را به حدی گسترش می دهند که از جزیه به عنوان ریا یاد می کنند و اوصاف ناشایست و زشتی به پیامبر اسلام (ص) نسبت می دهند .»

 

وی در ادامه می افزاید:« ما در کمال آرامش و با تکیه بر منطق و استدلال و استنباط به نصوص و شواهد تاریخی به این موضوع پاسخ خواهیم داد : اسلام با هر نوع بت پرستی مبارزه می کند ،زیرا این نوع تفکر عقل بشری را به انحطاط و پستی می کشاند و هدف اسلام نجات دادن و بیرون آوردن مردم از منجلاب شرک و تاریکی جهل و نادانی وهدایت آنها به سوی روشنایی علم و تمدن است. لذا می بینیم که اسلام با وجود این که اهل کتاب را بر حق نمی داند اما هیچ گاه آنها را مجبور به ترک اعتقاداتشان نمی کند . تاریخ اسلام و کشور گشایی های مسلمانان هم موید همین امر است. در حالی که مسیحیان با وجود گذشت هشت قرن از تمدن اسلامی ،هنگام تسلط بر اسپانیا کاملا بر خلاف آنها عمل کرده و مسلمانان را مجبور به ترک اعتقاداتشان کردند . چنان که ادوارد گیبون ( مورخ انگلیسی و نویسنده کتاب انحطاط وسقوط امپراتوری روم) به این نوع رفتار مسیحیان اعتراف می کند . هیچ گاه مسلمانان شتابزده دست به قتل بت پرستان نزدند بلکه در ابتدا  آیین اسلام را به آنها معرفی  و برای پذیرشش به  آنها فرصت می دادند . پس از این که رسول خدا (ص) خون صفوان بن امیه را مباح اعلام کرد وی برای اندیشیدن و کاویدن جوانب مسئله از آن حضرت یک ماه مهلت خواست ،پیامبر به وی دو ماه مهات داد .

 

نمونه های زیادی از بت پرستان را مثل عمرو بن جموع وهند بن عقبه و بسیاری دیگر سراغ داریم که بتهایشان را در هم شکستند و یا سوزاندند و به خاطر عبادت آنها در گذشته تاسف می خوردند .و باز در تاریخ آمده است که گروه گروه ،مسیحیان آیین خود را ترک کرده  و با کمال رضایت به آغوش اسلام روی آوردند و بعدها از جمله سر شناسان و مبلغان اندیشه اسلامی شدند.

نویسنده در ادامه می گوید : این ود مختصری از عملکرد و رویکرد اسلام ، حال عملکرد اهل کتاب را در همین خصوص می بینیم : در سفر خروج ۳۴/۱۱ آمده است …پس از آن که موسی به کوه سینا صعود کرد و دو لوح سنگی را به دست گرفت ، پروردگار از ابرها پایین آمد و با موسی عهد وپیمانی بدین مضمون بست : «آنچه را که امروز به تو سفارش می کنم ،محفوظ بدار و من آنانی را که پیش روی تو هستند دور می کنم –آشوری ها و کنعانی ها -…..»الخ.

مبادا با ساکنان سرزمینی که به سوی آنان می روی عهد و پیمان ببندی تاآنان در آینده تله ودامی  برای تو نگردند، بلکه کشتارگاهایشان  را نابود می کنی ، وبتهایشان را در هم می شکنی و حصارهایشان را ویران می کنی . …به موجب همین سفارشی که موسی از پروردگارش دریافت می کند اوهم به مردمش چنین می گوید :« وچون یهوه خدایت ترا به زمینی که برای پدرانت ابراهیم واسحاق و یعقوب قسم خورده که به تو بدهد در آورد به شهر بزرگی که توبنا نکرده ای و به خانه ای پر از هر چیز نیکو که پر نکرده ای و حوضهای کنده شده ای که نکنده ای و تاکستانها و باغهای زیتونی که غرسی ننموده ای و از آنها خورده وسیر شدی »  سفر تثنیه ص ۶-۱۰

 

« چون یهوه خدایت ترا به زمینی که برای تصرفش به آنجا می روی در آورد و امتهای بسیار را….. از پیش تو اخراج نماید .

 

وچون یهوه خدایت ایشان را بدست تو تسلیم نماید  وتو ایشان را مغلوب سازی آنگاه ایشان را کلا ّ هلاک کنی  وبا ایشان عهد مبند و بر ایشان ترحم منما و با ایشان معاهدت منما» همان ص ۷/۱-۳

سپس همان  سفارش ها بار دیگر تکرار میشود : «جمیع اماکن  امت هایی را که در آنها خدایان خود را عبادت می کنند و شماآنها را اخراج می نمایید خراب نمایید  خواه بر کوه های بلند ، خواه بر تپه ها و خواه زیر هر درخت سبز . مذبحهایشان را بشکنید وستونهایشان را خرد کنید و حصارهایشان را بسوزانید  وبتهای تراشیده شده ایشان را قطع کنید ونام های ایشان را از آنها محو سازید » همان ۱۲/۲-۴

گناه این همه مردمی که نابود می شوند چیست ؟ چرا به دین صحیح دعوت نمی شوند؟؟

اسلام مردم را به عبادت خداوندی که آفریننده ی هستی  و همه ی مخلوقات آن است  دعوت می کند  و دلایل کافی  هم برای اثبات گفته های خود را دارد . با وجود این، فرصت تفکر را به انسان ها می دهد  و اگر مشرکی از مسلمانی درخواست حمایت کند ، او را در پناه خود  گرفته  ونیاز ها ی روزمره ی او را نیز تأمین می کند .

خداوند متعال می فرماید :‏« وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَعْلَمُونَ ‏»

‏ ( ای پیغمبر ! ) اگر یکی از مشرکان ( و کافرانی که به شما دستور جنگ با آنان داده شده است ) از تو پناهندگی طلبید ، او را پناه بده تا کلام خدا ( یعنی آیات قرآن ) را بشنود ( و از دین آگاه شود و راجع بدان بیندیشد . اگر آئین اسلام را پذیرفت ، از زمره شما است ، و اگر اسلام را نپذیرفت ) پس از آن او را به محلّ امن ( و مأوی و منزل قوم ) خودش برسان ( تا از خطرات راه برهد و بدون هیچ گونه اذیّت و آزاری به میان اهل و عیال خویشتن رود ) . این ( پناه دادن ) بدان خاطر است که مشرکان مردمان نادان ( و ناآگاه از حقیقت اسلام ) هستند ( و چه بسا در پرتو آشنائی با اسلام ، نور ایمان در دلهایشان روشن گردد ) . ‏توبه /۶

 

با روشن شدن نکات فوق آیا باز هم اسلام را مروج خشونت و آیین اهل کتاب را به رحمت و انسان دوستی  معرفی می کنند؟

همگامی که پیامبر خدا وارد پایگاه شرک – مکه – شد که ساکناتش سال های مدیدی  با وی در جنگ بو دند  و ریختن خونش را جایز می دانستند و از زادگاهش اخراجش کردند ، نه تنها قطره خونی نریخت ،بلکه همه را عفو نمود . اما براساس کتاب مقدس عهد قدیم زمانی که موسی از بالای کوه پایین امد و مشاهده کرد که قومش به عبادت گوساله مشغول هستند ، از آنها نخواست که که از گناهشان استغفار کنند بلکه بلافاصله دستور قتل همگی راصادر نمود (در آن روز سه هزار نفر از امت موسی به قتل رسیدند) .سفر خروج ص ۲۸-۳۲

 

اشید اگر تمام کشته های غزوه های پیامبر گرامی را(ص) برشماریم ، به یک دهم کشته های موسی (ع) در یک روز نرسدآن هم بنا بر آنچه در تورات تحریف شده آمده است . در حالی اسلام به رحمت و شفقت با مغلوبین  سفارش می کند  خداوند متعال می فرماید:

 ‏« فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنّاً بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِکَ وَلَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَکِن لِّیَبْلُوَ بَعْضَکُم بِبَعْضٍ وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ ‏»

‏( هنگامی که با کافران ( در میدان جنگ ) روبه‌رو می‌شوید ، گردنهایشان را بزنید ، و همچنان ادامه دهید تا به اندازه کافی دشمن را ( با کشتن و زخمی‌کردن ) ضعیف و درهم می‌کوبید . در این هنگام ( اسیران را ) محکم ببندید ، بعدها یا بر آنان منّت می‌گذارید ( و بدون عوض آزادشان می‌کنید ) و یا ( در برابر آزادی از آنان ) فدیه می‌گیرید ( خواه با معاوضه اسراء و خواه با دریافت اموال . این وضع همچنان ادامه خواهد داشت ) تا جنگ بارهای سنگین خود را بر زمین می‌نهد و نبرد پایان می‌گیرد . برنامه این است ، و اگر خدا می‌خواست خودش ( از طریقهای دیگری همچون طوفان و زلزله و سیل و غرق و به زمین فرو بردن ، و سایر بلایا و مصائب ، بدون جنگ شما ) از آنان انتقام می‌گرفت . اما خدا خواسته است بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید ( و مؤمنان راستین را با جهاد با کافران امتحان نماید ) . کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند ، خداوند هرگز کارهایشان را نادیده نمی‌گیرد و بی‌مزد نمی‌گذارد) . ‏محمد/۴

ولی کتاب یهودیان و مسیحیان سفارش می کند که شکست خورده های در جنگ باید پست شمرده شوند و خوار گردند در این دو کتاب آمده است :« چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمایی آن را برای صلح ندا کن اگر تو را جواب صلح بدهد و دروازه ها را برای تو بگشاید آنگاه تمامی قومی که در آن یافت شوند به تو جزیه دهند و تو را خدمت نمایند و اگر با تو صلح نکرده جنگ نمایند پس آن را محاصره کن و چون یهوه خدایت آن را به دست تو بسپارد  جمع ذکورانشان را از دم شمشیر بگذران….با همه ی شهر هایی که از تو بسیار دورند چنین رفتار نما ….اما از شهرهایی که یهوه خدایت تو را ملکیت می دهد هیچ ذی نفس را زنده مگذار .(سفر تثنیه – ص ۲۰/۱۰-۱۷

 

‏حال مقایسه میان اهل کتاب و اسلام  و داوری راجع  به عهده خود انسان ها است . هر که اسلام را بپذیرد حقوق و تکالیف وی با مسلمانان برابر خواهد بود هم چنان که قران تصریح می کند :

‏ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَهَ وَآتَوُاْ الزَّکَاهَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ وَنُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ‏

‏( اگر آنان ( از کفر ) توبه کردند و ( احکام اسلام را مراعات داشتند ، و از جمله ) نماز را خواندند و زکات دادند ( دست از آنان بدارید ، چرا که ) در این صورت برادران دینی شما هستند ( و سزاوار همان چیزهائی بوده که شما سزاوارید ، و همان چیزهائی که بر شما واجب است ، بر آنان هم واجب است ) . ما آیات خود را برای اهل دانش و معرفت بیان می‌کنیم و شرح می‌دهیم .) سوره توبه –آیه ۱۱

اسلام نسبت به اسیران  جنگی  با کرامت و خوشرفتاری بر خورد می کند ….به تفصیلی که بعد خواهد آمد ….اما در تورات از زبان موسی چنین آمده است :«چون بیرون روی تا با دشمنان خود جنگ کنی و یهوه خدایت  ایشانرا به دستت تسلیم نماید وایشانرا اسیر کنی و در میان اسیران زن خوب صورتی دیده عاشق او بشوی و بخواهی او را به زنی خود بگیری  اورا به خانه خود ببر و او سر خود را بتراشد  وناخن خود را بگیرد و رخت اسیری خود را بیرون کرده و برای پدر و مادر خود یک ماه تمام ماتم گیرد و بعد از آن دوباره  درآمده شوهر او بشود  واو زن تو خواهد بود .

 

چنان که خواننده گرامی  ملاحظه می کند ،این فقط نقل قولی از متن کتاب مقدس بود و نه تفسیر آن .

این تنها چکیده ای از مطالب کتاب مقدس بود . و حاشا الله که خداوند ارحم الراحمین این چنین سنگدل باشد . ما در اینجا فقط تنازل کردیم و بر اساس مقبولات خودشان ، ادعاهایشان را باطل نمودیم. برخی از دلایل انتشار گسترده اسلام را می توان چنین ذکر کرد :

۱– دین فطرت ،گذشت ،دادگری ،مهربانی و برادری است.

۲– سادگی عقیده وسهولت در روش آن رااز تحریف  مصون نگداشته است در حالی که این امر به وضوح در مورد تورات و انجیل مشهود است .

۳— گسترش اسلام به خاطر اخلاق والای فاتحان ،عظمت هدف و رفتار شایسته آنان با شکست خوردگان بود.

۴—دیگر عامل ظلم و ستمی بود که کشیشان و اسقف ها و حکام آن دوره برعلیه مردمانش روا می داشتند.

۵—اسلام از جانب خداوند نازل شده و مبتنی بر حقیقت و راستی است .

۶—به تمامی نیازهای بشری در همه زمینه ها پاسخ می دهد و هر انسانی که دارای فطرت پاک و سرشت نیکوباشد آن را بی درنگ می پذیرد.

——————————————————

منبع: پرتوی از دین و آزادی

مولف : اسماعیل،عبدالفتاح

ترجمه ناصر مریوانی

انتشارات : نشر احسان ۸۲

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا
بستن