معماری
خانه ---> اندیشه ---> نقد دیدگاه ابوزید و دیگران در باب تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه
قرآن
قرآن

نقد دیدگاه ابوزید و دیگران در باب تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه

نقد دیدگاه ابوزید و دیگران در باب تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه

تألیف و تحقیق: کمال روحانی

قبل از این که دیدگاه ابوزید و دیگران را در باب تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه به بوته ی نقد بکشانیم، لازم است کمی به جلوتر برگردیم و آن، همان مقطع زمانی است که دانشمندان غرب به خاطر عدم همخوانی محتویات کتاب مقدس با علوم و داده های روز به این باور رسیدند که باید متون مقدس را در افق تاریخی معنا کرد و این که آن متون برخاسته یا محصول فرهنگی زمان خود هستند.

این اندیشه ابتدا از جانب مستشرقین به حوزه های علوم دینی اسلام راه یافت و بعد، از جانب روشنفکران اسلامی بسط و توسعه داده شد که باید متون مقدس اسلام (قرآن) را در افق تاریخی مطالعه کرد و آن را یک محصول فرهنگی زمان خود پنداشت. حال این که به نکته ای باریکتر از مو توجه نکردند[1] و آن این که کتاب مقدس چهار گزارش متفاوت از افرادی چون لوقاء، برنابا، مرقس و یوحنا است، حال آن که، قرآن لفظاً و معناً یک گزارش بیش ندارد و آن رسول خداست؛ به دیگر سخن؛ کتاب مقدس، گزارش های متفاوت از افراد مختلف است اما قرآن، گزارش معنایی و لفظی یک فرد نیست و وحی الهی بدون کم و کاست به دست ما رسیده است و این در مورد کتاب مقدس صادق نیست؛ برای مثال، قرآن کریم حرفی از آن کم نشده یا بر آن چیزی افزوده نشده است، ولی کتاب مقدس به اجماع تمام علما و دانشمندان غربی، آن انجیل یا کتاب مقدسی نیست که بر حضرت موسی و عیسی نازل شد. از دیگر سو، دقّت و وسواس رسول اکرم (ص) و اصحاب حضرت رسول بر حفظ آیات قرآن به حدی بوده است که هنگام نزول آیات در حدود 50 کاتب آن را می نوشتند و بعد از نگارش بر پیامبر (ص) عرضه می کردند تا اشکالات آن مرتفع گردد، لذا متنی که مسلمین در اختیار دارند، به هیچ وجه با متون مقدس مسیحیان و یهودیان قابل قیاس نیست. نتیجه آن که قرآن بر نمی تابد تا آن را در افق تاریخی – چونان کتب مقدس – مطالعه کنیم.

در مورد تأثیرگذاری و تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ عرب چند نکته مطرح است، قرآن پژوهان در این باره چند دیدگاه را بیان داشته اند:

  1. قرآن از فرهنگ عرب انقطاع یافته است و کاملاً با آن بیگانه است؛
  2. قرآن، تحت تأثیر فرهنگ عرب معاصر خود بوده است؛
  3. قرآن، نسبت به فرهنگ عرب، غربالگری کرد؛ یعنی هر چه را خوب و مثبت بود، برداشت و دیگر موارد را حذف یا اصلاح نمود.

با بررسی آیات قرآن به این نتیجه خواهیم رسید که دیدگاه سوّم در مورد قرآن صدق می کند و آن این که قرآن در برخورد با فرهنگ عرب غربالگری کرده است؛ یعنی هر چه را با عقل سلیم و منطق قرآنی و اسلامی سازگاری داشته است قبول نموده، خرافات و موارد ناسازگار با فطرت و وحی را دور انداخت یا تصحیح و تغییر داد. پس تأثیرپذیری قرآن فعّالانه است نه منفعلانه و اگر از مصادیق موجود در فرهنگ عربی مثال ذکر نمود از باب رعایت حال مخاطب است نه تأثیرپذیری، پس دیدگاه کسانی که معتقدند قرآن از فرهنگ زمانه تأثیر گرفته است، باطل است، آن هم با ذکر دلایلی که بیان می کند قرآن نه تنها تأثیرپذیر نبوده بلکه تأثیرگذار شد و فرهنگ جاهلی را به فرهنگی اسلامی بدل ساخت:

  1. با کفر عربی به مبارزه برخاست و ایمان را مطرح کرد؛
  2. با شرک مبارزه نمود و توحید را به عرصه آورد؛
  3. با فرزند انگاری برای خدا یا مفاهیمی چون مسیح ابن الله مبارزه کرد و خدای یگانه را جانشین ساخت «قل هو الله أحد» یا این که اعراب معتقد بودند که فرشتگان دختران خدایند.
  4. انحرافات رایج را رد نمود؛
  5. انحرافات جنسی رایج در فرهنگ عرب جاهلی را اصلاح و تغییر داد؛
  6. حقوق زنان را احیا نمود به نحوی که در فرهنگ عرب جاهلی، زن چونان اموال و دارایی محسوب می شد، اما قرآن با آمدن خود جایگاه اصلی زن را به او برگرداند؛
  7. دخترکشی عرب را محکوم ساخت و آن را تقبیح نمود؛
  8. قرآن با بسیاری از جهان بینی های عرب جاهلی به مبارزه برخاست از جمله ظهار عرب، لعان، ربا، زنا، شریک قرار دادن برای خدا از جنیان؛
  9. محکوم ساختن فرهنگ جاهلی در آیات عدیده ای از قرآن از جمله:

(يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ)[2] «درباره خدا پندارهاي نادرستي چون پندارهاي زمان جاهليّت داشتند.»

(‏ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ‏)[3] « ‏ آيا ( آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آنچه خدا نازل كرده است سرپيچي مي‌كنند و ) جوياي حكم جاهليّت ( ناشي از هوي و هوس ) هستند ؟ آيا چه كسي براي افراد معتقد بهتر از خدا حكم مي‌كند ؟ ‏»

نمونه هایی از فرهنگ آفرینی قرآن

باید بدانیم که عناصر اصلی در فرهنگ عرب جاهلی چه بود و با آمدن قرآن به چه تبدیل شد. قرآن، نه تنها عناصر منفی را کنار گذاشت و فرهنگ عربی را تخریب کرد، بلکه توانست از دل خرابه های آن فرهنگ عربی، فرهنگ اسلامی را پایه گذاری کند که از هر جهت با فرهنگ قبل از خود متفاوت بود:

  1. از لحاظ سیاسی

عرب جاهلی، نظامی قبیله ای داشت و جنگ های قبیله ای، گاه سال ها به طول می انجامید و جز ویرانی، خونریزی و غارت، چیزی برای اعراب به همراه نداشت و این که اعراب شبه جزیره، فاقد حکومت مرکزی بودند و اکثر تحت تأثیر کشورهایی چون ایران و شام و روم قرار داشتند. اما با آمدن اسلام، تمام شبه جزیره تحت لوای یک حکومت درآمد و عصبیت جاهلی جای خود را به منطق اسلامی داد و به جای خشونت قبیله ای، عدالت اسلامی و رأفت دینی جایگزین شد.

  1. از لحاظ زناشویی

جامعه ی جاهلی گرفتار انحرافات جنسی فراوانی بود تا جایی که در بسیاری از ازدواج ها، محارم درجه دوم هم به چشم می خورد و فرزند خواندگی برای مردان که با زنی فاحشه همبستر شده بودند، امری عادی بود. اسلام با آمدن خود از تمام انحرافات مذکور جلوگیری و روابط جنسی را بر اساس رحمت و مودّت و همبستگی روحی پایه ریزی کرد.

3.از نظر علمی

جامعه ی عرب قبل از اسلام، جامعه ای بی سواد بود به نحوی که تا قبل از اسلام در تمام شبه جزیره، فقط 21 نفر باسواد وجود داشت. با آمدن اسلام جامعه ی عرب به سرعت تعداد افراد باسواد آن فزونی یافت و دیگر درس و تحصیل از مشغله های اصلی و مهم مسلمین محسوب می شد.

  1. از نظر اقتصادی

پایه ی اقتصاد جامعه ی جاهلی قبل از اسلام بر اساس ربا استوار بود. اسلام، اقتصاد نوین جامعه ی عرب را بر اساس معاملات حلال و عدالت و دوری از غش بنا نهاد.

  1. از لحاظ خانوادگی

نظام خانواده، قبل از اسلام متزلزل بود و انواع مختلف نکاح بدل و طلاق های رجعی مذموم و ظهار و ایلاء جاهلی، خانواده را به تزلزل و بی اخلاقی کشانیده بود. اسلام، خانواده را بر اساس پاکدامنی و حقوق مشترک زوجین، مودّت و رحمت پایه ریزی کرد.

  1. از نظر اجتماعی

قبل از اسلام بی عدالتی، خونریزی، ناامنی بیداد می کرد، اما اسلام جامعه ی نوین را بر اساس عدالت، امنیت، اخلاق حسنه، زهد، پارسایی، برابری و برادری بنا نهاد.

  1. بعد تمدن سازی اسلام

جامعه ی عرب قبل از اسلام ، کم ترین آثار مدنیت و شهرنشینی را داشت و جز چند قصیده ی رجزی آمیخته با تعصّب چیزی نداشت به جهان عرضه کند. اسلام با آمدن خود نه تنها تمدن ساز شد، بلکه توانست بر تمدن های مشهور آن زمان چون فارس و روم غلبه کند و صادرات فرهنگی و فکری خود را در بخش عظیمی از دنیا ترویج و پایه گذاری نماید و برای 1300 سال بر گرده ی فرهنگی، علمی و سیاسی جهان حکومت کند. کسانی که می خواهند در این باب یعنی تمدن سازی اسلام اطلاعات کسب کنند، می توانند به تاریخ تمدن ویل دورانت و تاریخ تمدن جرجی زیدان و آثار مستشرقین در مورد تمدن اسلام مراجعه نمایند تا به صدق این مقال دست یابند.

با این توضیحات، روشن می شود که اندیشه ی کسانی که معتقد به تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ جاهلی یا عرب عصر نزول هستند، کاملاً باطل است و بر منهجی مستقیم و استوار بنا نشده است؛ هر چند چنین ادّعاهایی در لفاف الفاظ جذاب و سلیس بیان شده، از زبان افراد برجسته ی علمی به حلقوم جامعه سرازیر گردد.

—————————————

منبع: دین سوزی معاصر / تألیف و تحقیق: کمال روحانی / انتشارات: آراس 1390

[1] – از بیانات محمد علی رضایی (قرآن و پاسخگویی به نیازهای انسان معاصر).

[2]– آل عمران: 154

[3] – مائده: 50

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس