معماری
خانه ---> كردستان ---> آینده کردستان به کجامی رود؟

آینده کردستان به کجامی رود؟




آینده کردستان به کجامی رود؟

مارک دوهارست / مترجم: حسین آقاپور

(پیشینه تاریخی ، عملیات آزاد سازی عراق ، جایگاه استان و شهر کرکوک، ایالات متحده و کردها، نوع حکومت غیرتمرکز ، کردستان مستقل از عراق و نتیجه گیری )

کردها با جمعیتی بالغ بر 25 تا 28 میلیون نفر بزرگترین ملت بدون دولت جهان هستند و جمعیت آنها در محدوده ای جغرافیایی به نام کردستان پراکنده است. پس از سقوط رژیم صدام حسین در آوریل، 2003 اولین نظرسنجی آزاد عراق در ژانویه 2005 برگزار، قانون اساسی جدید عراق در اکتبر 2005به رفراندم گذاشته و انتخابات موفقیت­آمیز این کشور در دسامبر 2005 برگزار می­شود. امروز کردها تاثیرگذاری بیشتری بر آینده عراق و کردستان دارند.کردهای شمال عراق ازسال1991به بعدتحت حمایت سازمان ملل ازیک منطقه امن شبه خودمختاربرخوردار می شوند؛ منطقه ای که آمریکا و بریتانیا آنرا پرواز ممنوع اعلام می­دارند. کردهای عراق از طریق حکومت منطقه ای کردستان توانسته­اند نوعی از خود مختاری را در شمال عراق نهادینه سازند. این وقایع منجر به بالارفتن انتظارات استقلال طلبانه کردها و حداقل یک عراق فدرال شده است. سیاست خارجی آمریکا همانطور که نمی تواند خاورمیانه و اعتبار آمریکا را در صحنه ی جهانی نادیده بگیرد به همان اندازه نیز نمی تواند در مورد کردهابی تفاوت باشد.

این مقاله به بررسی سیاست خارجی آمریکا در قبال کردها و آینده عراق می پردازد،آیا عراق می تواند با وجود تقسیم قدرت میان اعراب شیعه، اعراب سنی و کردها به اتحادبرسد؟ اگر عراق نتواند متحد بماند آیا تجزیه مسالمت آمیز عراق ثبات منطقه را به هم می زند؟ سیاست خارجی آمریکا در این راستا چه رویکردی را باید پیش بگیرد. رفراندوم اخیر برای قانون اساسی عراق، کنترل کردها را بر منطقه کردستان به رسمیت شناخت. رفراندوم قانون اساسی جدید منجر به گنجانیدن اصول مربوط به تقسیم عواید نفت و گاز برکل نواحی عراق شد. علی رغم همه ی این­ها، کشمکش های منطقه ای بین کردها و اعراب عراق روی مناطق نفت خیزخصوصاُ شهر غنی کرکوک چالش بزرگی برای آینده عراق خواهد بود. سرنوشت کرکوک برای الحاق کردستان یا جز و عراق ماندن آن در 31 دسامبر 2007 قرار است به آراء عمومی گذاشته شود. نتایج همه پرسی فوق تأثیر عمیقی بر یکپارچگی عراق، واکنش کشورهای همسایه و استراتزی موجود ایالات متحده خواهد گذاشت.

پیشینه تاریخی

برای درک دقیق همه ی ابعاد مساله کرد باید گاهی به تاریخ کردها، مبارزات استقلال و خودمختاری طلبی آنها و سرزمین تحت عنوان کردستان بیندازیم. کردها جامعه ای قبیله ای باستانی درخاورمیانه و فاقد دولتی برای حفظ هویت و تاریخ خویش هستند. کردستان جدید بین کشورهای عراق، سوریه، ترکیه و ایران تقسیم شده است. کردها اکثر مسلمانان سنی مذهب می باشند. کردها از نگاه ایرانی­ها به عنوان اقلیتی بیگانه وپردردسرنگریسته می شوند. عرب ها کردها را غیرخودی و ترک­ها نیز آنان را قومی متمایز از خود می­دانند. کردها تاریخی دارندمملوا ز تلاش حکومت های غیر کرد حاکم بر سرزمین کردستان برای نابودی آنها، به گونه ای که همواره هویت کردها در معرض خطر نابودی قرار داشته است. بنابراین کردها همیشه در مقابل این یکپارچه سازی حکومت های غالب از خود مقاومت نشان داده و متحمل هزینه زیادی در جهت مبارزات استقلال طلبانه خودشده اند. این  روند واگرایی کردها طعمه مناسبی درجهت بهره برداری استعماری کشورهای دارای اقلیت کرد، از کردها بوده است.

قبل از جنگ جهانی اول کردستان بین امپراطوری عثمانی و قاجار تقسیم می شوند. اگر چه هیچ یک از این دو کشور علنا" کردستان را به­عنوان مسأله ای بغرنج در نظر نمی گیرند اما در واقع غالب جنگ های مابین دو امپراطوری بر سر کردستان و یا در منطقه کردستان بود. امرای کردستان برای حفظ خودمختاری خود و باتوجه به شرایط ایالت خود هر دفعه جانب یکی از دو امپراطوری رامی گرفتند. بعد از جنگ جهانی اول منطقه کردستان دچار بی­نظمی و اغتشاش شده و تنها برخی از ایالت­هایی که توسط رؤسای قبایل محلی اداره می شدندتوانستند خود مختاری خود را حفظ کنند. انتشار مواد چهارده گانه ودروو ویلسون در ژانویه 1918بینشی صلح طلبانه را فرا روی جهانیان قرار می دهد، کردها این مواد را به دیده خوشبینی نگریسته و چراغ سبزی در جهت استقلال کردستان تعبیر می کردند. در ماده 12 اعلامیه  ویلسون بدین امر اشاره شده است که بخش ترک نشین امپراطوری عثمانی حق حفظ حاکمیت خود را دارد اما دیگر ملیت­های غیر ترک حوزه امپراطوری عثمانی باید از امنیت جانی و حق تعیین سرنوشت حتی در قالب استقلال برخوردار شوند، چنانچه در صورت تمایل و آمادگی آنان برای استقلال بایستی بدون هیچ قید و بندی چنین شرایطی برای آنان فراهم آید. این اولین نشانه ممکن در جهت تشکیل یک دولت خودمختار یا مستقل کردی بود.

در بخشی از عهدنامه سور در 1920 که توسط دولت های عضو جامعه ملل امضا می­شود حق خودمختاری واستقلال پس ازخودمختاری برای کردهامسلم فرض شده است که این بخش ازعهدنامه هیچ وقت اجرانشد. در این میان ایالات متحده خود را درگیر ماجرا نمی کند چرا که هنوز سیاست انزواگرایی خود را در جهان کنار نگذاشته و در ضمن کردستان هم منطقه ای محصور در خشکی بود و هم بریتانیا بخشی از کردستان را ضمیمه قلمرو نفوذ خود قرار داده بود. با قدرت گیری کمال آتاتورک در ترکیه بااستناد به معاهده لوزان 1923 ترکیه استقلال خود را به دست می آورد، عهدنامه فوق اسمی از کردها به میان نمی آورد. این امربه همراه تأسیس کشور جدید عراق امید استقلال کردها را به یأس تبدیل می کند. اگر چه مواد چهارده گانه ویلسون اعلامیه ای آزادی­خواهانه برای کل جهان بود اما با توجه به سیاست انزواگرایی آمریکا و نیز وضعیت کردستان که منطقه تحت نفوذ بریتانیابود، کشورهای بزرگ اروپایی و آمریکا در زمینه تشکیل کشور کردستان هیچ اقدامی انجام نمی دهند، این روندتادهه هفتاد قرن بیستم همچنان ادامه دارد. پس از دهه هفتاد سیاست خارجی آمریکا در قبال کردها تغییرمی کند، این دهه سرآغاز توجه سیاست خارجی آمریکا به کردها می­باشد. هر چند این سیاست خارجی در آغاز انسجام و بینش یکپارچه ای نداشت اما جهت گیری آمریکا در قبال کردهای ترکیه  و عراق کاملا متفاوت بوده است.

با توجه به منافع ملی ایالات متحده چهره کردهای ترکیه منفی چهره کردهای عراق مثبت نشان داده شد و به خاطر هم پیمانی ترکیه و آمریکا و همچنین عضویت فعال این کشور در پیمان ناتو، ایالات متحده همواره از سیاست های ترکیه در مورد کردها حمایت کرده است. کردهای ترکیه خواستار به رسمیت شناخته شدن هویت کرد خود هستند و این حق همواره از طرف دولت ترکیه انکار شده است. در سال 1978 عبدالله اوجلان حزب کارگران کردستان (پ ک ک) راتأسیس و پس از مدتی آن را به یک سازمان افراطی تبدیل می نماید. در  1984pkk فعالیت های مسلحانه و شورشی خود را آشکارمی کند. ایالات متحده pkk و اوجلان را تروریست نامیده؛ زیرا که تلاش دارد ترکیه را ناامن و آن را تبدیل به بستری برای فعالیت های تروریستی خود نماید. در اواخر 1988 اوجلان مجبور به ترک اقامت گاه خود در سوریه و تبدیل به مبارزی بدون کشور می شود. آمریکا در تلاش بود اوجلان را به دادگاه بکشاند و همه اقدامات لازم را انجام می دهد تا هیچ کشوری به وی پناهندگی ندهد، سرانجام اوجلان سال 1999 با کمک سازمان اطلاعات آمریکا و ترکیه در کنیا دستگیر می شود. همزمان با این دستگیری آمریکا به پایگاه های هوایی ترکیه در منطقه به منظور حمایت از منطقه شمال عراق نیاز پیدامی کند. عراق و ترکیه چند سری مذاکرات برای جلوگیری از ورود آمریکا به پایگاه های ترکیه انجام می دهند، بنابراین دستگیری اوجلان چراغ سبزی برای ورود آمریکا و ایجاد پایگاه هوایی در ترکیه بود تا از این طریق بتواند شمال عراق و کردهای این کشور را زیر نظر داشته باشد.

سیاست خارجی آمریکا در قبال کردها در عراق کاملا متفاوت از سیاست این کشور در مورد کردهای ترکیه بوده است. در اوایل دهه 1970نیکسون رئیس جمهور و هنری کسینجر، مشاور امنیت ملی آمریکا، مصطفی بارزانی را به مبارزه علیه حکومت عراق ترغیب می نمایند. در مارس 1975 در پی نشست آمریکا، شاه ایران و صدام با همدیگر این حمایت­ها پایان می پذیرد و ایران نیز مرزهای خود را به روی کردها می بندد. در این شرایط مطلوب عراق به کردهای خود حمله می کند و تجهیزات و توانایی نظامی کردها را منهدم می سازد. هنری کسینجر بدین نکته اذعان می دارد که حتی با پذیرش حق تعیین سرنوشت کردها، آمریکاهنوز در خصوص آنان کوتاهی کرده است. هدف ایالات متحده در دهه 1970جلوگیری از نفوذ کمونیسم و تقویت شاه ایران بود، طبق این گفتمان کردها شورشیانی بودند که می توان آنان را در جهت تحت کنترل داشتن صدام به کارگرفت.نه شاه ایران و نه آمریکا خواستار استقلال کردها نبودند. کردها در نتیجه تنها ماندند و عدم حمایت آمریکایی ها متحمل هزینه ها، رنج ها و کشتارهای فراوانی شدند و هیچ گاه این بی وفایی آمریکا را فراموش نمی کنند. با شروع جنگ خلیج فارس در سال 1991 جرج بوش عراقی ها را به انقلاب بر علیه رژیم صدام تشویق می کند، وی معتقد بود که تنها با حذف صدام حسین از قدرت می توان ثبات را در منطقه برقرارنمود. کردهای شمال و شیعه ها در جنوب عراق به درخواست بوش پاسخ مثبت می دهند. شورش شیعیان جنوب سریعا" سرکوب شد و کردها نیز بار دیگری عهدشکنی آمریکائیان را مشاهده می نمایند. اگر چه کالین پاول چندین بار در خصوص سرکوب کردها توسط صدام حسین هشدار می دهد اما حمایت های آمریکا کافی و مثمر ثمر نبودند.

جلال طالبانی و مسعودبارزانی دو تن از رهبران کرد عراق از پرزیدنت بوش می خواهد که همکاری های آنان با ایالات متحده را درمبارزه با صدام به یاد بیاورد. در این اوان حدود دو میلیون آواره عراقی راهی مرزهای ایران و ترکیه می شوند اگر چه سیاست های آمریکا در شمال عراق و جنوب ترکیه باعث برقراری امنیت بوده،ا ما هدف آمریکا در منطقه بیش از رعایت مسائل انسانی و حقوق بشر و حقوق اقلیت ها حفظ توازن قوا در منطقه بوده است. شورای امنیت سازمان ملل متحد با مشاهده این وضعیت قطعنامه 688 خود را مبنی بر محکومیت عراق درسرکوب غیر نظامیان خصوصا"در مناطق کردنشین صادر و پس از آن کردستان را منطقه امن اعلام می نماید. در کردستان عملیات تأمین آسایش (opc) انجام و تبدیل به منطقه ای پرواز ممنوع می شود. با این اقدام شورای امنیت، کردها اجازه بازگشت به موطن خود را پیدا می­کند. این اقدام چالش های جدید را پیش روی سیاست خارجی آمریکا گذاشت، قطعنامه کردها را به عنوان یک اقلیت تحت ستم و نیازمند کمک به جهانیان معرفی کرد.

ترکیه از عملیات تأمین آسایش در عراق حمایت و پایگاه های خود را در اختیار آمریکا قرارمی دهد، همزمان با این جریانات ترکیه با بحران پ.ک.ک وآوارگان شمال عراق مواجه بود. این اقدام ترکیه دوگانگی شگرفی را در سیاست خارجی این کشور به وجود می آورد. اگر ترکیه از عملیات تأمین امنیت عراق حمایت نمی کرد آمریکا را از دست می داد و حمایت از عملیات هم به معنی تأثیرگذاری بیشتر کشور بر رویدادهای عراق و سرکوب نیروهای پ.ک.ک بود. عملیات تأمین امنیت از یک طرف حامی کردهای عراق در برابر دولت مرکزی و از طرف دیگرا بزاری جهت حمله به کردهای ترکیه در شمال عراق بود. منطقه شمال تحت لوای قوانین پرواز ممنوع و عملیات تأمین آسایش (که بعدها عملیات دیدبانی شمال عراق گفته می شود) به نام کردستان عراق خوانده و از سال1991به بعد دارای یک حکومت کردی شده است.

در سال 1992 دو حزب رقیب کردستان عراق، حزب دموکرت کردستان و اتحادیه میهنی کردستان در پی تثبیت هویت جدید خود به صدام حسین بودند. اگر چه قراردادی بین دو طرف امضا نشد اما صدام حسین با کشیدن خط مرزی، منطقه کردستان را از دیگر مناطق عراق جدا می کند.ا ز این پس کردها مجلس ملی کردستان را تشکیل می دهند و انتخابات مجلس برگزار می نمایند. در انتخابات اخیر حزب دموکرات کردستان عراق پیروز رقابت شده و به تشکیل دولت منطقه ای کردستان (KRG) اهتمام می ورزد. یکبار دیگر احساس تشکیل کردستان مستقل در بین کردها زنده می شود. دولت منطقه ای کردستان از نظر بین المللی به عنوان دولت مستقل به رسمیت شناخته نشد؛ چرا که تهدیدی در جهت بی ثباتی منطقه محسوب می شد. عراق هنوز دولت ملی قانونی در مجامع بین المللی بود و ترکیه نیزتهدید کرده بود که در صورت اعلام استقلال کردها در کردستان مداخله نظامی می کند.

سیاست آمریکا در قبال کردها با شروع جنگ داخلی بین حزب دموکرات و اتحادی میهنی  در 1994 مواجه با مشکلات بیشتری می شود. ایالات متحده به هنگام جنگ داخلی کردها موقعیت خود را در حمایت از منطقه پرواز ممنوع نامساعدتر می بیند، در ضمن برافروخته نگه داشتن آتش این جنگ به مشکل پ.ک.ک در ترکیه بیشتر دامن می زد. پ.ک.ک علیه حزب دموکرات دست به عملیات خشونت آمیز زده و در نتیجه حزب دموکرات کردستان عراق از اقدامات ترکبه خارج از مرزهای ترکیه علیه پ.ک.ک حمایت می نماید. سوریه، ایران و اتحادیه میهنی بطور ضمنی پ.ک.ک را تشویق با ادامه جنگ با حزب دموکرات می نمایند. اتحادیه میهنی ترکیه را متهم به حمایت از PDK، و در مقابل بارزانی هم ایران را به تجهیز PUK علیه خود محکوم می کند. در اوت 1996بارزانی از صدام حسین علیه PUK استمداد می نماید. ایالات متحده درگیر این می شود که چگونه منطقه پرواز ممنوع را در صورت دعوت مردم آن از ارتش صدام حسین آرام نماید. بعد از یک فرایند طولانی و دشوار با کمک ایالات متحده بین دو حزب رقیب کرد، صلح برقرارمی شود و نهایتا موافقتنامه واشنگتن به مخاصمات دو طرف پایان بخشید. اما علی رغم جنگ داخلی بین دو حزب کردستانی، کردستان عراق توانست به یک منطقه مرفه تبدیل شود به طوریکه با نظارت سازمان ملل 13 درصد نفت عراق را به  خود اختصاص می داد.

حزب دموکرات و اتحادیه میهنی به ایجاد پلیس محلی، نیروی انتظامی، فرصت های تحصیلی، آزادی های اقتصادی، مبادرت جدی ورزیده و در زمینه های تامین برق دائمی، اصلاحات قضائی براساس حکومت قانون و گسترش شبکه های ارتباطی اقدامات چشمگیری را انجام داده اند. کردستان عراق اگرچه یک بهشت مطلوب نمی باشد اما بی شک باثبات ترین منطقه بعداز رژیم صدام در عراق است.

عملیات آزاد سازی عراق

قبل از حمله آمریکا به عراق در مارس 2003 ترکیه از دادن پایگاه های نظامی خود به آمریکاجهت حمله به عراق امتناع می کرد. این اقدام ترکیه، کردها را به طور مستقیم به یک متحد قدرتمند آمریکا تبدیل کرد. آمریکا یی ها با همکاری پیشمرگ های کرد قادر شدند جبهه شمال در عراق و چاه­های نفت کرکوک را تحت کنترل خوددرآورند. "پیشمرگه" در زبان کردها به معنی فدایی است، یعنی کسی که حاضر است جانش را فدا کند؛ این عنوان به مبارزین راه آزادی کردستان اطلاق می شود. آنان نقش مهمی در موفقیت آمریکایی ها در شمال عراق داشتند. چنین  اقداماتی همراه با دیگر حمایت های کردها از آمریکا تاثیر چشمگیر کردها را بر آینده عراق تضمین کرده است.

در حالی که عراق و آمریکا در پی سرکوب ناآرامی ها و تشکیل دولت جدید در داخل کشورمی باشند، کردها در عین حال نمی خواهند هیچ یک از دستاوردها و پیشرفت های حکومت کردی خود را از دست بدهند. کردها جای پای محکمی برآینده عراق بر جای خواهند گذاشت: جلال طالبانی به عنوان رئیس جمهور عراق و مسعود بارزانی به عنوان رئیس حکومت منطقه ای کردستان انتخاب می شوند. کردها در نظرسنجی 30 ژانویه 2005 تلویحا" رضایت خود را مبنی بر استقلال کردستان به طور غیر رسمی اظهار داشتند اما در نهایت به حداقل درخواست خود یعنی ماندن در یک عراق فدرال تن دادند؛ عراق فدرالی که در آن قدرت اقتصادی شامل همه مناطق عراق شده و حکومت مرکزی دخالت خود را به حوزه سیاست خارجی و مسائل دفاع ملی محدود می کند. در اکتبر 2005 عراقی هاهمه پرسی برای قانون اساسی جدید برگزارمی نمایند. کردها در این همه پرسی در چهار مورد فدرالیسم، حقوق برابر زنان، آزادی های فردی و اعمال عدالت در خصوص قربانیان رژیم بعثی موفقیت کسب می کنند. قانون اساسی جدید حکومت کردستان را به رسمیت می شناسد، در منطقه کردستان زبان های کردی و عربی جزو زبان رسمی محسوب و درآمدهای نفت و گاز همگانی و متعلق به همه ی عراقی ها می شوند. همه پرسی اخیرتعیین سرنوشت کرکوک را به 31 دسامبر 2007 موکول می نماید و نهایتا اینکه قانون اساسی جدیدعراق را یک کشورفدرال و پارلمانی می داند.

جایگاه استان و شهر کرکوک

حل مسأله کرکوک تأثیر بسیار عمیقی بر آینده عراق دارد. استان کرکوک که شهر کرکوک را نیز در برمی گیرد یکی از پرتشنج ترین مناطق آزاد ناآرام عراق است. تسلط بر کرکوک به معنی تسلط بر ذخایر عظیم نفتی این شهر است. کردها خواستار الحاق استان کرکوک به کردستان هستند، آنان معتقدند که کرکوک از لحاظ تاریخی،  جغرافیایی  و نژادی و هویتی بخشی جدای ناپذیر از کردستان می باشد.

کرکوک چهارمین شهر بزرگ عراق با جمعینی حدود یک میلیون نفر می باشد. این شهردارای بافت ناهمگون جمعیتی شامل عرب، آشوری، کرد و ترکمن است. ترکیب دقیق جمعیتی گروه های قومی در کرکوک مشخص نیست. براساس آخرین سرشماری در 1957تعداد جمعیت ترکمن ها در شهرکرکوک6 /37 درصد، کردها 3/33 و عرب ها22درصداست. در همین سرشماری کردها 48 درصد جمعیت استان کرکوک را تشکیل می دهند. با اعمال سیاست های تعریب، کردها از کرکوک اخراج شده و عرب های دیگر مناطق در آنجا سکونت می یافتند. سرشماری 1977 این تغییربافت جمعیتی را به خوبی نشان می دهد چنانچه در این سرشماری جمعیت کرده ا38 درصد و عرب ها به 44 درصد می رسد. این اقدامات تا دهه 1990 تحت عنوان «اصلاح ملت» که در آن غیر عرب هامی بایست هویت و زبان خود را در جهت هویت و زبان عربی تغییر می دادند ادامه داشت. کردها در صورت تغییرناپذیری اموال و کاشانه شان توقیف و از کرکوک اخراج می شدند. بنابراین با توجه به سیاست های تعریب بعثی ها سرشماری های بعد از 1957 دقیق و قابل اعتماد نیستند. کردها مدعی هستند که بیش از 220000 کرد از کرکوک و حومه  آن اخراج شده و در مقابل120000عرب غیرکرکوکی رادرآ نجا ساکن کرده اند. موارد فوق مشکلات آمارگیری بافت های جمعیتی کرکوک را چند برابر می کند. با توجه به نتایج انتخابات 2005 عراق، به نظر می رسد که ادعای ترکیب جمعیتی اکثریت عرب و کرد که در آن ترکمن ها در اقلیت سوم هستند تا حدودی قابل قبول باشد.

پس از سقوط صدام هزاران نفر از کزدها به استان کرکوک بازگشته اند و در پی پس گرفتن اموال و کاشانه غضب شده خود می باشد. کردها معتقدند که عرب ها ساکنین اصلی کرکوک نیستند و بدانجا کوچانیده شده اند و باید کرکوک را ترک کنند. این ادعا در کرکوک ایجاد ناعدالتی می کندچرا که عرب ها مدت 30 سال است در آنجا زندگی می کنند. طالبانی و بارزانی هیچکدام حاضر به عقب نشینی از ادعای خود مبنی بر کردستانی بودن کرکوک نیستند کردها کرکوک را بیت المقدس کردستان می دانند. ترکیه تهدید کرده است در صورتیکه اقدامات کردها را در راستای لطمه زدن به منافع ترکمن ها قلمداد کند ظرف مدت 18ساعت نیروی نظامی خود را جهت حمایت از ترکمن های کرکوک وارد منطقه می نماید. اما با این وجود هم احزاب سیاسی PDK و PUK به تغییر بافت جمعیتی کرکوک اقدام ورزیدند و تعداد زیادی خانه را در داخل و حومه کرکوک ساخته اند. این خانه های بتونی با نظارت مهندسین مورد حمایت دو حزب سیاسی کردی ساخته شده اند و به هریک از خانواده های بازگشته به وطن اصلی (کرکوک) برای ساخت و ساز 5000دلار کمک نقدی می شود. این پول به صورت قسطی پرداخت می شود .بدین گونه که پس از پی ریزی بنا،500دلار، بعد از اتمام دیوارهای ساختمان 2000 دلار و 2500 دلار بعد از اتمام بنا پرداخت می شود. دو حزب کردی مدعی هستندکه به دلیل ناتوانی دولت مرکزی در بازگرداندن آوارگان کرکوک خودشان بدین امر اقدام ورزیدند. این قضیه هنگامی بغرنج می شود که عرب های کرکوک بر سرزمین و دارایی خویش ادعای مالکیت کنند. قانون اساسی عراق مصوب اکتبر 2005 حداکثر زمان حل مساله کرکوک را 31 دسامبر 2007 اعلام می دارد. قانون جدید اجرای کامل ماده 58 قانون اساسی موقت را که در آن وضعیت کرکوک در سه مرحله مشخص می شود مورد تصدیق قرارداده است:اولامرزهای جمعیتی باید به دوران قبل از صدام برگردند، دوما" همه پرسی در داخل منطقه کرکوک برای الحاق یا عدم الحاق آن به کردستان انجام شود. و مرحله سوم را رهبران کردستانی پیشنهاد کرده اند به گونه ای که کرکوک جزئی از کردستان باشداما اداره آن براساس تقسیم قدرت میان گروه های قومی استان انجام شود. این راه حل منطقی و قابل قبول جلوه می کند و از آن منابع نفتی منطقه نیز براساس تقسیم قدرت و میزان جمعیت به طور مساوی تقسیم خواهدشد. لذا احزاب کردی به طورجدی سعی دارند بافت جمعیتی کرکوک را به نفع خود تغییر داده و بر روند تصمیم گیری آن غالب آیند. تصمیم گیری در مورد کرکوک شاهرگ حیاتی آینده عراق است.

ایالات متحده و کردها

هدف جاری ایالات متحده ساختن یک عراق دموکراتیک است. آمریکا می خواهد عراق جدید کشوری برای همه گروه های عراقی باشد. اگر چه عراق بعد از صدام نقاط عطف چشمگیری داشته اما نا آرامی ها و تلفات نیروهای آمریکایی همچنان ادامه دارد. گرایش افکار عمومی به ادامه جنگ کمترشده و سیاستمداران آمریکایی هم خواستار بیرون کشیدن نیروهای امریکایی از عراق هستند. نظرسنجی ها در عراق حاکی از آن است مردم عراق تمایل چندانی به ادامه حضور آمریکایی ها ندارند. کشورهای هم پیمان نیز زمانی نیروهای خود را برای فروکشانی ناآرامی هابه عراق گسیل می داشتند اکنون در حال خارج کردن نیروها از عراق هستند، لذا یک عراق با ثبات هنوز چالش های عظیم داخلی و بین المللی را بر سر راه خود دارد. بحث مطروحه دیگر این است که قانون اساسی جدید عراق شکاف فرقه ای را در کشور بین سنی ها، شیعه ها و کردها بیشتر دامن می زند. بسیاری از کردها و عرب ها معتقدند که آمریکابااینگونه تقسیم مذهبی و قوی در عراق درصدد حمایت از استقلال کردها است. کردها برخلاف دیگر گروه های عراق طرفدار آمریکابوده و خود را متحد آن کشور می دانند. آمریکا نیز از مساعدت های سیاسی و نظامی کردها در ثبات بخشی های مختلف عراق بهره زیادی برده است.

در طول تاریخ سیاست های حمایتی آمریکا در قبال کردها ناپایدار بوده و کردها به عنوان ابزاری برای سیاست خارجی آمریکا نگریسته شده اند، علاوه بر آن قدرت های منطقه نیز همواره کردها را بازیچه خود قرارداده­اند. تاریخ ورویدادهای اخیر باید بینش و درک سیاست گذاران آمریکا را در جهت تدوین سیاستی جدید برای عراق عمیق ترنماید.

این بخش از مقاله به بررسی تفرق و چالش های پیش روی یک عراق فدرال، کثرت گرا و دمکرات و درعین حال تجزیه احتمالی کردستان می پردازد.

نوع حکومت غیرتمرکز

سیاست های جدید ایالات متحده در عراق در عین اینکه نبایستی استقلال کردها و شیعه ها را منتفی بداند باز هم باید مبتنی بر اصول عدم تمرکز باشد. این مساله بدان معنی نیست که دو گزینه فوق تنها گزینه های موجود هستند بلکه بدین معنی است که قریب الوقوع بودن این دو گزینه بیشترمی باشد. گزینه موجود "استراتژی ملی برای پیروزی" یا "فدرالیسم" به معنی کاهش قدرت دولت نیست. چنانچه در فدرالیسم قدرت مرکزی در عین دادن اختیارات ویژه به مناطق همچنان حفظ می شود. چالش پیش روی فدرالیسم بر سر جریان تقسیم قدرت بین دولت مرکزی و حکومت های محلی است. در اکتبر 2005 پیش نویس قانون اساسی عراق دولت مرکزی فدرال و دولت های محلی فدرال را به عنوان شکلی از حکومت مشارکتی و خودگردان به رسمیت می شناسد. قانون فوق مواد مبهم وضدونقیض را در بر می گیرد که می توانند خطر تجزیه عراق را در پی داشته باشند. مواد مندرج در قانون، قدرت حکومت های محلی را به طور زیادی تضمین می نماید. الکساندرداوودی برخی از نکات شبه برانگیز قانون اساسی عراق را درخصوص حکومت های محلی این­گونه بر می شمارد:

-مواد 13و 16با همدیگر تناقض دارند، این تناقض با در نظر گرفتن احکام قانون اساسی فدرال و اختیار دولت های محلی در جهت اصلاح قوانین فدرال آشکار می شود.

-نص قانون در مورد شبه نظامیان صریح نیست؛ قانون تامین و قدام نیروهای شبه نظامی را خارج از چهارچوب نیروهای مسلح عراق منع می کند، اما اقدامات پیشمرگ های کرد در حریم کردستان مجازشمرده می شود.

-قانون تقسیم درآمدهای نفت و گاز به طور مساوی بین مناطق را در خود گنجانیده است اما سرنوشت امتیاز و حق استخراج نفت نامشخص است.

-قانون در خصوص مالکیت خصوصی اظهار می دارد که مالکیت با هدف تقویت تغییرات جمعیتی ممنوع است. این موردحاکی از آن است که یک گروه قوی نمی تواند در حریم یک گروه قوی دیگر دارای مالکیت باشد.

-قانون اساسی، اقلیم کردستان و حکومت آن را به رسمیت می شناسد. حکومت کردستان همچنین مجاز به داشتن یک یا چند استانداری در داخل خوداست. این اقدام اجازه الحاق استان کرکوک به کردستان را فراهم خواهدکرد.

اصلاح موارد و مواد فوق  برای شفاف سازی و قانون و ایجادیک نظام فدرال موفق لازم است. دولت جدید باید با نیروهای نظامی و بکارگیری شبه نظامیان پیشمرگ دستور کارمشخصی داشته باشد. در عراق هر گروه قومی دارای شبه نظامیان ویژه خود است که در میان آنان پیشمرگ های کرد از همه مهم­تر محسوب می شوند. این شبه نظامیان قوی وظیفه دفاع و تامین امنیت حریم خود را بر عهده دارند در حالیکه نیروهای نظامی متشکل از همه گروه هاازکشوربه هنگام تهاجمات خارجی و تهدیدات ملی دفاع می کنند. تعهد شبه نظامیان در ابتدا به گروه قوی و منطقه خود می باشد؛ بسیاری از پیشمرگ­های کرد از احزاب سیاسی کردی دستور می گیرند و لذا برای تحقق یک نظام فدرال بهترباید نقش و بکارگیری این نیروها را شفاف تر کرد.

تضمین یک فدرالیسم موفق در کشوری عاری از سنت های دموکراتیک همراه با شکاف های مذهبی و قومی متعدد چالش بزرگی است. اما در نهایت این مردم عراق هستند که میزان کارآیی این سیستم را رقم می زنند. فدراسیون عراق باید داوطلبانه و بدون هیچ گونه دخالتی از سوی قدرت های بزرگ شکل بگیرد. یک عراق فدرال در ابتدا باید دموکراتیک باشد و روابط ساختاری بر پایه شناخت و اعتماد متقابل گروه­ها به همدیگر شکل بگیرد .رهبران کرددرتحقق این امر فعالیت چشمگیری داشته و در عین تلاش برای ساختن نهادهای آزاد، دموکراتیک و عدالت محور در عراق،از خواسته های خویش نیز عقب نشینی نکرده اند.

کردستان مستقل از عراق

چنانچه عراق نتواند یکپارچه بماند ایالات متحده باید اولین احتمال قریب الوقوع اعلام استقلال کردها را مد نظرداشته باشد. آمریکا نمی تواند تمایلات کردها برای استقلال را غیر محتمل قلمداد کند. تاریخ نمونه های زیادی از فروپاشی دولت های بزرگ و ظهور دولت های متعدد از داخل آنان را در خود جای داده است؛ نمونه های شوروی سابق، یوگسلاوی، جدایی سنگاپور از مالزی، بنگلادش از پاکستان،ا دعای عرب ها بر فلسطین و درخواست ترکیه مبنی بر الحاق بخش ترک نشین قبرس به ترکیه شواهد گویای پویا بودن تمایلات استقلال خواهانه گروه های قومی در دوران معاصراست. اگر عراق متحد شکل نگیرد کردها اولین گروهی هستند که اعلام استقلال می نمایند.

اکثریت مردم کردستان آرزوی استقلال را در سرمی پرورانند، اما رهبران سیاسی کرد این مقوله را به عنوان یک هدف بلندمدت متمایز از واقعیت های سیاست روز می دانند. یک کردستان مستقل از عراق چالش های خارجی و داخلی زیادی را پبش روی خود دارد. کردها باید ترکیه، ایران و سوریه را قانع کنند که استقلال آنان از عراق منجر به تحریک کردهای دیگر بخش ها نخواهد شد. در صورت منتفع شدن کردها از سرنوشت کرکوک احتمال می رود ترکیه نوعی تقسیم قدرت را در بین گروه های قومی این استان بپذیرد. اما یک کردستان مستقل از عراق باید بر مشکلات محصور ماندن در خشکی و توسعه زیرساخت های اقتصادی غالب آید علاوه بر چالش های فوق مشکلات و شکاف های داخلی میان کردها بزرگترین مانع بر سر راه مستقل شدنشان است.

از میان چالش های خارجی پیش روی یک کردستان مستقل از عراق موضوع ترکیه، ایران و سوریه از همه مهمتراست. هر کدام از این کشورها دارای اقلیتی کرد بوده در صورت اعلام استقلال کردهای عراق احتمال شورش و مبارزات دیگر بخش ها نیز برای استقلال بیشتر خواهد شد. جمعیت زیاد کردها در ترکیه در صورت چنین اقدامی این کشور را بحرانی تراز ایران و سوریه خواهد کرد. ترک ها در قبال مساله کردها خواستار سه اقدام ذیل هستند:

1-      حذف PKK

2-      جلوگیری از تشکیل دولت کردی

3-      حمایت از ترکمن های عراق.

کردهای عراق برای رسیدن به استقلال باید نگرانی های ترکیه را در زمینه PKK و ترکمن ها از بین ببرند. در حال حاضر این روند و سیاست از سوی کردها درحال پیگیری است؛ ترکیه ارتباط نزدیکی با حکومت منطقه ای کردستان برقرارکرده و میزان تجارت بین دو طرف افزایش یافته است.

جلال طالبانی، رئیس جمهور عراق در دیدار خود از ترکیه بهترین راه حل مساله PKK را راه حل مسالمت آمیز و غیر نظامی می داند. علاوه بر این، راه حل مسالمت آمیز PKK می تواند جایگاه ترکیه در اروپا را بالا ببرد و ورود آن را به اتحادیه اروپا تسهیل نماید. اگر ترکیه واردا تحادیه اروپا شود سیاست خارجی این کشور از سیاست خارجی اتحادیه اروپا پیروی خواهد کرد و بنابراین نگرانی هایش در قبال جمعیت کرد داخل کشور کاسته شده و در عین حال قدرت چانه زنی بیشتری در عراق و کردستان پیدا خواهد کرد.

دیگر چالش پیش روی یک کردستان مستقل از عراق قدرت توسعه مسیرهای تجاری و اقتصاد پایداراست. کردستان یک منطقه محصور در خشکی و دولت های غیردوست می باشد و لذا برای رسیدن به استقلال پایدار باید روابط خود را با ترکیه و ایران در جهت تسکین نگرانی های دو کشور مبنی بر جمعیت کرد آنان بهبود بخشد. ترکیه و ایران از طریق راه های ارتباطی کردستان و تجارت می توانند بر آن تاثیرگذار باشند. ترکیه کردستان عراق را تضمینی برای جلوگیری از سقوط عراق در دام عرب های بنیادگرامی داند. از سوی دیگر ایران هم در روابط خود با کردها به دنبال عدم وابستگی زیاد کردها به ترکیه می باشد.

کردها می توانند رابطه خود را با ترکیه و ایران بهبود بخشند. در این صورت مهم ترین چالش آنان مسائل داخلی است. دو حزب اصلی کردستان عراق، حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان اکنون کنترل کردستان عراق را در دست دارند؛ حزب دموکرات شمال منطقه کردستان به مرکزیت اربیل و اتحادیه میهنی جنوب کردستان به مرکزیت سلیمانیه را تحت نظردارد. هرکدام نظام اطلاعاتی، تلفن و دانشگاه های تحت نفوذخود را دار اهستند. قدرت پرستی، جانبداری و فساد نیز هر دو را فراگرفته است. PDK قدیمی تر، قبیله ای تر و محافظه کار تر است و د رعین حالPUK حزبی سکولارتر، جوان­تر و کمتر قبیله ای می باشد. این دو از 1994 تا 98 با همدیگر درگیر جنگ بودند تا اینکه ایالات متحده بانی و میانجی خاتمه جنگ بین آنان می شود. شکاف بین دو حزب عمیق است و آنان برای موفقیت و پایداری استقلال خود باید اختلافات خود را کنار بگذارند.

نتیجه گیری:

ایالات متحده نمی تواندبا استفاده از اهرم زور عراق فدرال را به پیش براند. سیاست ها و رویکردهای آمریکا در عراق بایستی واقعیت محور و براساس نیازها و مطالبات گروه های عراقی شکل بگیرد. نمونه های یاد شده فوق چندی کم از چالش های فراروی آمریکا در عراق بودند. کردستان عراق هم اکنون در حال جذب سرمایه های خارجی می باشد. چندین شرکت خارجی قراردادهای نفتی را با حکومت کردستان امضا کرده اند .یک شرکت ترکی در حال بستن بستن قراردادی با حکومت کردستان برای توسعه منطقه نفتی"تق تق"می باشد. حکومت کردستان قرارداد دیگری را با شرکت نروژی DNO برای حفاری منطقه نفتی زاخوبه امضارسانیده، علاوه بر این­ها حکومت کردستان فرودگاه بین المللی اربیل را به بهره برداری رسانیده به نحوی که هم اکنون پروازهای داخلی و خارجی از آن انجام می شود. در سلیمانیه 48 شرکت ترک، 30شرکت ایرانی و شرکت هایی ازچین، سنگاپور و کشورهای مختلف اتحادیه اروپادرحال فعالیت و سرمایه گذاری هستند.

این پیشرفت ها بیانگر با ثبات بودن کردستان عراق است، اما در عین حال می تواند نشانه ای در جهت شانه خالی کردن کردها از دین و تعهدات خود به عراق و فراهم کردن زمینه های استقلال باشد. این مقاله تلاش داشت سیاست های آمریکا و کردها را درعراق بررسی کند. کردها خواستار آزادی، حقوق اساسی انسانی خود و برابری اجتماعی هستند. کردها دوست دارند در یک عراق فدرال بمانند اما در عین حال نمی خواهند دستاوردهای چندین ساله خود را نیز از دست بدهند. چالش های فرا روی آمریکا در قبال کردها و عراق بسیار زیادند اما در عین حال ایالات متحده مسیردرپیش گرفته ی خود را در جهت تشکیل یک حکومت فدرال موفق در عراق همچنان باید ادامه دهد.

علاوه بر تلاش های فوق، آمریکا لازم است خود را با هر اتفاق محتملی در این زمینه وفق دهد. این سیاست مستلزم حمایت از حق تعیین سرنوشت عراقی ها و اعتماد به کشورهای منطقه برای مثال کشورهای جزو اتحادیه عرب یا ترکیه در جهت ارائه راه حل بهتری برای آینده عراق است. سیاستمداران نیازمند اجماع کامل در خصوص کرکوک هستند. کرکوک نقطه سرنوشت سازی برای یک عراق متحد یا یک عراق سه تکه شده است. آمریکایی ها باید در سیاست گذاری های خود احتمال شکست این نوع فدرالیسم در عراق و جدایی کردها را در نظر بگیرند. کلید موفقیت آمریکا توانایی این کشور در نگه داشتن ثبات منطقه و عدم رها کردن دوباره کردها است. ایالات متحده باید به کردها مشوق هایی در جهت ماندن در داخل عراق بدهد اما در صورت عدم اتحاد عراق آمریکا باید عراقی ها را درمدیریت مسالمت آمیز این انتقال (تجزیه) کمک نماید.

__________________________________________

 منبع: تاریخ سیاسی معاصر کردستان ( فصل­نامه(روژه­ف)، بخش مقالات)

صاحب امتیاز: قاسم احمدی

نویسنده: مارک دوهارست

مترجم: حسین آقاپور

نوبت چاپ: سال دوم/ شماره 8و9و10/بهار،تابستان و پاییز 1387

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس