تربیت، اخلاق و تزکیهمطالب جدید

۱۰- موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، مکر و فریب و عقل جزوی و نارس

۱۰- موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، مکر و فریب و عقل جزوی و نارس

نویسنده : دکتر محمد علی خالدیان

 

یکی دیگر از آفات معرفتی کمال، مکر و فریب است. مکر هایی که خلق به کار می بندند، البته ناپسند است، اما مکر و سعی وقتی برای رهایی از قیود و تعلقات و به قصد ترک کردن فضول زخارف باشد، بجا و مناسب است و نباید ناپسند تلقی شود.    این که انسان برای فرار از زندانی که دنیای حسی است، نقب بزند و راه گریز بجوید، البته زیرکی است، اما زشت و ناروا نیست. آنچه زشت و نارواست مکری است که حاصلش مقید ماندن در حبسگاه عالم حس باشد و ما را از رهایی مانع آید (۹۸۱/۱) مانند مکر وزیر جهود که با کید و فریب خود تمام نصرانیان را که پیرو امیران دوازده گانه خویش بودند، گمراه کرد و و مولانا به این نتیجه می رسد که حیله و تزویر مدعیان و ریاست جویان هرچند مایه اختلاف در فهم حقیقت می شود، باز هرگز نمی تواند حقیقت را از بین ببرد. مولانا می گوید:

       مکر کن در راه نیکو خدمتی                 تا نبوت یابی اندر امتی

 

یکی دیگر از آفات معرفتی کمال، عقل جزوی و نارس است.

عقل به معنی نیروی ادراک یا قوه ای که حق را از باطل باز تواند شناخت یا صفتی غریزی در انسان که به شرط سلامت اعضا و رفع موانع لازم آن، علم به امور ضروری است، نخست در آدمی به حال استعداد و آمادگی وجود دارد و سپس به واسطه ممارست بر علوم و داوری درباره دیدگاه های مختلف، فعلیتی مناسب با آن مقدمات حاصل می کند.

منظور از عقل جزوی همان عقلی است که به حالت استعداد است و هنوز به کمال خود نرسیده است، این عقل به خودی خود نمی تواند انسان را به ساحل نجات و تربیت درست و کمال برساند. پس اگر سالک بخواهد که به عالم غیب متصل شود باید که ادراک خود را با آن عالم سازش دهد و چون عالم غیب مجرد است سالک به ناچار باید خویش را از لوازم ماده و پیروی نفس و هوا دور بدارد و غلبه بر نفس و هوی فقط از طریق پیروی از پیران میسر می گردد و عقل جزوی برای اینکه به سیر تکاملی خود ادامه بدهد از عقل کلی مدد می گیرد که منبع معارف و خزانه اسرار است.

حکما و فلاسفه، عقل را جوهری مجرد می دانند و به گفته ایشان مجردات واجد کمالات خود هستند و احتیاجی به استکمال ندارند زیرا مبارزه با هوای نفس و یا گداختن نفس در بوته ریاضت و کوره مجاهدت را نمی پسندند و عقیده دارند که میان وصول به کمال و معرفت و ریاضت و تحمل گرسنگی و تشنگی، مناسبتی نیست در حالی که اهل سلوک، جوانه زدن شکوفه معرفت بر درخت وجود سالک را در گرو ریاضت و سلوک و تحمل سختی ها و مبارزه با نفس می دانند.

مولانا درباره عقل جزوی می گوید:

        مر ترا عقلیست جزوی در نهان                 کامل  العقلی بجو  اندر  جهان

       جزو تو از  کل  او  کلی  شود                عقل کل بر نفس چون غلی شود

                                                                                   (۱/۲۰۵۳-۲۰۴۹)

       عقل جزو از کل گویا نیستی               گر  تقاضا  بر  تقاضا نیستی

       چون تقاضا بر تقاضا می رسد             موج آن دریا بدینجا می رسد

                                                                            (۱/ب۲۲۱۴،۲۲۱۵)

خلاصه سخن اینکه اهل سلوک و ارباب معرفت صوفیانه عقیده دارند وصول به کمال و مدارج سلوک پیمودن پایه های نردبان کمال، منوط و مربوط به تمسک و توسل به پیران طریقت و مردان راه معرفت است، مولانا در ضرورت حضور پیر، چنین استدلال می کند پیر به سبب آنکه مرید را به صفت کمال می رساند و میوه خام وجودش را می پزد. به تابستان می ماند که میوه ها در آن فصل می رسد و از آن جهت که حرارت مشوق و عشق را در درون سالک برمی افروزد. باز به تابستان مانند کرده است و مردم عادی از نظر طبیعت مانند پاییزند که شعله استعداد او را خاموش می سازند، مختصر برگ معرفت را از درخت هستی راهرو فرو می ریزند، لذا باید سالک به دامن پیر راه رفته چنگ زند.

           برنویس احوال پیر  راه دان                 پیر را بگزین و عین راه دان

           پیر تابستان و خلقان تیر ماه              خلق مانند شب اند و پیر ماه

                                                                        (ج۱/۲۹۳۹-۲۹۳۶)

و اهل سلوک اصرار دارند بر اینکه عقل آزاد فلسفی یا عقل عادی که مردمان از آن برخوردارند، انسان را به آزادی و حریت و آزادی ذهنی و استقلال فکری و عقلی نمی رساند؛ چون در هنگام غلبه هوی و آرزو، عقل روی در حجاب می کشد و چه بسا تمایلات نفسانی شهوانی عقل را رام کند و به دنبال خود می برد، لذا باید از عقل عبور کرد به عشق رسید.

—————————————

منبع: بررسی موانع معرفتی در مثنوی با (نگاهی به اندیشه ها و جهان بینی مولوی)/ مؤلف: دکتر محمد علی خالدیان / ناشر: مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی مختومقلی فراغی/۱۳۸۴

سایر موانع را بخوانید :

موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی کفر و شرک -۱

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا
بستن