معماری
خانه ---> مقالات ---> نگاهي به ديدگا ههاي پدر مالزي مدرن

نگاهي به ديدگا ههاي پدر مالزي مدرن

نگاهي به ديدگا ههاي پدر مالزي مدرن

 

ماهاتير محمد-نخست وزير مالزي كه به عنوان پدر مالزي مدرن لقب گرفته است و از كهن ترين رهبران آسيايي به شمار مي آيد ، در بيست دسامبر 1926 در ايالت كداح(KEDAH )  مالزي متولد شد . وي پس از گذراندن     دوره هاي مقدماتي آموزشي در سال 1947 براي ادامه تحصيلات به سنگاپور رفت و پس از پايان تحصيلات به عنوان كارشناس پزشكي وارد صحنه اشتغال گرديد. آقاي ما هاتير از سال 1945 فعاليت هاي سياسي خود را با پيوستن به انجمن ملي مالايي هاي متحد يا آمنو (UMNO) كه بعدها به عنوان حزب حاكم مالزي شهرت پيدا كرد آغاز نمود . وي در سال 1964 با بالاترين راي به عنوان اولين نماينده مجلس مالزي انتخاب شد و در سال 1973 نيز به عنوان سناتور به عضويت مجلس سنا رسيد . سال 1976 ، سال انتخاب آقاي ماهاتير به عنوان معاون نخست وزير بود و در سال 1975 نيز به عنوان معاون حزب آمنو برگزيده شد . آقاي ماهاتير محمد كه در 6 جولاي 1981  به دنبال استعفاي عون حسين به دليل بيماري ، نخست وزير مالزي گرديد ، تاكنون طولاني ترين زمان را در پست نخست وزيري گذرانده است .

پدر مالزي مدرن به عنوان يك شخصيت بين المللي و منطقه اي شناخته شده و طرفداران وي معتقدند ، درك سياسي اجتماعي عميق وي از تحولات بين المللي و منطقه اي ، دليل اصلي موفقيت وي در ايجاد يك مالزي مدرن محسوب مي گردد . ماهاتير شخصاً معتقد است كه اعتبار وي به دليل پيشرفتهاي اقتصادي مالزي و تبديل يك مالزي سنتي به يك واحد صنعتي در شطح بين الملل مي باشد . وي حتي فراتر رفته ، با داعيه رهبري كشورهاي در حال توسعه بر اين باور است كه مي تواند كشورهاي عقب نگه داشته شده را در مقابل كشورهاي بزرگ صنعتي مديريت كرده ، آنان را به ممالك پيشرفته مبدل سازد . بسياري از رهبران كشورهاي جنوب بخصوص در آسيا ، مي را به عنوان يك الگوي نمونه پذيرفته ، از توصيه هاي وي به عنوان يك دستورالعمل اجرايي استفاده كرده اند .

واقعيت اين است كه آقاي ماهاتير توانست در كمتر از دو دهه ، اقتصاد وابسته مالزي را به يك اقتصاد صنعتي و در حال رشد تبديل نموده ، درآمد سرانه اين كشور را از سيصد دلار به چهار هزار دلار افزايش دهد . امروزه وجود بلندترين برج دوقلوي جهان  در كوالالامپور ، فرودگاه مدرن ، پايتخت اداري پيشرفته و شهر كامپيوتري MSC ، همگي از پروژه هاي بزرگ و دستاوردهاي دولت آقاي ماهاتير محمد محسوب مي گردند .

اگر چه مخالفان دولت بخصوص حزب اسلامگراي پاس معتقدند كه مالزي به لحاظ پيشرفت اقتصادي بسياري از مسايل اجتماعي و فرهنگي از جمله حفاظت از ارزشهاي اسلامي و برپايي عدالت اجتماعي را فراموش كرده است ، اما آقاي ماهاتير شخصاً معتقد است كه به ارزشهاي ديني و فرهنگي نيز توجه لازم مبذول گرديده و مالزي نه فقط در ابعاد اقتصادي ، بلكه در زمينه اسلامي نيز مي تواند يكي از الگوهاي كشورهاي مسلمان باشد .

***

يكي از دلايل تبديل آقاي ماهاتير محمد به يك رهبر جهاني تاكيد وي بر حفظ استقلال كشور و اتخاذ مواضع مستقلانه در مواجهه با تحولات بين المللي و منطقه اي بوده است .در زمينه سياست داخلي نيز پايبندي ماهاتير به فرهنگ و سنن مالزيايي و عدم اعتقاد به تقليد از فرهنگهاي بيگانه از دلايل موفقيت وي محسوب مي گردد. دكتر ماهاتير در عين اعتقاد به اصلاحات سياسي ، دموكراسي با معيارهاي غربي را مورد انتقاد قرار داده و معتقد است :  (( دموكراسي به خودي خود نظام كاملي نيست و مابايد براي دموكراسي اصولي را تعيين كنيم . ما با دموكراسي غربي كه در آن فرد هر كاري دلش بخواهد مي كند مخالفيم . اين امر سبب شده كه كانون خانواده از هم بپاشد ، ازدواجها كم دوام باشد و انحرافات جنسي متداول گردد و در يك كلمه حقوق مردم زير پا گذاشه شود . در نظام ليبرالي ، غربي ها تمايل دارند در همه جا نسخه اي از دموكراسي خود را پياده كنند اين نمي شود چرا كه مردم دنيا با يكديگر تفاوت دارند فرهنگ و ارزشها متفاوت است، بنابراين امور ما هم بايد به نحوي متفاوت با غرب اداره شود . غربي ها مي خواهند دنيا را به تبعيت از خود وادار كنند . حتي در اقتصاد تلاش مي كنند تا دنيا را به كام شركتهاي بزرگ تجاري بفرستند ، مي خواهند همه حد و حصرها برداشته شود ، در اين صورت فرصتي براي شركتهاي كوچكتر براي رقابت باقي نمي ماند . ما بايد مستقل بمانيم تا بتوانيم به مشكلات خود فكر كرده آنها را حل نماييم و تا به حال نيز موفق بوده ايم  )).

دكتر ماهاتير كه با اصرار بر سياستهاي مستقل خود موفق شد مالزي را از ورطه بحران اقتصادي 1977 شرق آسيا خارج سازد ، شديداً نسبت به سياستهاي اقتصادي غرب  بخصوص وابسته كردن كشورهاي جنوب به ارگانهاي پولي بين المللي نظير بانك جهاني و صندوق بين المللي پول بدبين است . وي عدم دريافت وام از صندوق بين المللي پول در جريان بحران اقتصادي 1977 را از افتخارات دوران زمامداري خود دانسته و معتقد است توسل به اين سياست موجب رهايي مالزي از وابستگي سياسي و حركت در مسير پيشرفت بوده است . وي در اين رابطه         مي گويد : (( ما در مورد نيت بانك جهاني و صندوق بين المللي پول ترديد داريم ما فكر مي كنيم آنها مي خواهند بر اقتصاد ما مسلط شوند . اگر از آنها وام بگيريم نمي توانيم بدون اجازه آنها كاري انجام دهيم و اين امر ما را به عقب مي اندازد . اقتصاد ما را نابود مي كند . به همين دليل به صندوق بين المللي پول نزديك نمي شويم )).

آقاي ماهاتير نه تنها نسبت به دريافت وام از ارگانهاي مالي بين الملل بدبين است ، بلكه دريافت كمك از ديگر كشورهاي غربي را نيز با احتياط مي پذيرد و ترجيح مي دهد به جاي دريافت كمك ، از سرمايه هاي كشورهاي ثروتمند در توسعه كشور خود استفاده نمايدو به همين دليل است كه مالزي به عنوان يك كشور سرمايه پذير همواره با فراهم نمودن شرايط قانوني و اجتماعي در صدد جذب سرمايه هاي خارجي بوده و توسعه اين امر را بر دريافت كمك از كشورهاي خارجي ارجح مي داند . وي در اين رابطه مي گويد : ((ما براي اجراي برنامه هاي خود از سرمايه هاي خارجي كمك مي گيريم و آن قدر به اين كار ادامه مي دهيم تا مهارتهاي لازم را كسب كنيم . به همين دليل است كه مالزي از كشوري كشاورزي به كشوري صنعتي و پيشرفته تبديل شده است )) .

براساس اين ديدگاه است كه ماهاتير محمد به پديده جهاني شدن نيز با ديده ترديد مي نگرد و معتقد است در عين استفاده از نكات مثبت جهاني  شدن بايد تبعات منفي اين پديده را نيز شناخت و از آن احتراز نمود . وي در تعريف جهاني شدن مي گويد :

((جهاني شدن موهبتي جديد براي كشورهاي قدرتمند براي افزايش استيلاي خود در سطح جهان به حساب      مي آيد . البته كشورهاي بزرگ دنيا را تسخير كرده اند اما با قصد تقويت اين استيلا مي خواهند مطمئن شوند كه همواره قادر به رقابت با كشورهاي بزرگ شرق آسيا و حتي كشورهاي ضعيف مسلمان هستند.))

دكتر ماهاتير در سخنراني خود در همايش ((تاثير جهاني شدن بر اسلام)) كه در تاريخ 21/3/80 در كوالالامپور برگزار شده بود مي گويد :

((ضروري است به مساله جهاني شدن توجه نماييم ، زيرا درك مساله جهاني شدن به منزله اين است كه نه تنها بايد خود را براي مقابله با خطرات آن آماده كنيم بلكه بايد براي بهره برداري از دستاوردهاي مثبت آن نيز مهيا باشيم. )) در واقع آقاي ماهاتير اعتدال در حفظ سرعت خود در روند پيوستن به جهاني شدن را مدنظر قرارداده و با تكيه بر اعتقادات و باورهاي كشورهاي مسلمان و بخصوص آسيايي بر ضرورت حفظ استقلال اين كشور در روند جهاني شدن تاكيد دارد و شايد بر اين اساس است كه آقاي ماهاتير با طرح سياست نگاه به آسيا بر افزايش همگرايي و تعامل ميان كشورهاي آسيايي اصرار مي ورزد . مي در اين رابطه به صراحت مي گويد : ((مالزي يك كشور آسيايي است و اگر چه ارزشهاي غربي را رد نمي كند ، ليكن هرجا كه ارزشهاي آسيايي وجود داشته باشد ، ابتدا آن ارزشها را دنبال خواهد كرد .))

در واقع سياست نگاه به شرق مالزي بيش از بيست سال قبل توسط آقاي ماهاتير مطرح شد و بر اين نكته اذعان داشت كه كشورهاي آسيايي قبل از آنكه به سوي غرب گرايش پيدا نمايند بايد كشورهاي مانند ژاپن و كره جنوبي را كه آسيايي و توسعه يافته هستند الگو قرار دهند . آقاي ماهاتير معتقد است نگاه به شرق تنها كپي برداري از پيشرفتهاي كشورهاي شرقي نيست ، بلكه نوعي ؟آموزش است كه در سايه آن مي توان گامهاي درست را از غلط تشخيص داد . وي الگو پذيري از غرب را در مالزي فاقد كارايي دانسته و معتقد است ارزشهاي اصيل در شرق است كه مي تواند موجب توسعه و رشد مالزي گردد بر اين اساس است مالزي هزاران دانشجو و كارآموز را به كشورهايي نظير ژاپن و كره جنوبي فرستاده و تئوري نگاه به شرق را به عرصه عمل وارد مي سازد . آقاي ماهاتير همچنين براي اجرايي شدن اين تئوري تاسيس سازمانهاي آسيايي را پيشنهاد مي نمايد وي مي گويد البته اين بدان معني نيست كه ما ضد اروپا و آمريكا باشيم ، بلكه معتقديم كه سياست گرايش به شرق مي تواند الگوي توسعه كشورهاي آسيايي و موجب كاهش وابستگي آنها به غرب گردد .

در كنار توجه به شرق و آسيا، آقاي ماهاتير نگاه ويژه اي به اسلام و نقش آن در تحولات جهاني و داخلي دارد . در واقع يكي از چالشهاي موجود در جامعه مالزي چگونگي تطبيق مسائل اسلامي با مقتضيات زمان و ايجاد يك مالزي به عنوان الگو براي كشورهاي مسلمان مي باشد . ماهاتير محمد در پاسخ به مخالفان اسلامگراي خود كه وي را    بي اعتنا به معارف اسلامي مي دانند مدعي است كه تحولات صورت گرفته در جامعه مالزي نه تنها مغايرتي با  اصول و موازين اسلامي ندارد ، بلكه اسلام و اصول اساسي آن از موجبات توسعه سريع مالزي در ظرف دو دهه گذشته بوده است .

مالزي يك كشور چند نژادي است . در اين كشور سه تيره عمده آسيايي يعني ملايو ها كه مسلمان هستند ، چيني ها كه از بودا پيروي مي كنند و هندي ها كه هندو مي باشند با يكديگر زندگي مي كنند . آقاي ماهاتير معتقد است كه بزرگترين دستاورد دولت مالزي ايجاد تعامل مناسب ميان نژاد هاي مختلف مالزي بوده و اين مهم تنها در سايه پيروي از دين اسلام صورت گرفته است .

وي مي گويد : ((اكثريت مردم مالزي مسلمان و اصول گرا و پايبند به اعتقادات مذهبي مي باشند . البته اصول گرايي به معني افراطي گري نيست ، بلكه اصول اساسي اسلام بر تعادل و عدم خصومت با غير مسلمان تاكيد دارد، مگر در مواقعي كه مسلمانان در معرض حمله قرار گيرند.))

وي ضمن مقايسه وضعيت كنوني جهان اسلام با وضعيت مسيحيت در قرون 15 و 16  دنياي مسيحيت مي گويد : (( در اين قرن مسيحيان خيلي نابردبار بوده،بر يهوديان وپيروان ديگر مذاهب حمله مي نمودند و همين بدرفتاري بود كه منجر به مهاجرت دسته جمعي ديگر اديان به ساير نقاط جهان گرديد و در نهايت منجربه تاسيس آمريكا شد.))

آقاي ماهاتير اسلام را دين صلح و مدارا و متفاوت با ديگر اديان توحيدي نظير يهود و مسيحيت مي داند و معتقد است كه اگر مسلمانان به اصول اسلام بازگردند ، به پيشرفت و توسعه خواهند رسيد و در صلح و تفاهم با يكديگر و ديگر ملل غير مسلمان زندگي خواهند كرد . آقاي ماهاتير براي رفع اتهاماتي كه وي را لائيك و غير اسلامي معرفي مي كنند مي گويد: ((مالزي يك دولت نوين توسعه يافته است كه موفقيت خود رانه به خاطر اسلام بلكه مديون اسلام مي داندچرا كه همواره سعي نموده است نسبت به اصول اسلام مقيد و پايبند باشد. اسلام فراتر از يك دين صرف است،چرا كه روش زندگي را به بشريت مي آموزد. ))

وي معتقد است كه نبايد اقدامات افراطي ها را به حساب اسلام گذارد و مي گويد افرادي تمايل دارند بنيادگرايي اسلامي را با افراطي گري مترادف بدانند اما اين طور نيست و اصول اسلامي شفاف ، اساسي و مقدس است . وي در اين رابطه مي گويد : ((اسلام اصيل نه تنها مي تواند در دولتهاي نوين اسلامي نقش ايفاء نمايد، بلكه فراتر از آن قادراست دراين عصرماديگري الهام بخش ارزشهاي معنوي كه انسان راازديگرموجودات متمايز مي سازد باشد . مالزي با اسلام مشكلي ندارد و ما مي توانيم به يك كشورتوسعه يافته مدرن تبديل شويم.))

يكي از ابعاد ديدگاههاي رهبر مالزي كه داراي ويژگي مترقيانه مي باشد ، تاكيد وي برضرورت قدرتمند شدن كشورهاي اسلامي به لحاظ تسليحاتي و فني براي مواجهه با چالشهاي قرن مي باشد .او معتقد است ، درعين ضرورت وجودي دعا ونيايش به درگاه خدا ، اين اعمال براي پيروزي مسلمانان در مقابل كفار كافي نيست ،بلكه براي پيروزي با دشمنان بايد به سلاحهاي پيشرفته مسلح شد. و مسلمانان براي اينكه بتوانند بخوبي از اسلم دفاع كنند ،بايد در تمامي زمينه هاي علمي و فني بخصوص تسليحاتي سرآمد كشورهاي ديگر باشند.

ماهاتير يكي ديگر از عوامل تقويت مسلمانان را ايجاد وحدت و اتحاد ميان آنان دانسته،بر اين باور است كه درصورت رفع اختلافات ميان مسلمانان ، آنان به يك قدرت واحد جهاني تبديل خواهند شد . وي از اينكه مسلمانان با يكديگر اختلاف داشته و به همين دليل نيازمند به فناوري غرب شده اند گلايه داشته و مي گويد  : (( باعث تاسف است كه مسلمانان براي داشتن جنگ افزار پيشرفته جهت دفاع از خود بايد به قدرتهاي غربي متكي باشند.درحالي كه كشورهاي اسلامي از نظر وسعت و جمعيت بزرگتر از كشورهاي غربي هستند. اما از نظردانش دفاعي به مراتب ضعيف تر از آنها مي باشند و اين نقيصه باعث شده كه ما نتوانيم در موارد ضروري و اضطراري نقش خود را درپايان دادن به آلام مسلماناني همچون مردم كوزوو و بوسني ايفا كنيم .)) و برا اساس اين ديدگاه است كه حمايتهاي دولت مالزي از مسلمانان تحت ستم جهان بخصوص در فلسطين ، بوسني و افعانستان شكل گرفته است . آقاي ماهاتير مدعي است كه اسلام همواره از سوي غرب مورد سوء تعبير واقع شده و واقعيت هاي ارزشنمد اين دين ناديده انگاشته شده است و يكي از اين موارد مربوط به نگاه غرب به مساله فلسطين مي گردد . آقاي ماهاتير باطرح اين موضوع كه فلسطينيان آواره براي بازپس گيري سرزمين هاي غصب شده خود بايد با اسرائيل مبارزه كنند    مي گويد : (( متاسفانه اين مبارزه براي آزادي سرزمين اجدادي مردم فلسطين به اختلافات ودرگيريهاي مذهبي تعبيرشده و آن را جنگ بين اسلام و يهوديت تبليغ كرده اند. ))

وي در جاي ديگري مي گويد : (( آنچه اكنون در فلسطين شاهد آن هستيم يك جنگ مذهبي نيست  ، عربها و يهوديان پيش از ايجاد اسرائيل نيز در اين سرزمين مي زيسته اند، اين مناقشه براي تملك زمين است .مسلمانان ضد يهودي نيستند و واژه اي به نام قتل عام در فرهنگ اسلامي وجود ندارد ، اما وقتي كه يهوديان و مسيحيان به اشغال اراضي مسلمانان مي پردازند طبيعي است كه مسلمانان از سرزمين خود دفاع كنند . ))

آقاي ماهاتير تشديد خشونت در فلسطين را ناشي از ضعف مسلمانان در عرصه هاي بين المللي دانسته و منتقدانه مي گويد : به ما مي گويند به بچه هاي فلسطين بگوييد به سوي نيروهاي اسرائيلي سنگ پرتاب نكنند . اما هيچ كس به اسرائيلي ها نمي گويد كه مردم فلسطين را هدف گلوله هاي خود قرار ندهيد .

آقاي ماهاتير از زمره رهبراني است كه همواره در اجلاسهاي بين المللي خواهان احقاق حقوق مردم فلسطين و خروج اسرائيل از سرزمين هاي اشغالي شده است و شايد به همين دليل باشد كه مالزي معمولاً آماج تبليغات غرب قرار گرفته و دستگاههاي سياسي آمريكا مكرراً اين كشور را به نقض حقوق بشر متهم كرده يا با فشارهاي اقتصادي سعي در مهار مواضع ضد غربي مالزي دارند .

اما آقاي ماهاتير پديده تروريسم را نيز ناشي از برخوردهاي غير انساني كشورهاي قدرتمند و عوامل آنها با ديگر جوامع بشري مي داند و مصداق بارز اين امر را جنايات و خشونتهاي اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي دانسته و اين موضوع را سرمنشاء اصلي اقدامات تلافي جويانه از سوي فلسطينيان كه به زعم غرب ، فعاليتهاي تروريستي        مي باشد مي داند . او در اين رابطه مي گويد :(( البته مسلمانان هم از خود دفاع مي كنند . آنان چون ناتوان از انجام جنگ متعارف هستند به ترور روي مي آورند ، اگر چه مسلمانان مانند غير مسلمانان اعمال تروريستي را محكوم مي نمايند . ))

آقاي ماهاتير پس از وقوع انفجارات يازده سپتامبر گفت ، نگراني من اين است كه آمريكا اين اقدام را تلافي خواهد كرد كه خود باعث كشتارهاي ديگري خواهد شد .  وي در اقدام ديگري خواهان تعريف تروريسم و يافتن راههايي اصولي براي مبارزه با آن گرديده و حتي بدون اشاره به اسرائيل گفت ، تروريسم دولتي هم بايد در ارتباط با تروريسم مورد توجه و مبارزه قرار گيرد . بدين صورت دولت مالزي ضمن ابراز تنفر از پديده تروريسم از پيروي كوركورانه از سياستهاي آمريكا پرهيز كرد و سياست مستقلانه اي مانند بسياري ديگر از كشورهاي اسلامي در قبال تروريسم اتخاذ نمود . ماهاتير با حمله آمريكا به افغانستان مخالفت كرد و گفت با جنگ نمي توان بر تروريسم پيروز شد و جنگ تنها منجر به كشتار انسانهاي بي گناه خواهد شد . وي از انتساب تروريسم به مسلمانان شديداً انتقاد كرد ، اما در عين حال با اعلام جهاد عليه آمريكا نيز مخالفت نمود و گفت به جاي مبارزات مسلحانه بايد با      شيوه هاي ديگري با آمريكا مقابله نمود .

آقاي ماهاتير محمد در زمينه مبارزه با تروريسم نيز نشان داد كه داراي سياستهاي مستقلانه اي بوده و درعين اعتقاد به ضرورت مبارزه با تروريسم روشهاي خشونت آميز را تجويز نكرده و برخورد ريشه اي با اين پديده بخصوص از بين بردن زمينه هاي آن نظير احقاق حقوق مردم فلسطين و خروج رژيم صهيونيستي را از سرزمين هاي اشغالي توصيه مي نمايد .

 ماهاتير با شخصيتي كاريسماتيك و روحاني ، آرمانگرا ، با تدبير و در عين حال عمل گرا توانست در طول 21 سال زمامداري مالزي را در مسير توسعه و رشد هدايت نمايد ؛ و به سر منزل مقصود برساند .

———————————————————————————————————

منبع : جهاني كه در آن به سر مي بريم   مؤلف : دكتر ماهاتير محمد    مترجم : محسن پاك آئين

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس