معماری
خانه ---> تربیت فرزندان ---> چگونه توجه بچه ها را جلب کنیم و روی آن ها نفوذ بکنیم؟

چگونه توجه بچه ها را جلب کنیم و روی آن ها نفوذ بکنیم؟

چگونه توجه بچه ها را جلب کنیم و روی آن ها نفوذ داشته باشیم؟

دکتر ویل جاکوبس و رنی گوردن جاکوبس / مترجم:مهدی قراچه داغی

گاه با قصد خیر وقتی می خواهیم به فرزندانمان مطلبی بیاموزیم،حرفی را بارها و بار ها تکرار می کنیم.توصیه ما این است که مطلب را یک بار بگویید و به هنگام بیان از مشرب خوش استفاده کنید و در صورت لزوم در نوبت بعدی به جای تکرار همه ماجرا ،شمه ای خلاصه شده از آن را باز گویید.حرفتان را تکرار نکنید مگر مطمئن شوید کسی به حرف تان گوش نمی دهد.بی جهت فکر نکنید هر چه بیشتر تکرار کنید،بیشتر متوجه می شوند و بیشتر همکاری می کنند.ممکن است لازم باشد بچه ها رفتاری را جند بار تکرار کنند تا به تجربه،نکته ای بیاموزند.به همین دلیل است که بچه ها می خواهند داستان مورد علاقه اشان را بارها و بارها بشنوند.بچه های بزرگ تر باری تهیه گزارش درسی خود تا آخرین لحظات صبر کنند،هر چند قبلاً تجربه کرده اند که وقتی کاری را در آخرین دقایق تمام می کنند کارشان از کیفیت چندان خوبی برخوردار نمی شود.وقتی به در خواست کودک مان عمل نکنیم،ممکن است بار ها و بارها حرفش را تکرار کند تا ما در تصمیم خود تجدید نظر کنیم.نیاز کودک است که رفتارش را تکرار کند.اما اگر ما سخن و خواسته خود را بارها و بارها تکرار کنیم  لزوماً به موقعیت خاصی نمی رسیم.

توجه داشته باشید که بچه ها نه از رویحرف هایی که به آن ها می زنیم،بلکه با توجه به رفتار و عملی که به نمایش می گذاریم مطلب می آموزند.حرفتان را بزنید و بعد بگذارید که بچه ها نتیجه کارشان را تجربه کنند.

چه ها بسیار علاقه مندند پدر و مادرشان از دوران کودکی خودشان برایشان حرف بزنند.بگویند چگونه با هم آشنا شدند.وقتی این مطالب را با زبانی راحت و خوشایند تعریف می کنید،آن ها از حرف های شما استقبال می کنند. به جای طرح محرومیت ها و مشکلات خود رد گذشته،از نکات مثبت زندگیتان حرف بزنید.بسیاری از پدر و مادر ها برای فرزندانشان لباس های گران و شیک می خرند و بعد هنگام دادن لباس به فرزندشان به او می گویند:«وقتی به سن تو بودم حتی اتاق خواب کوچکی برای خودم نداشتم.تو خیلی شانس آورده ای».

گفتن این که بچه ها باید بسیار قدر شناس باشند دلیل نمی شود تا آن ها قدر شناس شوند اما مهم است اگر از سرگذشت ما مطلبی بدانند.مهم است بدانند پدر و مادر ما به سختی تلاش می کردند تا ما زندگی ساده ای داشته باشیم.اما همین حرف زمانی معنی دار است و به نتیجه مطلوب می رسد که در محیطی دوستانه مطرح شود.باید از هر گونه نطق و سخنرانی خود داری کرد.بچه ها تا بزرگ تر نشوند نمی دانند از چه امتیازاتی برخوردارند.

وقتی با فرزندتان حرف می زنید با او تماس چشمی برقرار کنید.دست او را بگیرید و حرف بزنید،این گونه نیاز به تکرار به حد اقل می رسد.در بسیاری از مواقع در حالی با فرزندمان حرف می زنیم که او در حال تماشای تلویزیون یا انجام کاری است؛مثلاًبا تلفن حرف می زند و یا با کامپیوترش بازی می کند.بعد ناراحت می شویم زیرا می بینیم به حرف ما گوش نداده و یا واکنشی نشان نداده است.بنابر این قبل از این که با فرزندتان حرف بزنید مطمئن شوید که او به صحبت های شما گوش می دهد.از او بخواهید وقتی حرف می زنید به شما نگاه کند.این گونه بهتر می توانید حرف هایتان را انتقال دهید.نگذارید شخصی ثالث پیام شما را منتقل کند.وقتی خواهر یا برادر فرزندتان پیام شما را به او مخابره کند،بعید نیست که بسیاری از بخش های آن به شکلی که شما می خواهید مخابره نشود.

و سرانجام به لحن صدایتان توجه کنید.تا میتوانید ملایم و راحت حرف بزنید.از مشرب خوش استفاده کنید اما از طعنه و تمسخر بپرهیزید.وقتی کسی بر سرم فریاد می کشد گاه مشوش و اغلب کل پیام را از دست می دهم.همین مطلب در مورد کودکان نیز صدق می کند.بچه ها به لحن بزرگ ترها توجه دارند.اگر می خواهیم پیام ما را دریافت کنند باید لحن کلامی طبیعی و خوشایند داشته باشیم.ممکن است بگویید«بله می دانماما دشوار است».بله درست است؛ملایم صحبت کردن اغلب با غریزه طبیعی ما هم خوانی ندارد اما مانند هر کار دیگری،اگر می خواهید موفق شوید،باید تلاش کنید.اگر داد و فریاد کشیدن جواب می داد نیازی به روشی متفاوت نبود.قبل از این که کودک خود واکنش نشان دهید نفس عمیقی بکشید و به قصد و نیت خود فکر کنید.

هر بار برای برخورد آرام و ملایم با فرزندتان تلاش کنیدبه نتایج بهتری دست پیدا می کنید و این سببی شود تا نتایج کارتان بهتر شود.

اگر دختر یا پسرتان به نصیحت شما گوش نمیدهد زیاد تعجب نکنید.اما این را هم بدانید اگر به جای دستور دادن نظرتان را بیان کنید نتایج مطلوب تری می گیرید. وقتی فرزندمان رفتار نا مناسبی را به نمایش می گذارد و می خواهیم به او بگوییم که چه باید بکند.در مواقعی نیز با آب و تاب شرح می دهیم که«همین اتفاق برای من هم اتفاق افتاد»و بعد توضیح میدهیم که چگونه از پس آن برآمدیم.توجه داشته باشید وقتی شما می خواهید تجربه هایتان را به رخ فرزندتان بکشید تا کار شما را انجام دهد،او معمولاً حتی اگر سرش به سنگ بزند می خواهد راه خودش را برود.

به چند مثال و توصیه زیر توجه کنید:

 

پیش دبستانی:

متوجه میشوید که میشل،سه ساله،خواهرش سیننتیای یک ساله را کتک می زند.زدن های میشل از وقتی سینتیا حرکت کرده بیشتر شده است.شما تا به حال چند بار به میشل گفته اید که زدن مجاز نیست و نباید چنین کاری بکند.هر بار که این کار را کرده شما او را به اتاق خودش فرستاده اید تا به او بگویید که اجازۀ زدن نمی دهید. بار دیگر که خواهرش را کتک می زند،بدون این که حرفی بزنید و شرح و بسطی بدهید او را سه دقیقه روی صندلی اش قرار می دهید.بحث و گفتگو و مشاجره با کودک در این شرایط کمکی به رفع مشکل نمی کند. او به این اندازه می فهمد که اگر خواهرش را کتک بزند باید روی صندلی بنشیند و یا به اتاق خودش برود.

 

دبستانی:

مردیت ناراحت از مدرسه می آید. می گوید:«بهترین دوستش سر میز  ناهار درباره او پچ پچ کرده است که دیگر با او دوست نباشند».البته شما به خاطر دخترتان ناراحت می شوید.شاید خود شما هم در کودکی با موضوع مشابهی رو به رو شده اید.دخترتان در حالی که اشک چشمانش را پر کرده می پرسد::«چه باید بکنم؟».متوجه این دام باشید. ممکن است تحت تأثیر تجربیات طولانی خود بخواهیم قدمی بگذاریم و پیشنهاداتی بدهیم.به جای این کار توصیه ما این است که نظر دخترتان را بپرسید و یا از او بپرسید:«وقتی در باره ات حرف می زدند چه احساسی داشتی؟»«با احساست چه کردی؟».می توانید از او بپرسید که چرا دوستش این برخورد را کرده است.اگر بلافاصله به او پیشنهاد بدهید به او کمکی نکرده اید.شاید از روی تعجب همان بعد از ظهر ببینید که دخترتان با همان دوستش تلفنی حرف می زنند،می گویند و می خندند.از سوی دیگر اگر به او پیشنهادی بدهید ممکن است با حالتی از خشم به شما مراجعه کند و بگوید که پیشنهادتان کار او را خراب تر کرده است.حالا او به جای این که از دوستش عصبانی باشد از شما عصبانی است.سعی نکنید از توصیه تان دفاع کنید.او می خواهد شما احساسش را تأیید کنید.حوصله بحث منطقی ندارد.به او بگویید:«متأسفم که توصیه من مؤثر واقع نشد و تو را ناراحت تر کرد».درباره مناسب و مطلوب بودن توصیه و پیشنهادتان حرف نزنید.

 

نوجوان:

نوجوان ها در دوران نوجوانی خود ممکن است با نوعی افسردگی مواجه شوند.این افسردگی می تواند یک ساعت،یک وز و یا بیشتر طول بکشد.اما این افسردگی گذرا است و خود به خود برطرف می شود.بعضی از والدین سعی می کنند با گفتن عباراتی از قبیل «نباید ناراحت باشی،بخند،خوش باش»به فرزندشان احساس بهتری بدهند.بعضی ها هم به شادی و رضایت خود در دوران نوجوانی اشاره می کنند.مطمئن باشید که با این روش فرزندتان را خشمگین می سازید.شما نمی توانید احساس اندوه او را برطرف سازید.صرفاً با گوش دادن حمایتگرانه می توانید از شدت ناراحتی او بکاهید

وقتی داستان یا توصیه ای را بارها تکرار می کنیم اثر بخشی خود را از دست می دهد و شنونده شما را می رنجاند.

——————————————————-

منبع:حرف اضافی ممنوع

مؤلفان:دکتر ویل جاکوبس و رنی گوردن جاکوبس

مترجم:مهدی قراچه داغی

انتشارات:پیک بهار/سال1381چاپ اول

تنظیم برای نوگرا:HADI

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس