معماری
خانه ---> محمّد رسول الله ---> درس ها و پیام های اسراء و معراج پیامبر صلی الله علیه و سلم
اسرا و معراج
اسرا و معراج

درس ها و پیام های اسراء و معراج پیامبر صلی الله علیه و سلم

درس ها و پیام های اسراء و معراج پیامبر صلی الله علیه و سلم

رسول رسولی کیا- مهاباد

تاریخ معراج 

مسلمانان طبق آیات قرآن به سیر شبانه محمد بن عبد الله (ص) از مسجد الحرام به مسجدالاقصی و صعود و عروج آن حضرت از آنجا به آسمان ها را با توجه به نخستین آیات سوره اسرا و آیات نخست سوره نجم اعتقاد دارند و این دو واقعه را به ترتیب اسراء و معراج می‌نامند.
برخى اسراء و معراج را ده سال بعد از بعثت رسول الله و بعضى هم دوازده سال بعد از بعثت دانسته‌اند.

اسراء و معراج رسول اکرم ( ص ) در حالت صحيح جسمانی و بيداری و آگاهی کامل از مسجد الحرام به مسجد الاقصی و از آنجا بمراتب عليا و بيت المعمور در قسمتی از شب دو شنبه بيست و هفتم ماه رجب صورت گرفته است .
رسول خدا (ص) در جریان ابلاغ رسالت در مکه شکنجه‌هاى جسمى و روانى و سختی‌هاى زیادى را متحمل شدند، از جمله در سال هفتم بعثت سران قریش با یکدیگر پیمان محاصره اقتصادى علیه بنی‌هاشم را امضاء کردند و اهداف آنها چیزى جز جلوگیرى از گسترش اسلام و افزایش تعداد مسلمانان نبود و در حقیقت براى نابودى اسلام چنین برنامه‌اى را تدارک دیدند و به مدت سه سال رسول الله(ص)و مسلمانان در شعب ابوطالب بسر بردند و انواع و اقسام رنج‌ها را براى حفظ دین اسلام و وجود رسول خدا‌(ص) به جان خریدند.

پس از خروج از شعب ابوطالب که با امدادهاى الهى صورت گرفت، پیامبر (ص)دو یارو یاور باوفاى خود ابوطالب و خدیجه را از دست داد . مرگ این دو عزیز، به شدت پیامبر (ص) را غمگین کرد و قریش را در آسیب رساندن به ایشان بی‌باک ساخته،صدماتى را که تا آن روز به آن حضرت نزده بودند، وارد ساختند، تا جایى که خاک بر سر او می‌ریختند!
پس از پایان یافتن ماجراى شعب ابوطالب، رسول الله (ص) براى یافتن حامیانی غیر قریش عازم شهر طائف شد و هدفش دعوت قبیله ثقیف به اسلام بود، آنان نه تنها دعوت ایشان را نپذیرفتند، بلکه ارازل و اوباش را وادار کردند تا با دشمنام دادن ، پیامبر و یار سفرش زید بن حارثه را سنگباران کنند و در نهایت آنانن را مجروح ساختند.
پس از این همه سختی‌ها در راه پیشبرد اهداف  اسلام، خداوند براى نشان دادن بخشى از آیات و عظمت دستگاه خلقت و رموز هستی، هدیه‌اى بزرگ به پیامبر اسلام داد و خداى متعال براى تسکین و آرامش آن حضرت، وى را به معراج برد. در مطلبی که از نظرتان خواهد گذشت به بر شمردن فهرست وار و مختصر برخی از درس ها و پیام های سفر اسرای آن حضرت را برخواهیم شمردامید است برای همه بویژه ما مسلمانان مفید واقع گردد ان شاالله

پیام های اسرای پیامبر صلی الله علیه و سلم

  1. برای هر مشکلی فَرَجی وجود دارد
  2.  بندگی خدا بالاترین مقام برای انسان
  3. سلب خلافت از یهودیان و سپردن آن به مسلمانان
  4. مسجد الاقصی  فلسطین از آن مسلمانان است
  5. امامت نماز توسط رسول الله برای سایر انبیا بیانگر این است که ادیان آسمانی اصول واحد و مشترکی برخوردارند.
  6. پایداری بر هدف و خالی نکردن پشت رهبران در هر شرایطی

پیام اول :  برای هر مشکلی راه حل و فَرَجی وجود دارد

رسول خدا از سویی همسر گرامی و شریک زندگی اش خدیجه و همچنین عموی فداکارش ابوطالب به عنوان قوی ترین یاورانش را از دست داده بود و آنقدر از فقدان این دو حامی اش محزون شده بود که آن سال را « سال ماتم» نامید و از سوی دیگر با موج جدید و بی سابقه ای از آزار و اذیت مشرکان مواجه شده بود ؛ علاوه بر ممانعت هایی که مخالفانش نسبت به رساندن پیام و رسالت آن حضرت به مردم ایجاد می کردند ؛ در این شرایط حساس و ویژه خداوند پیامبر سراپا حزن و اندوهش را دعوت نموده و به « اسراء و معراج» فرا می خواند ؛ تا او برخی از شرح تبلیغ رسالتش را از نزدیک به پروردگارش گزارش نماید و از طرفی هم دستورات و هدایت های جدید آسمان را شخصا و بدون واسطه دریافت دارد ؛ علاوه بر مشاهده سایر مشاهد و مناظر دیدنی از طرف رب العالمین.

آری محمد پیامبر خدا قبل از این مسافرت و ضیافت ربانی از دور و نزدیک و مکه و طایف خیلی سختی  و جفا چشید؛ ولی این همه زحمت و ستم در مناجات مشهورش هرگز لب به گلایه و شکوه نمی گشاید بلکه این گونه به شرح حالش برای پروردگارش پرداخته و می گوید: اللهم إني أشكو إليك ضعف قوتي وقلة حيلتي و هواني على الناس، يا رب المستضعفين وأنت ربي، إلى من تكلني؟ إلى صديق يتجهمني، أم إلى عدو ملكته أمري؟ اللهم إن لم يكن بك غضب علي فلا أبالي، ولك العتبى حتى ترضى، لكن عافيتك أوسع لي.

«پروردگارا ! من شکایت ناتوانی و بی ­پناهی خود و استهزاء و بیزاری مردم را نسبت به خود، پیش تو می ­آورم ای مهربان ­ترین مهربان ها، تو پروردگار ناتوانان و فقیران و خدای منی، مرا در این حال به دست که می ­سپاری؟ به دست بیگانگانی که با ترشروئی با من رفتار کنند؟ یا دشمنی که مالک سرنوشت من شود؟ «خداوندا!

اگر تو بر من خشمگین نباشی به تمام این دشواری­ ها، من در می ­دهم، و اگر تو بر من خشنود باشی، بر من گوارا خواهد بود. «پروردگارا، من به نور روی تو پناه می ­برم، همان نوری که تمام تاریکی ­ها را می­ شکافد و کار دنیا و آخرت را اصلاح می ­کند .

پناه می ­برم از اینکه، خشم تو بر من فرود آید و غضب تو بر من، نازل گردد، ملامت کردن حق توست تا آن گاه که خشنود شوی و قدرت و قوت، آن ها بوسیلۀ تو بدست آید»

هرچند شاید کارشناسان و تحلیل گران وقت ، سفر پیامبر به طایف را از هر جهت ناکام و بی حاصل قلمداد می نمودند ولی خداوند دستاوردهای بزرگی را حاصل سفر پیامبر عزیزش محمد به طایف نمود که به گواهی قرآن و کتب معتبر تاریخی بزرگ و ستودنی اند؛ اسلام آوردن عداس آن غلام باغبان موصلی که یادآور یونس پیامبر بود برای رسول الله یکی از دل خوشی های بزرگ سفر به طایف به حساب می آید؛ علاوه بر محفل انس با قرآن جنیان که خیلی پربار در محضر آن حضرت برگزار شد و همچنین به ثمر نشستن تلاش و جهاد طلیعه های جهاد و اصلاح ارسالی به یثرب و شرفیاب شدن نمایندگان آن دیار با رسول الله و برنامه ریزی و مبایعت جهت انتقال هرچه سریع تر پیامبر و یارانش و مرکز مسلمانان از مکه به مدینه.

و سفر پیامبر به بیت المقدس و ملاقات با انبیای عظام از این زاویه جای تامل است که رسول خدا راه حل های فراوانی را جهت برون رفت از بحران حاصله از این سفر برای مسلمانان به ارمغان می آورد و این سفر نقطه عطف و سرآغازی به شمار می اید جهت تشکیل دولت مدنی در مدینه و مدیریت سیاسی و اجتماعی شبه جزیره عربی.

پیام  دوم* بندگی خدا بالاترین مقام برای انسان

خداوند جل جلاله به منظور بزرگداشت مقام و رسالت آن حضرت ، معمولا پیامبر گرامی اش محمد را با : ﴿ يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ ﴾ [الأنفال: 64]، و﴿ يَاأَيُّهَا الرَّسُولُ ﴾ [المائدة: 41] مخاطب قرار می دهد و جز در پنج مورد از قرآن کریم از جمله ﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ﴾ [الفتح: 29]، ﴿ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ﴾ [الصف: 6] نام محمد را نیاورده است ؛ آن موارد هم نه به عنوان مخاطب بلکه در قالب خبر و توصیف! ولی در سوره اسراء و در مقام سخن از اسرای آن پیامبر خاکی او را با مقامی جز « عبده» نستوده است!

حکمت این توصیف ویژه ؛ آن هم در این موقعیت خاص بیان دونکته بیشتر نیست به پیروان و مخاطبان محمد ؛ نخست اینکه او – که از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی در سیر است – انسانی است همچون خود شما و دوم نیز اینکه محمد هرچند به آسمان ها و ملکوت اعلا عروج کند و یا کارهای معجزه آسای دیگری نیز انجام دهد باز بنده ای برای خدایش بیش نبوده و نیست و هرگز او به مقام الوهیت و خدایی نخواهد رسید؛ چرا که عبودیت بالاترین مقامی است که در غیر آن عزت و سربلندی برای محمد و پیروانش قابل تصور نخواهد بود و اگر مقامی از «عبدالله» بالاتر و شایسته تر وجود داشت قطعاً خداوند آن را برای پیامبرش بکار می برد! تازه خداوند قبل از محمد (ص) نیز این گونه و با همین وصف عبدالله ، به تمجید و توصیف پیامبران دیگرش پرداخته است؛ از جمله ﴿وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ ﴾ سوره ص: 45، ﴿ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ﴾  همان سوره آیه 17، ﴿ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ ﴾ همان سوره آیه 41، ﴿ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴾ همان سوره آیه 30  و ….

 پیام سوم * سلب خلافت زمین از یهودیان و مسحیان و سپردن آن به مسلمانان

 فلسفه سفر شبانه پیامبر اسلام از بیت الحرام به بیت المقدس را باید در این جستجو نمود که دیگر پیروان از جاده منحرف شده ی موسی و عیسی که دین و دنیا و آخرت مردم و جهانیان را به تباهی کشانیده اند شایستگی سکان داری جهان توحید و یکتاپرستی را از دست داده اند و حضور محمد در این مکان و اجتماعش با پیامبرانی الهی سابق در آنجا و امامت نماز برای آنان به مثابه تودیع و معارفه ای است رسمی که به مفاد آن امامت و سیادت روحی و معنوی این امت برای همیشه از پیروان دروغین آن پیامبران بازپس گرفته شده  و به پیامبر خاتم و پیروان راستینش واگذار شده است.

قرآن کریم گوشه ای از جنایت های یهودیان و مسیحیان که بخاطر آن اینگونه مطرود شدند را یادآور شده است: ﴿ لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴾ [آل عمران: 181] مسلماً خداوند، سخن كسانى را كه گفتند: «خدا نيازمند است و ما توانگريم»، شنيد به زودى آنچه را گفتند و به ناحق كشتنِ آنان پيامبران را، خواهيم نوشت و خواهيم گفت«بچشيد عذابِ سوزان را»

و﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ ﴾ [المائدة: 64 و يهود گفتند: «دست خدا بسته است دست هاى خودشان بسته باد و به سزاى‏ آنچه گفتند، از رحمت خدا دور شوند بلكه هر دو دست او گشاده است، هر گونه بخواهد مى‏ بخشد و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده، بر طغيان و كفر بسيارى از ايشان خواهد افزود و تا روز قيامت ميانشان دشمنى و كينه افكنديم هر بار كه آتشى براى پيكار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت و در زمين براى فساد مى ‏كوشند و خدا مفسدان را دوست نمى ‏دارد.

﴿ لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ ﴾ [المائدة: 70]، پرونده قتل پیامبرانی چون حزقيال وأشعيا وأرميا ويحيى وزكريا مربوط به این یهودیان از مسیر منحرف شده به ثبت رسیده و البته که تلاش های مذبوحانه ای از خود نشان دادند جهت به قتل رسانیدن حضرت عيسى عليه السلام که خداوند او را از چنگال خبیث‌ آنان نجات داد.

پیام  چهارم* مسجد الاقصی و فلسطین از آن مسلمانان است

یکی از دستاوردهای سفر شبانه پیامبر اسلام این بود که مسجد الاقصی و فلسطین از آن مسلمانان است و در واقع این مکان مقدس امانتی است که پیامبر اسلام آن را به عنوان یک ارمغان از سوی پروردگارش دریافت نموده و محافظت از این قبله نخست مسلمانان بر عهده پیروان محمد(ص) است و نباید در انجام این وظیفه مهم سهل انگاری نمایند.

تاریخ  گواه است که فلسطین یک بار توسط أمير المؤمنين عمر بن الخطَّاب از چنگال غاصبان درآورده شد و دیگر بار هم توسط فرمانده دلاور کورد صلاح الدین ایوبی فتح شد و قطعا بازپس گیری و فتح مجدد آن بر عهده نسل جدید مسلمانان می باشد که الحق امروزه فلسطینی های مبارز و مسلمان نمایندگی دیگر مسلمانان را به بهترین کیفیت می کنند.

پیام  پنجم* امامت نماز توسط رسول الله برای سایر انبیا

 امامت نماز توسط رسول الله برای سایر انبیا بیانگر این است که ادیان آسمانی دارای اصول واحد و مشترکی بوده و در واقع همه از یک منبع ارسال شده اند و دین اسلام هرچند برترین دین برگزیده الهی و محمد(ص) نیز خاتم انبیا و پیامبران است ولی باز برای ادیان دیگر آسمانی و پیروانش احترام قائل است ؛ پس بر پیروان ادیان لازم است که ضمن احترام به همدیگر، همزیستی مسالمت آمیزی همچون پیامبرانشان را پیشه نمایند نه اینکه درگیری و خشونت علیه همدیگر را به بهانه هایی که بیشتر در روز قیامت قابل حساب رسی اند تا دنیا ، در دستور کار خود قرار دهند!

پیام  ششم* پایداری بر هدف و خالی نکردن پشت رهبران در هر شرایطی

حادثه اسراء نزد مردمان آن زمان – و البته امروزه – دور از ذهن و غیر عقلانی می نمود و همین باعث شد که عده ای از بدخواهان کوته بین در صدد بر آیند تا این سوژه را بهانه ای قرار دهند برای تخطئه گفتمان پیامبر و ایجاد شک و تفرقه در بین مسلمانان ؛ آری عده ای از روشنفکر نماهای آن دوران! با اظهار اینکه ادعای محمد مبنی بر مسافرت شبانه به بیت المقدس ظرف چند ساعت ! و سخن از دستاوردهای این سفر و…با عقل ما قریشیان! سازگار نیست خواستند نخست آب صاف و زلال موجود در مکه را گل آلود نموده و سپس به شکار ماهی و شاید نهنگ بپردازند ! همین بود که بلند گوهای تبلیغاتی اشان علیه محمد به صدا در آمد و هر کس و ناکسی در صدد این بود که مسلمانان را نسبت به پیروی از رسول الله دل سرد و مشکوک نماید ! که در این میان موضع و واکنش یکی از یاران با سابقه و پیشکسوت پیامبر نسبت به این مسافرت – به ظاهر غیر عقلانی- جای تامل و عبرت دارد.

در کتاب های معتبر تاریخ آمده است که سران مشرک به منظور به هم زدن صف به هم فشرده مسلمانان و استفاده از این سوژه موجود ، نزد یکی از نزدیک ترین یاران پیامبر ، ابوبکر می روند و این گونه با او سخن می گویند :

رفیق تو ! ادعا می کند که امشب طی مسافرتی به بیت المقدس رفته و سپس باز گشته است ! حال اینکه ما  از دیر باز این راه طولانی را پیموده ایم ولی هرگز در کم تر از دو ماه وقت برای رفت و برگشت این کار صورت نپذیرفته است! اکنون شما ای ابوبکر آیا محمد را در این ادعای عجیب و غزیبش تصدیق می کنی؟!

همه نگاه های دوست و دشمن به سمت ابوبکر دوخته شده بود که آیا او حاضر خواهد شد ادعای جدید پیامبرش را قبول کند و علی رغم عقل خود باز او را تایید خواهد نمود یا اینکه بدون تعلل و تعارف او را تکذیب نموده و ادعایش را بی اساس و پایه می انگارد؟!

ابوبکر که بیش از همه محمد(ص) را می شناخت در واکنش و پاسخ به آنان گفت : اگر آنچه شما می گویید سخن محمد باشد من آن را تصدیق می کنم ؛ تازه من از این عجیب و غریب تر او را نیز تایید خواهم نمود ؛ من به تمام آنچه محمد(ص) از اخبار آسمان می گوید بدون کم و کاست ایمان و باور دارم.

از آن روز به بعد ابوبکر به لقب صدیق ملقب شد و شایستگی خود برای اینکه به عنوان تنها یاور رسول الله در هجرت به مدینه باشد را کسب نمود.

آری ابوبکر صدیق با این عکس العمل منطقی خود درس بزرگی را به نسل های بعد از خود ارائه نمود که باید در همه شرایط پشت سر رهبران خود ایستاد و لحظه ای و تحت هر بهانه ای نباید آنان را تنها گذاشت.

والسلام

رسول رسولی کیا- فعال مدنی و کارشناس ارشد قرآن و سیره

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس