معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> علل شکست کودتای ترکیه
کودتا ترکیه
کودتا ترکیه

علل شکست کودتای ترکیه

علل شکست کودتای ترکیه

فراس ابوهلال /ترجمه: حمید محمودپور – مهاباد

اکنون بدون تامل و احتیاط می توان گفت که کودتای نظامی در ترکیه شکست خورده است؛ هرچند تا به حال برخی از گروه های کودتاگر در برخی از مناطق ترکیه و مراکز حیاتی برای پیشگیری از شکست خود مقاونت می کنند.

چرا کودتا نافرجام ماند؟ مهم ترین عوامل نافرجامی چه بود؟

  • وجود رهبری قابل اعتماد در ترکیه که پایگاه مردمی دارد. اردوغان سریعاً از راه یکی از کانال های تلویزیونی از طریق تلفن به صحنه آمد و با اطمینان کامل در میان توده های مختلف مردم سخنرانی کرد و به آنها امید و روحیه داد و از آنان خواست که به خیابان ها بیایند و با این کار به اعتماد خود در میان مردم افزود و خود را در صف مقدم مبارزه با کودتا قرارداد.
  • وجود ملتی آگاه و مبارز. گروه های مختلف مردم، به محض شنیدن خبرهای اولیه ی کودتا به خیابان ها ریختند و پیام اول تلویزیونی اردوغان به منزله ی استارت حرکت راه پیمایی ها بود. هزاران نفر از مردم به خیابان ها و میدان ها و فرودگاه استانبول و مراکز حیاتی سرازیر شدند و مساجد طی یک مبارزه ی مردمی بوسیله ی بلندگوهایش مردم را با تکبیربه آمدن به خیابان ها دعوت نمود. گروه های مختلف مردم ترکیه بیرون آمدند؛ زیرا آگاه و هوشیار بودند و بسیاری از آنان زندگی در سایه ی حکومت نظامی را تجربه کرده و نمی خواستند که این تجربه ی فلاکت بار  دگرباره تکرار شود . بنا بر این می توان گفت که تنها مردم برنده ی اول و پیروز میدان نبرد هستند.
  • ترکیه دارای حکومت و دولتی منظم و پویا است. رئیس جمهور و برخی از وزرای مهم کابینه و رئیس پارلمان به شکلی سازمان یافته شروع به فعالیت کردند و با رسانه ها به مصاحبه و گفتگو پرداختند و پیام هایی مؤثر و قوی در باره ی مبارزه با کودتا و استمرار نظام حکومتی فرستادند. رئیس پارلمان و عده ای از نمایندگان حزب حاکم و اپوزیسیون زیر بمباران هواپیماهای کودتاگران به مقر پارلمان روی آوردند. همه ی این فعالیت های سیاسی کودتا را از مفهوم سیاسی اش تهی کرد و کودتا، فقط به یک تحرک نظامی بی ثمر تبدیل شد.
  • وجود نهاد های محترم مخالف اصل نظام سیاسی در ترکیه. از همان لحظه ی شروع کودتا، گروه ها و احزاب اپوزیسیون با تمام گرایش ها و جناح های مختلف و متنوع و رقیبان سرسختش، مخالفت خویش را با کودتا اعلام نمودند. مخالفان اردوغان و رقیبان ستیزه جویش با وجود اختلافات زیادشان با او، بیانه هایی منتشر ساختند که بر حمایت از دموکراسی و مخالفت با کودتا و جانبداری از حکومت منتخب و رئیس جمهور تاکید داشت. اپوزیسیون معتبر و در خور احترام سهمی اساسی در پیروزی دارد؛ زیرا کودتا را بدون پشتوانه ی سیاسی قرار داد.
  • وجود رسانه های دموکراتیک در ترکیه. اکثر رسانه های ارتباط جمعی به حمایت از دموکراسی و دولت پرداختند و برنامه های رادیویی و تلویزیونی خود را برای پخش پیام های سیاسی رئیس جمهور و نخست وزیر و نمایندگان و سیاستمداران و نظامیان مخالف کودتا در میان مردم اختصاص دادند. از دیگر سو کودتاگران به جز پخش یک بیانیه از راه کانال تلویزیونی دولتی- آن هم پیش از پس گرفتنش توسط مردم- مبنی براعلام اشغال کشور، نتوانستند بیانیه ی دیگری منتشر کنند. وسایل ارتباط جمعی به حمایت از دموکراسی برخاست و این پشتوانه ی بزرگی برای رئیس جمهور و دولت و عاملی اساسی بود که کودتا بدون آن شکست نمی خورد.
  • برخورداری ترکیه از یک حزب قدرتمند مردمی. ماشین و موتور محرکه ی حزب عدالت و توسعه نقشی مهم را ایفا کرد. رهبران حزب عموم مردم و اعضای خود را برای ریختن به خیابان ها برای مقاومت در برابر کودتا دعوت نمود. رهبران حزب های تاریخی مخالف اردوغان مانند رئیس جمهور سابق عبدالله گل و نخست وزیر سابق؛ احمد داود اوغلو،موضع گیری محکم و جوانمردانه ای را در این راستا اتخاذ کردند. بنا بر این وجود حزب قدرتمندی به دور از فساد مصالح زودگذر و آنی و در نظر گیرنده ی مصالح و منافع گسترده ی همه ی ملت، عاملی مهم در مبارزه با کودتا است.
  • ثبات امنیتی در ترکیه. اردوغان در طی سنوات حکومتش توانست نیروهای پلیس امنیتی و انتظامی را تاحد زیادی پاکسازی کند و نیروهای امنیتی یاور و حامی دولت و دموکراسی و ملت را بسازد. سازمان پلیس و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی نقشی بزرگ در برقراری تعادل در میان جناح های سرکش موجود در ارتش – که اردوغان تا کنون نتواسته آن ها را کاملاً پاکسازی نماید- ایفا کرده اند. از همان لحظات اولیه ی کودتا، نیروهای امنیتی با کودتاگران مبارزه کردند و در میدان های شهر برای مقاومت با گردان های شورشی ارتش ایستادند. بنا بر این چیز ساده ای نبود که نخست وزیز؛ بن علی یلدریم از همان لحظه ی اول اعلام کرد که نیروهای امنیتی با کودتاگران مبارزه خواهند نمود.
  • سطح فرماندهی کودتا از لایه های متوسط ارتش بود. کودتا از سوی فرماندهان بزرگ ارتش سازمان دهی نشده بود؛ بلکه بیشتر فرماندهانش از افسران دارای درجه ی متوسط و میانی بودند و رئیس ستاد و فرماندهان عالی رتبه ی ارتش و گارد ویژه و نیروهای دریایی و امنیتی مخالف کودتا بودند. به همین دلیل فرماندهان پایین رتبه ی کودتاگران؛ با وجود بازداشت رئیس ستاد از همان لحظه ی شروع کودتا، نتوانستند بر ارتش مسلط شوند.
  • کودتا از پراکندگی متوسط برخوردار بود. کودتا بر اساس میزان حجم نیروهای منتشره وسیع نبود؛ بلکه کودتاگران به پخش مجموعه های کوچکی از تانک ها در مراکز حیاتی اکتفا کردند؛ به همین علت گروه های مختلف مردم و نیروهای امنیتی با توجه به زیاد بودن تعدادشان توانستند با آنها مقابله کنند. اگر میزان انتشار تانک ها و نیروهای ارتش بیشتر می شد، نیروهای امنیتی و مردم با این سرعت توان مقاومت و شکست آنان را نداشتند.
  • کودتا بی بهره از برنامه ریزی ماهرانه و زیرکانه بود. شورشیان تنها برنیروی نظامی بدون بهره گیری از پوشش سیاسی و رسانه ای تکیه کردند. کودتاگران تنها پس از گذشت چند ساعت و از راه اشغال یک کانال و به زور،اولین بیانیه ی خود را پخش نمودند. کودتاگران از هیچ همپیمانی سیاسی برخوردار نبودند؛ بلکه همه ی سیاستمداران در برابرش از خود مخالفت نشان دادند. بنا بر این کودتای نظامی بدون پشتوانه ی سیاسی محکوم به شکست و ناکامی است.

[همه ی مقالات منتشره بیانگر نظر نویسندگان است و به طور یقینی رای و نظر « عربی ۲۱» نیست.]

https://arabi21.com/story/921327

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس