معماری
خانه ---> زن خانواده ---> مادر و خانواده سرچشمه سعادت انسان و کج فهمی فمنیسم ها در این مورد
خانواده
خانواده

مادر و خانواده سرچشمه سعادت انسان و کج فهمی فمنیسم ها در این مورد

مادر و خانواده سرچشمه سعادت انسان و کج فهمی فمنیسم ها در این مورد

نویسنده : دکتر مثنی امین الکردستانی /ترجمه: عبدالظاهر سلطانی

مادری نقش مقدس برای زن است که اگر به خوبی انجام گیرد سلامت جسمی، روانی و اخلاقی نسل ها را تضمین می کند، و نیز پدر بودن برای مرد، این دو نقش پیوسته ارزشمند بوده و روزی نخواهد آمد که فرار والدین از ایفای نقششان نیک و پسندیده به حساب آید. تولید مثل هم نقشی پاک است که پیش و بیش از مرد باعث سعادت زن می شود، و روزی نخواهد آمد که وظیفه ی تولید مثل به تعدادی از زنان اختصاص یابد، مانند آن چه امروزه در غرب رایج است وبخشبی از زنان با اجاره ی رحم خود به این کار می پردازند. قرآن کریم تولید مثل را (بُشری) نامیده است. ” او را به پسری خردمند بشارت دادیم” صافات /۱۰۱٫ ” او را بشارت آمد” هود/۷۴ هیچ زن و مردی با فکر و روان سالم نیست که اصلا” تولید مثل و فرزند را دوست نداشته باشد.

برای پرورش سالم و امن کودک، داشتن مادر و پدر ضروریست و باید هر یک نقش دیگری را در خانواده کامل کند. خانواده اسلامی بر عکس خانواده های فمنیستی نمی تواند با نبودن یکی از این دو رکن تشکیل شودمگر آن گاه که بر اثر ضرورت هایی بسان مرگ، اسارت و… یکی از والدین غایب باشد.

پدر در اسلام مثل پدر در غرب  نیست که همه چیز در اختیار او بوده و مستبدانه عمل کند. خانواده باید با مشورت اداره شود، حتی در کوچکترین مسائل، مانند پایان دادن به شیر خوارگی پیش از دو سال ” اگر پدر و مادر خواستندبا رضایت و مشورت یکدیگر بچه را از شیر بگیرند، بکی نیست …”[۱] پدر نمی تواند بر اساس هوس خود آینده ی فرزندان را تعیین نماید، در مثال حق نداردپسر یا دخترش را د رازدواج مجبور کند. در حدیث آمده: ” فردی به نام جذام دخترش خنساء را به زور شوهر داد، خنساء نزد رسول الله (ص) به شکایت آمد، ایشان آن ازدواج را فسخ کردند”[۲]

همن گونه که پدر و مادر از حقوقی بر خورداند، بیش از آن تکالیف و وظایفی بر عهده دارند که این وظایف در واقع حقوق کودک است و پیش از ازدواج و تشکیل خانواده آغاز می گردد؛ مرد از نظر شرعی موظف است همسری پاک و مؤمن برای فرزندانش بر گزیند که بتواند به نحو احسن به وظیفه ی مادری اش عمل کند، زنی انتخاب نماید که از خانوده پاک و نیکو باشد تا دای ها، اخلاق کودکانش را فاسد نکنند. زن نیز باید در انتخاب شریک زندگی و پدر بچه هایش بسیار دقیق باشد. تکالیف والدین تا هر زمان که بچه ها نیازهای مالی، تربیتی، حفاظتی، نصیحتی و … داشته باشند و در توان پدر و مادر باشد، ادمه دارد.

به طور کل مادر بودن بزرگترین وظیفه ی انسانی و تربیتی است. قرآن کریم از مجاهدات و زحمات زنان بارداری و سرپرستی کودک تجلیل کرده است. ” انسان را که مادرش او را در ناتوانتی و سستی باردار بوده و پس از دو سال از شیر گرفته است سفارش نموده ایم که من و والدین خود را سپاس گزار، سرنوشت همه به سوی من است” [۳]

انسان را به نیکی به پدر و مادر سفارش کرده ایم، مادرش او را به سختی حمل کرده و به سختی گذارده است، بارداری و شیر خوارگی سی ماه بوده است، تا به سن رشد و تکامل رسیده و چهل سالهشود و بگوید: خدایا به من فرصت بده تا سپاس گزارم نعمتی را که به من و والدینم عطا فرموده ای”[۴]

اشتباهی بزرگ است که دولت، جامعه، شوهر و فرزندان قدر این وظیفه ی مهم را به خوبی نشناسند. دانش امروزی ثابت کرده که برای کودک هیچ چیز بهتر از شیر، آغوش، گرمای سینه و مهربانی پستان های مادر وجود ندارد. هرگز پرستار و مربی نمی توانند این وظیفه را به جای آورند، مگر دئر صورت ضرورت، استثناء یا ساعاتی معین در شبانه روز که مادر به ایفای نقش مهم تر پرداخته و یا نیازهای ضروری خود، جامعه و مردم، مثل آموزش و پرورش، شرکت در فعالیت های دینی یا ملی …. را برآورده می کند. ثابت شده کودکی که دور از آغوش خانواده، به ویژه مادر پرورش می یابد از کاستی های روانی و تربیتی رنج می برد.

در پرتو این واقعیت ها باید خانه داری زن و سرپرستی و پرورش کودک کاری درآمد زا یا ارزشمند  ومفتخرانه به شمار آید، باید دولت برای بهبود وضعیت این مادران کوشیده و به آنان جایزه و امتیاز در نظر بگیرد تا تشویق شوند، چون مسئولیتی فرهنگی و جهادی بر عهده دارند و بازدهی فراوانی در جامعه دارد، درست مانند امتیازات و جوایزی که دولت به دانشجویان، پژوهش گران، هنرمندان، مهندسان و دیگر کسانی می دهد که به رشد زیرساخت ها و امور دیر بازده کمک می کنند.

خانواده که از زوجین و کودکانشان تشکیل می شودو کانونی است که نسل بشریت را از نابودی، آوارگی ، بیماری های روانی و رفتاری، و..حفظ می کند، دارای ارزش هایی اساسی و ثابت است که با هیچ توجیه و دلیلی قابل تغییر نیست و نمی توان آن را فرو پاشانده یا روش های دیگری را جایگزینش کرد، زیرا ایجاد هر شکافی در این ساختار باعث ویرانی کامل و ناکام و فلج شدن آن می گردد.

خانواده در نخستین و تنها واحد تمدنی و اجتماعی در تاریخ بشریت، و هسته ی تشکیل دهنده ی آن می باشد. روزی که خانواده خاتمه یابد تمدن و بشریت عملا” ویران شده و خاتمه می یابد. گسستن خانواده بزرگترین نشانه برای پایان تاریخ تمدنی است که پول و جنس و غریزه را پرستیده، سیطره ی شهوت را مقدس شمرده، طغیان نموده، غرور داشته و خود را خدا دانسته است.

خانواده آغازین مدرسه ای است که انسان در آن مفهوم زندگی را می آموزد و بر واقعیت ها چشم می گشاید و بر واقعیت  چشم می گشاید. خانواده تمرین می دهد،جهت دهی می کند، فرد را می سازد و فداکاری های بسیاری تقدیم می کند تا فرد بتواند به روش درستی به زندگی آزادانه ی خویش ادامه می دهد. ما نا گهانی ساخته نشده ایم.

در کانون خانواده رفاه هر شخص نه تنها تحت تأثیر مستقیم خانواده و خویشاوندان درجه ی یک فراهم می شود، که از شبکه ی گسترده ی روابط خانوادگی بسان پدر بزرگ ها، عموها، عمه ها، دایی ها، خاله ها، فرزندان آنان، دامادها، عروس ها و خویشاوندانشان، و … تأثیر می گیرد. پدیده های همزیستی و همکاری در جوامع ما امری روشن و بدیهی است که خانواده های گسترده از این لحاظ به مؤسساتی تبدیل می شوند که به تهی دستان، گرفتاران، بیوه زنان، یتیمان، نیازمندان و… کمک کرده و آن ها در سختی و فلاکت دست می گیرند. خانواده  شرایط شرایط نامحدودی را برای تبادل همکاری و توجه فراهم می کند که افراد به تنهایی نمی توانند از عهده آن بر آیند.

از لحاظ اقتصادی خانواده مشوق بسیار خوبی است برای تلاش، تولید و پشتکار بیش تر تا هزینه ها و مخارج فراهم شده و آینده تأمین گردد، همان طور که محرک توانمندیست برای پس انداز، کاهش مصرف و ولخرجی، و نیز ورود به روابط و تصمیمات مالی دراز مدت.

و سرانجام خانواده از شدت فشارهای مالی دنیای امروز که تحت تأثیر بازار آزاد نظام سرمایه داری است کاسته و یا آن را اصلاح می کند. اکثر برنامه های اقتصادی ما بر مبنای نظام سرمایه داری است که گلوی مردم را می فشارد. از لحاظ سیاسی خانواده پیش از هر چیز از طریق حقی که در استقلال نسبی اقتصادی و مالکیت دارد می تواند بر دولت قید و بند هایی مؤثر وضع کند. حکومتی که بر تمام امکانات تولید و شرایط اشتغال چیره است بالطبع بر تمام جنبه های زندگی شهروندان نیز چرگی دارد و در چنین اوضاعی مخالف سیاسی بسیار مشکل است. اما خانواده همواره می تواند کانون حمایتی مهمی برای افراد در برابر یورش حکومت بوده و آنان را از لحاظ فرهنگ سازی، راهنما باشد. چون خانواده به وضوح برای جهت دهی، فرهنگ سازی، راهنمایی و ایجاد روابط صمیمانه آن هم برای زمان زیادی حق دارد. بدین ترتیب بین حکومت اقتدار گرا و فرد تنها، خطی برای مقاومت در برابر طغیان به وجود می آید که عامل آن برای افراد آزاد و مستقل فراهم کرده و از آنان حمایت می کند”

وجود خانواده یک ضرورت تربیتی است، چون حس خود کفایی، اصالت و انتساب را در انسان تقویت کرده و روح جمعی، عزت نفس، رعایت منافع گروهی و جمعی، گذشت و فداکاری، قربانی شدن در راه جمع و احقاق حقوق از حکومت و غیره را فراهم می کند و می آموزند.

پیش از هر چیز خانواده یک ضرورت روانی است که از آغاز تولد به فرد محبت، آرامش، نرمی، اعتماد، مؤدت و رحمت می آموزند” از نشانه های اوست که از جنس خودتان برایتان همسر آفریده تا در کنارش آرامش گیرید، و میان شما مودت و رحمت قرار داد. به یقین در این نشانه هایی است برای اهل تفکر” [۵] این آرمش و مودت و رحمت بزرگترین هدف در تشکیل خانواده است، چه برای زوجین، فرزندان یا خویشان. که همین موارد هم باعث تمام خوبی ها می شوند.

خانواده یک ضرورت اخلاقی و پرورشی است. خانواده کودکان را به دوست داشتن خوبی ها، و تشخیص خوب از بد تربیت کرده و بر آراسته شدن به فضایل و رسیدن به بزرگی ها تشویق می کند و از انحراف آنان پیشگیری می نماید. خانواده سلیقه ها را رشد داده و ادب و اصالت می آموزند. ابزارهای مهم کنترل نفس را به نوجوانان و حتی بزرگ سالان یاد می دهد و از ارتکاب گناهان بسیاری جلوگیری می کند. همان گونه که تصمیمات مکررش راه درست را به کودکان آموزش داده و آنان را برای ارزشیابی، نقد دیدگاه و راهکارها، و تشخیص درست و اشتباه توانمند می سازد.

به علت همین نقشه های بزرگ و ارزنده است که بهترین کار نزد ابلیس ایجاد اختلاف بین زن و شوهر است. در حدیثی اما مسلم از جابر بن عبدالله روایت می کند که رسول الله ( ص) فرمودند ” شیطان تختش را بر آب گذاشته و مأمورانش را بین مردم می فرستد . او کسی را بیش تر دوست دارد که فتنه ای بزرگتر بر پا کند. مأموری می آید و می گوید آن قدر در دل لانی وسوسه انداختم که چنین و چنان شدگفت ابلیس می گوید به خدا سوگند! کاری نکرد ای! دیگری می آید و می گوید: آن قدر کوشیدم تا میان فلانی و همیسرش جدایی انداختم. ابلیس او را به خود نزدیک کرده و از مقربان درگاهش می کند و می گوید: بله کار درست را تو کرده ای.”

بدین گونه رسوال الله (ص) بیان می کند که نابود کردن خانواده یک کار شیطانی و ابلیسی است و تمام آشوب ها و زشتی ها در درجات بعدی قرار دارد، و هر ملتی که خانواده اش از هم پاشید، هستی اش ویران شده و در آن شیطان لانه گزیده و تخم گذارد.

ارزش ها و واجباتن دیگری به ارزش های خانواده وابسته است تا آن را پشتوانه و یاور باش، از جمله ارزش ارتباط با خویشان که می توان آن را خانواده ای گسترده و دامنه دار نامید. این نوع خانواده که پیوسته از طرف فمنیستی طرد شده و به پدر سالاری ارتباط داده می شود و پی ابطال آن هستند، از نظر اسلام بسیار ارزشمند بوده و ضامن سلامت و سعادت هستی بشریت است. اسلام بر عکس مکاتب فکری و فلسفی نوین ( سوسیالیسم، سرمایه داری و فمنیسم ) برای لغو واحدهای اجتماعی به هم پیوسته نمی کوشد، واحدهایی از قبیل خانواده های متمرکز، خانواده های دامنه دار، قبیله ، فامیل و عشیره، ملیت  و وطن، امت و انسانیت، اما می کوشد آن ها را به هم پیوند زده و تکامل و توازن بر قرار کند، و به راهی سوق دهد که سعادت و رفاه و رشد انسان را فراهم آورند.

در رابطه با خانواده های دامنه دار که طبق برداشت و تعریف ما همه ی خویشاوندان دور و نزدیک را شامل می شود، باید گفت خداوتد در آغاز سوره ی نساء که پس از آن بلافاصله به قضایای زنان می پردازد، قطع ارتباط با خویشان را منع فرموده است: ” ای مردم تقوای الهی پیشه سازید که شما را از یک کس آفرید، همسرش را نیز از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیاری را پراکنده کرد، تقوای خداوند گاری را پیشه سازید که به نام او از یکدیگر در خواست می کنید، و مواظب صله رحم باشد، که به یقین خداوند مراقب شماست.[۶]

و نیز در  جاهای دیگر قطع ارتباط با خویشان را از صفات فاسقان دانسته است: ” جز فاسقان کسی با آن گمراه نمی شود فاسقان کسانی اند که پیمان خدا را پس از تعهد دادن می شکنند و زیان کار واقعی اند.[۷]“در سوره محمد آمده  ” توقع می رود که اگر از ایمان روی گردانید در جامعه فساد کرده و با خویشان رابطه بگسلانید. آنان کسانی اند که خداوتد ایشان را نفرین نموده، ناشنوا کرده و چشمانشان را کور گردانیده است.[۸]

می بینیم که خداوتد لعنت، کری و کوری را ثمره قطع صله رحم کرده است. خداوند در سوره رعد می گوید: ” آنان که پیمان خداوند را پس از تعهد دادن می شکنند و می گسلند آن چه را خداوند به پیوستن آن امر کرده و در جامعه فساد می کنند، نفرین بر ایشان باد و جایگاه بد نصیبشان”[۹]

در تمام این آیات پیوسته ارتباط میان سه چیز برقرار است: ۱٫ بی ایمانی که به پیمان شکنی یا روی گردانی از هدایت تعبیر شده است. ۲٫ قطع صله رحم ( قطع می کنند آن چه را که خداوند به ارتباط آن دستور داده است) ۳٫ فساد در جامعه، بروز فحشاء، فزونش میانگین کشتار، آوارگی، جنایت هرج و مرج و… و این دلالت دارد که به طور حتم به عنوان یک سنت ثابت اجتماعی، اولی به دومی منجر شده و دومی به سومی. یعنی انکار دین به فروپاشی خانواده منجر شده و این هم به افزایش جنایت، خشونت، فساد و… ختم می گردد.

عکس این ماجرا نیز صحت دارد؛ قرآن کریم در سوره رعد ایمان، صله رحم و سعادت بشری در دنیا و آخرت را با هم مرتبط دانسته است : “آنان که به تعهد خود در پیشگاه خدا پایدار مانده و پیمان نمی شکنند. آنان که پیوند می زنند میان آن چه را که خداوند به پیوندش دستور فرموده، از خدایشان می ترسند و از سرنوشت بد در هراسند، آنان که برای رضای خدا شکیا بوده اند، نماز را بر پای می دارند، و از آن چه به آنان رزق و روزی داده ایم آشکارا و پنهان نفقه می دهند، با خوبی خود بدی ها را بی اثر می کنند، همه ی اینان به عاقبت کار نیک می رسند. آن عاقبت باغ های جاودانی است به آن ها وارد شده به همراه پدران ، همسران و فرزندان نیکویشان، و فرشتگان از هر سو بر آنان در می آیند “[۱۰]

اهمیت خانواده و خانواده های بزرگ در اسلام باعث شده که اختلاف در دین مانع محبت، ارتباط، دیدار، نیکی و احسان افراد یک خانواده به یکدیگر نشود، گاهی پدر یا مادر یا هر دو، یا دایی یا عمو مشرک است ” خدا شما را از محبت کردن و رفتار عادلانه با کسانی که با شما نجنگیده اند و شما را از خانه هایتان اخراج نکرده اند، نهی نمی کند، به یقین خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد” [۱۱] و انسان را به نیکی با والدینش سفارش نموده ایم. اگر آن دو بکوشند تو را  ر آن چه نسبت به آن آگاهی نداری مشرک کنند، پس از آنان پیروی نکن.  بازگشت شما به سوی من است و آن گاه شما را به آن چه انجام می داده اید با خبر می سازم[۱۲]“.

در حدیث آمده : “اسما؟ دختر ابوبکر ( رض) گفت: مادرم که مشرک بود نزدم آمد، در این باره از رسول الله ( ص) پرسیدم و گفتم : مادرم پیشم آمده و خواهان دیدار با من است ، آیا با او ترتباط بگیرم؟ فرمود: آری! با مادرت ارتباط بگیر”.[۱۳]

 از محبت و یاری وقتی نهی شدهن که خویشاوند مشرک باشد، با مسلمانان بجنگد و یا آنان را از شهر و دیارشان بیرون کند و با خدا و رسولش عناد داشته باشد.

خداوند د رآیه دیگری می فرماید: ” هیچ ملتی را نمی یابی که به خدا و روز آخرت ایمان داشته باشد و در عین حال با دشمنان خدا و رسول دوستی کند، گرچه پدر، پسر، برادر یا فامیل آنان باشد.[۱۴]

بنابراین بر خلاف فمنیسم که مدعی است نو آوری و حقوق زن پس از نابودی خانواده ی گسترده و پر دامنه تحقق می یابد و نیز می گوید او ضاع زنان سامان می یابد که زیر ساخت خانواده دگر گون شود، مات می گوییم این تحول چالش های بسیاری برای زن در پی خواهد داشت،از جمله ماندن زن زیر یوغ لطف یک حاکم مطلق یه نام شوهر، به دور از پشتیبانب و کنترل خویشاوندان که اغلب از خشونت و ستم شوهر، که اکنون در جوامع نوین رایج است، پیشگیری کرده یا آن را کاهش می دهند، چون خانواده ای پر دامنه از سیستم نظارت و حتی توانمندی فوق العاده ای برای حمایت و دفاع از زن بهره می برد، . و هرگاه زن به مشکلی دچار اید با شوهرشنسازد یا شوهر به او بدی کند به خانواده پناه می برد. خانواده ی پر دامنه به خاطر خدماتی که به زن و کودک ارایه می دهد بسیاری از مشکلات خانوادگی را می کاهد، برای اعضا آرامش ایجاد کرده و اگر با کمبود محبت برای مدت کوتاه یا بلند در خانه ی شوهر مواجه باشد ، این محبت را جبران می کند. همان گونه است خدماتی که در نگهداری وسرپرستی از کودکان ارایه می دهد تا مادر بتواند با خیال راحت از منزل خارج شده و در فعالیت های عمومی و کارهای فرهنگی، اجتماعی و … شرکت کند.

باید به نکته ای مهم نیز اشاره کنیم تا کج فهمی نسبت به موضوعی ایجاد نشود، و ان این که منظور از خانواده پر دامنه در اسلام همان روابط خویشاوندی و فامیلی است نه همزیستی در یک مکان یعنی خانواده ای بزرگ نمی تواند خانواده ی کوچک را در خود ببلعد، بلکه بهتر است خانواده کوچک در یک مکان خاص خود و مستقلانه زندگی کند. چون در مجموع خانواده عبارت است از پاره ای از حقوق و تکالیف متقابل بین اعضا که به قصد تقوقت روابط و سعادت همگان انجام می گیرد. اسلام بر مرد واجب دانسته است مسکنی ویژه ی همسرش تهیه کند، مگر در صورت عذر که با رضایت طرفین مسکن می گزینند، زیرا وابستگی خانواده ی نو پا به خانواده های قبلی خود باعث بروز چالش، درگیری و قطع ارتباط می شود. پس از لحاظ هیچ توجیهی وجود ندارد پسران متأهل به اتفاق زنانشان همان طور که در برخی مناطق است، با پدر و مادر در یک منزل زندگی کنند، حتی این عادت بد اغلب مشکلاتی هم در پی خواهد داشت، چون زنان آزادی و خصوصی بودن را برای خوشبختی در ازدواج مطلوب است، احساس نمی کنند.

——————————-

نام کتاب: فمنیسم، جنبش های آزادی بخش  زنان / تألیف: دکتر مثنی امین الکردستانی /ترجمه: عبدالظاهر سلطانی

[۱] بقره/۲۳۳٫

[۲] بخاری، کتاب النکاح، ج۵٫

[۳] لقمان /۱۴

[۴] احقاف /۱۵

[۵]روم/۲۱

[۶] نساء/۱

[۷] بقره/۲۶و۲۷

[۸] محمد/۲۲و۲۳

[۹] رعد/۴

[۱۰] رعد/۲۰ تا ۲۳٫باشد

[۱۱] ممتحنه/۸

[۱۲] عنکبوت /۸

[۱۳] روایت از بخاری، ج۵، و مسلم ج ۲٫

[۱۴] مجادله/۲۲٫

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس