مقالات

جنبش دانشجویی و مبارزه با استعمار و استبداد

جنبش دانشجویی و مبارزه با استعمار و استبداد

این فریاد کهنه نمی شود

کیوان مهرگان

۱- ۱۶ آذر ۱۳۳۲ یک اتفاق دانشجویی است، ولی نمی توان آن خاطره سرخ را محصور در دانشگاه ها کرد و تنها از «قشر دانشجو» خواست که یاد این روز را پاسداری کند. هر کس با هر مرامی و عقیده یی سر ناسازگاری با استعمار و استبداد توأمان دارد ناگزیر از این است که برای بزرگداشت «سه آذر اهورایی» سرپا بایستد و به احترام شان کلاه از سر بردارد، بنابراین در یک تحلیل ساده چه آن دانشجوی بسیجی که حاشیه امن دارد و برای هر نوع فعالیتش از حمایت های پیدا و ناپیدای مادی و معنوی برخوردار است و چه دانشجویی که با دل به دردآمده از سیاست های ناکارآمد و مدیریت غیراستاندارد لب به انتقاد و اعتراض گشوده و در محدوده دانشگاه این اعتراض را بیان می کند و از هیچ گزندی مصون نیست در این وجه از گرامیداشت ۱۶ آذر و شهدای آن مشترکند. اگر صداقتی هست- که تردیدی نیست در بین دانشجویان موج می زند – چه در مراسم بسیجیان، چه در مراسم دیگر نحله های دانشجویی باید توامان شاهد این گرامیداشت وجه ضداستعماری و ضداستبدادی ۱۶ آذر باشیم.

 

۲- وجه ضداستعماری جنبش دانشجویی تاکنون پررنگ بوده است. غفلت چند تن از دانشجویانی که ترک وطن کرده اند و در کشورهای دیگر سکنی گزیده اند، ذره یی از مقاومت و پایمردی دانشجویان استعمارستیزی مانند عبدالله مومنی، احمد زیدآبادی، علی تاجرنیا و دیگر کسانی که فعالیت در جغرافیای ایران را پذیرفته اند و هرازچندگاهی پاداش درخوری بابت این ماندن و اعتراض کردن می گیرند، کم نمی کند. جنبش دانشجویی در انحصار و اختیار چند چهره و فرد نیست که خطای احتمالی چند نفر را به پای همه جنبش بنویسیم.

 

بنابراین آن بخش از جنبش دانشجویی که مواضعی انتقادی- اعتراضی به مدیریت کشور دارد همچنان به وجه ضداستعماری و استقلال طلبی خون سه آذر اهورایی وفادار است. برخورد انضباطی، امنیتی و قهرآمیز با دانشجویانی که مسالمت آمیزترین روش های مدنی را برای بیان آنچه می اندیشند، انتخاب کرده اند تنها فضای دانشگاه را پلیسی تر می کند. روند مشخصه سیال بودن جنبش دانشجویی اجازه نمی دهد فضای پلیسی- امنیتی برای ساکت کردن دانشجویان تداوم یافته و تاثیرگذار باشد. ای کاش مجموعه حاکمیت با تدبیر و دوراندیشی تمام تمهیدات لازم را برای گرامیداشت روز دانشجو فراهم می کرد؛ آرزویی که از یک ماه پیش که موج دستگیری دانشجویان تشدید شد، به ناکامی رسید.

 

۳- چه قبول کنیم و چه قبول نکنیم، چه خوش مان بیاید و چه خوش مان نیاید، چه به روی خودمان بیاوریم و چه با برخورد قهرآمیز بخواهیم صورت مساله را پاک کنیم، در بین دانشجویان سراسر کشور کسانی هستند که متفاوت از مسوولان کشور می اندیشند، متفاوت عمل می کنند و متفاوت می خواهند.

 

تجربه نشان داده با داغ و درفش نمی توان همه دانشجویان را به یک سمت هدایت کرد. اینان هم هستند، وجود دارند. مطالبات مشخص دارند چون از دل خانواده ها می آیند و با تمام مصائب خانواده های ایرانی آشنایند، حمایت بخش هایی از جامعه را به همراه دارند. از تیر ۱۳۷۸ تا ۱۶ آذر ۱۳۸۸ آمار بگیرید، چند دانشجو بازداشت شده اند، تاثیر این بازداشت ها، محرومیت از تحصیل ها و اخراج کردن ها چقدر و تا چه حد به طول و عرض و عمق جنبش دانشجویی لطمه زده است؟ اگر بگوییم، هیچ سخنی به گزاف نگفته ایم. بنابراین ناگزیر پرسش های سال های پیش را تکرار می کنیم؛ چرا به سخن دانشجویان منتقد و معترض گوش فرانمی دهید؟ چرا برای بیان اعتراض شان مجالی درخور فراهم نمی کنید؟ «هزار بار بدی کردی و دیدی ثمرش را / خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی».

 

۴- وجه ضداستعماری و استقلال طلبی جنبش دانشجویی که همواره مورد تایید و تاکید مسوولان حکومتی بوده است رابطه تنگاتنگی با وجه ضداستبدادی جنبش دانشجویی دارد.آیا غیر از این است که پیدایش روزی به نام ۱۶ آذر و روز دانشجو برای فریاد دست نشاندگی حکومت پهلوی بعد از کودتای ننگین ۲۸مرداد بود؟

 

۵- جنبش دانشجویی ایران اساساً ماهیتی ضد امریکایی دارد چه، بهانه تازگی جنبش دانشجویی روز ۱۶آذر یا به تغییر دکتر شریعتی قربانی شدن سه آذر اهورایی پای نیکسون بود. مسوولان تنگناها را بردارند آن وقت خواهند دید دانشجویان در صف اول مبارزه با امریکا قرار دارند. البته این مبارزه علاوه بر آنکه سلبی و علیه امریکاست ایجابی و برای ساختن ایران عزیز است.

منبع : اعتماد دوشنبه، ۱۶ آذر ۱۳۸۸ – شماره ۲۱۲۰

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا
بستن