سياسي اجتماعيمطالب جدیدمقالات

بیماری استبداد سیاسی و حکومت دیکتاتوری

بیماری استبداد سیاسی و حکومت دیکتاتوری

نویسنده : محمد غزالی / مترجم عبدالعزیز سلیمی

استبداد سیاسی  نوعی بیماری است، که بدتر از آن فقط، بی اطلاعی از پیامدها و چشم فرو بستن از عواقب خطرناک آن است!!

” شورا ” برای برخی از کسانی که به نام اسلام سخن می گویند، مفهومی گنگ و نا مشخص دارد و برخی هم درست، معنای خلاف آن را فهمیده اند و چنان چه زمام حکومت را به دست بگیرند، شیوه حکومت ” ملک غوری” در قاهره یا ” سلطان مراد” در استانبول را دوباره زنده خواهند کرد.

سیاست مدارترین و زیرک ترین آن ها کسی بود که تصمیم گیری درباره حکومت را به گوینده این جمله بی شرمانه می سپرد: ” امیر المؤمنین این است و اگر مُرد [ شخص است] و هر کس مخالفت کند، سروکارش با این است و به شمشیر خود اشاره کرد.”

این سستی و بی تو جهی در مورد مفهوم ” شورا ” برای مسلمانان پیامدی به جز سرخوردگی و پراکندگی در پی نخواهد داشت. و دلیل اصلی آن کمبود عالمان اندیشمند و یا عدم حضور آن ها در عرصه تبلیغ و ازد حام شدید شیوخ و ملّاهای ناپخته و ناآگاه و افرادی است که تاریخ مصرف معلوماتشان سال هاست که به سرآمده است.

اما فرض بر این است که  اصل ” شورا”  مسلمانان را از نا هنجاری های بسیاری محافظت می نماید.

یکی از آن بلایا و ناهنجاری ها در غیاب  رأی و دیدگاه خود را حق مطلق دانستند و تلاش برای تحمیل آن بر دیگران است. پیشینیان گفته اند: مصیبت از آن جا سرچشمه می گیرد که منشاء رأی کسی باشد که تنها خود را مالک آن بداند، نه کسی که با بصیرت و تحقیق به آن نظر رسیده باشد، فرعون را می توان برای این موضوع مثال آورد که رأی خود را با بهره گیری از قدرت بر دیگران تحمیل می نمود و می گفت:

” مَا أُرِیکُمْ إِلَّا مَا أَرَى ” غافر/۲۹

” به جز آن چه صلاح می بینم چیزی را به شما پیشنهاد نمی کنم. “

یکی دیگر از آن ناهنجاری ها در غیاب اصل “شورا ” این است که: مستبدین  خود را فراتر از قانون به حساب می آورندو در مقابل احدی پاسخگو نمی دانند. گاهی هم که مرتکب خطاهای بزرگی می سوند، غالبا” دیگران را قربانی اشتباهات خویش می نمایند و چنان چه ” شورا” نتواند امت اسلامی را از این بلا نجات دهد، معنی و مفهومی نخواهد داشت.

همه بلایایی که امروزه گریبانگیر عرب ها شده است، پیامد شکست ۱۹۶۲ م است؛ جال این که مسبب این شکست و یا قهرمانبی همتایش با هیچ سرزنشی مواجه نشد و تقصیری متوجهش نگشت.

حکومت فردی در تحریف، تزویر و فرار از پیامدها دارای مهارت و زیرکی خاصی است…!

یکی از ویژگی های شورا این است که علیرغم همه تلاش ها و دست و پا زدن ها ی حاکم، او را در جایگاه واقعی اش می نشاند و به اندازه بودش به او نمود می بخشد. در جامعه های متوازن و منسجم بزرگان زیادی، چونان ستاره  در آسمان دین و دانش می درخشند.

اما در جامعه ای که با سیلی استبداد تحقیر و سرکوب شده _ اگر تعبیر شایسته ای باشد! مرغان بی شماری به سرپرستی یک خروس زندگی می کنند. با همه زشتیها و بد نامی های استبدادباز هم پاره ای از دینداران، دیده بر بد کاری ها و رسوایی هایش فرو بسته اند و هرگاه به آیات راجع به ” شورا” بر می خورند، می گویند: … و حاکم می تواند رأی خود را به کرسی بنشاندو نظر شورا را وتو کند!!

گردش روزگار بار گناه را به زمین نمی افکند و زشتی جرم را تغییر نمی دهد و از قباحتش نمی کاهد و قدمت سنت های ناپسند از زشتی و کریهی چهره آن ها چیزی کم نمی کند. به راستی که استبداد فردی بدترین میراثی است که از گذشتگان برای آیندگان به جای مانده است.

به همراه تحولاتی که در مورد سیستم حکومتی روی داده است، دایره استبداد نیز گسترش یافته است. و اگر در گذشته، استبداد چونان سگ هار دست هایش را بر فراز قطعه زمینی می گرفت و گرد آن زوزه می کشید تا به مردم بفهماند که ملک انحصاری اش است، امروزه پا را فراتر نهاده و اهرم قدرتی در دستان حاکمان یا گروه هایی هم چون کمونیستی های بر مسند قدرت شده که مردم را به بی دینی می کشانند و نسل های نوپا هم، خواسته یا ناخواسته به آن تن در می دهند.

گاهی هم یا توسل به تقلب در انتخابات عمومی به عمر خود ادامه می دهد و دروغ و تزویر در بازار آن سکه ای رایج می گردد و پیر و جوان خار در چشم و استخوان در گلو بدان می نگرند.

بدین ترتیب دروغ و ریا ریشه می بندد و زندگی اجتماعی مردم از هم فرو می پاشد و جامعه در زیر چنگال نوکیسگان تشنه کام و چاپلوسان مزوّر، گرفتار می شود.

در گذشته حکومت فردی در بسیاری از ممالک زمام امور را در دست داشتند و ملت های زیادی برای رهایی از آن ها به مبارزه برخاستند هر چند بهای سنگینی د راین راه پرداختند. اما در نهایت پیروز شدند و از چنگال حکومت های فردی و خود کامه رهایی یافتند.

بشریت حکومت شورایی را در عصر خلافت راشده تجربه کرد؛ خلیفه نمونه ای بود از یک انسان بلند همت، پاک و متو.اضع، مهربان و آرام و به دور از انگیزه های مقام پرستی و قدرت طلبی؛ بزرگتران را چون پدرو کوچک تران را به چشم فرزند و دیگران را همچون برادر می نگریست و خود را به این فرموده خداوند مقیّد می دانست که:

” تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ”  قصص/۸۳

” آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که در زمین خواستار برتری و فساد نیستند.”

به خاطر سادگی و ابتدایی بودن زندگی در آن زمان، برای ساختار” شورا ” سیستم ها و راه کارهای دقیق و حساب شده ای به کار گرفته نشد. با این وصف مهم ترین دستاوردی که غرب از تمدن انسانی و سیتم حکومتی اش به دست آورد، کمتر از آنی نیست که خلافت راشده در چهارده قرن پیش به ان جامه عمل پوشاند.

در مصاحبه ای که خبرنگاران برخی از روز نامه های آمریکایی با کندی، رئیس جمهور اسبق آمریکا، انجام داده بودند، خواندم:

یکی از خبرنگاران که در پی کشف حقایقی از زبان رئیس جمهور بزرگترین ابر قدرت جهان بود، پرسید: آقای رئیس جمهور! هزینه سفرز همسرتان را به اروپا از اموال شخصی پرداخته اید یا از اموال دولتی ؟

کندی هم بدون درنگ و با عصبانیت جوابی سر هم کرد…

و من بلافاصله به یاد گفت گوی مشابهی میان عمر بن خطاب و سلمان فارسی افتادم:

سلمان خطاب به عمر بن خطاب گفت: ای خلیفه، لباس تو بلند و متناسب است و پارچه زیادی در ان به کار رفته، اما به ما مقدار کمی پارچه رسیده است و لباسی که از آن تهیه کرده ایم کوتاه است. این لباس بلند را از کجا آورده ای؟

عمر بن خطاب احساس می کرد به سوء استفاده از قدرت متهم گردیده است، بلا فاصله فرمود: پسرم عبدالله بر خیز و برای مردم توضیح بده!

عبدالله برخاست و گفت: سهم پدرم نیز به اندازه سهم شما بود؛ چون فردی بلند قامت است من هم سهم خود را بدو بخشیدم  تا لباسی اندازه اش باشد، سلمان پس ار رفع سوء تفاهم پیش آمده و گفت: اکنون با جان و دل به سخنانت گوش فرا می دهیم…!

غرب دستاورد امروزش را از دریای خون گرفته است و قربانیان بی شماری د رراهش فدا کرده است، اما ازآن دولت مستعجل و ی بدیل هدیه ای آسمانی بود که خداوند به عرب ها ارزانی داشت؛ ای کاش قدر آن را می دانستند و به خوبی پاسداریش می کردند!

به هر حال این شیوه حکومت داری مسلمین بود، که آغوش مردمان بی شماری را برای پذیرش اسلام گشود؛ چرا که حکومت در اسلام نوعی عبادت است نه نردبانی برای نیل به قدرت و تفرعن در برابر اسلام!!

شناخت این موضوع که منصب حکومت مسئولیتی است سخت و طاقت فرسا، سبب گردرد که خلیفه در مدینه، خود را در مقابل تمامی مسائل اقصی نقاط عالم اسلامی مسئول بداند. تا جایی که عمر بن خطاب می فرماید: ” خود را به خاطر هموار نکردن زمینی  در زمینی در عراق که در آن پای استری بلغزد، مسئول می شمارم ” اما بعد از آنان کسانی بر سر کار آمدند که حکومت را غنیمتی برای ثروت اندوزی می دانستند؛ هم چنان که از هارون الرشید نقل می کنند که روزی پاره ابری در آسمان دید، سربلند کرد و گفت ” هر جایی می خواهی ببار، زیرا خراج تو را برایم گرد خواهند کرد. “

بعدها بردگان شهوت و بندگان شکم قدرت در دست گرفتند و غرق در ناز و نعمت بودند و مدام در پی عیش و نوش بیشتر بودند، هم چنان که ابو طیب درباره یکی از آن ها می گوید: حتی هنگام پوشیدن، ابریشم را هم زبر می داند در حالی که قبلا” با ناخن هایش قلم می تراشیدند!!”

وای به حال مردمی که دولت مردانش حکومت را پلی برای رسیدن به خواسته های بیمار گونه و قدرت طلبی و ثروت اندوزی خود و اطرافیانش، قرار دهند.

 در دین ما نصوص فراوانی مبنی بر عدم تقبل ریاست و تلاش برای کسب قدرت، آمده است و به کوتاه ساختن دست شیفتگان و عاشقان پست و مقام از معشوفه طنّاز قدرت، بسیار سفارش شده است؛ و نسبت به سوء استفاده از قدرت و بهره گیری از حکومت به عنوان دامی برای کسب ثروت چه برای خویشاوندان، هشدار داده است و انسان را از ستم و بی توجهی خود به مشکلات مردم و بستن در بر روی خواسته های آنان بیم داده است.

همین مطلب کافی است که: کسی که ریاست ده نفر از مردم به او سپرده شده است، روز قیامت دست های بر گردن آویخته اش دادگری او در دنیا باز می نماید و یا بیدادگریش او را در همان حال باقی خواهد گذاشت.

با همه این اوصاف باز هم کشمکش و برادر کشی جهت کسب قدرت،رایج مسلمانی ما بوده است؛ نزاع هایی که هیچ گاه در راستای کسب رضایت پروردگار و خدمت به بندگانش نبوده، بلکه تلاش حقیر در راه کسب زخارف دنیوی و دستاوردهای فانی آن بوده است!!

چه مرارت ها یی که این دین و پیروانش از دست سردمداران سبک سر و کوته اندیش نکشیده است؟!

سرنوشت اسف باری که در عصر حاضر گریبان گیر مسلمانان گشته است و زمینه بردگی امت اسلام را فراهم ساخته و مجد و عظمت گذشته را از آن ها ستانده است، پیامد گریز ناپذیر انحراف و دوری از آن سرچشمه زلال و شفاف اولیه بوده است.

استبداد سیاسی هم چنان که با دقت در گذشته های دور و نزدیک هم دیده ایم، صرفا” سرپیچی ساده ای  از رهنمود های اسلام و یا زیر پا نهادن چند دستور فرعی فقهی، نیست؛ بلکه گریزی کامل از تبعیت از دستورات دین و قیام در مقابل ارزش های آن است!!

قسم به پروردگار که راجع به مسلمان بودن بسیاری از رهبران ممالک اسلامی تردید دارم؛ حتی آن دسته که القاب جذاب و فریبنده دین را هم به دنبال خود یدک می کشند!!

بر این باورم که ماندگاری کفر در سرزمین های اسلامی و بیماری دلهای بسیاری از مردم، معلول عملکرد آن هایی است که در حق تاریخ ما جفا ورزیدند و به رسالت اسلام خیانت نمودند و آن هایی را که پروردگار خوارشان دانسته بو قدر نهادند و بر صدر نشاندند و به آن هایی که عزت و احترام بخشیده بود ناسپاسی و قدر نشناسی کردنمد. برای روشن شدن بیشتر حقیقت لازم است بدانیم که لازمه ایمان به توحید در عین پذیرش یکتا پرستی_ به قول امروزی_ احترام به حقوق انسان ها و کرامت ملت ها است.

از ثمره همین شناخت عمیق بوده است که عمر بن خطاب گفته که : خداوندانسان ها را آزاد آفریده و احدی حق ندارد آن ها را به بندگی بکشاند. و تنها در برابر پروردگار است که باید همگی سر تعظیم فرود آورندو بس. اما در مقابل دیگران، صاحب عزت و احترامند و جایز نیست در مقابل بندگانی چون خود، خوار و ضعیف بشمارند.

این استبدادسیاسی است که چنین اوضاع اسفناکی را به وجود آورده است و به آن دامن هم می زند و گوری است که برادری انسانی و دینی را در خود مدفون ساخته است، و جامعه ای ساخته است که در آن تنها یک فرد امر و نهی می کند و دیگران هم گردن می نهند و چاپلوسانه برایش بندگی می کنند و در آن مراسمی عجیب برای بتهای سیاسی بر پا می گردد که روی بت پرستی های جاهلیت پیش از اسلام را سفید کرده است و یادی هم از پروردگار و رهنمودهایش، اگر جایی برایش مانده باشد، در مراحل بعد خواهد آمد…!

کاخ پرستی در طول تاریخ مذهب منحطّی است که ساخته حکومت استبدادی و مستظهر به جماعت اعوان و انصار خود کامگان است؛ این مذهب منحطّ، اسلام راستین را به عقب رانده است و در عرصه زندگی عملی به شکست کشانده و نخبگان را فراری داده است و میدان را برای عربده کشی فرصت طلبان، بی رقیب گذاشته است.

————————–

نام کتاب: فساد سیاسی در جوامع عربی و اسلامی / مؤلف: محمد غزالی / مترجم عبدالعزیز سلیمی

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا