معماری
خانه ---> تربیت، اخلاق و تزکیه ---> ويژگيهاي نفس اماره بالسوء و شيوه اصلاح و تزکیه آن

ويژگيهاي نفس اماره بالسوء و شيوه اصلاح و تزکیه آن

ويژگيهاي نفس اماره بالسوء و شيوه اصلاح و تزکیه آن
نویسنده: دکتر حسین حسین شحاته / مترجم:یونس یزدان
معنی نفس امارة بالسوء: در قرآن کریم از زبان همسر عزیز مصر نقل شده است که:
(‏ وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏)یوسف/53
«‏ من نفس خود را تبرئه نمي‌كنم ( و خويشتن را بيگناه نمي‌دانم ) چرا كه نفس ( سركش طبيعةً به شهوات مي‌گرايد و زشتيها را تزيين مي‌نمايد و مردمان را ) به بديها و نابكاريها مي‌خواند ، مگر نفس كسي كه پروردگارم بدو رحم نمايد ( و او را در كنف حمايت خود مصون و محفوظ فرمايد ) . بي‌گمان پروردگارم داراي مغفرت و مرحمت فراواني است . ‏»
زن عزیز مصر گفت:
من خود را تبرئه نمی نمایم زیرا نفس زشتی ها را تزئین می کند و مردمان را به بدی ها و نابکاری ها می خواند:و به همین خاطر من او را « یعنی حضرت یوسف» را به سوی خود فرا خواندم[1].
و در تفسیر قرطبی آمده است که نفس انسان اشتیاق به کارهای بد داردو (إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ) به خاطر نقش مستثنی در محل نصب است و «ما» به معنای کسی است یعنی (إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ)مگر کسی که پروردگارم به او رحم کرده.
«ما» برای ذوی العقول نیز بکار می رود و حتی کاربرد آن زیاد است این استثناء منقطع است یعنی مستثنی از جنس مستثنی منه نیست زیرا معصوم را که حضرت یوسف است از نفس امارة بالسوء استثناء می کند.
پس اصل(إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ) است و مستثنی آن چیز دیگری است که آن محل برانگیخته شدن بلا و بدبختی و ایجاد کننده شر و فساد و منبع ظلم و طغیان است و برای تزکیه ی آن نیاز به نیروی ایمانی است تا اینکه هوی و هوس آن را تابع قانون و شریعت خداوند و آنچه که پیامبر اکرم(ص) برای آن آمده است، گرداند. و رسول الله(ص) بر آن تءکید می کهند و می فرماید:
(چه می گویید در مورد دوستی که با شماست که اگر شما او را اکرام کنید و به او طعام دهید و او را بپوشانید، که با توجه به این ها شما را در نهایت به شذ می کشاند و نیز اگر به او اهانت کنید و او را عریان و گرسنه نمایید که با توجه به این ها نیز شما را در نهایت به شر می کشاند.)
اصحاب گفتند:
یا رسول الله(ص) این بدترین دوست در زمین است.
فرمود:
(قسم به ذاتی که جان من در دست اوست، به حقیقت آن همان نفس های شماست که به شما نزدیک است.)
 
ویژگی های نفس امارة بالسوء:
نفس امارة بالسوء اصل و ریشه ی آن شر است و جایگاه بلا و نکبت و مکان تکبر و آزمندی و تنگ نظری و شک و گمان است و زشتی ها را تزئین می کند و مردم را به بدی ها و نابکاری ها می خواند و سرچشمه ی دشمنی و بلند نظری و سرکشی و دروغ و انکار حقیقت است.
که توضیح و جزئیات آن به طور مفصل خواهد آمد:
1.       از خصوصیات نفس امارة بالسوء آزمندی و پرستش مال است، و در این مورد در قرآن کریم آمده است که خداوند_عزوجل_می فرماید:
(وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)تغابن/16
« ساني كه از بخل و حرص نفس خويش ، مصون داشته شوند ، آنان قطعاً رستگارند »
و همچنین خداوند سبحانه و تعالی می فرماید:
(وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ)نساء/128
«و انسان ها با بخل سرشته شده اند» و در تفسیر آیه ی اولی آمده است که: سرچشمه ی بسیاری از بلاها بخل است، و سعادتمند کسی است که از آن رهایی یابد و از آن دوری نماید، و رهایی و دوری از آن از فضل و رحمت خداوند است.
 
و نیز در تفسیر آیه ی دوم آمده است که:«حرص و آزمندی دائما" در نفس ها حاضر است، و همیشه فعال است، شح و انواع آن یا نسبت به مال و ثروت است و یا نسبت به نعمت های خدادادی درونی است.»
2.       از مظاهر و خصوصیت نفس اماره بالسوء تکبر و سرکشی است.
و در قرآن کریم خداوند_عزوجل_ فرموده است:
(لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوّاً كَبِيراً)فرقان/21
« واقعاً آنان خويشتن را بزرگ پنداشته‌اند ( و از حدّ خود بسي پا را فراتر ) و در ظلم و طغيان سخت سركشي نموده‌اند . »
در این آیه، قرآن سرشت و طبع نفس های کافران را به تصویر می کشد که نفس های ناپاک و خبیث آنها در اجسام ناپاک است چرا که آن ها خویشتن را بزرگ پنداشتند و در دشمنی و طغیان سرکشی نمودند، و خداوند_ عزوجل_ از غرور و تکبر و خودخواهی و فخر نهی کرده است:
(فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى)نجم/32
« پس از پاك بودن خود سخن مگوئيد ، زيرا كه او پرهيزگاران را ( از همه ) بهتر مي‌شناسد . »
و همچنین رسول الله(ص) از تکبر و خود خواهی نهی کرده اند و می فرمایند:
(کسی که در قلبش به اندازه ی سنگینی دانه ی خردلی از غرور باشد، خداوند به خاطر آن او را واژگون در آتش می اندازد.)
3.       نفس امارةبالسوء« حقایق را که انسان بدان یقین دارد» ستمگرانه و متکبرانه انکار می کند، در مورد آن خداوند _ تبارک و تعالی_ می فرماید:
(وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوّاً)نمل/14
« ستمگرانه و مستكبرانه معجزات را انكار كردند ، هر چند كه در دل بدانها يقين و اطمينان داشتند . »
و در تفسیر این آیه آمده که: به حقیقت آنها در نفس های خویش می دانستند که آن حقایق، در نزد خداوند حق است ولی آن را انکار می کردند و با آن دشمنی و عناد می ورزیدند به خاطر این که ستمگرانه و متکبرانه از پیروی حق دوری کنند بنگر که نفس با صاحبش چه می کند و به همین دلیل خداوند تعالی آیه را این گونه ختم می کند:
(فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ)
« بنگر سرانجام و سرنوشت تباهكاران چگونه شد ؟ »
و این چنین اشخاصی اهل آتش اند، حارثه بن وهب می فرماید که از رسول الله(ص) شنیدم که فرمود:
«آگاه باشید! من شما را از اهل آتش با خبر می کنم! هر انسان سنگ دل بد اخلاق و خود رأی و متکبر»
4.       نفس امارةبالسوء مطیع هوی و هوس صاحبش می شود که شیطان عمل بدش را برای او زینت داده است و بر قلب او پرده ای کشیده که خیر را از شر تشخیص ندهد و دائما" مانند انسان های جاهل و نادان فکر کند.
خداوند_عزوجل_ چنین اشخاص را این گونه توصیف می کند که می فرماید:
(إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى)نجم/23
«آنان جز از گمانهاي بي‌اساس و از هواهاي نفس پيروي نمي‌كنند . در حالي كه هدايت و رهنمود از سوي پروردگارشان براي ايشان آمده است ( و در پرتو آن مي‌توانند به ناچيزي بتها پي ببرند و رضاي خداي را بجويند و راه سعادت بپويند ) »
و استاد بزرگوار سید قطب در تفسیر این آیه می گوید:
«نهی و دوری نفس از هوا و هوس مرکز دایره ی طاعت و عبادت است، پس هوا و هوس نیروی قوی برای هرگونه طغیان و تجاوز و هر نوع گناهی است، و سرچشمه ی شر است.»
و رسول الله(ص) از پیروی هوی و هوس نهی کرده است و می فرماید:
(سه چیز هلاک کننده هستند: آزمندی اطلاعت شده- هوی و هوس تبعیت شده- و خودخواهی انسان.) و نیز می فرماید:
(زمانی که آزمندی انسان طمع کاری و هوی و هوس انسان بولهوسی و خود خواهی هر طاحب نظری را مشاهده کردی پس بر توست که نفست را از آن دور سازی)
5.       از نشانه های نفس امارة بالسوء دشمنی و قتل و کینه توزی است و به طور آشکار در سرگذشت دو پسر حضرت آدم که قابیل، هابیل را کشت، آمده است و خداوند_سبحانه و تعالی_ برای ما سرگذشت آن ها را می گوید و می فرماید:
(‏ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ‏‏ لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ‏ إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ ‏‏‏ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏)مائده/27-30
«‏ داستان دو پسر آدم ( قابيل و هابيل ) را چنان كه هست براي يهوديان و ديگر مردمان بخوان ( تا بدانند عاقبت گناهكاري و سرانجام پرهيزگاري چيست ) . زماني كه هر كدام عملي را براي تقرّب ( به خدا ) انجام دادند . امّا از يكي ( كه مخلص بود و هابيل نام داشت ) پذيرفته شد ، ولي از ديگري ( كه مخلص نبود و قابيل نام داشت ) پذيرفته نشد . ( قابيل به هابيل ) گفت : بيگمان تو را خواهم كشت ! ( هابيل بدو ) گفت : ( من چه گناهي دارم ) خدا ( كار را ) تنها از پرهيزگاران مي‌پذيرد ! . ‏‏ اگر تو براي كشتن من دست دراز كني ، من دست به سوي تو دراز نمي‌كنم تا تو را بكشم . آخر من از خدا ( يعني ) پروردگار جهانيان مي‌ترسم . ‏ من مي‌خواهم با ( كوله‌بار ) گناه من و گناه خود ( در روز رستاخيز به سوي پروردگار ) برگردي و از دوزخيان باشي ، و اين سزاي ( عادلانه خدا براي ) ستمگران است . ‏ پس نفس ( سركش ) او تدريجاً كشتن برادرش را در نظرش آراست و او را مصمم به كشتن كرد ، و ( عاقبت به نداي وجدان گوش فرا نداد و ) او را كشت ! و از زيانكاران شد ( و هم ايمان خود را و هم برادرش را از دست داد ) . ‏‏»
و از حضرت جابر روایت شده که رسول الله(ص) فرمود:
(از ظلم دوری کنید که ظلم، تاریکی است در روز قیامت و از حرص و طمع هم دوری کنیدکه حرص، آنانی را که قبل از شما بوده اند هلاک کرد، آنها را وادار کرد تا اینکه خون یکدیگر را بریزند، و آن چه را که برای آنان حرام بود حلال کنند.) و یهود از زمره ی کسانی که دارای نفس های بد و متجاوزی که دنبال قتل و دشمنی هستند می باشند و همانا خداوند در قرآن کریم آن ها را رسوا می کند و در مورد آن ها می فرماید:
(كُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً كَذَّبُواْ وَفَرِيقاً يَقْتُلُونَ)مائده/70
«هر زمان كه پيغمبري چيزي را مي‌آورد كه با هواها و هوسهاي آنان سازگار نبود ، دسته‌اي ( از پيغمبران ) را تكذيب مي‌كردند و گروهي را مي‌كشتند .»
 
روشهاي اصلاح و تزکیه نفس امارة بالسوء
انسان با نفس شرور، ستمگر، تجاوزگر، عصیانگر، متکبر، سرکش و آزمند و وسوسه گر چه کار کند تا اینکه اصلاح شود، هدایت شود و در راه راست قرار گیرد و به فطرت اصلی خود برگردد؟
این نوع نفس برای تزکیه و تهذیب احتیاج شدیدی به زهر چشم و تهدید کردن و تربیت و مراقبت دارد… به همین خاطر راه و روش هایی برای نمونه ذکر می شود.
اول: این است که برای صاحب نفس اماره بالسوء عظمت و بزرگی خداوند و قدرت و جبروت و در هم کوبیدن و به کیفر رساندن سخت و شدید انسان های ظالم و طاغوتیان و فرعونیان و… را بیان کنیم ما طرز برخورد و رفتار خداوند با چنین افرادی را با توجه به قرآن کریم بیان می کنیم مثل فرموده اش که می فرماید:
(‏ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ ‏)دخان/16
«‏ روزي سخت بر آنان مي‌تازيم ، ( و با چنين يورش تندي‌آنان را ) به مجازات مي‌رسانيم . ‏»
(‏ إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ ‏)بروج/12
«‏ بي‌گمان پروردگارت يورش و تاخت بردن و درهم كوبيدن و به كيفر رساندنش سخت و شديد است . ‏»
و رسول الله(ص) ستمگران و یار و یاور آنها را از عذاب جهنم بر حذر می دارد و می فرماید:
(به حقیقت که سبک ترین اهل دوزخ از جهت عذاب در روز قیامت، شخصی است که زیر دو پاشنه ی پایش دو کلوخ آتش است که مغز او را می جوشاند، که کسی عذابی شدیدتر از آن را ندیده است، که در حقیقت آن سبک ترین عذاب است)
 
دوم: این که برای صاحب نفس امارةبالسوء بیان کنیم که خداوند کسانی را که از لحاظ تکبر و ظلم و دشمنی از او قوی تر بوده اند، هلاک گردانیده(پس از بین بردن او آسان تر است) و نیز برای او سرگذشت قوم های گمراه و ظالم گذشته مانند عاد، ثمود و فرعون و غیره را بیان نمائیم، و نیز آیاتی را که در این زمینه هستند برای او بخوانیم.
فرموده ی خداوند_تبارک و تعالی_ است که:
(‏ فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشاً وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ ‏)زخرف/8
«‏ ( رويگردانيها و تمسخرها هم بي‌كيفر نمانده است ) و ما كساني را هلاك كرده‌ايم كه نيرومندتر از اينها هم بوده‌اند و قدرت بيشتري هم داشته‌اند . نمونه‌هائي از داستان پيشينيان ( بارها در قرآن به ميان آمده و ) گذشته است . ‏»
و نیز خداوند_تبارک و تعالی_ می فرماید:
(‏ فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ ‏‏ وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ‏ سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ ‏‏ فَهَلْ تَرَى لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ ‏ ‏)حاقه/5-7
«‏ در نتيجه قوم ثمود با عذاب سركش و سهمگين ( صاعقه ) نابود گشتند . ‏ و قوم عاد به وسيله تندباد سرد و سركش و پر سر و صداي ويرانگري نابود شدند . ‏ خداوند چنين تندبادي را هفت شب و هشت روز پياپي بر آنان گمارد . ( اگر در آنجا مي‌بودي ) در اين مدّت مردمان را مي‌ديدي كه روي زمين افتاده‌اند و انگار تنه‌هاي پوك و توخالي درختان خرمايند . ‏ آيا كسي را مي‌بيني كه از ايشان بر جاي مانده باشد.‏ ‏‏»
و پیامبر اکرم(ص) تیرگی حال چنین انسان هایی را بیان می کند، از حضرت ابوموسی روایت شده که گفت:
رسول الله (ص) فرمود:
(به حقیقت خداوند در دنیا به انسان ظالم مهلت می دهد تا گناه و عصیان کند و زمانی که خداوند او را در روز قیامت برای بازجویی گرفت، او را رها نمی کند و راه فراری برای او وجود ندارد، سپس این آیه را خواندLعقاب خداوند تو این چنین است، هرگاه که بر اثر کفر و فساد، اهالی شهرها و آبادی هایی را عقاب کند که ستمکار باشند، براستی عقاب خدا دردناک و سخت است.)
 
سوم: یادآوری مرگ برای صاحب نفس امارة بالسوء و به حقیقت بر او واجب است که برای بعد از مرگش عمل نماید.
زمانی که انسان ستمگر می گوید:
(رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحاً فِيمَا تَرَكْتُ)مؤمن/100
«پروردگارا ! مرا ( به دنيا ) باز گردانيد تا اين كه كار شايسته‌اي بكنم و فرصتهائي را كه از دست داده‌ام جبران نمايم . »
و نیز روسل الله(ص) به ما سفارش می کنند و می فرمایند:
(انسان زیرک کسی است که نفس خویش را پست شمارد و برای بعد از مرگ عمل نماید و انسان احمق کسی است که از هوای نفس تبعیت کند و از خداوند آرزوهای دست نیافتنی بخواهد.)
 
چهارم: این است که صاحب نفس امارةبالسوء را در تمایلات و شهوات و گناهانش به شک و تردید اندازی و به او بگویی: همه ی این ها نابود خواهند شد و هیچ شکی در این نیست، که این ها صاحب خو را در زیانکاری آشکاری می اندازند، جایگاه او را جهنم قرار می دهند و چه بد جایگاهی است تا اینکه نفس امارةباسوءصاحب خود را رستگار نماید و از خدا بتذسد و در راه پاک و حقی حرکت کند و خداوند راه را برای ما مشخص نموده و می فرماید:
(‏ وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ‏ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ‏‏‏ قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا‏ وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ‏ ‏)شمس/7-10
«‏ و سوگند به نفس آدمي ، و به آن كه او را ساخته و پرداخته كرده است ( و قواي روحي وي را تعديل ، و دستگاههاي جسمي او را تنظيم نموده است ) ! ‏ سپس بدو گناه و تقوا را الهام كرده است ( و چاه و راه و حسن و قبح را توسّط عقل و وحي به او نشان داده است ) . ‏ ( قسم به همه اينها ! ) كسي رستگار و كامياب مي‌گردد كه نفس خويشتن را ( با انجام طاعات و عبادات ، و ترك معاصي و منهيّات ) پاكيزه دارد و بپيرايد ( و آن را با هويدا ساختن هويّت انساني رشد دهد و بالا برد ) . ‏ و كسي نااميد و ناكام مي‌گردد كه نفس خويشتن ( و فضائل و مزاياي انسانيّت خود را در ميان كفر و شرك و معصيت ) پنهان بدارد و بپوشاند ، و ( به معاصي ) بيالايد . »
 
پنجم: این است که ما خوف از خداوند _عزوجل_را در روز حساب در صاحب نفس امارةبالسوء ایجاد کنیم:
(‏ يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ‏ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ‏ ‏)شعراء/88/89
«‏ آن روزي كه اموال ، ( يعني نيروي مادي ) ، و اولاد ، ( يعني نيروي انساني ، به كسي ) سودي نمي‌رساند . ‏ بلكه تنها كسي ( نجات پيدا مي‌كند و از اموالي كه در راه آفريدگار صرف ، و از اولادي كه در مسير پروردگار رهنمود كرده باشد ، سود مي‌برد ) كه با دل سالم ( از بيماري كفر و نفاق و ريا ) به پيشگاه خدا آمده باشد . ‏»
(‏ فَأَمَّا مَن طَغَى‏ وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ‏ فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى ‏‏‏ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى‏ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى ‏ ‏ ‏)نازعات/37-41
«‏ امّا آن كسي كه طغيان و سركشي كرده باشد . ‏ و زندگي دنيا را ( برگزيده باشد و بر آخرت ) ترجيح داده باشد . ‏ قطعاً دوزخ جايگاه ( او ) است . ‏ و امّا آن كس كه از جاه و مقام پروردگار خود ترسيده باشد ، و نفس را از هوي و هوس بازداشته باشد . ‏ قطعاً بهشت جايگاه ( او ) است . ‏» و پیامبر(ص) می فرماید:
(هرکسی از دشمنش بترسد در شب هم سفر می کند و به سرزمین خودمی رسد،سپس استراحت می کند و ایمن می یابد و مطمئن می شود و به همین ترتیب هرکس از پروردگارش و از عذابش نیز ترس داشته باشد به انجام کار خیر می پردازد پس به رضایت الله می رسد و داخل بهشت می شود این است نهایت کالای باارزش و منزل نام برده)
و رسول الله(ص) با آن عظمت و بزرگواری که در نزد خداوند_سبحانه و تعالی_ داشت بیمناک ترین مردم از خداوند بود و می فرماید:
(‏ وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً ‏)کهف/28
«‏ با كساني باش كه صبحگاهان و شامگاهان خداي خود را مي‌پرستند و به فرياد مي‌خوانند ، ( و تنها رضاي ) ذات او را مي‌طلبند ، و چشمانت از ايشان ( به سوي ثروتمندان و قدرتمندان مستكبر ) براي جستن زينت حيات دنيوي برنگردد ، و از كسي فرمان مبر كه ( به خاطر دنيا دوستي و آرزو پرستي ) دل او را از ياد خود غافل ساخته‌ايم ، و او به دنبال آرزوي خود روان گشته است ( و پيوسته فرمان يزدان را ترك گفته است ) و كار و بارش ( همه ) افراط و تفريط بوده است . ‏»
و رسول الله(ص) ما را به همنشینی با انسان های مؤمن و با تقوا فرا می خواند، از ابوسعید خدری ازپیامبر(ص) روایت شده که فرمود:
(جز با انسان های مؤمن همنشینی مکن، و جز انسان متقی طعام تو را نخورد.)
و پیامبر اکرم(ص) فرق و تفاوت بین همنشین صالح و همنشین بد را برای ما بیان کرده و می فرماید:
(مثل همنشین صالح مانند مثل کسی است که دارای مشک و عنبر است که اگرچه از آن هیچ چیزی به تو نرسد، ولی بوی خوش آن به تو می رسد و مثل همنشین بد مانند کسی است که دارای کوره ی آهنگری است، که اگر چه سیاهی آن به تو نرسد ولی دود آن به تو می رسد).
 
_______________________
منبع: محاسبه نفس / نویسنده: دکتر حسین حسین شحاته / مترجم:یونس یزدان / انتشارات:نشر احسان-1379


[1] تفسیر ابن کثیر،ج 2، ص 482-481.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس