مقالات

ارزش تفکّر و آثار ارزشمند آن

ارزش تفکّر و آثار ارزشمند آن
نویسنده: اما محمد غزالی/ ترجمه: محمد صالح سعیدی
 در روایتی آمده است: : « تَفَکُّرُ سَاعَهٍ خَیرٌ مِن عِبَادَهِ »[۱] ( یک ساعت اندیشیدن {در آفرینش مخلوقات} بهتر از یک سال عبادت است.)باید دانست که آیات و احادیث زیادی درباره ی تشویق و ترغیب وتدبر ، جهت نگریستن در آفرینش موجودات عالم و پند و عبرت گرفتن از آنها آمده است، یرا بر کسی پوشیده نیست که فکر و اندیشه تنها کلید انوار معرفت و سرآغاز آشنایی و رونه ای به سوی علوم و آگاهی ها است.
 خداوند در مدح تفکّر و فضیلت آن می فرماید:
«الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»
ترجمه :
کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده ( و در همه اوضاع و احوال خود ) یاد می کنند و درباره آفرینش ( شگفت انگیز و دلهره انگیز و اسرارآمیز ) آسمانها و زمین می اندیشند ( و نقشه دلربا و ساختار حیرتزای آن ، شور و غوغائی در آنان برمی انگیزد ، و به زبان حال و قال می گویند : ) پروردگارا ! این ( دستگاه شگفت کائنات ) را بیهوده و عبث نیافریده ای ؛ تو منزّه و پاکی ( از دست یازیدن به کار باطل ! ) ، پس ما را ( با توفیق بر انجام کارهای شایسته و بایسته ) از عذاب آتش ( دوزخ ) محفوظ دار . (آل عمرا:۱۹۱)
 ابن عباس -رحمه الله – گفته است : روزی جماعتی درباره خداوند می اندیشیدند . پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – فرمود : «« تفکروا فی خلق الله ، ولا تتفکروا فی الله فَإِنَّکُم لَن تَقدُرُوا قَدرَهُ»[۲]
( در بارهی آ،ریده های خداوند بیندیشید، اما در بارهی خداوند میندیشید، یرا که هرگز شما نمی توانید به کنه و ات اقدسِ او پی ببرید.)
در روایتی آمده است : روزی پیامبر – صلی الله علیه و آله – و سلم برجماعتی گذشت و دید که ساکت نشسته اند و فکر می کنند .فرمود:« مَا لَکُم لاَ تَتَکَلَّمُونَ؟» ( چه چیزی موجب شده است که حرف نمیزنید؟) عرض کردند: درباه ی آفریده های خدای – عزّ و جل – می اندیشم . پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – فرمود: « فَکَذلِکَ فَافعلُوا، تفکروا فی خلقهِ، ولا تتفکروا فِیهِ…»[۳] ( همین طور عمل کنید، درباره ی آفریده های خداوند بیندیشید، امّا درباره ی خداوند نیندیشید.)
یکی از صحابه ی کرام به نام عطاء – رضی الله عنه – گوید روزی من و عبید بن عمیر با هم نزد حضرت عایشه– رضی الله عنها – رفتیم ، در حالی که در میان ما و او پرده ای قرار داشت ، فرمود: ای عبید! چه جیزی مانع شده که به خا نه ی ما نمی آیی ؟ عبید بن عمیر در جواب گفت : این فرمود ه ی رسول خدا :« زُرغِبَّاً تَزدَد حُبَّاً» (( کم کم و ) چند روز در میان دیدنی کن تا محبتت زیاد شود )  سپس عبید گفت: ای ام المؤمنین یکی از عجیب ترین اعمال رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – را که دیده ای برای ما تعریف بفرما . ام المؤمنین – رضی الله عنها – شروع به گریست کرد و گفت: تمام کارهای رسول خدا عجیب می باشند، از آن جمله شبی که در کنارم نشسته بود ، فرمود: « بگذار پروردگارم را عبادت و پرستش کنم ، پس بلند شد و به کنار مشک آب رفت و وضو گرفت ، سپس برخاست که نماز بخواند، ناگاه شروع به گریه کرد ، به گونه ای که در اثر ریختن اشک ریشش خیس شد، بعد به سجده رفت و زمین سجده گاهش نیز خیس گردید، بعد با حالت گریه بر پهلوی خود افتاد تا این که بلال آمد که اذان صبح را بگوید و گفت: ای رسول خدا ! چرا گریه می کنی؟ خداوند که تمام گناهان گذشته و آینده ی تو را بخشیده است ؟ حضرت رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم –فرمود : « وَیحَکَ یَا بِلالُ وَ مَا یَمنَعُنِی أَن أَبکِی وَ قَد أَنزَلَ اللهُ تَعالی عَلَیَّ فِی هَذِهِ الَّیلَهِ:«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ» {آل عمران/۱۹۰} ثُمَّ قَال:« وَیلٌ لِمَن قَرَأَهَا وَلَم یَتَفَکَّر فیهَا»[۴]
ای بلال وای بر تو! جگونه مرا منع می کنی از اینکه گریه کنم، بی گمان خداوند امشب این آیه را بر من نازل کرد و فرمود :مسلّماً در آفرینش ( عجیب و غریب و منظّم و مرتّب ) آسمانها و زمین ، و آمد و رفت ( پیاپی ، و تاریکی و روشنی ، و کوتاهی و درازی ) شب و روز ، نشانه ها و دلائلی ( آشکار برای شناخت آفریدگار و کمال و دانش و قدرت او ) برای خردمندان است . سپس فرمود:وای به حال کسی که آن را بخواند و در<مفهوم و مصداق آن نیندیشد.»
از وضاعی -رحمه الله –پرسیده شد :فایده ی تفکر در این نشانه های آفرینش چیست؟در جواب گفت : آنهارا بخوانند و در آنها تدبر و تفکر نمایند و به فواید آنها پی خواهند برد.
جنید -رحمه الله – گفته است :(مبارکترین مجلس و عالی ترین آنها،نشست هایی است که همراه اندیشدن در راستای توحید و استشمام نسیم شناخت می باشد ،همچنین توامبا نوشیدن به وسیله ی جام مخبت از دریاسی دوستی و نگریستن با حسن ظن نسبت به خداوند باشد . سپس گفت: چه مجالس خوب و با عظمتی ! جهنوشیدن گوارابی ! خوشا به حال کسی که آن نصیبشمی شود).
بیان حقیقت تفکر و ثمره ی آن
بدان که معنی فکر عبارت است از احضار دو شناخت در قلب ،تا از آن دو نیز شناخت سومی حاصل شود ،مثلا کسی بداند که آنچه بهتر و ماند نیتر است ، برای انتخاب نمودن شایسته تر می باشد ، سپس بداند آخرت ماندنیز است ، پس از این دو شناخت که در قلب او حاصل شده است،شناخت سومی که عبارت است از اینکه آخرت بهتر و شایسته تر است برای انتخاب ، به دست می آید.
بنابر این هدف از تفکّر ،به دست آوردن علم و آگاهی است در قلب و این علم و آگاهی نیز مو جب دو شناخت نام بردهی فوق می شودکه هردوی آنها نتیجه و ثمره ی علم می باشند و خود علم هم ثمرهی تفکر است .
 
بیان مجازی فکر
بدان که گاهی فکر انسان دربارهی امری جریان می یابد که در رابطه با دین است و گاهی هم در چیزی جریان می یابد که در رابطه با غیر دین می باشد و مقصود ما در اینجا جریان فکری است که در رابطه با دینمی باشد ، همچنین مراد از دین نیز بیان ارتباطی است که در میان عبد و پروردگار برقرار می باشد .
همچنان که در مبحث (حقیقت فکر )بیان گردید:انسان گاهی در اوضاع و احوال نفس خود می نگرد و درباره ی کتاب خدا و راجع به صفات و افعال او فکر می کند و باید دانست که فکر کردن درباره ی ذات خداوندمتعال جایزنیست ،جز بات ذکر و یاد او . چون گفته اند:«دربارهی آفریده های خداوند بیندیشید ،اما درباره ی ذات او نیندیشید ». به خاطر اینکه عقلهادر آن متحیر و سرگردان می شوند و قدرت  دستیابی به کُنه آنرا ندارند ،لذا هم شرع اقتضا می کند وهم صلاح آن است که درباره ی ذات پروردگار فکر نشود، ولی هراندازه انسان درباره ی ملک و ملکوت و درباره ی عظمت صفات خداوند تفکّر کند به همان اندازه نیز محبتش فزونی مییابد و تفکّر به خاطر اِنکشاف قدرت و عظمت خداوند ، جایز می باشد، مانند دقت وتدبر در معانی اسماء و صفات خداوند و تفکّر در صنعت خداوند از قبیل آفرینش آسمانها وزمین وستارگان و هر چیز دیگری غیر از خدا. چنانکه می فرماید:
«سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » ما به آنان ( که منکر اسلام و قرآنند ) هرچه زودتر دلائل و نشانه های خود را در اقطار و نواحی ( آسمانها و زمین ، که جهان کبیر است ) و در داخل و درون خودشان ( که جهان صغیراست ) به آنان ( که منکر اسلام و قرآنند ) نشان خواهیم داد تا برای ایشان روشن و آشکار گردد که اسلام و قرآن حق است (فصلت/۵۳)
و میفرماید:
«وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ**وَفِی أَنفُسِکُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ»
ترجمه :
در زمین دلائل و نشانه های فراوانی است برای کسانی که می خواهند به یقین برسند ( و از روی دلیل خدای را بشناسند و آثار قدرت او را ببینند ) .*و در خودِ وجود شما ( انسانها ، نشانه های روشن و دلائل متقن برای شناخت خدا و پی بردن به قدرت او ) است . مگر نمی بینید ؟(ذاریات/۲۰/۲۱)
منبع :کتاب : مختصر احیاء علوم الدّین / تألیف: اما محمد غزالی/ ترجمه: محمد صالح سعیدی /انتشارات: کردستان/ چاپ : سوم ۱۳۸۷


[۱] به روایت ابن حبان در کتاب « العظمه » از حدیث ابوهریره با لفظِ « ستین سنه» و با اسناد ضعیف.
[۲] به روایت ابو نعیم در الحلیه با سند ضعیف و اصفهانی آن را در الترغیب و الترهیب از طریق دیگر صحیح تر از آن، روایت نموده است و طبرانی درالأوسط و بیهقی در الشعب، آن را از حدیث ابن عمر روایت کرده اند.
[۳] نقل از قسمتی از حدیث عبدالله بن سلام . توجه: این حدیث طولانی است و می توان به متن عربی احیاء ، ج ۴، ص۴۵۰مراجعه نمود
[۴] به روایت ابی حبان در صحیح خود از روایت عبدالملک بن ابی سلیمان از عطاء

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا