قرآنمطالب جدید

تاثیر قرآن در مشرکین عرب

تاثیر قرآن در مشرکین عرب

نویسنده: رشید رضا، مترجم: محمد علی خلیلی

 

 گفته شد که تأثیر قرآن در ملت عرب برد و نوع بوده یعنی هم در مشرکین و هم در مؤمنین تأثیر داشته و البته در هرکدام یکنوع تأثیری کرده است اما تأثیری که در مشرکین داشته بواسطه ی بلاغت و حسن سبک و اسلوب و روش آن بوده که هر کسی را مفتون می کرده و برای فهم دعوت و گرویدن به آن بهترین وسیله بوده است چه هر کس آن روش و سبک را می شنید بی اختیار جذب می شد و هر فردی که آن را می فهمید زیبایی و امتیاز آن را درک می کرد ولی با وجود این بر حسب اختلاف درجاتی که در فصاحت و بلاغت و درک معانی عالی و دقیق داشتند در فهم آن متفاوت بودند اما به هر حال قرآن و اسلوب بدیع آن در همه مؤثر بود.

در این مورد بخوانید: چگونگی تأثیر قرآن در عرب

 

همین تأثیر بود که ولید بن مغیره مخزومی را که یکی از فصحاء و بلغاء عرب بود و شرح و حکایتش سابقا گفته شد وادار بگفتن آن سخن حق و بی مانند نمود و در برابر ابو جهل اعتراف کرد که قرآن حقیقتی است برتر از هر چیز و هیچ چیزی برتر از آن نیست و هر چه را که مادون قدر و منزلتش باشد نیست و نابود می کنند .

و البته این سخنی بود که از فروغ خرد و صمیم وجدان او صادر شده بود زیرا نمی توانست جز راستی و حقیقت چیزی بگوید به همین جهت وقتی ابوجهل به او اصرار کرد چیزی بر علیه قرآن بگوید مدتی با عقل خود در ستیزه بود و چنانکه گفته شد و قرآن ناطق به آن است پس از تفکر زیاد و زحمت دادن به خود از قرآن تکذیب نموده آن را سحر و جادوی مؤثری خواند .

 

و همین تأثیر عجیب بود که مخالفین و دشمنان را با آنکه با خود عهد کرده بودند و کمال جدیت را داشتند که قرآن را نشنوند باز شبانه و بدون آنکه کسی بفهمد بی اختیار می شتافتند تا هنگامی که پیغمبر (ص) در خانه خود مشغول خواندن است گوش بدهند و از آن روش قرآنی عجیب لذت ببرند …

آری هر کدام پنهانی می رفتند و گوش می دادند و چون به همدیگر می رسیدند خود را ملامت می کردند و باز عهد می بستند که اینکار را نکنند ولی حلاوت قرآن و جاذبه ای که داشت باز آن ها را بشکستن عهد وادار می نمود و همین تأثیر قرآن بود که آن ها را بر آن وادار کرد که ابوبکر (رض) را از نماز و قرآن خواندن در مسجد مکه باز دارند زیرا خواندن و نماز و گریه او یک تأثیر مخصوصی داشت که هر شنونده ای را به سوی اسلام متمایل می کرد.

 

بنا براین برای اینکه از او جلوگیری کرده باشند گفتند صدای ابو بکر زن و بچه ما را از راه در می آورد او نیز برای عبادت پروردگار مسجدی جنب خانه خود تهیه کرد و در آنجا مشغول عبادت شد ولی باز زنان و کودکان از هر سو به خانه اش روی آور می شدند تا تلاوت قرآن او را بشنوند.

و چون مشرکین قریش چنان دیدند باز به بهانه اینکه منظور آنها عملی نشده و هنوز ابوبکر زنان و کودکان آن ها را به سوی خود می کشاند او را از ادامه این کار در منزل نیز منع کردند و او را مجبور کردند مهاجرت کند ولی ابن الدغنه که بزرگ قبیله ی خود بود ابو بکر را در راه دیده از سبب مهاجرتش پرسید و چون بر حقیقت امر آگاه شد و از فضل و مقام ابوبکر قبل از اسلام نیز اطلاع داشت او را در پناه خود گرفته و از اذیت و آزار مشرکین نسبت به او جلوگیری کرد.

 

بخاری در صحیح خود این خبر را آورده و می گوید که قریش پذیرفتند که ابوبکر در پناه ابن الدغنه باشد و به او گفتند که به ابوبکر بگو که خدای خود را در منزلش پرستش کند و در آنجا هر قدر می خواهد قرآن بخواند ولى آشکار این کار را نکند و اذیت ما را فراهم نسازد چون ما می ترسیم زنان و کودکان ما را از راه در آورد و با تأثیری که در نماز و قرآن خواندن اوست آن ها را با سلام متمایل سازد

ابن الدغنه نیز به ابوبکر گفت چنین کند و او نیز مدت ها نماز و قرائت خود را آشکار نمی کرد و در منزل هر شب به عبادت خداوند و قرآن خواندن مشغول بود ولی چندی بعد به نظرش رسید جنب منزل خود مسجدی بسازد و در آن جا عبادت کند” ولی باز زنان و کودکان مشرکین از هر سوی به او روی آوردند و از افعال او تعجب می کردند …

 ابوبکر نمیتوانست هنگام قرآن خواندن از اشک ریختن و گریه خود داری کند ….

 

بنا براین باز بزرگان قریش و مشرکین آن ها مضطرب شده و ابن الدغنه را احضار کرده گفتند ما قبول کردیم که ابوبکر در پناه تو باشد و شرط کردیم که در منزل به عبادت و خواندن بپردازد ولی او از این شرط سرپیچی کرده و مسجدی جنب منزل خود ساخته و علنا مشغول نماز و قرآن خواندن شده و ما می ترسیم که زنان و کودکان ما را از راه درآورد. بنا براین او را از این کار باز بدار . تا اگر میل کرد همانطور که شرط شده هر چه می کند در منزل باشد و اگر نکند از او بخواه که از این پس در پناه تو نباشد و تو از او حمایت نکنی زیرا ما نمی خواهیم عهد تو را که با او کرده ای محترم ندانیم و نمی توانیم به ابوبکر اجازه دهیم که اسلام خود را آشکار ساخته و زنان و کودکان ما را از راه در آورد.

 

ابن الدغنه نیز نزد ابوبکر رفته به او گفت تو می دانی که من تو را پناه داده و قریش نیز عهد مرا محترم شمرده اند و من با تو شرط کردم که در منزل باشی و عبادت کنی بنا براین یا به ا این شرط عمل کن و یا عهد مرا باز گردان زیرا من نمی خواهم که عرب بگویند من عهد شکن هستم . ابوبکر گفت نه من عهد تو را به خودت باز می گردانم و حمایت تو را به حمایت خداوند بدل میکنم.

 

گفته شد که این تأثیر عجیب بود که آن ها را وادار می کرد پیغمبر (ص) را از خواندن قرآن در اجتماعات عمومی و بازارهای موسمی و مواقع حج باز دارند و او را با سنگ بزنند و در اجرای این نیت به حدی پافشاری می کردند که غفلت از آن را جائز ندانسته و با همدیگر برای ممانعت از او عهد و پیمان بسته بودند و این امر از گفته ی خداوندی واضح است که می فرماید (وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ) سوره ی فصلت آیه ی (۲۶)

– یکی از فلاسفه ی بزرگ فرانسه جنبه ی تأثیر قرآن را درک کرده و در کتابی که نوشته است گفته مبلغین مسیحی را که مدعی هستند محمد (ص) برای اثبات نبوت خود مانند موسی و عیسی (ع) معجزاتی نیاورده ذکر می کند و آن ها را رد کرده می گوید : ((محمد (ص) قرآن را با کمال فروتنی و آه و حسرت و سوز می خواند و همین قرائتش به حدی در مردم تأثیر داشت که آن ها را بی اختیار به اسلام می کشاند و به همین جهت جاذبه ای که داشته در هیچ یک از معجزات پیغمبران یافت نمی شود) پس میگوییم اگر قرآن به ترتیب کتاب های فنی و علمی معمولی فرود می آمد هیچ گاه کم یا زیاد آن تأثیری را که یکی از سوره های فعلی آن دارد نداشت و بهترین مزایای خود را فاقد بود .

 

و یکی از شواهد بی شماری که گفته ی این فیلسوف فرانسوی را تاکید می کند روایتی است که از رفتار رؤساء قریش نقل شده و می گوید که همه گرد آمده گفتند داناترین خود را در جادو و علم کاهنی و شعر انتخاب کنید و پیش این مرد ]مقصود پیغمبر (ص) است[ که اجتماع ما را بر هم زده و اتحادی را که داشتیم از بین برده و کیش ما را مورد مذمت قرار داده بفرستید تا با او گفتگو کند و ببیند چه پاسخ می دهد همه گفتند هیچکس برای اینکار بهتر از عتبه بن ربیعه نیست ، بنا براین او را فرستادند و چون عتبه پیش پیغمبر(ص) آمد با او صحبت کرده پیغام قریش را به او رساند و گفت این ها از عاقبت این کار می ترسند و بیم دارند که بالاخره شمشیر به روی هم بکشند آن گاه به او پیشنهاد کرد هر چه از دارایی و ریاست خواهد به او می دهند و ده زن از بهترین زنان را به همسری او در می آورند و فقط از او می خواهند که دست از این کار بکشد.

 

پیغمبر(ص) به سخنان او گوش می داد و چون سخنش به پایان رسید سوره ی ( حم – سجده ) را بر او خواند تا چون به این آیه رسید (فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صَاعِقَهً مِثْلَ صَاعِقَهِ عَادٍ وَثَمُودَ) سوره ی فصلت آیه ی (۱۳)

 عتبه از جای جسته و دهان پیغمبر را گرفته به خویشاوندی سوگند داد که دیگر نخواند و چون بر گشت قریش او را دگرگون دیده گفتند . این هم به محمد (ص) متمایل شد ولی عتبه آنچه گذشته بود برای آن ها نقل کرد و ترسی را که در اثر خواندن قرآن بر او عارض شده بود برای آن ها گفت و در ضمن اظهار کرد که شما خود می دانید محمد (ص) اگر چیزی بگوید دروغ نیست . بنابراین ترسیدم آن چه گفته عمل کند و عذاب و بلای آسمانی را بر شما فرود آورد – در روایت دیگر آمده که عتبه گفت : به من سخنی گفت که به خدا تا کنون مانند آن را نشنیده بودم بنا براین ندانستم چه بگویم و پیغمبر (ص) فقط از قوم و ملت خود این را می خواست که به او اجازه بدهند دعوت خداوندی را با خواندن قرآن به مردم برساند . و خداوند در این خصوص خطاب به پیغمبر خود کرده می فرماید: (قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهَادَهً قُلِ اللَّهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَأُوحِیَ إِلَیَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ) سوره ی انعام آیه ی (۱۹)

 

مقصود اینست که این قرآن از سوی خداوندی بر من نازل شده که به شما و سایر مردم بگویم و شما را به سوی خداوند و دین اسلام بخوانم .

و باز در آخر سوره ی (النمل ) فرموده:

إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَهِ الَّذِی حَرَّمَهَا وَلَهُ کُلُّ شَیْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ ﴿۹۱﴾

وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِینَ ﴿۹۲﴾

وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۹۳﴾

 

رؤساء قریش تأثیر و جاذبه قرآن و اسلام را در خود پیش از هر کسی حس کردند و می دانستند که سایر اعراب وسایل ستیزه و قوت برابری با آن را مانند آن ها ندارند . به همین جهت ابولهب عم پیغمبر(ص) از اول به آن ها گفت : پیش از آن که عرب دور او گرد آیند از او جلوگیری کنید و آن ها نیز هم چنان کردند که گفت : ولی پایداری محمد (ص) در امر دعوت و تحمل و بردباری او در برابر هر شکنجه و سختی آن ها را وادار کرد فشار را بر او و یارانش سخت تر کنند و مؤمنین را اذیت و آزار نمایند و آن ها را به مهاجرت های پی در پی مجبور سازند و حتی برای قتل خود پیغمبر(ص) نیز هم دست شدند ولی او از مکه مهاجرت نموده و از دست آن ها نجات یافت اما باز از او دست نکشهده در شهر یثرب ( مدینه ) همیشه متعرض او می شدند و با او و مسلمین می جنگیدند و همواره خداوند او را پیروزی می داد تا بالاخره در جنگ ( حدیبیه ) که در سال ششم هجرت واقع شده مجبور شدند با او عقد صلحی ببندند. و مهمترین شروط صلح این بود که به مسلمانان اجازه آمیزش و رفت و آمد با مشر کین داده شود و همین امر موجب شد که مشرکین آیات قرآنی را شنیده و در اثر تأثیر بی مانندش گروه گروه وارد اسلام شوند و انتشار دین اسلامی و توسعه و امتداد دامنه ی آن در این مدت چهار سال یعنی پس از جنگ حدیبیه تا رحلت پیغمبر (ص) به مراتب بیشتر از ۱۶ سال اول اسلام بود، زیرا در این مدت تأثیر قرآن در نفوس عرب کارگر شده و جاذبه ی او آن ها را به سلام کشاند.

—————————————-

منبع: وحی محمدی، مولف: رشید رضا، مترجم: محمد علی خلیلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا