تربیت، اخلاق و تزکیهمطالب جدیدمقالات

ویژگی های وقت و درک ارزش وقت و زمان

ویژگی های وقت و درک ارزش وقت و زمان
نویسنده: مجیب الرحمن منیب

برای این که وقت مان را درست مدیریت کنیم و از آن به درستی بهره ببریم بایستی ارزش وقت و زمان را بدانیم و تمام جنبه های آن را موشگافانه بررسی کنیم.  اینک در ذیل به بعضی ویژه گی های وقت که اشاره خواهیم کرد:

وقت زود گذر است

وقت  همچو آب روان در سراشیبی با تندی تمام  و همچو ابری در آسمان و بادی سریع در در هوا می گذرد. چه ایام فرح و خوشحالی باشد و چه ایام غم و اندوه. هرچند چنان معلوم می شود که در ایام فرح به زودی و در ایام اندوه به کندی سپری می شود و لی در واقع این حس ما از وقت است ورنه در هر حالت به تندی و تیزی باد می گذرد. وقتی نهایت هر زنده جانی، مرگ باشد، عمر چه کوتاه باشد و چه دراز بازهم خیلی کوتاه است و بایستی کاری کرد. و به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن!

 وقتی مرگ به سراغ انسان می آید تمام سال های درازی که انسان سپری کرده، به یک چشم به هم زدن از پیش روی انسان چنان سپری می شود که تو گویی بیش از یک ساعت نزیسته است یا شاید هم کم تر از یک ساعت.

 آورده اند که، وقتی ملک الموت به سراغ نوح علیه السلام که بیش از هزار سال – با عمر دعوت و غیر دعوت- زندگی کرده بود، آمد از نوح پرسید: سالیان زیادی در دنیا بودی و زندگی کردی، حالا بگو زندگی دنیا برایت چگونه معلوم شد؟ نوح ع در پاسخ فرمود: همه این زندگی چنان بود که مردی خانه ای بسازد که دو دروازه داشته باشد، از یک دروازه‌ داخل شود و از دومی بیرون شود! گذشته از صحت و سقم این خبر، این معنای زود گذاریی بودن زندگی را ترسیم می کند.

در این مورد بخوانید: ارزش وقت چالش ها وراه حل ها

 

  از وقت آنچه بگذشت، بر نگشت

وقت می گذرد به تندی باد اما آنچه از آن می‌گذرد دیگر هرگز باز نمی گردد. در واقع انسان مجموعه‌ای انفاسی محدود است و هر نفسی که برون می رود باز نمی گردد و این انفاس محدود روزی به پایان و یکی از این نفَس ها آخرین نفس مان خواهد.

 امروزه بیشتر مردم دوست دارند خود را مصروف کاری کنند تا به اصطلاح “ساعت شان تیر شود” اما فکر نمی کنند که با گذشت هر ساعت هر لحظه و هر روز به مرگ نزدیک و نزدیک تر می شوند؟!

⁦عبد الله بن مسعود فرموده است: بر هیچ چیزی آنقدر پشیمان نشدم که بر روزی که آفتابش غروب کرد و عمل من در آن روز افزون نشد، پشیمان شدم.

– و چه زیبا است این فرموده حسن بصری رحمه الله که می فرماید : ”  هیچ روزی نیست که صبح شود و فجرش  بدمد مگر این که چنین ندا می زند: ای فرزند آدم! من مخلوقی هستم جدید و بر کردار تو گواه؛ مرا پایه کمال خودت قرار ده و از من توشه بگیر چون من بگذرم دیگر بر نمی گردم”

– عمر بن عبد العزیز هم سخنی دارد نزدیک به این معنا، او می فرماید: “شب و روز از تو استفاده می کنند پس توهم از شب و ورز استفاده کن”. سعدی این سخن را این گونه به تصویر کشیده است:

نگهدار فرصت که عالم دمی است

دمی، پیش دانا به از عالَمی است

سکندر به که بر عالمی حکم داشت

در آن دم که بگذشت و عالم گذاشت

میســـــــر نبـــودش کزو عــــــالمی

ستانند و مهـــلــــت  دهندش دمی

به درستی که ایشان و سایر بزرگان مان ارزش وقت و زود گذری و بازنگردی آن را دانستند و با کار های ارزشمند شان کاخ های مجد وبزرگی را  ساختند و از خود یاد نیک به جای گذاشتند. آنان ارزش وقت را دانستند و از آن درست استفاده کردند و در کم ترین سن و سال بزرگترین قهرمانی ها از خود ثبت تاریخ کردند به طور نمونه:

⚡️اسامه پسر زید رض رهبری لشکر مسلمانان را به دوش گرفت با آن که عمرش بیش از شانزده سال نبود

⚡️ به مانند او محمد پسر قاسم ثقفی، کسی که دروازه های چین را کوبید در حالی که کم تر از بیست سال داشت

⚡️همچنان به مانند او محمد فاتح، در حالی قلعه های قسطنطنیه را به تزلزل در آورد که گل جوانیش نو شکوفه زده بود.

⚡️سعد بن معاذ در سی سالگی اسلام آورد و در سی و هفت سالگی در گذشت. او هفت سال را در اسلام چنان گذرانید که وقتی شهید شد عرش خداوند به اهتزاز در آمد و هفتاد هزار ملائکه در تشیع جنازه اش، شرکت کرده بودند.

وقت عزیز ترین سرمایه است

این که زمان باز نمی گردد و باز تولید نمی شود و همچنان خیلی زود گذر است بیانگر ارزشمند بودن وقت است. و این که عزیز ترین سرمایه هر انسان وقتش است، نه پول و ثروتش چون وقت ظرف برای ایجاد هر خواسته دیگر می تواند شود و لی هیچ چیزی ظرف برای وقت نمی شود، که با استفاده درست از وقت و به کار گرفتن اولویات و لوازم، می توان به پول و ثروت زیادی دست یافت ولی وقت سرمایه بی بدیل است.

اما متأسفانه به اندازه ای که وقت ارزشمندترین سرمایه هر انسان است، به همان اندازه انسان در موردش بی توجهی می کند.

کاش وقت خریده می شد! چقدر درد آور است وقتی آدم با افرادی سر می خورد که بی ارزش ترین چیز نزد شان وقت شان است، با دیدن چنین افراد آدم آرزو می کند که کاش این گونه اوقات خریده می شد تا بتوان آن را در جای درست و مناسب صرف کرد.

حارث بن اسد محاسبی می فرماید: “اگر وقت خریده می شد، سوگند به خدا دوست داشتم با دارای ام، اوقات انسان های بیکار و غافل را بخرم و در راه خدا خرچ کنم”

ابن قیم رحمه الله فرموده است : ” به هدر دادن وقت بدتر از مرگ است چون انسان با مرگ از دنیا و اهل دنیا دور می شود و لی با هدر دادن وقت از خدا و آخرت دور می شود. امروزه بیهوده کاری، میان مسلمانان در میزان بلندی قرار گرفته است”.

مردی بر دربار امیر مؤمنان ابو جعفر منصور داخل شد تا به امیر مهارت خود را نشان دهد و پاداشی از امیر دریافت کند، با اجازه امیر شروع به نمایش گزاری هنرهایش کرد، در نخست کاعذ پران ها را به هوا فرستاد بدون آن که به زمین بیافتند. امیر گفت دیگر چه مهارت داری؟، مرد چوب های زیادی را برون کشید که در گوشه هر چوبی سوراخی و جای برای یکچا شدن با چوبی دیگر بود، سپس چوبی را به دویوار انداخت و در سوراخ دیوار محکم شد سپس چوب دوم را انداخت که با قرار گرفت در سوراخ چوب اولی، محکم شد و این گونه به ترتیب چوب ها را یکی پی دیگر می انداخت و باهم در دیوار می چسپیدند بدون آن که بیافتند. با پایان بازی هایش مرد که در انتظار دریافت بخششی از پادشاه بود، پادشاه به جلادان امر کرد تا او را صد دره بزنند، مرد  که خلاف انتظارش را شنید فریاد زد و علت را این کار را از امیر جویا شد، امیر فرمود تو را به این علت که وقت مسلمانان را با کار های بیهوده ات هدر دادی، به صدر دره محکوم کردم.

——————————–

منبع:  کتاب “عزیز ترین سرمایه” / تالیف: مجیب الرحمن منیب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا