معماری
خانه ---> فقه معاصر ---> حکم طلاق غضبان ( از روي عصبانيت)

حکم طلاق غضبان ( از روي عصبانيت)

حکم طلاق غضبان ( از روي عصبانيت)

نويسنده: دکتر یوسف قرضاوی / مترجم: دکتر احمد نعمتی

پیشگاه فرخنده ی جناب استاد شیخ دکتر قرضاوی حفظه الله

درود بر شما و رحمت خداوند و برکات اش بر شما باد!

می خواهم پرسش زیر را از حضرت عالی استفتاء نمایم. مردی با زن اش به زدوخورد و مشاجره افتادند. در میان دعوا، مرد زن اش را بی حضور کس دیگری، یک طلاق داد؛ به گونه ای که نفر سومی به این اطلاق آگاه نشد؛ یعنی طلاق – تنها – میان زن  و شوهر انجام گرفت؛ و این مرد در خود همان روز، زن اش را رجوع نموده، به این صیغه: «تو را به سوی عصمت خودم رجوع نمودم.» زن در پاسخ گفت: «پذیرفتم.» و این رجوع هم – تنها – میان زن و شوهر انجام گرفت؛ و کسی دیگر بدان آگاهی نیافت. پرسش نخست: آیا طلاقی رخ داده است؟ پرسش دوم: چنین رجوعی بی شهود؛ از نظر شرعی درست است؟ و از نظر شرعی زن به حلیت شوهرش درمی­آید؟

 

پاسخ: ستایش مر خدا راست!

اگر طلاقی که در پی دعوا و بگومگوی پرسش کننده با همسرش رخ داده، در زمان خشم فراوان شوهر نبوده باشد؛ آن گونه که وی به هیجان و تحریک درنیامده باشد که توان کنترل بر نفس خود را نداشته باشد؛ و با اندیشیدن و تصمیم گیری طلاق را بر زبان آورده باشد. در این صورت، طلاق واقع است. زیرا از اهل  خود و در محل خود و با جمله ی روشن و آشکار بیان شده؛ بی آن که مانعی مانند حالت «اغلاق» وجود داشته باشد؛ آن گونه که در این حدیث شریف روایت شده: «لا طلاق فی إغلاق» (در اغلاق، طلاق اثری ندارد.) بعضی اغلاق را به «اکراه» تفسیر کرده اند؛ و بعضی به «غضب و عصبانیت». مراد از غضب، خشم بسیاری است که مرد کنترل نفس خود را از دست می دهد؛ و بی اراده سخنی از دهان اش بیرون می­آید.

جمهور فقیهان، شهادت را نه برای طلاق، نه برای رجعت، به شرط نگرفته اند؛ اگر چه گفته اند: شهادت برای رجعت، مستحب است؛ زیرا خداوند متعال درباره ی زنان طلاق داده شده فرموده است:

﴿فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ     طلاق/2

« و هنگامي كه مدّت عِدّه آنان نزديك به پايان آمد ، يا ايشان را به طرز شايسته‌اي نگاه داريد ، و يا به طرز شايسته‌اي از ايشان جدا شويد ، و بر ( نگاهداري و يا جدائي ) آنان دو مرد عادل از ميان خودتان گواه كنيد ،  ( تا اگر در آينده اختلافي روي دهد ، هيچ يك از شوهر و همسر نتوانند واقعيّت را انكار كنند ) و گواهي دادن را براي خدا اداء كنيد.»

وجود شاهد برای این رخداد پرسش شده مهم است. تا پس از وقوع طلاق یکی از آن دو، از روی فراموشی یا عناد یا لجاجت یا موارد دیگر، وقوع طلاق را منکر نشود.

در هر صورت هنگامی که شوهر، زن اش را با جمله ی آشکار به سوی همسری خود برگردانده و به زن اش گفته: «تو را به سوی عصمت خودم ارجاع نمودم.» در حقیقت زن برگشته و شرط نیست که زن هم بگوید: «پذیرفتم» زیرا تا زن در عده باشد، بازگشت زن پس از طلاق از حقوق شوهر است. خداوند متعال فرموده:

﴿وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحاً            بقره/ 228

«و زنان مطلّقه بايد ( بعد از طلاق ) به مدّت سه بار عادت ماهانه ( و يا سه‌بار پاك‌شدن از حيض ) انتظار بكشند ( و عدّه نگهدارند ، تا روشن شود كه حامله نيستند ) ، و اگر ( در ايمان خود صادق هستند و راست مي‌گويند كه ) به خدا و روز رستاخيز باور دارند ، براي آنان حلال نيست كه خدا آنچه را ( اعم از جنين يا خون ماهانه ) در رحم ايشان آفريده است پنهان كنند ، و شوهران آنان براي برگرداندنشان ( به زندگي زناشوئي و از سرگرفتن آن ) در اين ( مدّت عدّه ، از ديگران ) سزاوارترند.»

خداوند متعال شوهر طلاق دهنده را «بعل» نامیده؛ وی را برای بازگرداندن زن به سوی خود – در وقت عده – شایسته تر دانسته؛ البته اگر بخواهد کارها اصلاح گردد و به روال طبیعی خود بازگردد.

تا آن جا که برخی فقیهان، هم بستری شدن شوهر مطلّق را با زن اش، هنگام عده به عنوان رجوع زن دانسته اند، که این یک ارجاع عملی؛ در مقابل ارجاع زبانی­ست و نشان می­دهد مسلمان قصد داشته، وضعیت موجود را اصلاح کند؛ یعنی هم بستر شدن مرد مطلّق با زن خود در حالت عده، در معنای ارجاع و بازگرداندن او به ازدواج خود است؛ البته رجوع و بازگرداندن زن مطلّقه با سخن آشکار، از نظر اعتبار و درستی و پذیرش شرعی به مراتب برتر است و با چنین رجوعی، زن برای شوهرش و شوهر برای زن در پرتو احکام شریعت، حلال می شوند. الحمدلله.

—————————————————————

منبع: دیدگاه های فقهی معاصر جلد 4 /  مؤلف: دکتر یوسف قرضاوی / مترجم: دکتر احمد نعمتی / انتشارات: نشر احسان 1389

 

۶ نظر:

  1. ایدا

    آیا مردی که میگوید طلاق طلاق طلاق عز روی عصبانیت وبعد پشیمان میشود وننزدیکی میکند آیا آن زن حلال هس احرام؟بادشکن

  2. parvin

    باعرض سلام وخسته نباشید،اگر زنی حامله باشد وشوهرش سه بار همان لحظه بگوید طلاق ،حکم چیست ؟لطفا برام هر چه سریع تر بفرستید ،خواهش میکنم برام خیلی مهمه

  3. سلام علیکم
    سئوال شما را برای پاسخگویی ارسال کردیم
    اما سئوال شما نامفهوم و نامشخص هست

    که چه وقت قسم خورده اید؟
    چگونه قسم خورده اید؟
    در چه شرایطی ؟
    وچرا؟

    چون همه اینها در تعیین حکم تاثیر دارد .

  4. علی

    اگه مرد از روی عصبانیت بدون اینکه نیتش طلاق باشد به زنش بگوید به برادرات بگو اگه زنگ زدی میگم خواهرت بره خونه پدرت طلاق حساب میشه ؟چون من به خانمم نگفتم مستقیم
    فقط گفتم به داداشت یا خانوادت بگو

  5. علی

    سلام خسته نباشید .من باخانمم بیشتر دعوامیکنم بین دعواهامون من به خانمم گفتم از روی عصبانیت اول طلاق .دوم طلاق .سوم طلاق.بین خودمون دوتاهم بوده این وسط کسی خبر نداره حکمش چیه ؟؟باید چکار کرد ؟؟؟

  6. سلام
    کار شما کاملا اشتباه هست… کار ناپسند و نامشروعی می باشد
    خداوند از رابطه همسری بعنوان میثاق غلیظ یعنی رابطه محکم و استوار حرف زده
    نمیشه با عصابنیت یا بهانه دیگری این رابطه را مورد شماتت قرار بدهید

    بشدت از این امر پرهیز بکنید…
    باخبر نبودن دیگران که دلیل نمیشه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس