معماری
خانه ---> بیداری اسلامی ---> وظایف و مسئوليت هاي بیداری اسلامي
نويسنده: استاد محمد قطب / مترجم: جهانگیر ولدبیگی بیداری اسلامی، امروز با مسئولیت بسیار بزرگی روبرو است؛ مسئولیتی که قبلا" هیچ حرکت اصلاحی با آن روبرو نبوده است. مشکلاتی که امروز دامنگیر بیداری اسلامی است در هیچ برهه ای از زمان به این گستردگی و شمولیت نبوده است.در گذشته انحرافات بسیاری به وجود آمده و براساس قوانین و سنت های لایتغییر الهی که کسی توان مقابله با آن ها را ندارد، منجر به اثرات ناگواری در بافت جامعه اسلامی شده اند.

وظایف و مسئوليت هاي بیداری اسلامي

بيداري اسلامي محمدقطبوظایف و مسئوليت هاي بیداری اسلامي

نويسنده: استاد محمد قطب / مترجم: جهانگیر ولدبیگی

بیداری اسلامی، امروز با مسئولیت بسیار بزرگی روبرو است؛ مسئولیتی که قبلا" هیچ حرکت اصلاحی با آن روبرو نبوده است. مشکلاتی که امروز دامنگیر بیداری اسلامی است در هیچ برهه ای از زمان به این گستردگی و شمولیت نبوده است.

در گذشته انحرافات بسیاری به وجود آمده و براساس قوانین و سنت های لایتغییر الهی که کسی توان مقابله با آن ها را ندارد، منجر به اثرات ناگواری در بافت جامعه اسلامی شده اند.

یک بار صلیبیان آمدند و در بخش هایی از جهان اسلام رخنه کردند. یک بار تاتار آمد و دولت اسلامی را نابود کرد و اندلس سقوط کرد و مسلمانان را از آن سرزمین بیرون راندند. امت اسلامی با تمام این مشکلات روبرو شده است؛ اما تمام این مشکلات نسبت به حوداث و مشکلات امروز بسیار جزئی و در سطح بسیار پایینی قرار دارند.

حوادث گذشته گاهی امت اسلامی را هدف قرار می داد و گاهی قسمتی  از جهان اسلام را، اما حوادث امروز تمام امت اسلام و جهان اسلام را دربر می گیرد.

به نظر ما سبب این امر(مشکلات موجود) موضع گیری امت نسبت«لا اله الا الله»است.

«لا اله الا الله» و «محمد رسول الله» ریشه های اصلی امتی هستند که خداوند در زمین قدرت می بخشد:

(‏ يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاءُ ‏)ابراهیم/27

«‏ خداوند مؤمنان را به خاطر گفتار استوار ( و عقيده پايدارشان ) هم در اين جهان ( در برابر زرق و برق ماديات و بيم و هراس مشكلات محفوظ و مصون مي‌نمايد ) و هم در آن جهان ( ايشان را در نعمتهاي فراوان و عطاياي بي‌پايان ، جاويدان و ) ماندگار مي‌دارد ، و كافران را ( در دنيا و آخرت ) گمراه و سرگشته مي‌سازد ، و خداوند هرچه بخواهد انجام مي‌دهد . ‏»

قول ثابت در این آیه به معنی شهادت بر وحدانیت خداوند یعنی «لااله الا الله» و شهادت بر پیامبری محمد رسول الله است.

به هر اندازه که امت بر مدلولات «لااله الا الله» آگاه باشد، به همان اندازه در اجرا و در میدان عمل به مقتضیات آن ملتزم خواهد بود و در نتیجه به همان اندازه در زمین قدرت می گیرد؛ زیرا مقتضیات «لااله الا الله» دربردارنده ی تمام وسایل و عواملی است که خداوند به وسیله ی آن امتی را که خود بخواهد در زمین قدرت می بخشد.

این قدرت بخشیدن، قدرتی مورد رضایت خداوند است. این قدرت قدرت استدراجی نیست که خداوند به کافران، آنگاه که اسباب آن را فراهم کنند، می بخشد. چنین قدرت استدارجی در اثر خشم خداوند است که در نهایت سبب نابودی و هلاکت می شود:

(‏ كُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُوراً ‏)اسراء/20

«‏ و ما هر يك از اينان ( كه آخرت طلبانند ) و از آنان ( كه دنيا پرستانند ، در اين جهان ) از بخشايش پروردگارت ( بهره‌مند مي‌گردانيم و ) كمك مي‌رسانيم و ( كافر و مؤمن را بر اين خوان يغما مي‌نشانيم . چرا كه در صورت رعايت اسباب و علل ، ) بخشايش پروردگارت هرگز ( از كسي بازداشته نشده است و از او ) ممنوع نگشته است . ‏»

(‏ مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏)هود/15-16

«‏ كساني كه ( تنها ) خواستار زندگي دنيا و زينت آن باشند ( و جز خوردن و نوشيدن و اموال و اولاد را طالب نبوده و چشم‌داشتي به آخرت نداشته باشند ، برابر سنّت موجود در پيكره هستي ، پاداش دسترنج و ) اعمالشان را در اين جهان بدون هيچ گونه كم و كاستي به تمام و كمال مي‌دهيم ( چرا كه مدار اين جهان بر اعمال استوار است‌ ؛ نه بر نيّات و مقاصد ، و بر اين خوان يغما چه دشمن چه دوست ) وحقي از آنان در آن ضايع نمي‌گردد . ‏‏ آنان كسانيند كه در آخرت جز آتش دوزخ بهره و سهمي ندارند ، و آنچه در دنيا انجام مي‌دهند ، ضايع و هدر مي‌رود ( و بي‌اجر و پاداش مي‌شود ) و كارهايشان پوچ و بيسود مي‌گردد ( هرچند كه اعمالشان به ظاهر انساني و مردمي و عبادي باشد ) . ‏» ‏

(‏ فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ ‏‏ فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏)انعام/44-45

«‏ هنگامي كه آنان فراموش كردند آنچه را كه بدان متذكّر و متّعظ شده بودند ( و آزمون ناداري و بيماري كارگر نيفتاد ، آزمون ديگري جهت بيداري ايشان به كار برديم و ) درهاي همه چيز ( از نعمتها ) را به رويشان گشوديم تا آن گاه كه ( كاملاً در فراخي نعمت غوطه‌ور شدند و ) بدانچه بديشان داده شد ، شاد و مسرور گشتند ( و باده ثروت و قدرت ايشان را گرفت و سرمست و مغرور شدند و ناشكري كردند و ) ما به ناگاه ايشان را بگرفتيم ( و به عذاب خود مبتلا كرديم ) و آنان مأيوس و متحيّر ماندند ( و به سوي نجات راه نبردند ) . ‏ ( بدين ترتيب ) نسل ستمكاران ريشه‌كن شد ، و ستايش تنها پروردگار جهانيان را سزا است ( كه با نقمت و نعمت مردمان را تربيت مي‌كند ، و روي زمين را از فساد ظالمان پاك مي‌سازد ) . ‏‏»

(‏ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ‏)نور/55

«‏ خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته انجام داده‌اند ، وعده مي‌دهد كه آنان را قطعاً جايگزين ( پيشينيان ، و وارث فرماندهي و حكومت ايشان ) در زمين خواهد كرد ( تا آن را پس از ظلم ظالمان ، در پرتو عدل و داد خود آبادان گردانند ) همان گونه كه پيشينيان ( دادگر و مؤمن ملّتهاي گذشته ) را جايگزين ( طاغيان و ياغيان ستمگر ) قبل از خود ( در ادوار و اعصار دور و دراز تاريخ ) كرده است ( و حكومت و قدرت را بدانان بخشيده است ) . همچنين آئين ( اسلام نام ) ايشان را كه براي آنان مي‌پسندد ، حتماً ( در زمين ) پابرجا و برقرار خواهد ساخت ، و نيز خوف و هراس آنان را به امنيّت و آرامش مبدّل مي‌سازد ،  ( آن چنان كه بدون دغدغه و دلهره از ديگران ، تنها ) مرا مي‌پرستند و چيزي را انبازم نمي‌گردانند . بعد از اين ( وعده راستين ) كساني كه كافر شوند ، آنان كاملاً بيرون شوندگان ( از دائره ايمان و اسلام ) بشمارند ( و متمرّدان و مرتدّان حقيقي مي‌باشند ) . ‏»

(‏ جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ ‏)بینه/8

«‏ پاداش آنان در پيشگاه پروردگارشان باغهاي بهشتي است كه جاي ماندگاري است و رودبارها در زير ( كاخها و درختهاي ) آن روان است . جاودانه براي هميشه در آنجا خواهند ماند . خدا از ايشان راضي و ايشان هم از خدا خوشنودند ! اين ( همه نعمت و خوشي ) از آنِ كسي خواهد بود كه از پروردگار خويش بهراسد . ‏»

دلایل ضعف و عقب ماندگی و از دست دادن قدرت و ارزش واقعی در میزان مردم هر چه باشد، در نهایت به یک عامل برمی گردد و آن: کوتاهی کردن و عقب نشینی از مقتضیات «لا اله الاالله » است؛ زیرا هیچ دلیلی خارج از چارچوب این مقتضیات نیست.

می گویند: علت عقب افتادگی و ضعف به عقب افتادگی اقتصادی برمی گردد. می گویند: علت عقب افتادگی و ضعف به عقب افتادگی نیروی های نظامی بر می گردد(مشکل مشکل نظامی است)

می گویند:علت عقب افتادگی و ضعف به عقب افتادگی علمی بر می گردد…

به عقب افتادگی فرهنگی یا اخلاقی بر می گردد. آیا تمام این مسائل جزو مقتضیات «لا اله الا الله» نیستند که قبلا" به آن ها اشاره کردیم؟!

آیا مقتضیات«لا اله الا الله» تمام این جوانب و زمینه ها را شامل نمی شود خواه به صورت فرض عین یا به صورت فرض کفایه؟!

اما فروپاشی و نابودی سال های اخیر در امت اسلامی به مشکلاتی بر می گردد که در خلال قرن های متمادی آن را در برگرفته و همین مشکلات مقتضیات «لا اله الا الله» را پوشانده و ریشه های سه گانه و اصلی آن یعنی ریشه های ایمانی و بندگی و قانون گذاری را در بر گرفته است. در نتیجه چنین درختی سست شده و اگر لطف خدا نمی بود نزدیک بود که از ریشه کنده شود.

به لطف خداوند در بیداریی که آغاز شده است، امت به سوی حقیقت «لا اله الا الله» حرکت می کند. بیماری اینجاست… شفا و معالجه نیز در همین برگشت و بازگشت است. بیداری اسلامی چنانچه گفتیم با مسئولیت بسیار سنگینی مواجه است که باید قبل از هر چیز سنگینی آن را درک کند و مقدار تلاش و جدیت لازم برای روبه رو شدن با این مشکلات را بسنجد.

یکی از مقتضیات دچار مشکل نشده است که معالجه آسان باشد. تنها گروه کوچک و اندکی از امت اسلامی دچار مشکل نشده اند تا امت بدون توقف مشکل را حل کرده و این گروه کوچک نتواند حرکتش را به تعویق بیندازد. مشکل، یک مشکل فراگیری است که تمام مقتضیات را در برگرفته است؛ مقتضیات فکرِی، اخلاقی و… بیداری اسلامی در صدد اصلاح قسمتی از زندگی یا قسمت هایی از زندگی نیست، بلکه در صدد اعاده ی اصل و اساس از دست رفته است.

اقامه ی بنا و ساختمان دین، نخست تلاش طاقت فرسایی را می طلبید که روسل خدا(ص) و یاران بزرگوارش آن را از خود نشان دادند. اما برگرداندن اصل و اساس از دست رفته  شاید کاز بسیار سنگینی باشد. پیامبر(ص) به یارانش فرمود:

«بعد از شما روزگار محنت خواهد بود، هرکس در آن روزها به دین خدا متمسک باشد؛ اجر و پاداشز پنجاه نفر از شما را دارد. گفتند: ای پیامبر خدا! اجر پنجاه نفر از ما یا خودشان؟ فرمود: اجر پنجاه نفر از شما».

سختی و مشقت هر چه باشد و هر چند هم بزرگ باشد، به فضل خدا بیداری صورت گرفته است و همچنان پیش می رود، تا به اذن خداوند به اهدافش دست یابد و وعده های خداوند در زمینه ی پیروزی و سلطه بخشیدن امت بار دیگر محقق شود.

 اما بر امت اسلامی و بیداری اسلامی است که در این حرکت، شتابزده عمل نکند و راه را طولانی نگرداند و با این شتاب پیروزی را به تأخیر نیندازد، و فریب برخی بشارت ها را نخورد و چنان گمان کند زمان چیدن میوه فرا رسیده است.

بر اوست که همه ی تلاش خود را بکار گیرد و از جسم و اشک و خونش استمداد جوید، و تمام مشکلات راه را تحمل کند به امید خدا و اراده ی او، بعد از تلاش ها پیروزی خواهد آمد.

اولین وظیفه ی بیداری اسلامی بیان و تبیین مقتضیات«لا اله الا الله» است که به آن ها اشاره کردیم. بدون شک بیداری اسلامی در این زمینه تلاش های قابل توجه ای را انجام داده است. نتیجه این تلاش ها بیداریی است که به ویژه در میان قشر جوان به وجود آمده است. ویژگی های این بیداری این است که:«لا اله الا الله» تنها کلامی نیست که با زبان ادا شود، و ایمان عبارت است از قول و عمل؛ عمل به مقتضیات«لا اله الا الله».

اما چنین گمانی که وظیفه انجام گرفته و آن چه می بایستی ادا شود، اداء شده و اکنون نوبت انتقال به مسئله ای دیگر و پرداختن به آن است، تنها گمانی است فریب دهنده که واقعیت های موجود آن را تکذیب می کنند.

وظیفه به طور کامل و به گونه ای که مردم نسبت به نواقض «لا اله الا الله»آگاهی کافی داشته باشند انجام نگرفته است:

(مَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)بقره/256

«كسي كه از طاغوت ( شيطان و بتها و معبودهاي پوشالي و هر موجودي كه بر عقل بشورد و آن را از حق منصرف كند ) نافرماني كند و به خدا ايمان بياورد ، به محكم‌ترين دستاويز درآويخته است ( و او را از سقوط و هلاكت مي‌رهاند و ) اصلاً گسستن ندارد . و خداوند شنوا و دانا است ( و سخنان پنهان و آشكار مردمان را مي‌شنود و از كردار كوچك و بزرگ همگان آگاهي دارد )»

حکمت بزرگی در تقدم  ذکر کفر نسبت به طاغوت بر ذکر ایمان به خدا در آیه ی مذکور نهفته است؛ زیرا وقتی انسان طاغوت را نشناسد و ماهیت آن را درک نکند و سپس آگاهانه نسبت به آن کفر نورزد و بدان پشت نکند، همچنان در ایمانش شکاف هایی وجود دارند و ایمانش نسبت به خدا خالص نخواهد بود، و در نتیجه بنای سالمی بر آن اقامه نخواهد شد.

طاغوت به سه ریشه مهم و بزرگ مرتبط است: یا به جنبه ی اعتقادی یا به جنبه بندگی(عبادی) و یا به جنبه تشریعی(قانونگذاری).

وقتی مردم به خوبی نواقض«لا اله الا الله» را در این زمینه های سه گانه، آن گونه که خدا بیان کرده، نشناسند، به طاغوت کفر نمی ورزند، و دینشان را برای او خالص نمی گردانند.

آیا آگاهی دادن به مردم در این زمینه ها به طور کامل صورت گرفته است؟ واقعیت می گوید: برخی از داعیان در بسیاری از این زمینه ها و زمینه های متعلق و مرتبط با آن همچنان متردد و مشکوک هستند و این متردد بودن یا با تحت تأثیر قرار گرفتن از تفکر ارجائی است یا با تحت تأثیر قرار گرفتن از تفکر تصوف و یا تفکر لائیک.

وقتی تبلیغ این مسائل و بیان و تبیین آن ها اولین وظیفه ی بیداری اسلامی است، بنابراین بیان آن ها به تنهایی کافی نیست.

درست است که بدون تبیین یک مسئله هیچ کاری روشن و مشخص نمی شود، و اولین وظیفه ی تمام پیامبران بیان و تبلیغ بوده است:

(‏ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ‏)ابراهیم/4

«‏ ( اي محمّد ! ) ما هيچ پيغمبري را نفرستاده‌ايم مگر اين كه به زبان قوم خودش ( متكلّم بوده است ) تا براي آنان ( احكام الهي را ) روشن سازد ( و حقائق را تبيين و تفهيم كند ) . سپس خداوند هركس را كه ( به فرمان آسماني گوش نكرده است ) گمراه ساخته است و هركس را كه ( برابر دستور آسماني حركت نموده است ) رهنمود ساخته است . و او چيره ( بر هر كاري است كه بخواهد ، و كارهايش ) داراي حكمت است . ‏»

(أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ)نحل/44

«و قرآن را بر تو نازل كرده‌ايم تا اين كه چيزي را براي مردم روشن سازي كه براي آنان فرستاده شده است ( كه احكام و تعليمات اسلامي است ) و تا اين كه آنان ( قرآن را مطالعه كنند و درباره مطالب آن ) بينديشند .»

اما وظیفه ی پیامبران تنها در بیان و تبلیغ خلاصه نشد؛ زیرا خداوند خوب می داند که شناخت اگر همچنان در اذهان به صورت معلوماتی جمع شود و به دل ها راه نیابد و تبدیل به وجدانی زنده نشود که دل ها را بیدار کند و سپس از آنجا به اعضاء منتقل نشود و تبدیل به رفتارهای علمی نگردد، به تنهایی هیچ چیزی را در زندگی واقعی مردم اصلاح نمی کند.

حقیقت ایمان عبارت است از: اعتقاد، وجدان و عمل.

حرکت سازنده؛ حرکتی است که معلومات را از ذهن به قلب منتقل کند و  سپس آن ها را به رفتارهای واقعی و حقیقی تبدیل کند. اینجاست که نیاز به نوعی دیگر از بیان و تبلیغ می رود که انبیاء بدان اقدام کرده اند و داعیان بعد از آن ها هم این کار را انجام داده اند و آن تربیت است.

در این جا فرصت بیان برنامه ای تربیتی که رسول خدا(ص) یارانش را بر اساس آن  تربیت کرده نیست،و نیز فرصت بیان منهجی که داعیان امروز برای تربیت نیاز دارند نیست؛ زیرا بیان و ارائه ی چنین برنامه ای مجال و فرصت خاصی را می طلبد؛ اما با این وجود در این فرصت کم به نکاتی چند اشاره می کنم.

نخست این که: تربیت احتیاج به الگو و اسوه دارد؛ زیرا بدون آن تربیت به طور مثبت و کامل انجام نمی گیرد.

پیامبر(ص) هم برای یارانش و هم برای تمام امت الگو و اسوه بودند:

(‏ لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً ‏)احزاب/21

«‏ سرمشق و الگوي زيبائي در ( شيوه پندار و گفتار و كردار ) پيغمبر خدا براي شما است . براي كساني كه ( داراي سه ويژگي باشند : ) اميد به خدا داشته ، و جوياي قيامت باشند ، و خداي را بسيار ياد كنند . ‏»

خداوند او (ص) را با تمام صفات بشری که بزرگترین مربی تاریخ باید داشته باشد، آراسته کرد، اما الگو بودن پیامبر(ص) خارج از چارچوب توانایی های بشری نبود:

(لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا)بقره/286

«خداوند به هيچ كس جز به اندازه توانائيش تكليف نمي‌كند»

پایین ترین درجه از توانایی، پایین ترین درجه از مقتضیات«لا اله الا الله» است.

مسئله دیگر این که : تربیت در اولین گام های سازنده خود ممکن نیست یکباره در یک چارچوب و فضای وسیعی صورت گیرد، بلکه نخست باید از افرادی شروع شود که پایه و اساس دعوت قرار گیرند تا این افراد بتوانند بار سنگین دعوت را تحمل کنند و بعدها برای سایرین الگو شوند. پس باید پایه و اساس چنین حرکتی به گونه ای و در سطحی باشد که شایستگی الگو شدن را داشته باشد؛ زیرا اگر در سطحی عادی باشد، کافی نیست، چون نمی تواند وظایفش را به خوبی انجام دهد، یعنی تنها تربیت افراد معدود کفایت نمی کند بلکه باید آن تربیت شوند تا دیگران را تربیت کنند، پس بر آنان است که دارای صفات و ویژگی هایی باشند که شایستگی الگو شدن و تأثیرگذاری بر دیگران را داشته باشند.

این اشاره سریعی بود بر وظیفه ی بیداری اسلامی، وظیفه ی تبلیغ و تربیت.

بیداری اسلامی باید این را بداند که این دو وظیفه، وظایف ساده و سهلی نیستند، و باید در راه تحقق آن ها تعجیل کرد(دچار سهل انگاری نشد.)

در  زمینه ی تبلیغ باید گفت: مردم تحت تأثیر افکار مرجئه و تصوف و حتی لائیک در قرون اخیر، دچار مشکلات فکری شده اند و این مشکلات در ذهن و دل آن ها رسوب و نفوذ کرده است و به صورت حقایقی مسلم و قطعی در آمده است، پس وقتی بیداری اسلامی بخواهد آن مشکلات را از بین ببرد و مردم را به سوی حقایق کتاب خدا و سنت پیامبرش(ص) مطابق آن چه سلف صالح آن را درک کرده دعوت کند، با تعجب بسیاری روبرو می شود و به او خواهند گفت: با این فکری که نابود کننده ی دین است از کجا آمده ای؟

تنها موانع، این مشکلات و رسوبات نیستند، بلکه رسانه های گروهی با تمام پایگاه ها و توانایی هایش مشغول فعالیت هستند؛ پایگاه ایجاد اغتشاش و پارازیت، پایگاه ایجاد تخریب، پایگاه ایجاد فساد و ترویج آن. اما پایگاه ایجاد اغتشاش و تخریب کار خود را بر اساس پارازیت بر علیه بیداری اسلامی و متهم کردن بیداری گاهی به تندروی و افراطی، زمانی به متعصب و ارتجاعی و زمانی به تفکری ایده آلیستی(تفکر خیالی و غیرقابل اجرا) پایه گذاری کرده است، و این شگرد و عادت همیشگی جاهلیت در مقابل دعوت«لا اله الا الله» بوده است.

(‏ وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ ‏)غافر/26

«‏ فرعون ( به اطرافيان و مشاوران خود ) گفت : بگذاريد من موسي را بكشم و او پروردگارش را ( براي نجات خود از دست من ) به فرياد خواند . من از اين مي‌ترسم كه آئين شما را تغيير دهد ، يا اين كه در زمين فساد را گسترش دهد و پراكنده سازد . ‏»

اما پایگاه ایجاد فساد به گونه ای دیگر کار تخریب را انجام می دهد و آن سرگرم کردن مردم و منصرف کردن آن ها از ذکر خدا و یاد آخرت، و مشغول کردن آن ها به آن چه غرایز حیوانیشان را تحریک می کند. در نتیجه از رشد بی زاری می جویند و از ماندن در گل سیاه گندیده لذت می برند و در برابر کسانی که بخواهند آن ها را از وضع موجودشان رها کنند، مقاومت می کنند چون کرمی که از بیرون آمدن از خاک وضع موجودشان رها کنند، مقاومت می کنند چون کرمی که از بیرون آمدن از خاک بی زاری می جوید و در برابر کسی که بخواهد او را از گل گندیده نجات دهد مقاومت به خرج می دهد.

اما در زمینه ی تربیت باید گفت: موانعی که در این زمینه وجود دارند عبارتند از: واقعیت موجودی که امت اسلامی قرن ها است با آن زندگی می کند؛ واقعیتی که تمام جوانب زندگی را در برگفته است. بازگرداندن مردم به سوی رفتار اسلامی و ضرورت رشد حرکت از سطح عادی به سطح عالی، تلاش خستگی ناپذیری را می طلبد.

وضعیت موجود تنها مانع در برابر جریان تربیت نیست، بلکه مانعی در کنار موانع دیگر است. در جهان اسلامی ما، الگو بسیار کم است، به ویژه در پنجاه سال گذشته، اما با وجود این، حرکت اسلامی قبل از این که به تعداد کافی مربیانی را برای تربیت مردم آماده کند، با سرعت زیادی متوجه کار تربیت شده است.

امروز ما با پدیده ی کمبود مربیان از یک طرف و استقبال زیاد قشر جوان از دین از طرف دیگر مواجه هستیم. بر بیداری اسلامی است که جبران مافات کند و با جدیت تمام بر تربیت مربیانی که می توانند نیازهای جوانانی که به اسلام روی می آورند را برآورده کنند، همت گمارد و گرنه در حرکت اسلامی کف هایی به وجود خواهند آمد که بر سطح آب آمده، سپس خلوص و پاکی حرکت از بین می رود و با جریان آب کف ها دور انداخته می شوند:

(فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ)رعد/17

« امّا كفها ،  ( بيسود و بيهوده بوده و هرچه زودتر ) دور انداخته مي‌شود ، ولي آنچه براي مردم نافع است در زمين ماندگار مي‌گردد . خداوند اين چنين مثالي مي‌زند .  ( عقائد باطل ، همسان كف و خس و خاشاك روي آب و بالاي فلزات است كه هرچه زودتر از ميان مي‌رود ، ولي اديان حقيقي آسماني ، چون آب و طلا و نقره سودمند و ماندگار مي‌باشد ) .»

با وجود کمبود مربی، خود مفهوم تربیت نیز در ذهن بسیاری از کسانی که کار تربیتی و تبلیغی می کنند، آن گونه که باید فهمیده شود، فهمیده نشده است.

برخی از گروه های اسلامی متهم به تربیت جهادیافراد و اهتمام به این جنبه و غفلت از سایر زمینه ها هستند؛ زیرا آن چه آن ها را به خود مشغول کرده است جنگ هایی است که بر علیه حرکت های اسلامی راه انداخته می شود؛در نتیجه مسلح شدن برای دفاع در برابر این اذیت و آزارها را واجب می دانند.

صرف نظر از دیدگاهی که در ابن زمینه در کتاب«واقعنا المعاصر» ذکر کرده ام و همچنان هم بر آن معتقدم، اما می گویم: این نوع احزاب در ورود به مسئله مبارزات مسلحانه قبل از رسیدن زمانش بسیار عجله می کنند. من درباره ی منهج بحث می کنم و می گویم: کوتاهی کردن در هر زمینه ای از زمینه های تربیتی خواه زمینه ی جهادی باشد یا هر زمینه دیگر، به جریان تربیت ضربه می زند و آن پایگاه و ستون محکمی که باید ساخته شود، به طور مطلوب ساخته نخواهد شد.

برخی از گروه ها و احزاب اسلامی متهم به تربیت روحی افراد و اهتمام دادن به این جنبه از جوانب تربیتی و غفلت از سایر جوانب به ویژه جنبه ی سیاسی هستند. بدون شک  هر حرکتی براساس تربیت روحی افراد بنا نشده باشد، بنایش اگر چه بسیار خوب ساخته شده باشد، در نهایت منقرض خواهد شد. اما تربیت روحی هدف اصلی نیست، بلکه وسیله ای است برای تحکیم بنا و تقویت ستون حرکت. اگر آن را هدف اصلی قرار دهیم و به مسایل دیگر نپردازیم، حرکتی که آغاز کرده ایم حرکتی مطلوب نیست و ناقص می باشد.

برخی از احزاب اسلامی متهم به تربیت علمی و اهتمام دادن به مسایل علمی افراد و غفلت از سایر جوانب تربیتی هستند. بدون شک توجه به مسایل علمی یکی از ضروریات هر حرکت اسلامی است. علم اساس و پایه و ستون دین است. خداوند پیامبرش را تعلیم می دهد که:

(‏ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ‏‏ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ‏‏ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ‏‏ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ‏ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ‏)علق/1-5

«‏ ( اي محمّد ! بخوان چيزي را كه به تو وحي مي‌شود . آن را بياغاز و ) بخوان به نام پروردگارت . آن كه ( همه جهان را ) آفريده است . ‏ انسان را از خون بسته آفريده است . ‏ بخوان ! پروردگار تو بزرگوارتر و بخشنده‌تر است ( از آنچه تو مي‌انگاري . بعد از اين ، بزرگواريها و بخشندگيها از او خواهي ديد كه تعليم قرائت در برابر آنها ساده و ناچيز است ) . ‏ همان خدائي كه به وسيله قلم ( انسان را تعليم داد و چيزها به او ) آموخت . ‏‏‏ بدو چيزهائي را آموخت كه نمي‌دانست . ‏ ‏‏»‏

(‏ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ)محمد/19

«بدان كه قطعاً هيچ معبودي جز الله وجود ندارد»

اما علم به تنهایی و توجه محض به آن، چیزی را در عالم واقع نمی سازد، تنها کاری که در مسایل دینی می کند فارغ التحصیل کردن فقیهان و علمایانی است که به مسایل حدیثی از لحاظ سقم وصحت آن، و به مسایل احکام موجود در کتاب و سنت آگاه هستند و بس،و کتاب هایی را که در این زمینه خواهند نوشت؛ کتاب هایی هستند که در قفس های کتاب خانه ها گذاشته می شود و هیچ حرکتی را در دنیا به وجود نخواهد آورد، اگر هم حرکتی را به وجود آورند، در یک چارچوب محدودی خواهد بود که فساد موجود در زمین را اصلاح نخواهد کرد.

برخی گروه ها و احزاب اسلامی متهم به تربیت سیاسی افراد و غفلت از جوانب دیگر تربیت یا کم توجهی به آن جوانب هستند. بدون شک آگاهی سیاسی یکی از ضروریات و واجبات حرکت اسلامی است، و بسیاری از حرکت ها به سبب ضعف در این جنبه، اهداف و توطئه هایی که نسبت به آن ها انجام می گیرد را درک نمی کنند، توطئه هایی که می خواهند به تدریج نیرو و توانایی های حرکت اسلامی را از بین ببرند و آن ها را به مسایل جانبی مشغول کنند، تا از مسایل مهم تربیتی غافل شده و در نتیجه به یک حرکت مضطرب تبدیل شده و در نهایت ضربه بخورند و یا در دامی گرفتار شوند که دشمن برایش چیده است. اما با وجود تمام این مسایل آگاهی سیاسی برای یک حرکت مطلوب، به تنهایی کافی نیست.

هرگاه بیداری سیاسی در یک حرکتی بر جوانب دیگر فایق آید، جوانب دیگر از جمله جنبه ی اخلاقی رشد نخواهد کرد یا اخلاصی که باید یک داعی و مربی داشته باشد در آن یافت نمی شود، یا افراد چنین حرکت هایی بر بلا و مصیبت وارده چندان صابر نیستند، یا دارای چندان قدرتی نیستند که حق مظلومان را از ظالمان بستانند، یا اموراتشان را بدون حکمت انجام خواهند داد. پس چنین آگاهی سیاسی چه فایده ای در بر خواهد داشت؟ آیا اساسا" سایر ارکان حرکت می توانند بر چنین آگاهی سیاسی تکیه کنند؟!

بسیاری از جوانب تربیت در جریان یک تربیت اصیل، اصل و پایه هستند که برخی از حرکت ها از آن ها غفلت کرده اند. دلیل لین غفلت یا به خاطر اهتمام بیش از حد به جوانب دیگر است یا به علت عدم احساس نیاز به آن می باشد.

در کتاب «واقعنا المعاصر» به برخی از این جنبه ها که توجه کافی به آن ها نشده است اشاره کرده ام. علت این بی توجهی عدم احساس نیاز به آن ها بوده است. در این جا به برخی از این جنبه ها که به مقتضیات«لا اله الا الله» مرتبط هستند، و بر بیداری اسلامی است که به منظور زنده کردن آنها در دل پیروانش به آن ها توجه کافی داشته باشد، اشاره می کنم.

اعتقاد راسخ به این که تنها خداوند روزی دهنده و صاحب قدرت است و تنها او می تواند جلب کننده ی نفع و دفع کننده ی هر ضرری باشد. اعتقاد به این که مرگ و حیات تنها در دست اوست مسایلی هستند که در امر تربیت بسیار کم به آن ها توجه می شود. ما اغلب به اعتقاد نظری و یقین ذهنی که در اولین مراحل ایمان حاصل می شود اکتفا کرده ایم، اما این یقین ذهنی که در اولین مراحل ایمان حاصل می شود اکتفا کرده ایم، اما این یقین ذهنی در زمان مشکلات دچار تزلزل می شود، در حالی که مصیبت و مشکلات یکی از سنت های خداوند است که همیشه متوجه مخلوقاتش می شود:

(‏ الم‏ أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ ‏‏ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ‏ ‏)عنکبوت/1-3

«‏ الف ، لام ، ميم . ‏‏ آيا مردمان گمان برده‌اند همين كه بگويند ايمان آورده‌ايم ( و به يگانگي خدا و رسالت پيغمبر اقرار كرده‌ايم ) به حال خود رها مي‌شوند و ايشان ( با تكاليف و وظائف و رنجها و سختيهائي كه بايد در راه آئين آسماني تحمّل كرد ) آزمايش نمي‌گردند ؟ ! ‏ ما كساني را كه قبل از ايشان بوده‌اند ( با انواع تكاليف و مشقّات و با اقسام نعمتها و محنتها ) آزمايش كرده‌ايم ، آخر بايد خدا بداند چه كساني راست مي‌گويند ، و چه كساني دروغ مي‌گويند . ‏ ‏»

چقدر به رسوخ چنین ایمانی اهمیت داده ایم تا از یقین ذهنی به یقین قلبی تبدیل شود، و دل را چنان فراگیرد که به قدر خداوند مطمئن گردد و با یقین ثابت و گام های استواری که حوادث و مشکلات آن را متزلزل نکنند، با آن هاموجه شود؟

وضعیت ناگوار سرزمین هایی که بیشتر مسلمانان در آن زندگی می کنند چیزی جز هرج و مرج و اضطراب شخصیتی که گاهی شعله ور می شود و بعد از مدتی به سرعت خاموش می شود، نیست. در کتاب «واقعنا المعاصر» به تفصیل به این مطلب اشاره کرده ام. این در حالی است که اسلام مردم را با واقعیت های زندگی روبرو کرده و در میان آن ها بهترین امت را به وجود می آورد. هرگاه نور اسلام در دل های مردم رو به ضعف نهاد، مردم به آن وضعیت ناگوار برخواهند گشت.

ما مسلمانان برای علاج چنین مشکلی که به مشکلات فرهنگی مشهورند، چه قدر تلاش کرده ایم؟

ما می گوییم: علاج این مشکلات در توجه به مقتضیات «لا اله الا الله» است و با آن مرتبط می باشد؛ زیرا یکی از مقتضیات «لا اله الا الله» مقتضیات فرهنگی است.

بهتر است برخورد های شدیدی که متوجه حرکت های اسلامی می شود، و نیز مکر و حیله هایی که مسیحیان و صهیونیست های جهانی و نوکران دست پرورده ی آنان در سرزمین های اسلامی با هدف تنگ کردن فضا برای فعالیت حرکت های اسلامی بکار می گیرند را در لیست مشکلات و موانع موجود در مسیر تربیت قرار دهیم.

تمام موارد ذکر شده، موانع و مشکلاتی هستند که در مسیر تربیت قرار دارند.

با وجود تمام این مشکلات و موانع، آیا باید دست روی دست گذاشت و هیچ کاری انجام نداد؟!

چه کسی از ما مسئولیت این سکوت را در روز قیامت در مقابل خداوند بر عهده خواهد گرفت؟!

هرگز نباید سکوت کرد. برماست که موانع را شناسایی کرده، تا تلاش و کوشش لازم را جهت مقابله با آن ها بکار گیریم، و پیروزی را به تأخیر نیندازیم.برماست که با شتاب گام برنداریم، و از تلاش و کوشش خسته نشویم، و راه رسیدن به اهدافمان را طولانی نکنیم. این را نیز باید بدانیم و به آن معتقد باشیم که بشارت خداوند بزرگتر از هر مشکل و مانعی است.

با وجود تمام مشکلات و انحرافاتی که امت دچار آن ها شده است خوب بنگرد و ببیند که «لا اله الا الله» چگونه از محتوای اصلی خود افول کرده و تنها به یک کلام خشک و بی روح تبدیل شده است؛ کلامی که تنها با زبان ادا می شود. و اگر به مکر و حیله هایی که دشمنان امت اسلامی در قرون اخیر و به ویژه در قرن اخیر نسبت به امت اسلامی به کار برده اند، نگاهی بیندازد، یقین پیدا می کند که امت اسلامی و دین اسلام از بین رفته و دیگر بر نخواهد گشت. اما آن چه در تقدیر خداوند استچیز دیگری است و بیداری اسلامی دلیلی بر این مطلب است. مسافتی که بیداری اسلامی طی کرده تا از مرگ تدریجی به یک حرکت زنده و پویا رسیده، مسافتی بس طولانی بوده است.

اگر امروز پرسیده شود: آیا تا رسیدن به هدف فاصله ی زیادی داریم؟ در جواب خواهیم گفت: اهدافمان دورتر از حقیقتی نیست که به آن رسیده ایم.

تلاش برای بیدار کردن کسی که چرت زده، و راهنمایی او برقرار گرفتن در مسیر صحیح، با تلاش در جهت راهنمایی فردی که بیدار است و تشویق او در جهت گام برداشتن مطلوب و تحریک او برفعالیت بیشتر، با هم بسیار تفاوت دارد.

بشارت دیگر که شایسته ی توجه است، این که بیداری اسلامی زمانی شروع شده است که جاهلیت غربی در منتهی درجه ی خود قرار دارد، و تمام کره ی زمین در حال بیداری است و بیداری اسلامی صدای خود را به تمام جهانیان رسانده و دشمنانش مقهور او شده و در برابر او ذلیل و ناتوان شده اند. آن چه مسلم است این که امروز تغییر اوضاع بیشتر از قبل صورت می گیرد.

نصف جاهلیت سقوط کرده است. به فضل و قدرت خداوند ریشه ی این بیداری به اعتراف نیکسون در کتاب«اغتنموا الفرصة» در جهاد افغانستان می باشد که یکی از عوامل مهم در سقوط این نصف از جاهلیت بوده است، اگرچه رسانه های غربی متأسفانه به طور کامل آن را بیان نکرده، بلکه در سانسور کردن جهانی مسئله نیز شرکت کردند؛ اما با این وجود قسمت دیگر این جاهلیت همچنان فعال است و راهی به سوی فروپاشی و سقوط طی می کند. علت این سقوط هم عوامل فسادی است که با خود حمل می کند که براساس سنت خداوند غیر ممکن است که زیاد دوام بیاورد.

جاهلیت در مقابل قدرت غالب و چیره ی خداوند متعال چیزی نیست و مغلوب است.

دشمنان اسلام نمی توانند مانع تحقق قدرت خداوند شوند و هرگز نمی توانند آثار قدرت خداوند و واقعیت اسلام را محو کنند.

مسلمان شدن صدها هزار نفر در اروپا و آمریکا که اکثریت آن ها پزشکان و مهندسان و دانشمندان تحصیل کرده می باشند یکی دیگز از بشارت ها و مژده ها است.

ما نمی گوییم اوضاع و احوال امت اسلامی آن ها را به اسلام جذب کرده است؛ زیرا اوضاع کنونی امت اسلامی بیشتر تنفرزا است تا جذب کننده، بلکه آن چه آن ها را جذب اسلام کرده است،خود اسلام است، و آن هم به پاکی و واقع گرایی اش بر می گردد. امروز  که جاهلیت در تاریکی فرو رفته است، پاکی و واقع گرایی اسلام بیش از پیش نمایان است. جاهلیت معاصر از این که فرزندانش هر روز بیشتر از گذشته به دامن اسلام روی می آورند بسیار متعجب است و از این که در بدبین کردن آن ها از اسلام موفق نشده بسیار خشمگین است. آن ها علی رغم فشارهایی که بر فرزندانشان و به ویژه بر زنان وارد می کنند، نمی توانند از روی آوری به اسلام منعشان کنند. هر چند که زنان برای هر ادعای جاهلی بر ضد اسلام مهره ای تمام عیار می باشند.

ما نباید این بشارت عظیم را فراموش کنیم که تمام مکرهای وحشیانه؛ از کشتار و آواره کردن گرفته تا شکنجه و اذیت و آزاری که نسبت به اسلام بکار می گیرند، ثمره ای چیزی جز گسترش اسلام در تمام زمین نیست و نبوده است:

(وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ)یوسف/21

«خدا بر كار خود چيره و مسلّط است ، ولي بيشتر مردم ( خفاياي حكمت و لطف تدبيرش را ) نمي‌دانند .»

اسلام در حال پیشروی و رشد است، و ما در این گفته تنها نیستیم، بلکه اروپا نیز به این مسئله اعتراف می کند.

غربیان این را از ترس می گویند اما ما از خوشحالی و دلیلی بر تحقق وعده های خداوند.

پیامبر(ص) در حدیثی که مسلم روایت کرده است چنین می فرماید:

«قیامت برپا نمی شود مگر این که مسلمانان و یهود با هم جنگ می کنند، پس مسلمانان یهودیان را به حدی می کشند که فرد یهودی خود را زیر سنگ و درخت پنهان می کند و سنگ و درخت می گویند: ای مسلمان! ای بنده ای خدا! این یهودی است که پشت من خود را مخفی کرده است، بیا و او را بکش.»

و نیز در حدیثی که امام احمد روایت می کند، آمده است که:

«در میان شما نبوت خواهد ماند تا زمانی که خدا بخواهد، سپس بعد از آن از میان شما می رود(دیگر پیامبر(ص) میان شما نمی ماند)، و خلفای راشد خواهند آمد. آن ها نیز در میان شما خواهند بود تا زمانی که خداوند بخواهد، بعد آن ها نیز میروند(دوران خلافت راشده تمام خواهد شد) سپس حکومتی که به رعیت ظلم می کند می آید و تا زمانی که خداوند بخواهد در زمین باقی خواهد ماند، و بعد از مدتی می روند و در آخر خلافت راشد بر اساس منهج پیامبران بر سر کار خواهد آمد».

با وجود چنین بشارت هایی بیداری اسلامی دارای مسئولیت سنگینی است. بر اوست که مفهوم زنده ی «لا اله الا الله» را به دل های مردم برگرداند؛ مفهومی که روزی در زمین مؤثر بود.

بر بیداری اسلامی است که توده ابرهای سیاهی که «لا اله الا الله» را در طول قرن ها در اثر کوتاهی ها و سستی ها و انحرافات پوشانده است، کنار بزند و انوار نورانی آن را مشاهده کند و به مردم بنمایاند.

بر بیداری اسلامی است که امروز خود را چون روزهای آغازین نهضت اسلامی نشان دهد؛ روزی که با تمام مقتضیاتش در زندگی امت اسلامی تأثیر گذاشت، و برای بشریت نوری شد که آن ها را از گمراهی نجات داد، حتی کسانی که بر دین خود باقی مانده بودند، از این نور استفاده ها بردند.

این دین چون روز نزولش از طرف خداوند محفوظ است، و خداوند حفظ آن را خود متعهد شده است.

بر ماست که دلهایمان را بر روی «لا اله الا الله» بگشاییم و به مقتضیات آن عمل نماییم. تنها در این صورت است که دل ها شعله هایی از نور دریافت خواهند کرد و مشعل های راه مردم و هدایتگر آن ها خواهند شد.

واجبات و وظایف بیداری اسلامی همان چیزی است که ذکر و بیان شد.

برخی که قادر به طی کردن مسیر درست و صحیح نمی باشند می گویند: آیا زمان انتقال و پرداختن به موضوع دیگر فرا نرسیده است؟ بحث در مورد «لا اله الا الله» تا کی باید ادامه داشته باشد؟

هدف از نگارش این مطلب این بود که با تأکید بگویم: هنوز فرصت پرداختن به موضوع دیگر نیست. هر آن چه مردم آن را موضوع دیگر می دانند، جزو مقتضیات «لا اله الا الله» است، اگر چه در آغاز بسیار دور به نظر برسد.

کسانی که روند حرکت بیداری اسلامی را کند می بینند می گویند: ما را از بحث درباره ی «لا اله الا الله» رها کنید، از این بحث ها خسته شدیم. به آن ها می گوییم: ما شما را از کار و دعوت باز نمی داریم. هر طور که دوست دارید کار و فعالیت کنید. هر روشی که به نظرتان شما را به اهدافتان زودتر می رساند، بکار بگیرید. اما ما یقین داریم که بر خواهید گشت و در نهایت خواهید گفت: تمام تلاش های و فعالیت هایمان به هدر رفت. مردم هیچ اخلاق و منهج صحیحی ندارند. آن ها دزدی می کنند و به مکر و حیله نسبت به یکدیگر دست می زنند، رشوه خواری می کنند، به یکدیگر ظلم می کنند، به یکدیگر تهمت های ناروا می زنند، مصالح شخصی را بر مصالح جمعی ترجیح می دهند. تمام تلاش و کوشش ما به هدر رفت. اکنون می خواهیم به آغز کار برگردیم یا حتی به عقب و عقب تر از آن.

ای برادرانی که چنین فکر می کنید و چنین معتقدید! ما شما را باز نمی داریم و مانع کارتان نمی شویم. تنها چیزی که به شما می گوییم این است که: آن چه از کتاب خدا و منهج پیامبر (ص) یاد گرفته ایم، این است که باید کار را با مقتضیات «لا اله الا الله» شروع کرد، و مردم را بر اساس این مقتضیات تربیت نمود. سپس باید هدفمان را هدفی ایمانی قرار دهیم؛ هدفی که از «لا اله الا الله» سرچشمه گرفته و با خون و پوست مردم عجین شده باشد. بعد از این بنگرید که کار و فعالیتی که در چارچوب «لا اله الا الله» انجام گیرد با غیر آن چه تفاوت هایی دارد.

ما هرگز نمی گوییم: تا زمانی که ریشه ی «لا اله الا الله» را در دل های مردم نکاشته و آن را تحکیم نبخشیده اید، زمین را با تمام انحرافاتش رها کنید! ما به شما واقعیت موجود را می گوییم که عبارت است از این که: دشمنان شما نمی خواهند زمین آباد شود، تا همچنان در برابرشان ذلیل و در برابر امیال و آرزوهایشان مطیع باشید.

شما از این دشمنان نجات نخواهید یافت مگر به «لا اله الا الله» برگردید، و خودتان را بر اساس مقتضیات آن تربیت نمایید و برای جهاد تحت لوای آن آماده شوید. تنها در این صورت است که اوضاع و احوال زمین تغییر خواهد کرد. وقتی زمین آباد می گردد که اتخاذ اسباب کنید و دلهایتان به «لا اله الا الله» مؤمن گردد و سربازانی زیر پرچم آن گردید.

(‏ وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ‏) [اعراف: 96]

«‏ اگر مردمان اين شهرها و آباديها ( به خدا و انبياء ) ايمان مي‌آوردند و ( از كفر و معاصي ) پرهيز مي‌كردند ،  ( درگاه خيرات و ) بركات آسمان و زمين را بر روي آنان مي‌گشوديم ( و از بلايا و آفات به دورشان مي‌داشتيم ) ولي آنان به تكذيب ( پيغمبران و انكار حقائق ) پرداختند و ما هم ايشان را به كيفر اعمالشان گرفتار و مجازات نموديم ( و عبرت جهانيانشان كرديم ) . ‏»

بر بیداری اسلامی است که وظیفه ی خود را بشناسد و به اظهارات کسانی که می خواهند با طرح سؤالاتی چون: برنامه ی عملی شما برای حل این مشکلات چیست؟ و … او را به تدریج از اهدافش غافل کنند، توجه نکند.

تنها برنامه ی عملی این امت برگشت به اسلام است.

این که خداوند مقرر کرده است که اسلام در زمین منتشر شود و آن را در زمین به امانت گذاشته است، بزرگترین نعمت است. اما وقتی مسلمانان نسبت به مقتضیات «لا اله الا الله» کوتاه آمدند، این نعمت ضایع شد و از دست رفت و تنها زمانی می توانند این امانت را باز گردانند و حق آن را اداء نمایند که به سوی «لا اله الا الله» و مقتضیات آن برگردند و کار تربیتی خود را از مقتضیات ایمانی آن آغاز و به ترتیب یکی پس از دیگری پیش بروند و از هیچ یک از مقتضیات آن و به ویژه مقتضیات جهادی غفلت نکنند.

ما وقتی به مردم می گوییم به «لا اله الا الله» برگردید، در حقیقت آن ها را به یک برنامه ی عملی و واقعی که وجود و هویتشان را به آن ها برمی گرداند راهنمایی می کنیم. با این کار مشکلات را از دوش آن ها برمی داریم و قدرت واقعیشان را در زمین به آن ها باز می گردانیم، به شرط این که به مقتضیات «لا اله الا الله» بر اساس منهج ربّانی عمل نمایند:

(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً ) [نور: 55]

«خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته انجام داده‌اند ، وعده مي‌دهد كه آنان را قطعاً جايگزين ( پيشينيان ، و وارث فرماندهي و حكومت ايشان ) در زمين خواهد كرد ( تا آن را پس از ظلم ظالمان ، در پرتو عدل و داد خود آبادان گردانند ) همان گونه كه پيشينيان ( دادگر و مؤمن ملّتهاي گذشته ) را جايگزين ( طاغيان و ياغيان ستمگر ) قبل از خود ( در ادوار و اعصار دور و دراز تاريخ ) كرده است ( و حكومت و قدرت را بدانان بخشيده است ) . همچنين آئين ( اسلام نام ) ايشان را كه براي آنان مي‌پسندد ، حتماً ( در زمين ) پابرجا و برقرار خواهد ساخت ، و نيز خوف و هراس آنان را به امنيّت و آرامش مبدّل مي‌سازد ،  ( آن چنان كه بدون دغدغه و دلهره از ديگران ، تنها ) مرا مي‌پرستند و چيزي را انبازم نمي‌گردانند» .

آینده از آن اسلام است، خواه دشمنان را خوش آید یا ناخوش:

(إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً ) [طلاق: 3]

«خداوند فرمان خويش را به انجام مي‌رساند و هر چه را بخواهد بدان دسترسي پيدا مي‌كند . خدا براي هر چيزي زمان و اندازه‌اي را قرار داده است ».

می خواهم بگویم: دشمنان یقین دارند که اسلام برخواهد گشت. اما آیا مسلمانان نیز چنین یقینی دارند؟!

وظیفه ی بیداری اسلامی است که بذر این یقین را در دل مردم (مسلمانان) بکارد تا به حقیقت تبدیل شود و تنها راه مردم این است که بذر را از نو در دلهایشان بکارند؛ بذر «لا اله الا الله» و «محمد رسول الله».

(‏ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء ‏ ‏ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ‏) [ابراهیم: 25- 24]

«‏ بنگر كه خدا چگونه مثل مي‌زند : سخن خوب به درخت خوبي مي‌ماند كه تنه آن ( در زمين ) استوار و شاخه‌هايش در فضا ( پراكنده ) باشد . ‏‏ بنا به اراده و خواست خدا هر زماني ميوه خود را بدهد ( و دائماً به بارنشسته و سرسبز و خرم باشد ) . خداوند براي مردم مثلها مي‌زند تا متذكّر گردند ( و پند گيرند ) » .

—————————————————————-

منبع: «لا اله الا الله» روح زندگی / مؤلف: محمد قطب / مترجم: جهانگیر ولدبیگی / انتشارات: نشر احسان 1386

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس