معماری
خانه ---> مقالات ارسالی ---> حکمت حیات… مسئله قیام ملت ها

حکمت حیات… مسئله قیام ملت ها

حکمت حیات… مسئله قیام ملت ها

بقلم د. راغب السرجاني

ترجمه- ابوبکر عمر رضاء

*منحني بناء أمة الإسلام – التمكين في الأرضدر مسئله قیام  ملت های بسیار اندیشیدم امر عجیبی را متوجه شدم وآن دوران تلاش و جهاد بسیار طولانی  شاید به ده ها سال طول بکشد در حالی که زمان سکون وآرامش ؛اقتدار و قدرت وتثبیت کوتاه  ؛حتی از چند سال  تجاوز نمی کندبه عنوان مثال:مسلمانان در مدت هشتاد سال کوشش فوق العاده ای را برای تجهیزنظامی به منظور مقابله با صلیبیون در فلسطین به کار بردندو در توان عالمان ربانی و رهبران برجسته بود .شاید از مشهور ترین شان  عماد الد ین زنکی ونورالدین محمود وصلاح الدین الأیوبی (رحمهم الله جمیعاً)باشند  . ومسلمانان در حطین پیروز شدند .بلکه قدس و تعدادی از شهر ها ی دیگر را آزاد کردند. و به درجه اقتدار و تحکیم در یک دولت بزرگ و موحد رسیدند. .اما ,چقدر شگفت انگیز است  که این استقرار فقط شش سال ادامه….!!!!!

یافت وسپس با وفات  صلاح الدین تشکیلات از هم پاشیده شد , ودولت بزرگ در بین فرزندانش و برادرانش تقسیم شد  بلکه بعضیشان قدس را بدون قیمت به صلیبی ها تسلیم کردند.

 

 (از این جریان بسیار متعجب شدم  تا اینکه  قانونی وسنتی را شناختم و حکمت را دانستم ,همانا حکمت از وجود ما در زندگی لذت بردن از نعمت های دنیا و قدرت در زمین و رهبری جهان نیست .هر چند این یکی از خواسته های است که بر مسلمان واجب است یرای تحقق آن بکوشد.ولی حکمت حقیقی از وجود ما همان عبادت پروردگار است. خداوند می فرمایید{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ}{الذاريات: 56}:.جن  و انس  را جز براي  پرستش  خود نيافريده  ام.

 

از آن جایی که ما در زمان گرفتاری و مشکلات وسختی ها بیشتر از دوران نازو نعمت  به عبادت صحیح پروردگار نزدیک تریم.و قطعاً ازرحمت خداوند است که هنگامه ابتلاء وبحران بر ما طولانی می شو د تا نزدیک او بمانیم وبا او مناجات کنیم. ولی زمانی که در روی زمین در ناز ونعمت فرو رفتیم عبادت را فراموش می کنیم و می پنداریم که قدرت ما در داشتن, مال وثروت است.خداوند می فرماییذ{هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ *فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ} [يونس: 22، 23[i][1]

برعاقلان پوشیده نیست که مقصود از عبادت اینجا فقط نماز و روزه نیست.بلکه در حقیقت عبادت خط مشی و شیوه زندگی  است. مقصود از عبادت صادقانه رو به خدا کردن ,ومخلصانه  نیت تنها برای اوداشتن ,وبراو توکل کردن ,و به او متکی بودن, وبه سختی خودرا نیازمند او دانستن ,ودوست داستن عمل برای اوباشد ,واز دوری او ترسیدن, وامید ورجاء به او داشتن,ومداوم از غضب او ترسیدن,است. و عبادت مطلوب آن است که آن طوری باشیم که خداوند به ما امر فرمو ده . وآنچنان به سر بریم که خداوند از ما  خواسته است و دوستی کردن ؛دشمنی کردن؛صله رحم ؛وقطع رحم همه برای خداباشد. وقطعاً این بالاترین درجه ایمان است .وارزش دنیا در آن سقوط میکند  قطره ای ازدریا می شو د ودر آن ناپدیدی می گردد .واز بال یک پشه بی ارزش تر , واز پودر پوسیده استخوان مرده  بی مقدار تر می شود.

 

چقدر از انسان ها به این حالت با شکوه در زمان رفاه و آسایش  رسیده اند؟

 براستی بسیار بسیار کم اند.

 آیا حبیبمان(صلی الله علیه وسلم)؛ ما را از فراوانی مال وثروت , و زیادی سرمایه وگسترش دنیا ؛نترسانده است؟آیادر حالی که ما را متوجه می کردند نه فرمودند ؟

 

*فتنة المالألم يقل لنا وهو يحذرنا: "فَوَاللَّهِ مَا الْفَقْرَ أَخْشَى عَلَيْكُمْ وَلَكِنِّي أَخْشَى عَلَيْكُمْ أَنْ تُبْسَطَ الدُّنْيَا عَلَيْكُمْ كَمَا بُسِطَتْ عَلَى مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ، فَتَنَافَسُوهَا كَمَا تَنَافَسُوهَا، وَتُهْلِكَكُمْ كَمَا أَهْلَكَتْهُمْ [2])که از فقرشما نگران نیستم ولی

 

نگران  از  گشایش دنیا بر شما هستم !! همانطور که بر ملت ها قبل از شما فراغ شده بود وبرسرآن, باهم  رقابت کردند همچنان  که شما هم بر سر آن با هم رقابت می کنید وشما را  نابود می کند همان طور که آن ها را نا بود کرد)

 

 آیا با هم ننشینیم ؛ وبا هم نخوریم ؛وبا هم نیاندیشیم؛وبا هم بازی نکنیم .                                      هنگامی که یکی از ما به تخت سلطنت و یا به دیوان حکومت رسید ؟ضعیفانی را که می شناسد  فراموش می کند. واز تمام کسانی که دوستان وبرادران او بودند خود را مخفی وپنهان می کند .آیا پیامبر ما  حبیب ما – صلی الله علیه وسلم  – ما رازاین  رسم رایج نترسانید ونه فرمودند??!!:مَنْ وَلاَّهُ [3]اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ شَيْئًا مِنْ أَمْرِ الْمُسْلِمِينَ فَاحْتَجَبَ دُونَ حَاجَتِهِمْ وَخَلَّتِهِمْ[4]وَفَقْرِهِمْ، احْتَجَبَ اللَّهُ عَنْهُ دُونَ حَاجَتِهِ وَخَلَّتِهِ وَفَقْرِهِ"؟[5]!. هر کس خداوند عز وجلَّ امر ی از امور مسلمانان را به او بسپارد و خودر ا از نیازمندان و محتاجان و فقیران پنهان کند خداوند  به هنگام فقر و تنگدستی و نیازمندی ؛ خود را از او پنهان می کند.

 

 آیا فقیر و ضعیف و آواره در روی زمین مخفی میشود؟. نه …البته قدرت مندان و ثروت مندان وحاکمانند که؛خود را مخفی می کنند.

 

  آنها بیشتر شان به آنچه که می خواستند رسیدند خود را ازمردم کنار می کشند.وهر کس که این حالتش باشد قطعاً خداوند خودرا از او مخفی می کند و روز قیامت خواهد دانست اگر قبل از اقتدار و سلطه فوت می کرد قطعاً سالمتر و خوشبخت تر می بود. ولی دیگر آنجا راه بازگشت به دنیا نیست و زمان عمل گذشته و هنگام پس دادن حساب است.

 براستی مریض بیشتر اوقاتش به خداوند نزدیک است در حالی که فرد سالم وتندرست سر مست و مغرور است بوسیله گناهانش با خداوند پیکار می کند.

وآن کسی که فرزندش را ویا دوستش را از دست داده بسیار زیاد باالله (سبحان) مناجات می کند  وبسیار به او پناه می برد در حالی که آنکه از وجود شان (وجود دوست, فرزند؛ مال وثروت)بهره مند است نعمتی راکه خداوند در آنها به ودیعه نهاده است درک نمی کند

 

وآن کس که دچار بحرانی شده ؛ ویا زندانی شده؛ ویا از خانه اش رانده شده ؛ و یااز ستم گری ظلمی دیده ویا در دوران فقر وتنگدستی بسر میبرد ؛ همه ی اینها به خداوند نزدیک هستند.و هنگامی که به مرادشان رسیدندوظلم  وستم از دوش هایشان بر داشته شد  خدارا فراموش می کنند مگر کسی که خدا به او رحم کرده باشد..  وچقدر کم هستند!!!!

 

آیا این به معنی آن است که ما برای ضعف و فقرو بیماری  ومرگ بکوشیم؟!

 نه هر گز هدف این نیست !!…البته :به تجهیز نیرو ؛وبی نیازی؛ومداوای بیماری ؛وحفاطت از زندگی ؛به ما امر شده و دستور داده شده ولی هدف آن است که ما حکمت زندگی را درک کنیم. وآن , قطعاً عبادت است وعبادت و عبادت….

 

*مغزى الحياة والتمكين في الأرض و این جاست که درزمان ضعف نا أُمیدی و یأس معنی ندارد؛و هنگام فقر وبیماری و درد ؛غم وغصه و اندوه  جایگاهی ندارد ….با این وصف در هم چنین شرایطی خدای غز و جل از ما خواسته برای برطرف نمودن این اوضاع بکوشیم  ودر عبادت کردن توانا ؛ و

 

بیشتر از پیش مطيع وامیدوار تر به خداوند باشیم وما برعکس : در عبادت  ضعیفتر ؛واز خداوند دورتر می شویم وتلاش نمی کنیم ولی به آن رضایت می دهیم در حالی که آنرا(حالت ضعف و ناتوانی) نه خواسته ایم ولی برآن صبر می کنیم.

 

براستی زمانی که ماسپری میکنیم تا به آسایش  و ناز ونعمت برسیم زمان تلف شده ای نیست که بیهوده گذشته باشد. بلکه برعکس زمانی است که ما درآن حکمت حیات را  فهمیده ایم و زمانی است که خداوند را بدرستی عبادت می کنیم. و هنگامی که به آنچه خواستیم نرسیدیم این حکمت  از ما گم میشود وازراهی که خودمان می خواهیم خدارا عبادت می کنیم نه آنطور که خداوند می خواهد.؛ و اگر خواستید بگو به میل خودمان خدارا عبادت می کنیم ویا دقیقتر بگو آزرو هایمان را می پرستیم. خداوند بلند مرتبه می فرمایید{أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً} {الفرقان: 43{آيا ديده‌اي كسي را كه هوي و هوس خود را معبود خود گرفته است؟ آيا تو وكيل او خواهي بود؟!(الفرقان :43)

 

برای این است که خداوند حکیم از ما تحقق هدف آفرینش را می طلبد.خداوند مهربانی که برای ما رستگاری .موفقیت وسربلندی را می خواهد .براستی دوران ,تلاش و جهاد وبلا و سختی را طولانی و دوران سکون وآرامش را کوتاه برای ما انتخاب فرموده. وبرای ما جزء رضائیت چیزی نیست  وبلکه از انتخابش خوشبخت هستیم و آن را تنها به خاطر دوستیش در حق ما انجام داده واین سنت را فقط به خاطر مهربا نی هایش در حق ما طراحی و تصویب نمو ده .

 

برادران وخواهرانم همراه با من در حرکت تاریخ بیندیشیم.

 

  (نوح –علیه السلام –چند سال  تلاش کرد وصبر کرد؟وچند سال بعد از طو فان راحت و آسوده زیست؟

 

 .داستان هود ,صالح, یا شعیب _علیهم السلام-بعد از ثبات کجا ست ؟براستی ما تنها تکذیب  اقوامشان و درد ورنجی که مؤمنان تحمل کرده اند می دانیم ؛بعد پیروزی سریع و برق آسا وسپس در نهایت حوادث غافگیربی نمایان می شود.

 

 چرا پیامبر ما _صلی الله علیه _بیست ویک سال برای پیروزی و استقرار زیست  سپس بعداز اقتدار تنها دو سال یا بیشتر یا کمتر در حال حیات ماند ؟)

 دوران آرامش وثبات در حیات موسی و عیسی _علیهما السلام – کجاست  ودر حیات ابراهیم پدر پیامبران –علیه السلام- چطور ؟

{فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهِ} {الأنعام: 90{.{اينان  کساني  هستند که  خدا هدايتشان  کرده  است  ، پس  به  روش  ايشان   اقتداکن} این سرمشق های از حیات پیامبران است که در تاریخ زمین تکرار خواهدشدو ایشان بهترین  کسانی هستند که خداوند را عبادت کرده اند.

 

 وحالا که حکمت را شناختی .شاید بدانید چرا عمر بن عبد العزیز تنها دو سال ونیم بعد از آرام گرفتنش زیست ودرک کرده باشید برای چه عماد الدین زنکی[6] کمتر ازدوسال بعد ازفتح الرُّها (اورفا)[7]کشته شد. .وهمان طور چرا قطز[8][ii] کمتر از یک سال بعداز پیروزیش بر تتار در عین جالوت کشته شد. و هم چنین چرا الب ارسلان

 کمتر از دوسال بعد از پیروزیش در ملاذگرد کشته شد.وچرا صلاح الدین از ثمره پیروزیش در حطین کمتر از یک سال بهر ه نبرد و بار دیگر عکا در دست صلیبیون افتاد .و چرا اصلاً عبد الله بن یاسین مؤسس دولت مرابطین سکون و ارامش را ندید .وچرا بهترین مرد دولت موحد ها ابو یعقوب یوسف المنصورکمتر از چهار سال  بعد از پیروزی شگفت انگیزش در ارک فوت کرد.

 

اینها صحنه های  بی شماری هستند.همه ی اینها به این اشاره دارند  که خداوند اراده فرموده که زندگی این عابدان را خاتمه دهد در حالی که در بهترین حالت عبادی بودند ,قبل از اینکه عباداتشان به دنیا آلوده ؛ وبه بیماری دوران ناز و نعمت دچار گردند.

انها کسانی بودند که درزمان آمادگی و خودسازی و دردوران بحران و گرفتاری وسختی ؛ خداوند را به درستی عبادت می کردند پروردگار مان با بردنش از دنیا قبل از دلباخته شدن نشان به زینت های آن پاداش ایشان را داد

 

ناگهان :یکی خواهد پرسید .آیا در تاریخ رهبرشایسته ای نبوده که مدتی طولانی در أمن و أمان بوده ؛ و دچار مصیبت و بلا نشده باشد. می گویم بله کسانی بوده اند که این را تجربه کرده اند ولی اگر بخواهیم بشماریم بسیار نادر هستند . در جمع پیامبران جزء داوود وسلیمان –علیهما السلام-کسی دیگری را نمی شناسیم که آنرا تجربه کرده باشد..اما یوسف –علیه السلام- قصه اش  از اول تا آخردردآوراست. از رفاه و آسایش جزء اندکی چیزی نمی دانیم.

 

شاید تو از زعماء وپادشاهان ورهبران سیاسی .چند نفری مثل هارون الرشید و عبدالرحمن الناصر  و ملکشاه, را بشناسی که بیشتر در ناز ونعمت بوده اند .

 

ولی این إستثناءقاعده وسنت را نمی شکند.خداوند این را در کتابش ذکر میفرمایید {وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ{{ص: 24}و بسياري  از شريکان  جز کساني  که  ايمان  آورده   اند وکارهاي  شايسته  کرده  اند و اينان  نيز اندک  هستند بر يکديگر ستم  مي   کنندوکسانی بر این آزمون صبر کنند بنابر نص قرآن بسیار کم هستند.و هر گاه خداوند اراده کرده باشد ملیتی از ملت هارا نابود کند بر ناز نعمتشان آنطوری که قرآن می فرمایید, افزوده است.خداوند می فرمایید{فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ}} الأنعام: 44{. چون  همه  اندرزهايي  را که  به  آنها داده  شده  بود فراموش  کردند ، همه   درهارا به  رويشان  گشوديم  تا از آنچه  يافته  بودند شادمان  گشتند ، پس  به   ناگاه  فرو گرفتيمشان  و همگان  نوميد گرديدند

 

*تمكين الإسلام في الأرضمن بعد از اینکه این حکمت را شناختم  تفسیر بسیاری از واقعه های حیرت آور تاریخ را یافتم . هم اکنون متوجه شدم ؛چراعتبه بن غزوان عمربن الخطاب را سو گند می دهد که امارت بصرة را به ببخشد. و دانستم چرا صدیق –رضی الله عنه – تمام دارائیش را در راه خدا صرف کرد.و فهمیدم چرا عثمان بن عفان –رضی الله عنه  –  تنها خودش  تنها خودش تجهیز لشکرالعسرة بعهده گرفت بدون اینکه مسؤلیتی را از دیگران بخواهد. پی بردم چرا خالد بن ولید – رضی الله عنه – از فرمانده لشکرکنار ه گیر نمود.متوجه شدم چرا ابوعبیده جراح منصوب شدنش بر دولت عظیمی مثل شام احساس خوشحالی نکرد. دانستم چرا طلحة بن عبید الله هنگامی که هفتصد هزار دینار را برای او آوردند غمگین شد وقتی در همان شب آنرا بین فقراء توزیع کرد .غمش به شادی تبدیل شد  آن هنگام از این دنیا رهای یافت .

 

همه ی اینهارادیدم . و پی بردم چرا نسل صحابه بهترین مردم شدند ؟این به  علت هم عصر؛ پیامبر بودند نیست .بلکه چون که  ایشان  حکمت زندگی را فهمیده بودن بهترین مردمان شدند. . ویا بهتربگوییم؛آنها عالی ترین  کسانی بودند که خدا وند را عبادت کرده . به همین علت ,صادقانه مواظب دوری از دنیا و مال وثروت و ریاست وسلطنت بودند .  بنابراین ؛در زندگی شان  : بد بختی و بینوایی به هنگام بیماربودن شان ؛ویا غم واندوه در وقت ستم کشیدن ؛وناامید به وقت آزار رساندن به آنها؛ویا پشیمانی در زمان فقر و تنگدستی ؛نه خواهی دید؛  . همه اینها , بییماری, ستم کشیدن ,زجردیدن,فقر, فرصت های عبادت برایشان فراهم می نمود؛ و آنرا غنیمت می دانستند وبه عبادت مشغول می شدند  وبنابراین بهتر ین مردمان گشتنند.

 

قطعاً ؛کسانی که زبان  حال  آنان رافهمید مانند آنها خوشبخت میشود اگر چه در زمان نداری و تنگدستی بسربرد. وآن که حکمت حیاتی را که آن بزرگواران درک کرده بودند ازاو پنهان شود زیان  خواهددید بینوا وبیچاره می شود اگر مالک تمام دنیا باشد.

 

 براستی من با این مقاله روی خطابم به کسانی است که باوردارند از بی نوایان ومستمندانند .من به آنها می گوییم ؛شادباشید  براستی خداوند برای تان فرصت عبادت را مهیا کرده آنرا مغتنم بدانید قبل از آن که سختی برطرف شود وهنگام راحتی وآسایش پیش آید وخدا را فراموش می کنید در حالی که مجاز به فراموش کردن او نیستی.خداوند می فرمایید}وَإِذَا مَسَّ الإِنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}]يونس: 12[و چون به انسان رنج و مصيبتي برسد چه بر پهلو خوابيده و چه نشسته و چه ايستاده باشد ما را به کمک مي خواند، و چون رنج و ناراحتي را از او برداريم چنان راه خود را در پيش مي گيرد که گويا ما را به دور کردن رنجي که به او رسيده بود به فرياد نخوانده است. اين چنين براي اسراف کنندگان کاري را انجام مي دهند زينت داده شده است.

 

در اينجا خداوند از سرشت و طبيعت انسان خبر مي دهد که هرگاه رنج و مصيبتي به او برسد در دعا کردن مي کوشد، و بر همۀ حا لتها؛ ايستاده و نشسته و بر پهلو خوابيده خدا را مي خواند و در دعا اصرار مي ورزد تا خداوند مصيبت را از او دور نمايد.

 از خداوند می خواهم سنت هایش را به ما بیاموزدو به اسلام و مسلمانان عزت و عظمت ببخشد آمین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس