معماری
خانه ---> كردستان ---> منشأ کردها و روایات مربوط به آنان

منشأ کردها و روایات مربوط به آنان

منشأ کردها و روایات مربوط به آنان

نویسنده: : دانا مهرنوس

1- روایت مربوط به جنّ و دیو بودن کردها

مسعودی در «مروج الذهب» این گونه نگاشته است: «مردمانی نسب آن ها را به کنیزان سلیمان بن داود (ع) می رسانند؛ هنگامی که ملک از سلیمان گرفته شد، شیطانی معروف به جسد با کنیزان منافق وی درآمیخت، لکن خداوند کنیزان مؤمن را از تجاوز وی در امان داشت و چون خداوند ملک سلیمان به او بازگرداند، کنیزانی که از شیطان آبستن بودند بزادند، سلیمان فرمود: آن ها را سوی کوه ها و دره ها برانند و آن کودکان تحت نظر مادرانشان بزرگ شدند، ازدواج کردند، فرزند آوردند و آغاز نسب کردان از آنجا بود.»[1]

شرف خان بدلیسی نیز چنین نوشته است: «به قول بعضی از حکما (الاکراد طایفة من الجن کشف الله عنهم الغطاء) یعنی کردها طایفه ای از جنّ هستند که خداوند پرده از آن ها برداشته است و به روایت برخی از مورخان دیو با انسان ازدواج کرده طایفه اکراد از ایشان پیدا شده العلم عند الله.»[2]

مرتضی زبیدی نیز بعد از اینکه روایات مربوط به کردها و از جمله آن ها روایت مربوط به کنیزان سلیمان (ع) را می آورد، نظر ابومعین نفسی (418-508 ﻫ.ق) را در «بحرالکلام» می نگارد که: «آنچه گفته شده که همانا جن به حرم سلیمان (ع) تجاوز کرده است و کردها از آن حاصل شده اند، باطل است و هیچ اصلی ندارد.»[3]

2- روایت مربوط به ضحّاک و کردها

دینوری می نویسد: «گویند ضحاک که عجم او را بیوراسپ گویند چون بر جم(=جمشید) شاه غلبه کرد و او را کشت و بر پادشاهی خود اطمینان یافت و آسوده گشت، شروع به گردآوری جادوگران از اطراف و اکناف سرزمین خود کرد و سحر را به گونه ای آموخت که خود از پیشوایان آگاه به آن شد. و شهر بابل را چهار در چهار فرسنگ ساخت و آن را مملو از سپاهیان ظالم و ستمگر کرده آن را «خوب» نام نهاد و اولاد ارفخشذ را زنده به گور کرد و در دوش های او دو زائیده به شکل مار بیرون آمد که همواره او را آزار می دادند تا اینکه از مغز سر مردم به آنان می خوراندند پس آرام می گرفتند. گویند هر روز چهار مرد تنومند می آوردند و سر می بریدند و مغز سر آن ها را به آن مارها می دادند. ضحاک وزیری از قوم خود داشت، سپس وزارت وی بر عهده مردی از فرزندان ارفخشذ به نام ارماییل قرار گرفت هنگامی که مردانی برای کشته شدن می آوردند دو نفر از آن ها را نجات می داد و به جای آن ها دو گوسفند می کشت و به آن دو مرد امر می کرد که به گونه ای بروند که دیگر اثری از آن ها باقی نماند، آن ها نیز به کوهستان رفتند و در آن جا مستقر شدند و به روستاها و شهرها نزدیک نمی شدند پس گفته می شود اصل کردها از آنان است.»[4]

فردوسی نیز این گونه این داستان را در ادبیات حماسی زیر به نظم کشیده است:

چنان بد که هر شب دو مرد جوان

چه کهتر چه از تخمه پهلوان

خورشگر ببردی بایوان شاه

و زو ساختی راه درمان شاه

بکشتی و مغزش برون آختی

مران اژدها را خورش ساختی

… از اینگونه هر ماهیان سی جوان

ازیشان همی یافتندی روان

چو گرد آمدندی مرد ازیشان دویست

برانسان که نشناختندی که کیست

… کنون کرد از آن تخمه دارد نژاد

که ز آباد نیاید بدل برش یاد[5]

از جمله منابع تاریخی دیگر که از ضحاک و کردان رها شده از دست او گفته اند عبارتند از:

حمدالله مستوفی قزوینی، تاریخ گزیده، تحقیق عبدالحسین نوایی (تهران: امیر کبیر، چاپ سوم.1364)ص82.

عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، تحقیق عبدالحی حبیبی(تهران: دنیای کتاب، چاپ اول.1363ش) ص38-39.

مؤلف مجهول، مجمل التواریخ و القصص، تحقیق ملک الشعرای بهار(تهران: کلاله خاور، بی تا) ص40-41.

3- روایات مربوط به سامی، حامی و یافثی بودن کردها

مسعودی در این مورد روایات گوناگونی از کسان مختلف ذکر کرده که به قرار زیر است:

1- «مردم پیرامون ریشه کردها اختلاف کرده اند گروهی، آن ها را از نسل ربیعه بن نزار بن معد بن عدنان دانسته که از قدیم جدا شده و به کوه ها و دره ها رفته اند و با ملت های دیگر عجم و فارس ساکن آبادی ها و شهرهای همجوار شدند. بنابراین زبان خود را ترک کردند و هر کدام از قبایل کرد زبانشان عجمی شد.»[6]

2- «گروهی دیگر گویند: که کردها از قبیله مضر بن نزار و از فرزندان کرد بن مرد بن صعصعه بن هوزان هستند که از زمان های قدیم به خاطر جنگ های خونینی که با غسانیان داشته جدا شدند.»[7]

3- «گروهی دیگر گویند: که آن ها از ربیعه بن مضر هستند و به خاطر یافتن آب و چراگاه به کوه ها رفتند و به علت مجاورت با ملت های دیگر زبان عربی را ترک کردند.»[8]

4- «جمعی از متأخران و آگاهان کرد می گویند: که آن ها از فرزندان کرد بن مرد بن صعصعه بن حرب بن هوزان هستند و گروهی دیگر گویند: که آن ها از فرزندان سبیع بن هوزان هستند اما حرب و سبیع نزد نسب شناسان مضر ابتر (بدون نسل) بوده اند و باقیمانده هوزان از بکر بن هوزان بوده اند.»[9]

5- «و از کردان کسانی نیز بر این رفته اند که آن ها از ربیعه سپس از بکر بن وائل هستند که در روزگار قدیم به سبب جنگ هایی که بینشان بوده است به سرزمین عجمان افتاده و ما بین آن ها پراکنده شده اند و زبانشان تغییر کرده است و طایفه ها و قبیله ها شده اند.»[10]

6- ایرانیان گویند: «کردها از فرزندان کرد بن اسفندیار بن منوچهر هستند.»[11]

قلقشندی می نویسد: «آن ها از بنی ایران بن آشور بن سام بن نوح هستند.»[12]

مؤلف «تاج العروس» از محمد افندی الکردی نقل می کند که کردها از نسل کرد بن کنعان بن کوش بن حام بن نوح هستند.[13]

ابن خلکان در مورد نسب کردها از کتاب «القصد و الامم فی انساب العرب و العجم» اثر ابو عمر ابن عبدالبر نقل می کند که: «کردها از نسل مزیقیا هستند که به سرزمین عجم افتاده اند و بر اثر زاد و ولد، اولاد و نوادگان آن ها زیاد شده و به کرد موسوم شده اند. در ادامه از شاعری نقل می کند که می گوید: به جانت سوگند که کردها از فرزندان فارس نیستند بلکه آن ها از کرد بن عمرو بن عامر هستند و عامر ملقب به ماء السماء می باشد به خاطر بخشش و کثرت نفعش بنابراین به باران تشبیه شده است.»[14]

در مورد وجه تسمیه مزیقیا این گونه آمده که او هر روز لباس تازه ای می پوشید و شبانگاه آن را پاره می کرد تا کسی بعد از وی آن را نپوشد.[15]

نویری نیز می گوید: «بعضی از نسب شناسان ذکر کرده اند که کرد بن مرد بن یافث بن نوح است و در آن اختلاف وجود دارد.»[16]

چنانکه مشاهده نمودیم روایات گوناگون و عجیبی در مورد منشأ کردها وجود دارد که تمامی این روایات بر پایه ظن استوار هستند و هیچ گونه یقینی درباره آن ها در کار نیست. در اینجا نکته مهم و قابل توجه این است که افراد زیادی در هنگام نوشتن تاریخ کردها بعد از روایت نسب آنان از مورخان اسلامی، مورخان را به تعصب و کینه توزی نسبت داده اند که چرا نسب کردها را به زیر مجموعه نسب اعراب برده اند. اگر آنان پرده تعصب را از دیدگان خود بردارند و با دیدی باز به روایات مورخان بنگرند خواهند دید که آنان فقط نقل قول کرده اند نه آنکه قطعیتی در نسب کردها باشد، مورخان بعضی روایات را حتی از کسانی نقل کرده اند که کرد بوده اند.

نکته مهم در نسب تمام بشر این است که عرب، کرد، فارس، ترک و روم و … همه فرزندان آدم هستند و مبنای برتری آن ها تنها در تقوی است نه نژاد و نسب و اگر واقعاً به این نکته نگاه کنیم به همان گونه است و لا غیر. خداوند تبارک و تعالی این نکته را برای ما این گونه یادآوری می کند:

(‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ‏) حجرات/ 13

«‏ اي مردمان ! ما شما را از مرد و زني ( به نام آدم و حواء ) آفريده‌ايم ، و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نموده‌ايم تا همديگر را بشناسيد ( و هر كسي با تفاوت و ويژگي خاص دروني و بيروني از ديگري مشخص شود ، و در پيكره جامعه انساني نقشي جداگانه داشته باشد ) . بي‌گمان گرامي‌ترين شما در نزد خدا متقي‌ترين شما است . خداوند مسلّماً آگاه و باخبر ( از پندار و كردار و گفتار شما ، و از حال همه‌كس و همه چيز ) است . ‏»

خداوند متعال خطابش به عرب ها نیست بلکه به تمامی مردمان است و مبنای برتری را تقوی دانسته است. ابن کثیر در تفسیر این آیه چنین می نویسد: «تمامی مردمان در شرافت نسبت به آدم و حوا یکسان هستند و برتری میان آن ها تنها با امور دینی است که همانا اطاعت خدا و پیروی از رسولش (ص) می باشد. خداوند متعال از غیبت و تحقیر بعضی نسبت به بعضی دیگر نهی فرموده است چرا که همه در بشریت مساوی هستند.»[17]

مسلم از ابوهریره (رض) روایت کرده که پیامبر (ص) فرمود: «خداوند به ظاهر و اموال شما نمی نگرد بلکه به دل ها و رفتار شما می نگرد.»[18]

امام احمد بن حنبل (رض) از ابوذر (رض) روایت می کند که پیامبر (ص) فرمود: «همه شما فرزندان آدمید و آدم از خاک خلق شده است و عده ای از فخرفروشی به وسیله اجدادشان دست بکشند در غیر این صورت نزد خداوند از یک سوسک هم پست تر خواهند بود.»[19]

بنابراین همچنان که مشاهده شد مبنای برتری انسان ها در کرد، فارس، ترک، عرب و غیره نیست بلکه مبنای برتری همان تقوی و دوری از محرمات است.

به هر حال آنچه که در مورد کردها نیز می توان گفت این است که آنان نژادی مستقل از سایر اقوام می باشند که به مرور زمان همچون فارس، ترک، عرب و … مستقل شده اند اما باز هم آنان از فرزندان آدم می باشند و هیچ برتری نسبت به سایر اقوام و ملیّت ها از نظر نژادی ندارند.

—————————————————–

منبع: کردها و اسلام، ستیز یا سازش؟؟!! / مؤلف: دانا مهرنوس / انتشارات: آراس 1390.


[1]– مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص 99.

[2]– شرف خان بدلیسی، شرف نامه تاریخ مفصل کردستان، ج 1، تصحیح ولادیمیر ولییامینوف زرنوف(تهران: انتشارات اساطیر، چاپ اول، 1377 ش) ص 13.

[3]– مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج9، تحقیق مجموعه ای از محققین (بی جا: دارالهدایة، بی تا) ص105.

[4]– ابوحنیفه دینوری، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال (قم: منشورات ارضی، 1368ش) ص 4-5.

[5]– ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، ج1، تصحیح عباس رکنی(تهران: نشر افکار، 1386 ش) ص 43-44.

[6]– مسعودی، مروّج الذهب، ج2، ص99.

[7]– مسعودی، مروّج الذهب، ج2، ص99.

[8]– همان.

[9]– علی بن حسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی(القاهره: دارالصاوی، بی تا، افست قم: موسسه نشر المنابع الثقافة الاسلامیة)ص 78-79.

[10]– همان، ص78.

[11]همان.

[12]– احمد بن علی قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعة الانشاء، ج1، تحقیق د.یوسف علی طویل (دمشق: دارالفکر، چاپ اول، 1987م)ص423-424.

[13]– زبیدی، ج9، ص104.

[14]– ابن خلکان، ج5، چاپ 1994، ص 357-358.

[15]– زبیدی، ج9، ص 102.

[16]– شهاب الدین احمد نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج2، تحقیق مفید قمیحه و جماعه (بیروت: دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1424ق/2004م) ص307.

[17]– اسماعیل بن عمرو ابن کثیر، تفسیر قرآن العظیم، ج7، تحقیق سامی بن محمد سلامه (الریاض: دار طیبة للنشر و التوزیع، چاپ دوم، 1420ق/1999م) ص 358.

[18]– مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج4، تحقیق فؤاد عبدالباقی(بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا) ص 1986.

[19]– ابوبکر البزار، مسند البزار، ج7، تحقیق د. محفوظ الرحمن زین الله (بیروت مدینة: مؤسسه علوم القرآن، مکتبة العلوم و الحکم، 1409ق) ص 340.

۴ نظر:

  1. کردی وجود نداره. اگر کردی بود در حال حاظر یک نژاد بودند ن هزار نژاد و هزار ملیت و هزار مذهب و هزار زبان ک امروزه عده ای زور میزنند این ها را تحت نام کرد بخوانند. در تمام منابعی ک از،زمان اسلام ب اینور از کرد نام برده منظور عشایر بوده. کرد لغتی عربی هست فارسی ان عشایر میشد پس لطفا دقت کنید و اطلاعات غلط،ندید

  2. kurd

    خجالت نمی کشید این مطالبو می نویسید؟؟
    ملت کورد پاک ترین ملت هاست چطور میتونید این حرفو بزنید
    این که میگن از اجنه ها هستند …..
    این پرت و پلاهارو نخونید همش دروغه

  3. افشین همایون زاده

    سلام بنظر من نفس بازپخش نمودن این لاطائلات مورخان عرب مانند مسعودی و دیگران زیبنده این سایت نیست و موجب رنجش خوانندگان شما می شود ، مثلا نویسنده محترم آقای مهرنوس می خواهند چه بما بگویند با آوردن این مطالب ؟ همه ما می دانیم خداوند متعال به تقوی می نگرد نه به نژاد و زبان و فرهنگ.

  4. کورد

    با سلام
    در هنگام تجاوز اعراب به ایران زمانی که اعراب از مناطق لر نشین به خاک و مردم ایران تجاوز کردند کوردها در برابر اعراب ایستادند و آنها را شکست دادند. به خاطر همین مساله به مرور زمان اعراب از کورد ها کینه به دل گرفته و آن هارا جن نامیدند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس