معماری
خانه ---> دعوت و داعی ---> توسل مشروع و توسل نامشروع
دعوت جمعی

توسل مشروع و توسل نامشروع

  توسل مشروع و توسل نامشروع

 

استاد محمّد غزالي

 

درمورد روا و ناروا بودن (( توسل )) در بین بسیاری از علما اختلاف نظر وجود دارد . بر اثر عقب ماندگی فکری امت اسلامی در قرنهای اخیر و سر گرم شدن بسیاری به امور پیش پا افتاده و غفلت در مورد ثواب ایمانی و اعمالی بزرگ زمام کنترل امور ، این گونه از دست خارج شد.

 

در حالی که از گوشه و کنار حکومت اسلامی کاسته می شد و اساس شریعت آماج حملات دشمنان قرار می گرفت و  کم خردان در دارالإسلام در دام مجادله های تند و خشم آلود که آیا فلانی ولی هست یا نیست ؟ و آیا می توان به او توسل کرد یا نه ؟ گرفتار آمده بودند.

 

از ملاحظه آن اوضاع و احوال تعجب برانگیز معلوم می شد که امت اسلامی ویژگی ها و برتری های علمی و اخلاقی خویش را فراموش نموده به تمام معنی شایستگی خود  را برای رهبری و روشنگری از دست داده بود و مشمول همان مثلی شده بود که : (( دیوانگی انواع مختلفی دارد )) !.

 

معانی (( وسیله )) در شریعت و عرف :

 

در مورد معانی (( وسیله )) در شریعت و عرف تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که از پنج صورت زیر فراتر نمی رود :

 

1-توسل به ذات و صفات و اسامی حسنای خداوند به صورتی که در حدیثی آمده است :

 

(( اللهم انی اسالک بانک انت الله الذی لا اله الا هو الاحد الصمد الذی لم یلد و لم یکن له کفوا احد ))

 

((پروردگارا ! از تو می خواهم ؛ زیرا به راستی تو خداوند عزو جل هستی که هیچ معبود و مستعانی به جز تو مشروعیت ندارد ، تنها بی نیازی هستی که از کسی نزاده و کسی از او زاده نشده و هیچ کس را با او هم شأنی نیست . ))

 

باز همچون روایتی که در حدیث حفظ قران آمده است :

 

(( اسالک بجلالک و نور و جهک ان تلزم قلبی حفظ کتابک کما علمتنی  ))

 

(( به حق جلال و عظمت و نور و جهت از تو می خواهم که قلب مرا برای حفظ کتابت همان گونه که آن را به من آموخته ای پایبند فرمایی ! ))

 

(( اعوذ بر ضاک من سخطک و بمعافاتک من عقوبتک ))

 

(( پروردگارا ! به خشنودیت در برابر خشمت و به بخشندگیت در برابر مجازات نمودنت پناه می برم .))

 

دعای یکی از نیکمردان را بدین مضمون در کتابی خواندم :

 

(( اللهم انی جئت منک الیک و لا شی اعز منک علیک ، فکن شفیعی لدیک… ))

 

(( پروردگارا از تو به سوی تو آمده ام و هیچ چیزی نزد تو گرامی تر از تو نیست . مرا نزد خویش شفاعت کن ! ))

 

این نوع از توسل نه اینکه هیچ گونه اشکالی ندارد ، بلکه اوج توحید و یکتا پرستی است .

 

2-توسل به خداوند عزو جل  از طریق اطاعت و عبادت و اعمال صالحه ای که به خاطر خوشنودی او انجام گرفته . مقصود این آیه قرآن همین است که می فرماید 🙁 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)مائده/35

 

((ای کسانی که ایمان آورده اید ! از خداوند عزو جل  پروا کنید ! و برای تقرب به خداوند عزو جل  وسیله بجویید و در راه او جهاد کنید تا اینکه رستگار شوید .))

 

در سنت پیامبر خدا (ص) راجع به سه نفر که به غاری پناه برده و درب غار بر روی ایشان مسدود گردیده و تنها سبب نجات ایشان توسلشان به اعمال صالحی بوده که انجام داده بودند ، حدیثی طولانی وجود دارد . آن حدیث مظهر و مصداق این فرمودۀ پیامبر خدا (ص) است که:

 

(( تعرف الیه فی الرخا یعرفک فی الشدة))

 

(( در شرایط آسودگی خداوند عزو جل  را بشناس و یاد کن ، تا او نیز تو را در شرایط سخت به یاد بیاورد . ))

 

3-توسل به دعای صالحان و رادمردانی که به منزلت احسان رسیده اند ؛زیرا دعای اهل ایمان برای دگر اهل ایمان از همان زمان حضرت نوح ثابت شده است که خطاب به پروردگارش می فرمود :

 

(( رب اغفر لی و لوالدی و لمن دخل بیتی مومنا و للم.منین والمومنات وللتزد الظللمین الا تبارا )) نوح/ 28

 

(( پروردگارا ! مرا و پدر و مادرم وهمه کسانی را که مومنانه به خانه من می آید ببخشای و سایر مردان و سایر زنان مؤمن را بیامرز و کافران را جز نابودی میفزای . ))

 

فرق نمی کند که دعای مؤمن برای مؤمن در حضور و یاد در غیاب او باشد و بزرگ تر برای کوچک تر و کوچک تر برای بزرگ تر دعا نماید ف چنین دعایی ماثور و ماجور است ؛ زیرا دارای پیام زیبا و دلالت نیکوی دلسوز و خیر خواهی است . فرشتگان خداوند عزو جل در یکی از اذکار همیشگی خود می گویند :

 

((الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (٧)))غافر/7

 

(( پروردگارا ! مهربانی و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است . پس در گذر کسانی ( که از گناهان خود ) توبه کرده اند و ایشان را عذاب ( جهنم ) مصون بفرما کسی که مقام عظمت و کبریایی خداوند عزو جل  را به خوبی شناخته باشد او را به نیکی می ستاید ، و هر گاه آدم نادانی را دید که در ارتباط با او رفتاری ناروا دارد ، خداوند عزو جل  را مورد خطاب قرار می دهد و از او می خواهد که انسان های را هر چند دچار اشتباه شده و به بیراهه رفته اند ، اگر به راه رشد و صراط مستقیم باز گشتند مورد رحمت و مغفرت خویش قرار بدهد .

 

دعای آیندگان برای گذشتگان مظهر وحدت اهل ایمان در میدان عبودیت بدون توجه به زمان و مکان است .

 

((و لذین جاءوا من بعدهم یقولون ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلاً للذین آمنوا ))حشر/10

 

(( کسانی که پس از ( مهاجرین و انصار ) می آیند می گویند :پروردگارا ما و برادران ما را که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفته اند بیامرز و نسبت به مؤمنان کینه ای را در دل هایمان قرار مده ! ))مردم مسلمان در همه اذان ها و نماز های خود برای پیامبر خویش دعا می نمایند ؛ دعایی که بیانگر محبت او و تقدیر از تلاش های هدایتگری و تربیتی و جهادی پیامبر خدا (ص) نور و هدایت است . اصحاب پیامبر خدا (ص) هر گاه باران به موقع نمی بارید و نگران قحطی و خشک سالی بودند به پیامبر خدا (ص) برای دعا در پیشگاه خداوند متوسل می شدند ، او نیز دست به آسمان بر می داشت و از خداوند عزو جل  فضل و رحمتش را خواستار می شد ، در نتیجه باران رحمت الهی ایشان را فرا می گرفت ! پس از وفات پیامبر خدا (ص) اصحاب بزرگوارشان نزد عمومی او ، عباس بن عبدالمطلب می رفتند – انگار در او بویی از نبوت به مشام می رسید عمومی پرهیزگار پیامبر خدا (ص) نیز با شرم و حیا در پیشگاه خداوند دست به دعا ب می داشت و خداوند عزو جل  باران رحمت ظن داشته باشید ، بگویید : نزد خداوند برایم دعا کن ! این نوع از توسل نیز همچنان که ملاحظه نمودید بلامانع است .

 

 

توسل مورد اختلاف :

 

4- در مورد توسل به ذات پیامبر خدا (ص) با توجه به منزلتی که در پیشگاه خداوند عزو جل  دارد ، دو رأی وجود دارد :

 

اول ، چنین توسلی در سنت و روایات نیامده و نمونه های بسیاری از دعا در قرآن و سنت وجود دارد که متضمن چنین دعا و توسلی نیستند ؛ بلکه همه آنها متضمن دعا و توسل مستقیم به خداوند عزو جل  می باشند و در این میدان تبعیت بهتر است .

 

دوم ، در روایات مردی که دچار نابینایی شده بود توسل به پیامبر خدا (ص) آمده است ، آن مرد دعایی که پیامبر خدا (ص) – یا کسی دیگر – به او آمیخته بود ، او را در پیشگاه خداوند عزو جل  شفیع نمود و وقتی که آن دعا را به آن صورت خواند بینایی خود را باز یافت . می گویند :این نوع از دعا هر چند در دو کتاب صحیح امام مسلم و صحیح امام بخاری روایتی در مورد آن نیامده ، از راه های دیگری که به بیش از ده مورد می رسد ، در مورد آن شهادت داده شده است .

 

برای هر دو رأی از نظر قایلین به آنها استدلال های قابل احترامی وجود داد ، اما ظاهرا این اختلاف به روش و شیوۀ ادایی آن ارتباط پیدا می کند نه حقیقت و ماهیت آن ، در عین حال نزاع و مناقشه سختی بین دو طرف به وجود آمده که آنان را به چند دستگی و پراکندگی بسیار نزدیک نموده است .

 

به نظرم بار مسؤولیت آن بر دوش هر دو طرف است . گروه اول ، باور گروه دوم را شرک آلود شمرده و گروه دوم ، گروه اول را به عدم محبت پیامبر خدا (ص) متهم کرده اند . بر همین اساس یکدیگر را مورد آماج تیر تهمت قرار داده ، اما این اسلام بوده که به خاطر پراکندگی میان پیروان خود دچار زیان شده است ! زمانی کا بدتر شد و آب گل آلودتر گردید که گروه دوم کسانی را که اهل صلاح و لایت می دانستند به پیامبر خدا (ص) قیاس کردند و دامنه قضیه گسترش یافت و روا و ناروا وارد آن گردیدند و ملاحظه می شود که صیغه ها و عبارات مورد اطمینان دعا کنا نهاده شد و سؤال و دعا در پیشگاه خداوند به عبارات و جملاتی محدود گردیدند که در موردشان دو دیدگاه وجود داشت ، چیزی که می توان آن را جهالتی غیر قابل قبول نامید !!

 

لازم بود که آنان دیگران را بر پیامبر خدا (ص) قیاس ننمایند ؛ زیرا در عبادات قیاس به هیچ وجه کاربرد ندارد ، بلکه بر ایشان واجب بود از طریق آنچه در قرآن و سنت صحیح پیامبر خدا (ص) او وجود دارد به خداوند عزو جل  تقرب پیدا نمایند و اگر عباراتی از نظر ایشان برای دعا صحیح بود ، آن را به عنوان برخی یا آخرین دعا پس از دعا های قرآن و ماثور در سنت بخوانند !

 

در اینجا لازم می دانم که این نصیحت تقدیم کنم به کسانی که علاقمندند دیگران را به شرک متهم کنند : اسرار و زبان خود را از سؤظن پاک گردانند و بر پایه اوهام خود احکام را صادر ننمایند و در مورد دیگران قضاوت ناروا نکنند .

 

 

توسل مردود به اتفاق علما :

 

5- علما در مورد مردود بودن توسل به خداوند عزوجل  از طریق دعای اهل قبور ، اتفاق نظر دارند ؛ زیرا مناجات و مخاطب قرار دادن پیامبران و اولیا و مطرح نمودن مشکلات و نیازمندی ها با ایشان و امید و انتظار بر آورده شدنشان توسط آنان شرک محسوب می گردد.

 

چرا آن گونه آدم های ساده دل باید به جای دعا و درخواست از خداوندی که از هر چیزی و هر کسی به ایشان نزدیک تر است و قدرت برآورده نمودن نیاز ها و رفع مشکلات ایشان را دارد ، به بی راهه می روند و روی به سوی اصحاب قبور می برند ؟به راستی رویگردانی از خداوند نشانه عدم بصیرت بوده و نشانه کج فهمی و عدم معرفت درست نسبت به اوست .

 

چیزی که بسیار تعجب برانگیز می باشد این است که در میان ما اشخاصی هستند که شکوایه و درخواست هایی را به صورت مکتوب به امام شافعی نوشته و بر روی ضریح او می گذارند ! عده ای دیگر با نگرانی و با خشوع و فروتنی به قبور صالحین پناه می برند و چیز هایی را که بجز خداوند کسی توانایی انجام دادنشان را ندارد ، از آنان می خواهند !

 

یکی از اشخاص اندیشمند  و نکته سنج نقل می کرد که روزی در مزاری مشهور نشسته بوده و مردی که خانمش برای وضع حمل داشته به طور مضطرب آمده و از صاحب قبر که می گویند ولی بوده می خواهد به خانمش برای وضع حمل کمک کند ! او سپس می رود ،پس از او مرد دیگری می آید و از صاحب قبر می خواهد که هوای پسر او را که در دانشگاه شرکت کرده داشته باشد . این آدم ظرف و نکته دان می گوید به این آدم دومی گفتم : دوست عزیز جناب شیخ اینجا تشریف ندارند ، به منزل آقای دیگر رفته که خانمش برای تولد فرزند دچار مشکل شده لطفاً وقتی دیگر مراجعه کنید !

 

واقعیت آن است که درخواست حل مشکلات و رفع احتیاجات از مردگان به صورت شوخی زشت و بی مزه ای در آمده است و در مورد این روش ناروا اقرار به اشتباه و معذرت خواهی از کسی شنیده نمی شود .

 

در اینجا یادآوری مطلبی را لام می دانم که ممکن با این دعا و درخواست غیر قابل قبول – در حالی که جزو آن نیست – مشتبه شود . منظورم ادب و روش مناجات است ؛ زیرا برخی از اهل شعر و ادب ، شب ، ماه ، باد صبا و امثال آنها را مورد خطاب قرار می دهند ، در حالی که هدف آنها مناجات با آن پدیده ها نیست . بلکه مقصود آنان بیان و اظهار عواطف و احساسات خود و در واقع درد دل نمودن است . کسی که شب یاد روز را مورد خطاب قرار می دهد به معنای آن نیست که آن ها را عبادت می نماید و حتی کسی که قبر معن بن زائده را مورد خطاب قرار داده و می گوید :

 

(( ای قبر معن تو را اولین چاله ای از زمین هستی که برای در آغوش گرفتن عفو و گذشت کنده شده ای ؟ ))

 

آن شاعر به هیچ وجه به عبادت قبر نپرداخته و در مورد آن فکر هم نکرده است . همچنین شاعری که این گونه پیامبر خدا (ص) را مورد خطاب قرار می دهد که :

 

(( ای آنکه در دل زمین بدن مبارک تو دفن شده و دشت و کوه از بوی خوش آن خوشبو شده اند ! جانم به فدای آن قبری که در آن مسکن گزیده ای قبری که پاکی و بزرگواری  و بخشند گی را در خود جای داده است . ))قصیده هایی از احمد شوقی با این بیت آغاز می شود :

 

که مناجاتی از همین قبیل را در بر دارد . گاهی خیال پردازی شاعر و فوران محبت و عشق او سبب پاره ای از افراط ورزی ها در کلام او می شود ، اما به نظر من چنین چیزهایی او را در معرض اتهام قرار نمی دهد . احمد شوقی می گوید :

 

(( هر گاه پس از زیارت خانه خدا قبر پیامبر خدا (ص) را زیارت کردی و جایگاه محترم و نازنینش را بوسیدی و دیدی که از هر گردنه ای پرتو شعاع بر می آید و زیر هر سنگریزه ای بوی عطر و عبیر منتشر می شود و به خاطر تواضع در مقابل احمدی که زیر خاک و بین حجره هایش دفن شده است اشک از چشم هایت سرازیر شد ..!بگو :ای پیامبر خدا (ص) ای بهترین فرستاده خدا اخباری را به عرض می رسانم : امت تو در شرق و غرب همچون اصحاب کهف به خواب رفته است . من شگفت زده ام از امتی که حامل دو نور قرآن و سنت است و در خواب غفلت فرو رود ! ))بو صیری در وارد شدن به این گونه افراط ورزی ها پیشگام است . او در مدیحه سرایی خود را به شرک توجیه نماید آن گونه که برخی از افرادی که از افق ها و اسلوب های ادبی آگاهی ندارند ، او را به شرک ورزی متهم می کنند . هر چند ما پرهیز از اموری تردید برانگیز را ترجیح می دهیم و در مورد هر چیزی که روح و حقیقت عقیده توحید را خدشه دار نماید از خود غیرت و حساسیت نشان می دهیم اما بر این باوریم که در سخنان آن شاعران چیز هایی وجود دارند که شایسته ملاحظه هستند .

 

به موضوع توسل برای دعا در پیشگاه خداوند باز می کردیم که اختلاف نظر میان دو طرف با اختلاف میان دو دین مشابهت پیدا کرده است چیزی که به هیچ وجه آن را نمی توان معقول و قابل قبول به شمار آورد . در فاصله مان عمل و عکس العمل قضاوت ها و احکام ناصوابی صورت گرفته است تا جایی که ابن تیمیه زیارت قبر پیامبر خدا (ص) را مکروه می شمارد .

 

چرا ؟ مگر دیدار از قبرستان مستحب نیست ؟ چرا باید قبر مبارک پیامبر خدا (ص) را از آن استثناء کرد ؟ در این مورد تردیدی وجود ندارد که این رای ابن تیمیه در راستای سد  ذریعه و ممانعت از توسلی بودن که آن را ناروا شمرده است . در همین ارتباط بوده که مخالفانش علیه او خنجر بران زبانشان را از نیام کشیده و با او برخورد نامطلوبی نموده اند ! ما بر این باوریم که به این نزاع پوچ و بی سر انجام باید پایان داد و آب آشتی را بر روی آن آتش فرو ریخت و بدون توسل به تهمت و تلاش برای تشنج به موضوع نگریست !

 

اما حسن البنا می فرماید(( دعایی که با توسل به نیکی از مخلوقات در پیشگاه خداوند عزو جل انجام می گیرد ، موضوعی فرعی در مورد چگونگی دعاست و جزو مسایل عقیدتی به شمار نمی آید . ))

 

****************

 

یعنی همچون دیگر مسایل فرعی در عرصه فقه عبادات در معرض خطا و صواب قرار دارد و به هیچ وجه با کفر و ایمان و شرک و توحید ارتباط ندارد .

 

——————————————————————————

 

منبع : مباني وحدت فكري ، فقهي و فرهنگي مسلمانان

 

مؤلف : استاد محمّد غزالي

 

مترجم : عبدالعزيز سليمي

 

انتشارات : نشر احسان

 

  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس