معماری
خانه ---> حركات و احزاب ---> ، آثار و نتايج جماعت تبليغ روش كار

، آثار و نتايج جماعت تبليغ روش كار

 


، آثار و نتايج جماعت تبليغ  روش كار


آثار و نتايج خوب و فرا گيري كه از اين نهضت در داخل هندوستان و در كل جهان از جمله قاره هاي اروپا و آمريكا به وجود آمد بسياري از علماي بزرگ و متفكر جهان اسلام را خرسند نموده و باعث شد كه با اعجاب و شگفتي خاصي از اين نهضت ياد كنند ؛از جمله شيخ صالح بن علي الشويمان پژوهشگر عرب كه اظهاراتي عليه جماعت تبليغ شنيده بود شخصاًدر يك اجتكاع جماعت تبليغ حضور پيدا مي كند و خلاصه ي مشاهدات خود را چنين توصيف مي كند :


«چه تصوير گويا و زيبا از زندگي صحابه و تابعين و تبع تابعين رضي الله عنهم در بابر ديدگانت به نمايش مي گذارند !همه اش جهد ،علم ذكر ،گفتار زيبا اعمال نيكو ،فعاليت هاي شگفت انگيز اسلامي ،چهره هاي درخشان از علم و ايمان …روي هم رفته در تطبيق علمي كتاب الله و سنت رسول الله صلي الله عليه و سلم ؛چه زندگي پاك و مباركي !


شيخ عبدالمجيد زنداني كه يكي از نويسندگان جهان عرب است پس از برسي و مشاهده چنين مي گويد :اينها «اهل دعوت و تبليغ »اهل آسمان اند كه روي زمين راه مي روند


علامه ابوبكر الجزايري كه يكي از دانشمندان و نويسندگان مشهور است كتابي در رابطه با جماعت تبليغ تأليف نموده كه چند جمله از آن درج مي گردد :


«آثار جماعت تبليغ در كشورهاي مصر ،اردن ، سوريه ،لبنان و يمن هويدا است چه بسا منحرفاني كه به راه راست هدايت شدند و چه بسا افراد غافل و بي پرواي كه به حقيقت رسيدند و چه بسا كساني كه از دين الله اعراض داشتند و به طرف الله رجوع كردند »


سيد سليمان ندوي در مقدمه اي كه بر كتاب نهضت دعوت و تبليغ و «زندگي نامه مولانا الياس »مي نويسد اصول هفتگانه اي را تحت عنوان «اصول دعوت انبياء»بر مي شمارد و در پايان در مورد جماعت تبليغ چنين مي گويد :«با توجه به نكات مزبور در مورد اصول دعوت و تبليغ مي توان گفت :


اتخاذ روش مذكور جماعت تبليغ بسيار نزديك تر به روش عهد اول اسلام است »


وقتي از مولانا ابو الحسن ندوي رحمه الله سؤال مي كنند :از چه كساني در مسير دعوت متأثر شده است ؟چنين مي فرمايد :كسي كه بيش از همه در من تأثير گذاشت مولانا محمد الياس پدر مولانا محمد يوسف مؤلف كتاب حياه الصحابه بود ؛


اين مرد از جانب الله مأمور بود البته نه از طريق وحي و رسالت بلكه بدين معني كه خداوند او را براي ادامه ي دعوت انبياءانتخاب نمود ايشان دعوتي فراگير براي ارتباط مستقيم با همه ي تودها آغاز كرد اين دعوت نه تنها در هند بلكه به كل قاره ي آسيا و سرانجام به اروپا و آمريكا راه يافت و همچنان در حال كار و پيش روي است و از ميان همه ي حركت ها بيشترين تأثير و نتيجه را به بار آورده است .


 


مختصري از روش كار جماعت :


كار جماعت به صورت گروهي و عمومي انجام مي گيرد ،كه در مساجد از عموم مردم مي خواهند براي احياءدين در زندگي خود و زندگي تمام انسانها اوقاتي را اختصاص دهند . افرادي كه آماده مي شوند و به جاهاي دور و نزديك فرستاده مي شوند .اين افراد بيشتر در مساجد و احياناًدر منازل و هتل ها اقامت مي گزينند در آنجا از يك طرف با برگزاري مذاكرات ايماني و قرآني و خواندن و گوش دادن به احاديث و واقعات صحابه به اصلاح و تربيت خويش مي پردازند و از طرفي در اوقات ديگربه ملاقات اقشار مختلف مردم در كوچه ها و بازار ها و در صورت وجود راهنما به منازل مي روند .


در صحبت هايشان به طور اجمال به طرف دين و تقويت ايمان و عمل دعوت مي كنند و بيشتر در مورد كلمه ي لا اله الله محمد رسول الله صحبت مي كنند يعني در مورد يگانگي و عظمت خداوند و اينكه كاميابي و سعادت دنيا و آخرت در طريقه و روش زندگي رسول الله«ص»و تأكيد مي كنند كه اگر يقين به اين دو مطلب حاصل شود عمل به دين آسان مي شود و دين از رسم و عادت به حقيقت تبديل مي گردد .


از مسائل و فروعات دين و همچنين از مسائل اختلافي كمتر بحث مي كنند و بيشتر فضايل اعمال ديني را بيان مي نمايند و احاديثي كه در باره ي فضيلت هر عمل آمده است به صورت گروهي مي خوانند از جمله :فضايل ايمان ،نماز و علم و ذكر و تلاوت قرآن و و اخلاق خوب و خدمت و ايثار .


مساجد را محور و مركز كار قرار مي دهند و مي كوشند در هر مسجد اعمالي احيا شود كه در مسجد نبوي در عهد رسالت انجام مي گرفت از جمله :


گفت و شنود هاي ايماني و قرآني ،تعليم و تعلم ،عبادت به صورت عملي و اخلاق نبوي ؛و سعي دارند از طريق مساجد همه ي اين اعمال در تك تك خانه ها نيز برگزار گردد .چون معتقدند كه صحابه كرام در همچنين محيطي تربيت شدند و همين اعمال هستند كه در هر زمان و مكان انسانها را تربيت كنند و در زندگي ها انقلاب ايجاد كنند.


مولانا اليا س مي فرمايند : ما كار دعوت را به اين شكل كه جماعت هاي براي تبليغ دين حركت كنند ترك كرده ايم در صورتي كه همين چيز اصلي اساسي بوده است .رسول «ص»شخصاً براي تبليغ دين به اين سو و آن سو مي رفت و هر كس دست بيعت با آن حضرت «ص» مي داد او نيز مجنون وار حركت مي كرد .


در حالي كه در مكه تعداد مسلمانان انگشت شمار بود اما هر فردي بعد از مسلمان شدن براي عرضه نمودن حق اقدام مي كرد .زندگي مدينه اجتماعي و متمدن بود آن حضرت بعد از ورود به مدينه گروههاي تشكيل داده و به چهار گوشه اعزام مي نمود رفته رفته اين گروهها رنگ عسكريت به خود گرفت …


به هر حال جهد و نقل و حركت براي دين اساس و بنياد كار بود وقتي اساس متزلزل شد و آن وقت خلافت راشده به پايان رسيد .


شايان ذكر است كه روشي كه در نهضت دعوت و تبليغ اتخاذ شده كه هم ساده و هم قابل تطبيق و عمل در همه ي جوامع و مناطق است بنا بر اين طبيعي است كه در اين روش به امور تخصصي و تفصيلي كمتر پرداخته مي شود و بيشترين نيرو صرف امور بسيار ضروري و. همگاني مي شود و كارهاي بعدي و تكميلي به عهده ي علماي هر منطقه يا ديگر برنامه هاي فرهنگي و آموزشي گذاشته مي شود .


مولانا ندوي در همين خصوص در كتاب نهضت دعوت و تبليغ چنين مي نگارد :


مولانا اليا س رحمه الله عليه با فهم اين مطلب كه ايمان و اعتقاد به اصول دين به منزله ي زمين است كه مي توان بر آن باغها و عمارت هاي دين را بنا كرد و با توجه به اين كه طلب دين و قدر داني آن به منزله ي سرمايه ي اصلي است كه تمام شكوفاي ها به آن بستگي دارد كليه ي توجهات خود را از كارهاي فرعي و تكميلي منصرف كرده بر اين كار اساسي و اصلي متمركز ساخت قابل ذكر اسن ايشان در مورد مفيد بودن و حقانيت بقيه ي شعبه ها و فعاليت هاي ديني كوچكترين ترديدي نداشت بلكه پيوسته براي خادمان آن شعبه ها بسيار ارزش و احترام قايل بود .


به نظر مولانا اليا س روش درست كار اين بود كه با توجه به اوظاع كنوني نبايد مستقيماًبعضي از منكرات موجود را مورد تعرض قرار داد بلكه به جاي آن درك و شعور ايماني و احساس ديني را بايد بيدار كرد و به تكثير و ترويج معروفات مشغول شد .مولانا رحمه الله صرفاًبه اصلاحات جزئي و موضو عي قايل نبود .


دعوت قبل از سياست از نظر مولانا محمد اليا س رحمه الله


مولانا الياس كوشش و جديت براي ايمان و اصول دين و تبليغ و دعوت به سوي آن را از تمام كارها مقدم مي دانست و معتقد بود كه بعد از اين مرحله استعداد عمل به دين به وجود آمده و اطاعت از احكام دين و شريعت سهل و آسان مي گردد هر گاه در مرحله ي دعوت دين موفقيت حاصل شود و در اين زمينه كوشش و جديت نهاي مبذول گردد بعد از استحكام اين مرحله صلاحيت و استعداد سياست به وجود خواهد آمد .


در يكي از نامه هاي خويش به يكي از دوستان خويش چنين مي نويسد :


الفباي تبليغ عبادات هستند .بدون تكميل عبادات هرگز معاشرت و معاملات اسلامي انجام نخواهد شد برنامه ي مصلحين بايد اين باشد كه نخست براي اشاعه و گسترش عبادات  و تكميل آن تلاش نهاي را مبذول دارند بعد به وسيله ي اصلاح معاملات و معاشرت و تزكيه ي اخلاق وارد مرحله ي سياسي شوند .


شايان ذكر است كه هر سياستي كه پايه ي آن بر دعوت استوار نباشد ساختمان آن متزلزل و ناپايدار است منظور از دعوت اين است كه مردم به وسيله ي بيان فضايل و منافع دين به سوي دين تشويق و ترغيب گردند .


در اين خصوص مولانا داراي يك نظريه ي مستقل بود .به عبارت ديگر خلاصه ي تاريخ اسلام در ذهن وي اين بود كه قرنها مي گذرد كه صلاحيت نيروي سياست از اين امت سلب گشته است .اكنون بايد مدت هاي مديدي با صبر و شكيباي كامل بر طبق اصول دعوت كوشش و جديت شود تا اين كه در مسلمانان قابليت نظم و اطاعت و استعداد عمل بر ضوابط و قوانين علي رغم خواهشهاي نفس به وجود آيد .


براي مقدار اندكي از سياست مقدار زيادي از دعوت لازم است به هر اندازه كه دعوت دچار ضعف شود يا به هر اندازه در اين مرحله از تعجيل و تسريع كار گرفته شود به همان مقدار سياست داراي ضعف و نا پختگي خواهد شد .يا اين كه سياست اصلاًبه وجود نخواهد آمد و يا اين كه در صورت به وجود آمدن ساختمان آن به زودي متزلزل خواهد شد .


مولانا ابو الحسن مي گويد :واقعيت نيز همين است زيرا نظم و نيروي خلافت راشده و سازماندهي منظم آن و اطاعت بي نظير مردم در آن زمان نتيجه ي همان دعوت طولاني و منظمي بود كه از نخستين سال نبوت آغاز شد و تا پايان خلافت راشده ادامه داشت اما ضعف بعدي و سقوط اجتماعي نتيجه ي تغافل از دعوت بود .مولانا الياس اغلب جمله ي حضرت حسن بن علي رضي الله عنه را كه به حضرت حسين بن علي رضي الله عنه وصيت كرده بود تكرار مي كرد كه «از حالا به بعد كار اين امت از طريق دعوت پيش خواهد رفت »


به نظر مولانا عامل كليه ي اختلافات ،فساد ها و پراكندگي ها اين بود كه سياست بر دعوت مقدم شده و كار دين به روش سياست و سازماندهي غربي انجام داده مي شود .


برنامه ي جداگانه براي علما


مولانا مي خواست كه برنامه تبليغ چنان جامع و كامل باشد كه افراد هر سطحي بتوانند براي تربيت و ترقي ديني و عملي خود در آن شركت نمايند .


در يك نامه مي نويسد :«نياز به اين وجود دارد كه برنامه اي مشتمل بر ادبيات عرب ،كلام صحابه ،اعتصام با الكتاب و السنه …براي اهل علم ترتيب داده شود …نياز به چنين برنامه اي بسيار شديد است اين نهضت بدون چنين برنامه اي به خطر ضربه ي علمي و ناكامي جبران ناپذيري مواجه خواهد شد »


مولانا ابو الحسن ندوي با توجه به مجموع گفته هاي مولانا الياس و راهكارهاي دقيق و حكيمانه اي كه ايشان ارائه كرده است چنين استنباط مي كند :


«در واقع اين نظام دعوت و تبليغ بسيار قابل توسعه و و تنظيم پذير است و مي تواند به موازات زمان پيش رود و با حركت ها و دعوت هاي بي ديني مقابله نمايد و در عين حال براي عوام الناس بسيار مؤثر است .


اكنون نياز به اين احساس مي شود كه كساني كه خداوند آنها را به نعمت علم دين و و خلوص نيت و عقل و فهم مشرف نموده و در عين حال از نياز هاي زمان هم بي خبر نيستند به طرح و روش مولانا محمد الياس توجه كرده با جوشش عمل و نيرو سازماندهي و سليقه ي خدادادي و مراعات اصول و ارتباط با الله آن را ترقي و پيشرفت دهند »


مولانا ندوي در ادامه مي افزايد «اما اين كار به قدري بزرگ و گسترده است كه براي انجام آن چند نفر يا چند جماعت كافي نيست بلكه بايد عموم مسلمانان در اين زمينه تلاش و جديت نمايند .به قول مولانا الياس اگر صدها هزار نفر براي هدايت ميليون ها نفر قيام نكنند چگونه كار پيشرفت خواهد كرد ؟او معتقد بود كه براي انجام اين كار در تمام جهان بايد يك حركت عمومي و جنبشي هميشگي صورت گيرد »


نمونه هاي از گسترش كار دعوت و تبليغ در جاي كه مهد ماده پرستي است در اروپا و آمريكا


رفتن به اروپا و آمريكا و پرداختن به دعوت و تبليغ در جاي كه مهد ماده پرستي است به مرداني با عزم راسخ و يقين استوار نياز دارد ؛كساني كه از زرق و برق و جاذبه ي مادي كه در آنجا وجود دارد متأثر نشده و در مقابل آن سپر نيدازند بلكه با مشاهده ي فضاي بي بندو بار و زندگي غير اسلامي و اعمال خلاف طريقه ي پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم متأسف و متأثر شوند .


سرانجام اين كار گسترش يافت و جماعت هاي به اروپا و آمريكا گسيل شدند كه نتايج و فوايد فراوان به همراه داشت .در اينجا خاطرات و گزارشهاي چند جماعت كه مي تواند وضعيت آنجا و اثرات دعوت را در آن سرزمين ها تا حدي بازگو كند مي آوريم


:يك جماعت چهار نفري به قصد سفر به آمريكا سوار كشتي شدند .اعضاي جماعت تصميم گرفتند كه در كشتي نيز كار دعوت را انجام دهند ،به اين منظور پيش كاپيتان رفتند و از او براي گفتن اذان و اقامه ي نماز اجازه خواستند .


كاپيتان كشتي گفت از نظر من اشكالي ندارد اما اگر شما اذان بدهيد احتمال دارد مسافران اعتراض كنند .


افراد جماعت اذان گفتند و شروع به اقامه ي نماز جماعت كردند .مسافرين مي آمدند و نگاه مي كردند و برخي كنار آنها مي نشستند اما كسي اعتراض نكرد .افراد جماعت چون توجه و شيفتگي مردم را ديدند حلقه ي تعليم تشكيل دادند و به مذاكره ي احاديث پرداختند و كساني را كه مسلمان بودند دعوت به شركت در تعليم نمودند .كاپيتان چند بار آمد و رفت ولي چون ديد كه اينها فقط از اخلاق و خداپرستي و گذراندن زندگي به روشي خوب و پاكيزه سخن مي گويند تحت تأثير قرار گرفت و با افراد جماعت انس گرفت .


افراد جماعت به محض رسيدن به مقصد و پياده شدن از كشتي به شور و مشورت با هم پرداختند پس از چندي ماشيني كنار آنها توقف كرد راننده پايين آمد و جماعت را با اصرار به مقصدشان رساند همچنين به شدت تقاضا كرد كه آنها به خانه اش بروند .ايشان علت اظهار محبت و اصرار او را جويا شدند وي گفت :


من در كشتي جزو مسافرين بودم و چندين بار در حلقه ي تعليم شما نشستم .


آنها از دفترچه ي راهنماي تلفن خانه او نام يك مسلمان را پيدا كردند و به او زنگ زدند ،او گفت بعد از دو هفته با او ملاقات كنند .


بعد از دو هفته با او ملاقات كردند و مقصد از آمدن خود و ملاقاتشان را با او در ميان گذاشتند .


اين شخص كه در آن محيط مادي زندگي مي كرد و از ارزشهاي دنياي غرب متأثر بود برايش باور كردني نبود كه اين جماعت از هزاران كيلومتر دور فقط به خاطر رضاي اللله براي ملاقات او و امثال او به اينجا آمده اند ؛آنگاه كه باورش شد چشمانش پر از اشك شده و سينه اش پر از عشق و محبت گشت .سپس پرسيد چگونه اين حس در من پيدا مي شود به او گفتند چند روز بايد با ما همراه شوي تا به سر آن پي ببري .لذا او سه روز با جماعت همراه شد .


به همين صورت 160تا 170نفر در اين سفر در اوقات مختلف جماعت را همراهي كردند همه ي اين افراد از همراهي با جماعت و از محبت و خدمت و از درد و فكر آنها براي بيداري امت اسلامي متأثر شدند ؛از صحبت هاي خدا و رسول بسيار شاد مي شدند و چون به خانهي خود باز مي گشتند اظهار مي كردند كه اين سه روز را در تمام زندگي فراموش نخواهند كرد .همچنين مي گفتند كه با صرف هزارها دلار نمي توانستيم به چنين آرامش و سكوني دست يابيم .


افراد جماعت از آنها مي خواستند براي اينكه اين طرز زندگي و آرامش براي هميشه باقي بماند چهار ماه به مراكز جماعت دعوت و تبليغ در پاكستان يا هندوستان بروند و با جماعت ها تشكيل شوند كه بسياري از انها آماده شدند و نام نوشتند .


منبع : مجله بيداري اسلامي شماره 23

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس