معماری
خانه ---> كردستان ---> نوروز؛ جشن ملّي كردستان
نوروز

نوروز؛ جشن ملّي كردستان

نوروز؛ جشن ملّي كردستان

نویسنده : عبدالرحمن صدیق / مترجم : محمد حسن پور

اشاره‌ی « عبدالرّحمن صديق» يكي از افراد برجسته‌‌ي حزب اتحاد اسلامي كردستان عراقهاي گوناگون شركت كردهمي‌باشد كه كارهاي تحقيقي انجام داده و در گردهمايي.است. ايشان به عنوان يك روشنفكر و محقق در كردستان عراق شناخته شده استواضح است كه در مورد استنادات ترجمه‌اي از كارهاي او مي‌باشد.اثر زيرتاريخي نوروز نظريات متفاوت و گاه متناقض وجود دارد و نظريه‌ي فوق بهعنوان يكي از نظريه‌ها مطرح مي‌باشد.

هر سال بنا به رسم تاريخي صد ساله‌ي ملت كرد، عصر روز قبل از نوروز، بر بلنداي كوه‌ها، تپه‌ها و قله‌هاي مرتفع آتش پيروزي روشن ميكنيم تا ياد و خاطره‌ي قيام پيروزمندانه‌ي كاوه‌ي آهنگر را گرامي بداريم و صفحه‌اي ديگر از صفحات ظلم وستم ملت مظلوممان را ورق بزنيم.

ملت كرد با بزرگ داشت و ياد‌آوري اين جشن بزرگ، به جهانيان اعلام ميكند كه ملتي مستقل و داراي شناس‌نامه و تاريخ ويژه‌اي است.1به همين سبب قدرت‌هاي حاكم و سازمان‌ها و ارگان‌هاي سركوب‌گرشان به شدت با اين جشن مخالفت نموده و از اجراي اين مراسم جلوگيري كرده‌اند.

دشمنان ملت كرد هرگاه در سركوب اين جشن با شكست مواجه شده‌اند، به دين متوسل شده و كوشيده‌اند تا با نقاب دين‌داري و با ترويج شايعات نادرست از قبيل اين كه: نبايد((نوروز)) را يك جشن به حساب آورد، در تاريخ اسلام جشني به نام ((نوروز)) وجود نداشته است، تعيين((نوروز)) به عنوان آغاز سال نادرست است، روشن كردن آتش در «نوروز» بدعت است و شايعات نادرست ديگري از اين دست، ميخواهند شور و احساسات ملي ما را خاموش كنند.

اين ايده هاي نادرست در حالي ترويج داده ميشوند كه هر كدام از كشورهاي مسلمان يك روز را به عنوان جشن ملي اعلام نموده و جشن ميگيرند. پس چرا مردم ما كه يكي از كهن ترين اقوام دنيا و منطقه‌ي خود هستند و ميهن‌مان گهواره‌ي دوم بشريت است بايد تحت تأثير چنين سخناني قرار گيرد.

اكنون براي رفع اين تهمت‌هاي ناروا، آن‌ها را بررسي ميكنيم:

اول: هنوز هم برخي از مردم منظور پيامبر را از حديث ذيل در نيافته‌اند: ((ان لكل قوم عيدا و هذا عيدنا2)) به همين خاطر با استناد به اين حديث ميگويند كه غير از عيد رمضان و عيد قربان، عيد ديگري وجود ندارد؛ اما اگر به منابعي كه ((صحيح بخاري)) را تفسير كرده‌اند، نظير: ((فتح الباري)) و ((عمدة القادري)) و «ارشاد الساري» مراجعه نماييم، در مييابيم كه در تفسير اين حديث چنين ميگويند: ((في قول لكل قوم عيد: اي لكل ملة من الملل المختلفه عيد يسمونه باسمه)) و قوله هذا عيدنا: ((و هو يوم الاضحي.)) يعني در هر آييني جشني وجود دارد كه با اسم خاصي نام گذاري شده است. دليل اين گفته، كلمه‌ي((ملة)) است كه به معني ((دين)) ميباشد و عيدهاي ((رمضان)) و ((قربان)) جشن‌هايي هستند كه دين اسلام آن‌ها را براي ما مشخص نموده، پس جشن‌هاي ديني ملت ما ميباشند. اما جشن‌ها و مناسبت‌هايي را كه ملت‌مان از زير يوغ ظلم و استبداد رهايي يافته يا خواهد شد، شامل جشن‌هاي ملي خواهند بود.

عيد((نوروز)) هم كه 2700سال قدمت دارد و به مناسبت تشكيل دولت ماد به عنوان آغاز سال ملت كرد اعلام شده، و بزرگ ترين جشن ملت ما است.

بر اين اساس در دين اسلام هر مناسبت ديگري را ميتوان جشن گرفت، مانند: تولد، روز مادر، روز زن و مناسبت‌هاي ملي و … . در اين رابطه استاد عبدالكريم حمادي الديان در مجله‌ي ((التربيه الاسلاميه)) در پاسخ به سؤال يكي از خوانندگان، در باره‌ي عيد چنين ميگويد: ((اما تسميته عيدا قليست حراما و لا مكروهه، الا اذا اعتقدوا اليوم عيد وضعه الشارع)) يعني: ((نام‌گذاري و تعيين يكي از مناسبت هاي ملي به نام عيد، نه حرام است و نه مكروه، به شرط آن كه آن را يك عيد ديني تعيين شده از سوي خدا ندانيم.))

به اين ترتيب در مييابيم كه عيدهاي رمضان و قربان جشن هاي ديني ما هستند كه خدا آن ها را براي ما تعيين نموده است و ملت مسلمان كرد اين در روز را به خاطر دين شان جشن ميگيرند و ((نوروز)) هم جشن ملي ما است و آن را به خاطر مليت مان جشن ميگيريم. زيرا نوروز و روز پيروزي يك ملت و تولد عزم ملي و استقلال ملت كرد است، به همين سبب هر سال را براي بزرگ داشت آن، جشن ميگيريم.

دانشمند شهير، «ابن تيميه» در كتاب «اقتضاء الصراط المستقيم» كلمه‌ي عيد را چنين تعريف ميكند: «العيد: اسم لما يعود من الاجتماع العام علي وجه معتاد عائدا ما يعود السنه او بعودالاسبوع او الشهر او نحوذ لك».[1]

دوم: اغلب اوقات و نيز در طول دوران حكومت اسلام اين مراسم برپا بوده و مانند مراسمات ديني به گرمي از آن استقبال شده است. در روز نوروز مردم شيريني پخش نموده و براي بزرگ داشت آن، مراسم بر گذار كرده‌اند. اين روز آن‌قدر شيرين و به ياد ماندني بوده كه امام علي(ع) آرزو كرده هر روز نوروز باشد. در جلد دوم كتاب((التراب الاداريه او نظام الحكومه النبويه))، اثر عبدالحي‌الكتاني، چنين آمده است: ((جيء الي ((علي)) بفالوذج، فأكل منه، و قال: ما هذا؟ قالوا، نور النيروز، فقال: ((نوروزنا في كل يوم.))[2]

در دوره‌ي امويان نيز، نوروز به عنوان آغاز سال جديد معين گرديد و باج و خراج در اغاز سال جمع‌آوري شده است. اما مردم برخي از مناطق كه نميتوانستند تا هنگام نوروز محصولاتشان را بفروشند و خراج‌شان را پرداخت نمايند، درخواست نموده اند كه نوروز به عنوان آغاز سال تعيين نگردد بلكه آخر فصل بهار براي اين كار مناسب‌تر است. چون درخواست آن‌ها از طرف حكومت پزيرفته نشد، با نوروز به مخالفت برخواستند و به نوروز تهمت ناروا زدند و به آن بد و بيراه گفتند.

ابوريحان بيروني هم در كتاب ((آثار باقيه)) صفحه‌ي217.216 به اين مطلب اشاره ميكند و ميگويد: ((ان الملاك اجتمعوا في عهد هشام بن عبدالملك الاموي و شكوا الي عامله، خالد بن عبدالله القسري، و شرحوا ما يجدونه من الاصعاب و سالوه ان يوءخر النوروز شهرا، فأبي.))[3]

دليل درخواست آن‌ها همان بود كه قبلاً به آن اشاره شد. دكتر حسن ابراهيم حسن در صفحه‌ي 355 كتاب ((تاريخ الاسلام)) چنين ميگويد: ((لان التقويم الجديد قدم يوم النوروز، فكان يجيء، و الزرع اخضر في الوقت الذي يحب ان يدفع فيه الضرائب.))[4]

در دوره‌ي پادشاهان عباسي نيز نوروز مهمترين جشن رسمي بوده است. دكتر حسن ابراهيم در جلد دوم ((تاريخ الاسلام)) در باره‌ي نوروز ميگويد: ((اصبحت من اهم اعياد هم الرسميه في العصر العباسي الاول.))[5]

پس بيايد تا ما هم بيش از گذشته به اين عيد ملي و ديگر مناسبت‌هاي ملي‌مان اهميت دهيم و به كردستان و مليت‌مان افتخار كنيم، زيرا اين مليت مخلوق خداست و هم او آن را به ما بخشيده است.

سوم: بنا به دلايل فطري و طبيعي، بسيار ضروري است كه در اداره‌ها و سازمان‌هاي حكومت كردستان و نيز زندگي روازنه‌ي مردم از تقويم كردي استفاده گردد. زيرا استفاده از آن به منزله‌ي احياء تاريخ كهن ملت كرد است و با آب و هوا و وضعيت كردستان بسيار متناسب بوده و استفاده از آن نيز بسيار آسان است. از طرفي نام ماه‌هاي تقويم كردي بسيار با مسمي بوده و وضعيت طبيعت و آب و هواي آن ماه‌ها كاملاً هماهنگ است:

1_ نه وروز(خاكه ليوه)، گولان، جوزردان، ماه هاي بهار؛

2_ پوشپه‌ر، خه‌رمانان و گه‌لاويژ، ماه‌هاي تابستان؛

3_ ره‌زبه‌ر، گه‌لاريزان(خه‌زه‌لوه‌ر)، سه‌رماوه‌ز، ماه‌هاي پاييز؛

4_ به‌فرانبار، ريبه‌ندان و ره‌شه‌مه، ماه‌هاي زمستان هستند.

تعداد روزهاي ماه‌هاي فوق، با ماه‌هاي فارسي برابر است.

چهارم: در پاسخ كساني كه ميخواهند آتش نوروز را به آتش‌پرستان نسبت دهند و ميگويند آتش نوروز براي پرستش كردن آن روشن شده است، ميگوييم: اين نظريه نادرست است، زيرا دوست و دشمن ميدانند كه روشن كردن آتش صرفاً براي اعلام پيروزي ملت كرد بر ضحاك خون خوار و ظالم و آغاز حكومت ((فريدون))، شاه عدالت‌گستر بوده است و اكنون نيز صرفا يك مسأله‌ي سياسي است. دكتر كنتر وشنر در كتاب ((احفاد صلاح ‌الدين‌ الايوبي)) كه عبدالسلام مصطفي آن را به عربي ترجمه كرده است، مينويسد: ((لكن عمليه اشعال النيران عندالكورد، هي عمله سياسيه بحته، فهي اشاره واضحه علي رغبه الكورد في اعلان كونهم شعبا مستقلا بذاته… و ذلك المغزي السياسي تتم مراقبه عمليه اشعال النيران و منعها و مطارده القائمين بها من قبل اجهزه الشرطه و الامن في البلاد المعنيه.))[6]

با توجه به اين دلايل در مييابيم كه روشن كردن آتش نوروز جنبه‌ي سياسي دارد و نشانه‌ي استقلال و پيروزي ملت ماست و نوروز هم جشن ملي كردها است و عيدهاي رمضان و قربان جشن ديني ملت كرد و تقويم كردي برجسته نمودن خواست تاريخي ملت كرد است.

——————————————————————

منبع : نيشتمان

1. داشتن پيشينه و تاريخ را نبايد كم ارزش دانست، دكتر علي شريعتي معتقد است كه هر ملتي بايد سه چيز داسته باشد تا بتوان آن را يك ملت به حساب آورد: 1_ تاريخ 2_ مذهب 3_ فرهنگ

2. رواه البخاري و مسلم

[1] – عيد نام هر چيزي است كه باز گردد يا هر اجتماعي كه به طور معمول تكرار شود؛ خواه اين چرخش سالانه باشد يا هفته اي يا در طول ماه و مانندآن

[2] – براي امام(ع) فالوده آوردند, آن را خورد سپس گفت: اين فالوده به چه  مناسبتي بود؟ گفتند: به مناسبت نوروز, گفت: ((هر روزمان نوروز باد))

[3] – در زمان هشام بن عبد الملك اموي, كشاورزان جمع شدند و از كارگزار او,خالد بن عبدالله القسري, شكايت كردند و از مشكلاتي كه با آن درگير بودند, صحبت كردند و درخواست نمودند كه عيد نوروز را به تأخير اندازند,  اما او نپذيرفت.

[4] – در تقويم جديد نوروز را جلو انداختند, از اين رو زماني فرا رسيد كه كشت زارها سر سبز بودند در حالي كه در آن هنگام مىبايست ماليات ها پرداخت شوند.

[5] – يكي از مهمترين جشن هاي زمان خليفه‌ي اول عباسي, نوروز بود.

[6] – مشتعل كردن آتش نوروز توسط كردها, يك اقدام صرفا سياسي بوده و اشاره ي واضحي است به تمايل كردها براي آنكه اعلام نمايند كه ملت مستقلي هستند, به همين منظور روشن كردن آتش نوروزي هميشه تحت مراقبت و پي گيري بوده و از آن جاوگيري به عمل آورده اند و كردهايي كه به اين كار اقدام نموده اند, با خشونت نيروهاي پليس و نيروهاي امنيتي مواجه شده اند.

۱۱ نظر:

  1. ناشناس

    احسنت , بسيار ديدگاه جالب و روشني است. ما در اين دوران به اينگونه نگاه هاي روشنگرانه در ارتباط با مسائل قومي و ملي و بيان نسبت انها با اعتقادات ديني بسيار نيازمنديم. عدم فهم ناصواب از دين و قرار ندادن ان در مقابل سنتهاي ملي معقول و پسنديده و زيبايي چون نوروز و… وظيفه مهم ما است. خداوند به نويسنده ومترجم مقاله جزاي خير عطا كند.
    مهاجري

  2. ناشناس

    بسم الله الرحمن الرحیم
    دانشمند شهیر “ابن تیمیه” در باره عید نوروز در جلد دوم کتاب الفتاوی الکبری صفحه 88-89 چنین نوشته است (و قد روی البیهقی باسناد صحیح فی باب کراهیة الدخول علی المشرکین یوم عیدهم فی کناءسهم و التشبه بهم یوم نیروزهم و مهرجانهم : عن سفیان الثوری ، عن ثور ابن یزید ، عن عطاء ابن دینار قال : قال عمر ابن الخطاب رضی الله عنه : لا تعلموا رطانة الاعاجم و لا تدخلوا علی المشرکین فی کناءسهم یوم عیدهم فان السخط ینزل علیهم .
    ثم قوله : اجتنبوا اعداء الله فی عیدهم ، الیس نهینا عن لقاءهم و الاجتماع بهم فیه ، فکیف بمن عمل عیدهم .
    و قال ابن عمر فی کلام له : من صنع نیروزهم و مهرجانهم و تشبه بهم حتی یموت حشر معهم، و قال : اجتنبوا اعداء الله فی اعیادهم .)
    به نظر نویسنده این مقاله گویندگان سخنان فوق دشمن کرد می باشند آنجا که می فرماید :[ دشمنان ملت كرد هرگاه در سركوب اين جشن با شكست مواجه شده‌اند، به دين متوسل شده و كوشيده‌اند تا با نقاب دين‌داري و با ترويج شايعات نادرست از قبيل اين كه: نبايد((نوروز)) را يك جشن به حساب آورد، در تاريخ اسلام جشني به نام ((نوروز)) وجود نداشته است،] انا لله و انا الیه راجعون

  3. ناشناس

    ((التراب الاداريه او نظام الحكومه النبويه
    نام کتاب مورداستناد ” نظام الحکومه النبویه المسمی التراتیب الاداریه تالیف العلامه المحدث محمد عبد الحی بن عبد الکبیر بن محمد الحسنی الادریسی الکتانی -1305-138ه/1888-1962م میباشد در القسم التاسع: فی ذکر حرف و صناعات کانت فی عهد رسول الله صلی الله علیه و سلم در صفحه 644این موضوع را این گونه ذکر نموده است : ….و کان سفیان الثوری یحمل فی سفره الفالوذج و الحم المشوی و یقول ان الدابه اذا احسن الیها عملت وجيء الي علي بفالوذج، فأكل منه، و قال: ما هذا؟ قالوا، نور النيروز.فقال: نوروزنا في كل يوم.فینبغی للانسان ان یتبع الدلیل ……
    اولا این موضوع ارتباطی به تایید اعیاد بدعی ندارد چون مبحث کتاب در خصوص خوردن یا نخوردن فالوده است که مصنف با بیان آن می خواهد بگوید بدون دلیل نباید در خصوص خوردن یا نخوردن آن نظر داد

    دوما:معنی جمله نوروزنا فی کل یوم خبری است نه دعایی یعنی شما یک روزتان نو است ولی ما تمام روزهایمان نو است پس این عبارت با توجه به اقوال بیان شده از سایر صحابه مانند عمر و ابن عمر رضی الله عنهم در فتوای کبرای ابن تیمیه در ذم نوروز مجوسی ها است نه مدح آن .

  4. ناشناس

    آقایان روشنفکر در فکر اثبات و توجیه سیزده بدر نیز با شید عمو سیزده در راه است در این روز احزاب به کوه دشت می روند تا شما بگویید…………………

  5. ناشناس

    آقای مهاجری عزیز به دنبال دلیل شرعی بگردید نه سلایق احزاب و اشخاص و این احسنت را به حق بگویید نه به سخنان سیاسی احزاب که در فکر جلب رضایت و آراء مردمان پیرامون خود هستند . آیا تا حال اعیاد را از منظر دین پیروزمند اسلام را بررسی کرده اید تا ببینید عید بخشی از فروع این دین مبارک است و در تمام کتب فقی و حدیث بابی به آن اختصاص یافته و این تقسیم بندی بدعی که آقای صدیق در آخر مقاله اش آورده در آنها به چشم نمی خورد و کمی مانده که این محقق بدور از کتاب و سنت بگوید سلف صالح ما حتی پیامبر صلی الله علیه و سلم چون وی عید و مفهوم آن را درک نکرده اند
    [[هنوز هم برخي از مردم منظور پيامبر را از حديث ذيل در نيافته‌اند: ((ان لكل قوم عيدا و هذا عيدنا2)) به همين خاطر با استناد به اين حديث ميگويند كه غير از عيد رمضان و عيد قربان، عيد ديگري وجود ندارد؛ اما اگر به منابعي كه ((صحيح بخاري)) را تفسير كرده‌اند، نظير: ((فتح الباري)) و ((عمدة القادري)) و «ارشاد الساري» مراجعه نماييم، در مييابيم كه در تفسير اين حديث چنين ميگويند: ((في قول لكل قوم عيد: اي لكل ملة من الملل المختلفه عيد يسمونه باسمه)) و قوله هذا عيدنا: ((و هو يوم الاضحي.)) يعني در هر آييني جشني وجود دارد كه با اسم خاصي نام گذاري شده است. دليل اين گفته، كلمه‌ي((ملة)) است كه به معني ((دين)) ميباشد و عيدهاي ((رمضان)) و ((قربان)) جشن‌هايي هستند كه دين اسلام آن‌ها را براي ما مشخص نموده، پس جشن‌هاي ديني ملت ما ميباشند. اما جشن‌ها و مناسبت‌هايي را كه ملت‌مان از زير يوغ ظلم و استبداد رهايي يافته يا خواهد شد، شامل جشن‌هاي ملي خواهند بود.]]
    برخی از مردم به نظر شما چه کسی یا کسانی را در بر می گیرد و در کدام زمان ؟ امروز یا دیروز؟ یا عصر صحابه و پیامبر صلی الله علیه و سلم ؟ در اصول فقه می خوانیم صیغه امر در کتاب و سنت بر واجب بودن دلالت دارد مگر نص صارفه ای باشد که مندوب و یا مباح بودن از آن استنباط شود . دلیل مقید نمودن یا تقسیم کردن اعیاد شرعی به ملی و دینی در کدام نص شرعی بیان شده است که شما این فرموده رسول الله صلی الله علیه و سلم را باآن تفسیر به رای نموده اید.؟؟؟
    ضمنا به عرض می رسانم هرسخن جالب و روشن لزوما درست و حق نیست اگر به کتاب و سنت و اجماع علمای اهل سنت و جماعت ثابت شد حق است و گر نه زخرف القول شمرده می شود .

  6. ناشناس

    دانشمند شهیر (( ابن تیمیه)) در کتاب الفتاوی الکبری جلد دوم ص 90 در خصوص آتش روشن کردن و شادی نمودن در پیرامون آن چنین می فرماید ” و قد دل الکتاب و جاءت سنة رسول الله صلی الله علیه و سلم و سنة خلفائه الراشدین التی أجمع أهل العلم بمخالفتهم و ترک التشبه بهم ایقاد النار و الفرح بها من شعار المجوس عباد النیران “.

  7. ناشناس

    صورٌ من الغزو الفكري
    الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه ومن اتبع هداه. أما بعد: أخي يا من تريد سبيل السُنة, والنجاة من البدع والحزبيات, هذه بعض الأقوال جُمعت لك لتكون على بينة من أمرك, وبصيرة في دينك, ولتحذر من الوقوع في هذا الغزو الفكري الآثم, الذي تمتلأ به كتب من يُعرف بالمفكرين الإسلاميين أمثال سيد قطب الذي ينتمي إلى جماعة الإخوان المسلمين [وقد أفتى سماحة الشيخ عبدالعزيز بن باز قبل وفاته بسنتين, بأن جماعة الإخوان المسلمين وجماعة التبليغ من الاثنتين والسبعين فرقة الهالكة كما ورد في حديث افتراق الأمة “من شريط شرح المنتقى”]وسيد قطب حذر منه علماء السُنةِ الكبار أمثال الشيخ ابن باز والشيخ ابن عثيمين والشيخ صالح الفوزان [راجع شريط أقوال العلماء في مؤلفات سيد قطب: تسجيلات منهاج السنة بحي السويدي بالرياض] ومن الأمثلة على بدَعِهِ وانحرافاتهِ العقدية:

    تفسير كلام الله بالموسيقى و الأنغام و الأناشيد
    1- قال سيد قطب في كتابه “في ظلال القرآن” (الطبعة 25 عام 1417هـ) عند تفسيره لسورة النجم (6/3404):” هذه السورة في عمومها كأنها منظومة موسيقية علوية منغَّمة يسري التنغيم في بنائها اللفظي كما يسري في إيقاع فواصلها الموزونة المُقفاة ”
    2-وقال في تفسيره سورة النازعات (6/3811):” يسوقه في إيقاع موسيقي”. ثم قال بعد ذلك ” فيهدأ الإيقاع الموسيقي “.
    3- وقال عن سورة العاديات (6/3957):” و الإيقاع الموسيقي فيه خشونة و دمدمة و فرقعة(!!)”.
    4- قال في الظلال (5/3018):”إن داوود الملك النبي, كان يخصص بعض وقته للتصرف في شؤون المُلك, وللقضاء بين الناس, ويخصص البعض الآخر للخلوة و العبادة وترتيل أناشيده تسبيحاً لله في المحراب”.
    القول بخلق القرآن
    1-قال في الظلال (1/38) متحدثاً عن القرآن:”والشأن في هذا الإعجاز هو الشأن في خلق الله جميعاً وهو مثل صنع الله في كل شيء وصنع الناس”.
    2-وقال في ظلاله (5/2719) بعد أن تكلم عن الحروف المقطعة: ” ولكنهم لا يملكون أن يؤلفوا منها مثل هذا الكتاب, لأنه من صنع الله لا من صنع إنسان”.
    3-وقال في تفسير سورة ” ص ” (5/3006): وهذا الحرف “صاد” يقسم به الله سبحانه, كما يقسم بالقرآن ذي الذكر, وهذا الحرف من صُنعة الله فهو موجده, موجده صوتاً في حناجر البشر”.
    قال الشيخ عبدالله الدويش رحمه الله في كتابه ” المورد الزلال في التنبيه على أخطاء تفسير الظلال” رداً على هذا الكلام ص180: “وقوله هذا الحرف من صنعة الله و موجده, هذا قول الجهمية والمعتزلة القائلين أن القرآن مخلوق, وأما أهل السُنة فيقولون القرآن كلام الله منزل غير مخلوق”.
    4- وقال في كتابه الظلال: (4/2328): ” إن القرآن ظاهرة كونية كالأرض والسماوات”.
    طعنهُ في نبي الله موسى عليه السلام
    قال في كتابه ” التصوير الفني في القرآن ” ص200: ” لنأخذ موسى إنه مثال للزعيم المندفع العصبي المزاج…..”.
    قال سماحة الشيخ عبدالعزيز بن باز رحمه الله معلقاً على هذا الكلام: “الاستهزاء بالأنبياء ردَّة مستقلة “.( من شريط أقوال العلماء في مؤلفات سيد قطب: تسجيلات منهاج السنة السمعية بالرياض).
    طعنه في الصحابة رضي الله عنهم
    1-قال في كتابه العدالة الإجتماعية ص206:” و نحن نميل إلى اعتبار خلافة علي رضي الله عنه امتداداً طبيعياً لخلافة الشيخين قبله, و أن عهد عثمان كان فجوةً بينهما”. نسأل الله العافية.
    2- قال في “كتب وشخصيات” ص242: “إن معاوية وزميله عَمْراً لم يغلبا علياً لأنهما أعرف منه بدخائل النفوس، وأخبر منه بالتصرف النافع في الظرف المناسب. ولكن لأنهما طليقان في استخدام كل سلاح، وهو مقيد بأخلاقه في اختيار وسائل الصراع. وحين يركن معاوية وزميله إلى الكذب والغش والخديعة والنفاق والرشوة وشراء الذمم لا يملك عليٌ أن يتدلى إلى هذا الدرك الأسفل فلا عجب ينجحان ويفشل، وإنه لفشل أشرف من كل نجاح”.
    قال الشيخ عبدالعزيز بن باز رحمه الله معلقاً على هذا الكلام: ” كلامٌ قبيح, هذا كلامٌ قبيح, سب لمعاوية, و سب لعمرو بن العاص”. وقال عن هذه الكتب: ” ينبغي أن تمزق ” (من شريط أقوال العلماء في مؤلفات سيد قطب: تسجيلات منهاج السنة بالرياض).
    3- تكفيره للصحابي أبوسفيان رضي الله عنه, قال:” أبوسفيان هو ذلك الرجل الذي لقي الإسلام منه والمسلمون ما حفلت به صفحات التاريخ, والذي لم يُسلِم إلا وقد تقررت غلبة الإسلام, فهو إسلام الشَفة واللسان لا إيمان القلب والوجدان ، وما نفذ الإسلامُ إلى قلب ذلك الرجل”. المرجع: مجلة المسلمون (العدد الثالث سنة 1371هـ)
    القول بوحدة الوجود
    قال في الظلال عند تفسير سورة الإخلاص (6/4002):” إنه أحدية الوجود, فليس هناك حقيقة إلا حقيقته, وليس هناك وجود حقيقي إلا وجوده, وكل موجود آخر فإنما يستمد وجوده من ذلك الوجود الحقيقي, ويستمد حقيقته من تلك الحقيقة الذاتية وهي من ثَمَّ أحدية الفاعلية فليس سواه فاعلاً لشيء أو فاعلاً في شيء في هذا الوجود أصلاً, وهذه عقيدة في الضمير, وتفسير للوجود أيضاً “. قال الشيخ محمد صالح العثيمين رحمه الله رداً على سؤال عن تفسير الظلال في مجلة الدعوة (عدد1591 في 9/1/1418هـ) فكان في جوابه: ” قرأتُ تفسيره لسورة الإخلاص و قد قال قولاً عظيماً فيها مخالفاً لما عليه أهل السُنة والجماعة حيث إنَّ تفسيره لها يدل على أنه يقول بوحدة الوجود وكذلك تفسيره للاستواء بأنه الهيمنة والسيطرة”
    تفسيره الاستواء بالهيمنة
    قال في تفسيره سورة طه(4/2328) عند قوله تعالى (الرحمن على العرش استوى ) قال:” وهو المهيمن على الكون كله (على العرش استوى) والاستواء على العرش كناية عن غاية السيطرة والاستعلاء”.قال الشيخ عبدالعزيز بن باز رحمه الله معلقاً على كلامه: معناه إنكار الاستواء المعروف وهو العلو على العرش وهذا باطل يدل على أنه مسكين ضائع في التفسير”. (من شريط أقوال العلماء في مؤلفات سيد قطب: تسجيلات منهاج السنة بالرياض).
    وصفه الله سبحانه بالالتفات
    قال في الظلال (6/3936):” إن الله جل جلاله العظيم الجبار القهار المتكبر, مالك الملك كله, قد تكرم في عليائه فالتفت إلى هذه الخليقة المسماة بالإنسان ”
    رده لأحاديث الآحاد في العقيدة
    قال في الظلال (6/4008): ” وأحاديث الآحاد لا يؤخذ بها في أمر العقيدة و المرجع هو القرآن “.
    تكفيره للمجتمعات الإسلامية
    1- قال في الظلال (4/2122): ( إنه ليس على وجه الأرض اليوم دولة مسلمة و لا مجتمع مسلم قاعدة التعامل فيه هي شريعة الله و الفقه الإسلامي ). ومعنى كلامه أن بلاد الحرمين التي تُحكِّم شرع الله ليست دولة مسلمة!!
    2-و قال في الظلال (3/1634): ” إن المسلمين الآن لا يجاهدون! ذلك أن المسلمين اليوم لا يوجدون!..إن قضية وجود الإسلام و وجود المسلمين هي التي تحتاج اليوم إلى علاج”.
    3-و قال في الظلال (2/1057): ” لقد استدار الزمان كهيئتة يوم جاء هذا الدين إلى البشرية بلا إله إلا الله, فقد ارتدت البشرية إلى عبادة العباد و إلى جور الأديان و نكصت عن لا إله إلا الله و إنْ ظل فريق منها يردد على المآذن لا إله إلا الله…..”.
    4-و قال أيضاً في الظلال (4/2009):” إن هذا المجتمع الجاهلي الذي نعيش فيه ليس هو المجتمع المسلم”.
    شذوذه و مخالفته العلماء في تفسير معنى لا إله إلا الله
    1- قال في الظلال (5/2707) في سورة القصص عند قوله تعالى “و هو الله لا إله إلا هو “: ( أي فلا شريك له في خلقٍ و لا اختيارٍ)
    ففسَّر معناها بتوحيد الربوبية تاركاً معناها الذي يجب أن تُفسَّر به في الدرجة الأولى و هو توحيد الألوهية.
    2-قال في العدالة الاجتماعية ص182: ( إن الأمر المستيقن في هذا الدين: أنه لا يمكن أن يقوم في الضمير عقيدة ولا في واقع الحياة ديناً إلا أن يشهد الناس أن لا إله إلا الله أي: لا حاكمية إلا لله, حاكميةً تتمثل في شرعه و أمره).ففسَّرها بتوحيد الحاكمية فقط.
    جعلهُ الخلاف في قضية الربوبية
    قال في الظلال عند تفسير سورة هود (4/1846):”فقضية الألوهية لم تكن محل خلاف(!!) إنما قضية الربوبية هي التي كانت تواجهها الرسالات(!!) و هي التي كانت تواجهها الرسالة الأخيرة”.
    الإسلام في نظره يصوغ مزيجاً من النصرانية و الشيوعية
    قال في كتابه المعركة ص 61:” و لا بدَّ للإسلام أن يحكم لأنه العقيدة الوحيدة الإيجابية الإنشائية التي تصوغ من المسيحية و الشيوعية معاً مزيجاً كاملاً يتضمن أهدافهما جميعاً و يزيد عليهما التوازن والتناسق والاعتدال”.
    وقد سُئل الشيخ محمد بن صالح العثيمين رحمه الله عن هذا الكلام فقال: (نقول له: إن المسيحية دين مُبدَّل مُغيَّر من جهة أحبارهم ورهبانهم, والشيوعية دينٌ باطل لا أصل له في الأديان السماوية والدين الإسلامي دين من الله عز وجل منزَّل من عنده لم يبدَّل ولله الحمد، قال الله تعالى:{إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} ومَن قال إن الإسلام مزيج من هذا وهذا فهو إما جاهل بالإسلام, وإما مغرور بما عليه الأمم الكافرة من النصارى والشيوعيين) كتاب العواصم للشيخ ربيع بن هادي حفظه الله ص22.
    القول بحُرية العقيدة
    قال في كتابه دراسات إسلامية ص13:”و كانت ثورةً على طاغوت التعصب الديني و ذلك منذ إعلان حرية الاعتقاد في صورتها الكبرى, قال تعالى: (لا إكراه في الدِّين قد تبين الرشدُ من الغيّ ) و قال تعالى: (و لو شاء ربُّك لآمن مَن في الأرضِ كلهم جميعاً أفأنت تُكرهُ الناس حتى يكونوا مُؤمنين) لقد تحطم طاغوت التعصب الديني لتحل محله السماحة المطلقة, بل لتصبح حماية حرية العقيدة و حرية العبادة واجباً مفروضاً على المسلم لأصحاب الديانات الأخرى في الوطن الإسلامي”. وقد سُئل فضيلة الشيخ محمد بن صالح العثيمين رحمه الله: نسمع و نقرأ كلمة “حرية الفِكر”, و هي دعوة إلى حرية الاعتقاد, فما تعليقكم على ذلك؟
    فأجاب: “تعليقنا على ذلك أنَّ الذي يجيز أن يكون الإنسان حر الاعتقاد, يعتقد ما شاء من الأديان فإنه كافر, لأن كل مَن اعتقد أن أحداً يسوغ له أن يتدين بغير دين محمد صلى الله عليه وسلم, فإنه كافر بالله عز و جل يُستتاب, فإن تاب و إلا وجب قتله “.
    مِن مجموع فتاوى و رسائل فضيلة الشيخ محمد العثيمين (3/99).
    الاستهزاء بكتب السُنة ووصفها بالصفراء
    قال في كتابه معركة الإسلام و الرأسمالية ص 64:” و كل هذه الشُبهات كان يكفي في جلائها مجرد المعرفة الصحيحة للحقائق التاريخية و الاجتماعية للإسلام, أي أن يتلقى الجيل ثقافة حقيقية لائقة…أجل لائقة… و ليست هذه الثقافة عسيرة كما يتصور الكثيرون, حين يتصورون الكتب الصفراء ”
    الاستهزاء بعلماء السُنة ووصفهم بالدراويش
    قال في” معركة الإسلام و الرأسمالية” ص 69:” هناك آخرون يتصورون أن حكم الإسلام معناه حكم المشايخ و الدراويش, مِن أين جاؤوا بهذا التصور؟ “.
    اشتراكية سيد قطب
    قال في كتابه:” معركة الإسلام والرأسمالية “ص: 44″: ( بل في يد الدولة أن تنزع الملكيات والثروات جميعـًا، وتعيد توزيعها على أساس جديد، ولو كانت هذه الملكيّات قد قامت على الأسس التي يعترف بها الإسلام ونمت بالوسائل التي يبررها لأن دفع الضرر عن المجتمع كله أو اتقاء الأضرار المتوقعة لهذا المجتمع أولى بالرعاية من حقوق الأفراد ). قلتُ: وهذه الاشتراكية بعينها!!

    التربية على القيام بالانقلابات و الثورات
    1-قال في العدالة الاجتماعية ص160 ” وأخيرًا ثارت الثّائرة على عثمان، واختلط فيها الحق والباطل، والخير والشّر. ولكن لابدَّ لمن ينظر إلى الأمور بعين الإسلام، ويستشعر الأمور بروح الإسلام، أن يقرر أنّ تلك الثّورة في عمومها كانت فورةً من روح الإسلام “.
    2- قال في الظلال (3/1451):”وإقامة حكومةٍ مؤسسة على قواعد الإسلام في مكانها, و استبدالها بها.. و هذه المهمة..مهمة إحداث انقلاب إسلامي عام غير منحصر في قُطرٍ دون قطر, بل مما يريده الإسلام و يضعه نصب عينيه, أن يَحدُث هذا الانقلاب الشامل في جميع المعمورة, هذه غايته العليا و مقصده الأسمى, الذي يطمح إليه ببصره, إلا أنه لا مندوحة للمسلمين أو أعضاء الحزب الإسلامي عن الشروع في مهمتهم بإحداث الانقلاب المنشود و السعي وراء تغيير نُظُم الحكم في بلادهم التي يسكنونها “.
    3-قال في العدالة الاجتماعية ص210: ( لا بدَّ من إدراك البواعث الحقيقية لتصرفات الناس من خلال هذه الحياة التاريخية الإسلامية, و علاقة هذه البواعث بالحوادث و التطورات و الانقلابات, و لا بدَّ من ربط هذا كله بطبيعة العقيدة الإسلامية و ما فيها من روح ثورية)… هكذا يزكِّي زعيمُ جماعة الإخوان المسلمين قتلة عثمان رضي الله عنه, ويحرِّض على إثارة الفتن, وسفك الدماء في بلاد الإسلام, وسَلفهُ في ذلك: الخوارج الضُلاّل, فأي جماعةٍ هذه ؟!!
    العبادة عنده ليست وظيفة حياة
    قال في “معركة الإسلام والرأسمالية” ص52: ” والإسلام عدو التبطل باسم العبادة والتدين, فالعبادة ليست وظيفة حياة, وليس لها إلا وقتها المعلوم”.
    و شهد شاهد من أهله
    1-يشهد على سيد قطب بتكفيره المجتمعات الإسلامية يوسف القرضاوي ( الإخواني ) في كتابه أولويات الحركة الإسلامية ” ص110حيث قال: ” في هذه المرحلة ظهرت كتب سيد قطب التي تمثل المرحلة الأخيرة من تفكيره الذي تنضح بتكفير المجتمع…….وإعلان الجهاد الهجومي على الناس كافة “.
    2-و قال فريد عبدالخالق أحد قادة الإخوان في كتابه ” الإخوان المسلمين في ميزان الحق” ص115:” إن نشأة فكرة التكفير بدأت بين بعض شباب الإخوان في سجن القناطر في أواخر الخمسينات و بداية الستينات و أنهم تأثروا بفكر سيد قطب و كتاباته وأخذوا منها أن المجتمع في جاهلية و أنه قد كفر حكَّامه الذين تنكروا لحاكمية الله بعدم الحكم بما أنزل الله ومحكوميهم إذا رضوا بذلك”.
    3-كما قال علي عشماوي في كتابه ” التاريخ السري للإخوان المسلمين ” ص80: ” و جاءني أحد الإخوان و قال لي إنه سوف يرفض أكل ذبيحة المسلمين الموجودة حالياً, فذهبت إلى سيد قطب و سألته عن ذلك فقال: دعهم يأكلونها فيعتبرونها ذبيحة أهل الكتاب فعلى الأقل المسلمون الآن هم أهل كتاب (!!)”.
    4- و قال علي عشماوي في نفس الكتاب ص 112 و هو يصف زيارته لسيد قطب و مقابلته له:” و جاء وقت صلاة الجمعة فقلت لسيد قطب دعنا نقم و نصلي و كانت المفاجأة أن علمتُ – ولأول مرة- أنه لا يصلي الجمعة(!!), وقال إنه يرى أن صلاة الجمعة تسقط إذا سقطت الخلافة و أنه لا جمعة إلا بخلافة “.
    فالحذر الحذر أيها الشباب من هذا الفكر الخطير( التكفير والتفجير) وتذكَّروا قول الله عز و جل: ( هاأنتم هؤلاءِ جادلتُم عَنهُم في الحَياةِ الدنيا فَمن يُجادلُ اللهَ عَنهُم يومَ القيامةِ أمْ مَن يكونُ عليهِم وكيلاً ).
    فيا أهل التوحيد والسُنة: اتقوا الله, وانُصُروا عقيدة السلف تفلحـوا
    والحذر الحذر من البدع ودُعاتها.
    و بعدُ, فهذه أمثلة مما في كتب هذا الرجل من البدع و الضَلالات و طوامُه أكثر من أن نستطيع الإتيان عليها في هذه العُجالة, ومن أراد التوسُّع فليرجع إلى كتب الشيخ ربيع بن هادي المدخلي حفظه الله التي ردَّ فيها عليه مثل كتاب أضواء إسلامية على عقيدة سيد قطب و فكره, و كتاب الحد الفاصل بين الحق والباطل. والله أعلم.

  8. ناشناس

    سلام

    متاسفانه مولف بدون دليل تاريخي مينويسد:

    عيد((نوروز)) هم كه 2700سال قدمت دارد و به مناسبت تشكيل دولت ماد به عنوان آغاز سال ملت كرد اعلام شده، و بزرگ ترين جشن ملت ما است.

     

    كجاي تاريخ،  مادهارا كرد به حساب آورده است اگرهم  محققين  معاصر چيزي نگاشته اندخود نيز گفته اند كه پايه سخن آنها در مورد كرد بودن مادها تنها نظر ميباشد نه يقين، پس چگونه اين برادر نوظهور چنين سخني را اينچنين با قطعيت بيان نموده اند

    از سوي ديگر بسياري از محققان همان ضحاك را آستياگ آخرين پادشاه ماد ميدانند پس سخن ايشانو امثال وي  در اين باب كلا متناقض ميباشد.

      
     

  9. مساعد

    بسیار مقاله زیبا ومستدل ومحکمی بود

    بله واقعا کسانی هستند که به قول معروف کاسه داغ تر از آش هستند و هر چیزی را حتی اگر مباح هم باشد به بهانه های مختلف حرام ویا مخالف شرع میدانند

    نوروز حقیقتی است که حتی کوه وصحرا ها هم گواه بر بودن و تغییرش هستند وهمه موجودات حتی حیوانات وگیاهان هم با رسیدنش بشاشی خود را هویدا میکنند

    حال چگونه است که برخی افراد حتی بر طبیعت وجود خود هم مخالفت کرده با نوروز مخالفت میکنند امری بسیار عجیب است

    با تشکر از مطالب زیبا و پر بارتان

  10. عبدالناصر

    بنده نه مخالف جشن به اصطلاح نوروز هستم نه موافق. اما اون چیزی که ما الان در بین ملت هایی که جشن نوروز میگیرند می بینیم به غیر از اعمال غیر شرعی و خرافی که هیچ پایه واساسی ندارند چیز دیگری انجام نمیشود.در ایران هر ساله چندین نفر بر اثر مواد منفجره احتراقی و اتش زا جان خود را ازدست می دهند و هزاران نفر نیز با معلولیت های جسمی روبرو می شوند.که متاسفانه هر ساله این امار بالاتر میرود.از طرفی در برخی از مناطق کرد نشین این جشن همراه با رقص و پایکوبی های مختلط همراه است که این امر از نظر شرع پذیرفته نیست. عده ای از مردم هنوز هم اتش را مقدس می دانندو با روشن کردن ان در اول سال معتقدند که زندگی پر برکت وخیری را خواهند داشت.و این طرز فکر بعنی خرافات.
    نسبت دادن این چنین جشن هایی که با خرافات و محرمات و اثار بد جانی ومالی و… به دین اسلام کار اشتباهی میباشد و قطعا اسلام انجام ان راجایز نخواهد دانست.

  11. هدی

    با سلام و تشکر
    ضمن تبریک میلاد با سعادت پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلّم ,امیدوارم خداوند اهل سنت عزیز را از تفکرات شیطانی وهابیت محفوظ نگه دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس